Tide’s weibo update

آپدیت ویبوی Tide~

The following two tabs change content below.

MelO.D

"努力努力再努力"

Latest posts by MelO.D (see all)

27 Responses

    • چقدر دیر امدی پوکیدم از دلتنگی عررر
      هیچی تو چرا هی فک میکنی یه چی میشه خخخخخخخخ
      بدبخت خوابیده یه پشه هم رو دهنش نشسته خخخخخ
      شتر امروز اومد خونه میخواست راجب یه جیزی با بزکوهی حرف بزنه ولی بز کوهی گفت بهش بگو من نیستم خیلی عجیب نیست؟؟؟؟
      اجی ترو خدا یه تحقیقی کن دیگه تو که همش خبرا دستت بود چی شد پش همش میگی نمیدونم اجی من مگه اجیت نیستم همش بلدی ایده های خاک برسر ی بدی یه گاری برا خواهرت کن من این همه تو گفتی انجام دادم تو هم یکاری کن بخدا بگی نمیدونم و نتونستم میزنم دهنتو از وسط جر میدم لباستم جر میدم میندازمت پیش برادر بز کوهی تو رو بخوره :8a3fa35a:

      • خاب باشه بابا.ی لحظه وایسا به دوستام بزنگم ببینم خبر چی دارن(اجی ببخشید دیر کردم ی تصادف وسط راه شده بود تا بیام خونه دیر شد)

      • خب خب مثه اینک هیچ خبر خاصی نیست ناموسا این چند مدته هیچ اتفاق خاصی نیفتاده خب من چیکار کنم خبری نیس دیگه…بعدشم من حیطه کاریم مشاوره ی کارای خاک برسریه دیگه….خواهر دیوث من تو با مهربونی و از اون کارا میتونی دلشو بدست بیاری چند بار بهت بگم بچه…(مثلا عصبانیم الان..)

        • نمیدونم دوستات جه کارن واقعا هیجی نمیدونن اصن هیچ وقت هیچی نمیدونن کافی شاپ نفهمیدن چیه الانم که اصلا نمیفهمن کلا نمیدونن هیچی
          هعی مارو باش خواهر داریم
          به خوهار مردم بگی بِ میرن جد ابادشو در میارن بعد تو عرررر(مثلا ناراحتم عصبیم و عصبانیم)
          اجییییی یه گاری کن از زبون کای بکش اون که الان خونه شماست دی او خونه شماست برو تو حال دی او و کای خونه شمان بپرس از کای فاز برادرت چیه دعوام شد اگه با دیا و دعوا افتادی یا با گای بهم بگو چی گفتید برو بدو (خخ)

          • (ناموسا خونه مان….خخ)باشه رفتم تو حال راستی چی بپرسم ازش؟وویییی استرس گرفتم …اصن واسه چی اومدن خونه ما؟؟؟؟؟

          • نمیدونم
            از کای بپرس تو میدونی مشکل برادرت جیه؟
            یا بگو چرا برادرت این طوری شده
            بگو قضیه چانی چیه تو میدونی چرا چانی این روزا اشفته اس؟؟؟(قابل توجه تو که کای دوست صمیمیه چانیه و چانی وقتی میومده پیش کای بکی رو میدیده گرفتی؟)
            ازش بپرس چان این روزا چکار میکنه چرا دنبال بکیه تو کافی شاپ با کی کار داشت چرا اومدش خونه بکی چکارش داشت
            بمرس اینارو
            جواب میده همه رو کای اون ادمی نیست که جواب نده اون همه چیزو میگه بهت فقط بمرس ازش و اون جواب میده(فقط ببینم بگی نمیدها میگشمت همش من داستان تعریف میکنم عررررر یه بارم تو بگو من حال کنم دیوث!)خخخ برو بگو مشاور کارای خاگ بر سری ببینم میتونی دل برادرمو ببری خخخ گمشو دیگه برو رفتن خخخخ برو

          • گمشو رفتم بپرسم….عرر حالا خوبه اصن جواب نده ای بخندما خخخ قیافت اون موقع دیدنیه

          • عرررر اجی نتونستم بپرسم….نمیدونی چیشد که؟؟نمیدونی ک ..نمیدونی این برادرت چیکار کرد که..عرر

          • :-|
            سارااااااااا بیااااااا اینجاااااااااا میخخخخواااااممممممممم جرتتتتتتتتتتتت بدددمممممممممممممممم
            ینییییی اززززز یههههه کارررررر اسادههههههههه همممم بببرررر نیووووومدییییییی دیوثثثثثثث من با تتتوووووووو چکاررررر کنم مممممممم بیشعورررررررررررررررر ینییییی لللاااشهههههه گوسسسفننننددددددد ببیگرنننننننننننن شااانسسسسمووووووووووو دیوثثثثثثثثثث
            خب حالا چیشد؟ :negative:

          • عرر اجی.از برادرت بپرس ب من چه؟اون موقع ک تو گفتی برو ازش بپرس اون موقع هنزفری تو گوشم بود داشتم باهاش میخوندم صداهارو نمیشنیدم پشت ب در وایساده بودم داشتم لباس عوض میکردم برم پیش دی او وکای نیمه لخت بودم یعنی فقط لباس زیرام تنم بود یهو نمیدونم چرا حس کردم ی صدایی میاد هنزفریرو از گوشم در اوردم انداختم رو زمین برگشتم پشت دیدم دی او تو ی اتاقه ی جیغی کشیدم ک نگو نمیدونستم کجامو بپوشونم اصن هنگ بودم دیدم راس راس داره نگام میکنه سریع رفتم رو تخت پتو رو انداختم روم گفتم تو مگه خارمادر نداری اینجا خونه اجیت نیستا گمشو بیرون کثافت عوضی دیدم بیرون نرفت هیچی درم بست اومد جلو گفتم چه گهی داری میخوری برو گمشو بیرون اما انگار ن انگار اروم اومد نزدیکم پاهاشو گذاشت دو طرف با دستاش دو طرف صورتمو گرفت منم فقط جیغ جیغ میکردم ولی اصلا فایده نداشت اروم گفت کاریت ندارم این فقط ی تنبیه برای اینکه این مدت بهم بی محلی کردی.گفتم اره من میدونم تو سرت چیه کثافت هیز گمشو میگم اشغال سرمو تند تند تکون میدادم صورتمو محکم تر گرفت خیلی محکم جوری ک مطمئن بودم صورتم قرمز شده اروم لباشو گذاشت رو لبم من داشت اون زیر جون میدادم به 5ثانیه نشده دیدم کای اومد تو تا مادوتارو دید چشاش گرد شد دی او سریع مثل جن زده ها از رو تخت پرید پایین گفت چیزی شده کایم که نگو قرمز قرمز شده بود عصبانی بود شدید.کای گفت ن چیزی نشده اومدم ببینم مشاوره ای چیزی نمیخاین؟؟منم ک اصن داشتم اب میشدم دی او سریع کایو هول داد بیرون درو بست و سریع از خونه گمشدن بیرون.عرررررر اجی از وقتی دی او رفته 900دفعه لبمو شستم الانم لبم داره خون میاد عرر دارم میمیرم بعد تو میگی چرا داداشتو دوس ندارم تو بودی چیکار میکردی؟؟؟عررررررر

          • حرفی ندارم واقعا
            بار 13 است گه میخونمش
            ناموسا چطوری بوسیدت که لبتم خون اومد
            میبینی؟؟؟چند بار بهت گفتم؟؟؟ نه من چند بارذبهت گفتم عشوه نیا دیوث بازی در نیار این تورو میخواد تو خواب صدات میکنه گوش نمیدادی مث کفتر رو حرف خودت بودی دیدی جی شد دیدی؟ اگه از همون اول باهاش خوب بودی الان کار به اینجا نمیرسید الان مجبور نبودی جیغ بزنی و خودتم همراهیش میکردی اجی میبینی عرررر
            عرررر از پایین صدای صدا کردن میاد برم ببینم(ناموسا چه داستانی شده اوففف 13 بار خودندم متنتو خخ) عرررررررر
            وایییییی کای و دی او دارن دعوار میکنن دی او نشسته رو زمین از دهنش خون میاد کای بهش لگد میزنه
            عوضی مگه نگفتی دوستم داری مگه نگفتی دیگه اون کارو نمیکنی مگه نگفتی دیگه دور سارا نمیری پس چرا لعنتی چراااا (وای اجی کای داره گریه میکنه)
            متاسفم ….مت…اس….فم
            خفه شو لعنتی من برات صبر کردم ولی تو تو
            دی اک یه لحظه چشاش سیاهی رفت
            کای ولش کرد رفت نشست رو زمین بغلش کرد
            دی او دی او حالت خوبه میبینی منو متاسفم نباید میزدمت نباید اینکارو میکردم تو حق داری انتخلب کنی تو اونو انتخاب کردی من یه مزاحمم من اینو حس میکنم دی او اگه دوسش داری من میرم با رفتن من تو بهش میرسی
            دی او با صدایی که اصن در نمیومد با حالت ناله ماننده گفت نه…آهههه
            کجات درد میکنه؟؟؟…..من… من متاسفم…دوست دارم…….. خ..خداحافظ رویای دست نیافتنی من
            بعد دی او رو رو زمین گذاشت و رفت سمت در
            دی او با اخرین توانش اسمشو میگفت
            کای…کا..یا … ن….نرو ..ننرو
            ((((عررررر گریم در اومد به جان تو ))))) اونگههههه :jhsdhugF:

          • (اجی دی او جمعا 5ثانیه هم منو نبوسید بعد از این ک دی اورفت من انقد لبمو شستم که اخرش خون اومد)عررررر دی او.. کای کثافت گمشو به درک. کای چیکارش کرده کایو ببینم خودم لهش میکنم مرتیگه عوضی.عررررر اجی دی او رو ببر بیمارستان بدو ببرش تو اونجا چی کار میکردی چرا جلوشو نگرفتی بدو زنگ بزن امبولانس بدو میگم.(ناموسا داره اشکم در میاد اون تیکه ک گفتی عشق دست نیافتنی من داشتم عر میزدم من کیم ک جلوی ریل شدن کایسو رو بگیرم عررر یعنی ته این داستان چی میشه عرر اجی چه قد خوبع داستانی ک خودمون میتونیم تمومش کنیم عررر)عررر حال دی او چطوره الان؟

          • ناموسا منم گریم گرفت
            عرررر خوبه حالش خوبه ولی من نگران کایم نکنه براش اتفاقی بیوفته اخه حالش خیلی بد بود دی او الان خوبه دایی بکی که اسمش لیه دکتره اومده بود خوبش کنه (ناموسا دو قطره اشکم ریختم اخرذاین داستان چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این داستان هیچ وقت تمومی نداره چون اگه نباشه هیچی نداریم باهم حرف بزنیم عرررررر )

          • (خخخخخ ناموسا وسط غصه خوردنم از اون جمله ی اخرت خندم گرفت این داستان نباشه ما درباره ی چی باهم بحرفیم واقعا…)عرر خوبه ک حالش خوبه عررر بکی کدوم گوریه؟

          • اجی نگین بیا ی ساعت معین واسه حرفیدن داشته باشیم برای روزایی ک مدرسه داریم همیشه ساعت 2 فک کنم خوب باشه و واسه بقیه روزاهم ک تعطیل بودیم هر وقت عشق کردیم میحرفیم دیگه نظرت چیه اجی؟

          • نظرم مثبته!
            خیلی خوبه
            ایده خوبی بود
            خوشمان امد
            مث فردا عررر فردا اخرین پست ساعت 2 میبینمت
            فعلا خسته ای شبت سانگسو

          • کای الان خونه مایه همش به یه جا خیره میشه اشک میریزه بکی کنارش نشسته داره ارومش میکنه ارونش میکنه بعد هی کای میره بغل بکی گریه میکنه و اسم دی او رو صدا میکنه بکیم هی بغلش میکنه و میگه هیشش برادر کوچولویه من خیلی قویه
            عررررر ررررر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: