161207 Sehun didn’t know the date and came yesterday. “I’ll come again tomorrow then.”

اهم اهم اصلا خبرای امشب همش به کنار اینی که الان میخوام بگم یه چیز خیلی خاصیه  :yahoo:   :zardak2 (33):  

گویندکه سهون خان باهوش الی دیروزرفته برای این مراسم بعد نگو مراسم امروزبوده نمیدونسته :yahoo:   :negative:  

من خودمو 3بار کوبوندم به دیوارپی وی مام مهسا  :tansmiley:   :negative:  

الان شمام منو بزنید به درودیوار سایت چقد همسرم سهون باهوشه مگه چیه عاشقشم :jhsdhufF:  

حالا ادامه ی اخبار با متنی کامل تربه مترجمی خاله نینا :zardak2 (33):  

دوست یه نفری یه آشنا داره که اون آشنا مغازه ای داره که سهون معمولا اونجا میره.
این بار اون آشنا قرار بود سومین مغازه اش رو باز کنه و قرار بود برای افتتاح مغازه یه جشن داشته باشن، سهون به اونجا رفته تا تبریک بگه.
ولی سهون روزه جشن افتتاحیه رو نمیدونسته پس دیروز برای تبریک اومده و وقتی صاحب مغازه گفته که امروز روز بازگشایی نیست سهون گفته”پس من فردا دوباره میام” و واقعا هم فرداش به مغازه رفته.
اون یه نفر قبلترها درباره ی اینکه سهون همیشه به صاحب مغازه امضامیده و اون(صاحب مغازه) رو به کنسرت دعوت می کنه، شنیده بوده. اونها(سهون و صاحب مغازه) بهم خیلی نزدیکن.

مترجم:بگم این صاحب مغازهه زنه😒😐💔

مترجم :نینا (خاله نینا :zardak (61):  )