EXO Kai’S INTERVIEW for ViVi magazine

مصاحبه کای با مجله ViVi


وقتی من میرقصم نسبت به همه اطرافم بی توجه میشم و فقط روی رقصم تمرکز میکنم. وقتی میرقصم از همیشه خوشحال ترم و میخوام فنا رو هم با همین احساس شادیم خوشحال کنم.

موضوع عکسبرداری “خاموش و روشن” هست. فکر میکنم این خیلی جالبه. منِ سر کار با منِ زندگی عادی روزمره خیلی متفاوته.

“روشن” ، قطعا در مورد کاره. میشه گفت من یه شخصیت درونگرا دارم، کسی هستم که دوست داره اوقاتشو با آرامش بگذرونه. با اینحال، وقتی میرقصم، میخونم، یا مثل همین امروز عکسبرداری میکنم، بیشتر توی این حس فرو میرم و آدم احساساتی تری میشم. من رقصیدنو از 8 سالگی شروع کردم و حالا تصور خودم بدون رقص غیرممکن شده.

اگه من عضوی از اکسو نبودم… احتمالا وارد دانشگاه میشدم و بعدش استرس پیدا کردن یه شغل رو میگرفتم. ولی فکر میکنم زندگی الانم (به عنوان عضو اکسو) بهترین نوع زندگی هست که میتونستم داشته باشم. من هر روز احساس شادی میکنم و واقعا حس خوبی دارم. فکر میکنم معنی زندگی کردن همین باشه، همین که بتونی خوشحالی هر روزت رو احساس کنی و شاد باشی.
من مخصوصا وقتی که میرقصم واقعا خوشحالم. فکر کنم مهمترین قسمت رقص “احساسات” باشه.
احساساتمو میفهمم و اونا رو طوری بیان میکنم که از رقصم بشه بهشون پی برد، این خیلی خوبه که احساساتم بتونه وارد قلب کسایی بشه که دارن منو نگاه میکنن.
با اینکه میشه گفت ما هر روز خوشحالیم، اما به عنوان یک انسان قطعا وقتایی هم شده که ناراحت و گرفته باشیم. این مواقع من به شخصه آهنگای خیلی آروم گوش میدم. اخیرا من آهنگای گروه کانادایی The Weekend رو گوش دادم و توی احساس غمزدگی آهنگاشون غرق شدم. *میخنده*
یه جورایی، وقتی به این آهنگا گوش میکنم میتونم از احساس افسردگیم رها بشم.

“خاموش” . توی زندگی شخصیم، احتمالا بیشتر مواقع خوابم. برای من خوابیدن به نوع درمانه، مثل یه نوع تجدید قوا یا دوباره شارژ شدن. 12 ساعت خوابیدن در روز ایده آله *میخنده* (به نیت 12 تن اکسو!! او تی 12!! اوه خدا ذوق ذوق :دی) باید امتحانش کنین.
ما وقتی برای کنسرت رفتیم آمریکا، من زمان بیکاری گشتم و خرید کردم. خیلی چیزا خریدم، کاپشن، کت، پلیور، و خیلی چیزای دیگه… (ماشالا پولدار!) یه حوله هم خریدم.
من خیلی دوست دارم خودمو تو حوله های راحت بپیچم. (:|)
ولی بعد پشیمون شدم که چرا فقط برای خودم خرید کردم. بخاطر همین به مامانم و خواهرام زنگ زدم و پرسیدم که چی میخوان و در آخر برای مامانم وسایل آشپزخونه خریدم و برای خواهرام لوازم آرایش.
اونا هم خوششون اومد از چیزایی که براشون آورده بودم و دیدن خوشحالی اونا باعث خوشحالی منه.

در مورد فشن و نوع لباس پوشیدن، من “ساده” میپسندم. شخصیتمم ساده س. حتا در مورد روابط هم من رابطه ساده رو ترجیح میدم، کلا چیزای پیچیده و گیج کننده رو دوست ندارم.
دخترای ساده و مهربون برای من خوبن، کسایی که مثل خودم باشن. شاید از ظاهرم نتونین اینو حدس بزنین ولی من واقعا مهربونم ~ *میخنده* (ای بابا تعریف از خود تا کجا =))) :|)
واقعا بهتر نیست آدم با همچین کسی قرار بزاره ؟ اگه همچین دختری رو پیدا کنم، قطعا اول پیشقدم میشم و جلو میرم. (-__- نظر در مورد این قسمت رو به شما واگذار میکنم :دی)

ترجمه: رها