Step brother_13

Step brother 

کایلو شیپرا حضورتون فعال نیستاااا ^~^ 

قسمت بعد رمزیه رمز میخواید تو کامنتا ایمیلتون رو بدید ^~^ یا بیاید کانال

با تشکر نویسنده ی کورتون شیدا TT

کانال فیک

Telegram

13
همونجور که روی تخت و توی رویا بودم ، صدای کای رو از پایین شنیدم ” لوهان بیا یه دست بده “
چشمام 4تا شد ، چی؟ از روی تخت بلند شدم ، یعنی باید رد میکردم ؟ ولی اخه خودمم خیلی دلم میخواست خب ، دور اتاق با خودم حرف میزدم ” اهههه چقدر ناگهانی ، کاش حداقل چند روز باهم قرار میذاشتیم ، حالا چند روزم نشد به درک ، حداقل برای چند ساعت با هم حرف میزدیم به روحیات هم اشنا میشدیم “
دوباره صدای کای رو شنیدم ” بابا لوهان مگه با تو نیستم ؟ بدو بیا کمرم شکست”
کوبوندم تو سرم ” وای مامان ، انقدر تحریکش کردم که سر 2 دقیقه کمرش داره میشکنه؟ چکاریه خب؟” کش شلوار ورزشیم رو گرفتم و همراه لباس زیرم کشیدم ، یه نگاهی توش انداختم و ولش کردم ” بابا من هیچیم نتراشیدم اماده نیستم که ” جلوی اینه ایستادم و دستم رو لای موهام بردم ” یا الان یا هیچ وقت لوهان ، باید قوی باشی “
از پله ها با هزار تا سلام و صلوات پایین رفتم “ک…کای ، چیزه ، من اماده ام ، یعنی نه خیلی ها ، جسما نه ، قلبا اماده ام “
اخرین پله رو که پایین اومدم کای رو دیدم که یه ور مبل ایستاده و سعی داره تا تکونش بده ، برگشت و بهم نگاه کرد ” چی میگی لوهان بیا کمرم شکست “
یعنی چی؟ نکنه میخواست زیر مبل بکنتم؟ یه پلک زدم ” اونجا چرا؟”
” چه میدونم خودش رفت “
” چی خودش رفت؟”
” سوسکه دیگه ، واااای لوهان بیا کمک “
” پس منظورت از یه دست بده این بود ؟ کمک میخواستی؟”
” پ ن پ ، یه دستت رو میخواستم ، بیا دیگه بابا”
اب دهنم رو قورت دادم و سعی کردم خودم رو دل داری بدم ” عیبی نداره لوهان ، به این فکر کن که نتراشیده بودی “
” چی ؟”
با تعجب سرم رو بلند کردم ” چی ؟”
” چی گفتی ؟”
سرم رو تند تند تکون دادم ” چیزی نگفتم که “
یک دفعه یه چیز ریزی از کنار پاش رد شد ، سریع پرید بالا پایین ” واااای اومد بیرون “
چشمام رو چرخوندم و پام رو خیلی شیک گذاشتم روی سوسکه ، موجود بیچاره بین دمپایی من و پارکت خونه له شد ” بیا اینم از این ، کشتی خودت رو “
دستش رو گذاشت روی قلبش و پوفی کرد” وای نزدیک بود بمیرما ” بهم لبخند زد ” ممنون”
دوباره نشست روی مبل تا ادامه ی فیلمش رو ببینه ، نمیدونم چرا انقدر حالم بد بود ، انگار واقعا انتظار داشتم با من بخوابه ، یه حس بد داشتم . حس خلا ، حسم مثل اون موقعی بود که از اتاق اومدم بیرون و بابام رو دیدم که سرش رو بین دستاش گرفته و کنار میز نشسته ، وقتی رفتم جلو ، نامه ی درخواست طلاق مادرم رو دیدم ، خیلی ته دلم خالی شده بود ، الان هم همون حس رو داشتم ، انگار امیدی که از ناکجا اباد اومده بود یکباره خراب شده بود رو سرم.
با صدای کای از فکر اومدم بیرون ” هان؟”
” میگم به چی فکر میکنی؟”
سرم رو تکون دادم ” به هیچ چیز “
تلوزیون رو خاموش کرد وبلند شد ، کش و قوصی به بدن بی نقصش داد ” فیلم خوبی بود خوشم اومد “
دوباره سرم رو تکون دادم ” هوم “
” هی لولو ، گشنه ات نیست؟”
” هوم”
” مرض هوم گرفتی ؟”
” هوم “
” ای بابا چته؟”
نمیدونم اون لحظه چه فکری پیش خودم کردم ، ولی دیگه نتونستم طاقت بیارم ، حتی به فیلمی که اون داشت اعتراف میکرد ازش خوشش اومده هم حسودیم میشد ، به پیراهن تنش که به بدن برنزه و عضلانیش چسبیده بود ، به شلوارش که پاهای کشیده اش رو که کاملا نشون میداد یه رقصنده است حسادت میکردم….به…..به…به لباس زیرش که دور عضوش رو سراسر گرفته بود و گرمش نگه داشته بود ، مسخره به نظر میاد ولی ، دوست داشتم اون دستای من بود.
یه کم نزدیکم اومد و بی اختیار صورتش رو گرفتم تو دستام ، قبل از این که مغزم دستور بده این کار کار اشتباهیه ، قلبم دست به کار شد و سریعا بوسه ای به لبای درشت و نرمش زدم . خیلی حس خوبی داشت ، انگار که از طرف بابا نوئل درست از اسمون نازل شده بود تا مجموع کادوهای کریسمس من رو با یه بوسه حساب کنه .
………………………………………………………
ادامسم رو ترکوندم و همونجور به جدول تو دستم خیره شده بودم که سایه ای رو بالای سرم حس کردم ، سرم رو بلند کردم و چانیول رو بالای سرم دیدم که با اخم مکش مرگ مایی بهم خیره شده بود .
یه کم ادامس رو جویدم و دوباره بادش کردم و ترکوندم ” چطوری کیشمیش ؟”
انگار که بهش بمب ساعتی وصل کرده باشن یکدفعه ترکید ” با معلم کیم چیکار داشتی؟”
دم استاد گرم ، خیلی کارش درست بود ناکس ، نیشخند زدم و ابروهام رو بالا انداختم ” کارای خوب خوب “
خم شد و از بازوم گرفت و بلندم کرد ” ای ای نکن وحشی….”
” بهت میگم ” کمی اومد سمتم ” تو اون اتاق ” یه کم دیگه ” چه غلطی ” خوردم به دیوار و اونم بلند داد زد ” میکردی؟”
چشمام رو بستم و با عصبانیت باز کردم ” مگه خودت نشنیدی؟ کردتم “
” مسخره بازی درنیار “
نیشخند زدم ” مسخره بازی کدومه ، مگه نمیگی نمیدونی من حوصله درس خوندن ندارم ، باید یه جوری پاسشون کنم دیگه “
” اون استاد یه هرزه است ، مگه ندیدی ؟ این همون دایی سوبین تو مهمونیه که لوهان رو بوسید “
خب ناموسا نمیدونستم :/ ولی نباید ضایع میشدم ” منم هستم ، منم برام فرقی نمیکنه با کی باشم “
نیشخند زد و دستم رو محکم تر فشار داد ” تو اونش که شکی نیست ” بلند داد زد ” ولی جلوی من نباید هرزگی کنی “
” چرا؟ مگه تو کی هستی ؟”
بلند داد زد ” من پسر خاله ی بابابزرگ بقال سرکوچه ی خونه ی قبلیتونم “
منم داد زدم ” اگر پسر عمه اش هم بودی برام مهم نبود “
” اون اصلا پسر عمه نداره “
” خیلی حیف شد چون صد در صد باحال تر از تو بود “
” اره حتما به اونم میرفتی میدادی “
” اره خوب کاریم میکردم ، اصلا به همه میدم ، به اون جون میدم ، به لوهان و داداش میدم ، به مدیرم میدم ، به همهههه”
” لازم نیست انقدر اعتراف کنی که هر-زه ای “
” اره اره اره هستم ، هم هرزه ام هم نامردم ، هم هوس بازم ، هم یه ادم ظاهر بینم ، هم ، هم ، هم….”
” هم چی؟ بگو دیگه….هم چی؟؟؟”
فکم میلرزید و دلم میخواست بمیرم ، چشمام رو بستم و بلند داد زدم ” هم عاشق توعم لعنتی ، عاشقتم ” دستام رو روی صورتم گذاشتم و شروع کردم به هق هق ، هیچوقت انقدر حقیر نشده بودم ، انقدر کوچیک . ولی داشتم به این فکر میکردم که حتما ا رزشش رو داشت ، حتما الان دستام رو کنار میزنه ، اشکام رو پاک میکنه ، میبوستم و بهم میگه که اونم عاشقمه ، ولی اینجور نشد ، خیلی منتظر موندم ولی این اتفاقا نیفتاد ، وقتی بعد از چند دقیقه دستم رو از روی صورتم برداشتم ، کنار دیوار تنها بودم ، تنهای تنها ، چانیولی در کار نبود ، رفته بود . نمیدونم کی ولی رفته بود ، بینیم رو بالا کشیدم . چقدر احمق وساده لوحم ، این چیزا فقط مال رمان های کلاسیکه ، این که بت عشقت دعوا کنی و بعد از این که بهش اعتراف کردی عاشقشی ، خیلیل ناگهانی ببوستت و بهت بگه که هیچوقت تنهات نمیزاره.
نفس عمیقی کشیدم و برگشتم تا برم ، همون موقع یکی از پشت کشید و برم گردوند ، قبل از این که بتونم تجزیه تحلیل کنم ، یه جفت لب داغ رو روی لبام حس کردم

The following two tabs change content below.

Kim sheida

مکنه شیدا هستم ^^ سابر و مترجم اختصاصی رییس لو ~ Byun lover~ Firelight for ever~ اکانت فارسی توییتر کای Kimkaiiran

Latest posts by Kim sheida (see all)

66 Responses

  1. جیغ عر تفنگ تفففففففففف
    تفففففففففف
    تفففففففففف
    =|
    واااهااااای عالیهههه
    بکی و لوهان خییییییییییلی خنگن!!!!!
    مثه منو دوستم بهینا=/
    اثن مو نمیزنه هاا!
    تفففف
    عالی بوووووووود
    منم جزو خواننده هاتم
    کایلو شیپر افتضاح
    اوف تففف
    از دیو خوشمان نیومد
    هونهانم بشه من خودمو دار میزنم=/
    منم رمز موخااام
    [email protected]
    تفف
    من برم بخوابم :zardak2 (8):

  2. ووووووووواااااااااااایییییییییییییی قسمت بعد :heart: :zardak2 (7): خیلیییییی خوب بود ;-) باید ایمیل یا جمیل [email protected] .com

  3. عرررر یادم رفت بگمم سره کیسه کایلو کلی عرررررر زدمممممممممم
    عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر :whistle: :whistle:

    • فرقی نمیکنه به این ایمیل یا اونی که باهاش نظر گذاشتم بفرستی…ترجیحا اونی ک باهاش نظر گذاشتم پسورد اینیکی درست یادم نیست:/

  4. اجی عاشقم ک انقد زود زود میزاری :jhsdhuf9: اخی اخرش عشقاشون هردو تاشونو بوسیدن نازی….. :cry: عالی بووووووووووووو:ووووووووووووووووووووووووووووووود
    اینم [email protected]

  5. یا حضرت کپسانگ
    لوهاااااااااان
    اینقد منحرفی بی سابقه بوده خخخخخخخ
    نترکی خل و چلمممممم

    عرررر بکی بچممممممم
    چانبکم خل تر از خلاااااااااااا ههههه

    عالی بود شیدا جون
    مرسی و خسته نباشییییییی
    اینم ایمیلم [email protected]

  6. !!!God ,save me
    عجب چیزی بود این اعتراف .
    ولی چانیول هرچی از دهنش دراومدو گفتاااا !!! :zardak (31): :zardak (22):
    اصلانم قبول نیسسسس …نمیدونم چی قبول نیس ولی حس میکنم باید بگم”قبول نیس”
    بکهیون ،عزیزممم خیلی تحقیر شد.همش تقصیر چانیولههه…
    خیلی احساسی بود.
    درباره ی کایلو هم ،دقیقا لوهان …وات فاز؟!! :70000000: :negative:
    لوهان قهرمان عزیزمون در مبارزه با غول شاخدار سوسک. :300:
    ممنون ایمیلم
    [email protected]

  7. عرررررررررررررررررر چرا اینقدر خوبههههههههههههه :jhsdhuf6: :zardak (61): :-( :zardak (35):

    وای وای من چقدره چانبک دوووووسسس :300: :cry:

    مرسیییییییییییییییییییییی :zardak (61):

    منم رمز میخوام ممنون :00330000:

  8. کی بکو بوس کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چانیول بود یا اوت استاد دیو.سه؟؟؟؟
    لوهان بچم خیلی دلش میخواد:|
    ممنون اجی دستت درد نکنه

  9. من موخوااااااااااااااااااام کایلوعم خیلی دوز دارم داستانم خیلی باحاله ولی بکی چطوری گ‌اشت قسمت قبل استادش ببوستش؟ من از قسمت قبل شروع کردم خوندنو خخخخخ

  10. واییی :jhsdhuf6: عالی بود این پارت :cry: :zardak (6): مرسییی شیدا جونممم :w427: آهان راستی… یه چیزی! شیدا جون من حدودا یکی دو هفتس هرچی اپ کردی تو راه برگشتن از دانشگاه تو سرویس وقت داشتم بخونم. اونم چون با نت گوشی بود مجبور بودم یه لحظه روشن کنم که سایت باز بشه و دوباره خاموش میکردم. همینجوری شد که واسه چند تا پارت فیکایی که آپ کردی این مدت یادم رفت نظر بزارم. این دفعه رو میبخشی یا برگردم بزارم؟ میدونم واسه یه نویسنده و مترجم کامنتا چه معنایی داره و بهت انگیزه میده.‌با عرض معذرت یه عالمه زیاد

  11. لولو نتراشیده بود عرررررر موکیدم از خنده خخخخخخخ وای خدا عررررر خخخخخخخخخخ
    بکی جه فکرایی میکرد بحثونم باحال بود عرررر اخرش چانی بوسیدش لولو هم کای رو بوسید عررر این قسمت عالی بود

  12. بچه ام لوهان از دست رفت
    فکر این بود. نتراشیده :tansmiley: من دارم زمین گاز میگیرم از خنده
    استایل کای تصور کن که از سوسک ترسیده و تازه لوهان سوسکه رو کشت :rose: :rose: :rose:
    عزیزم بک بکم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: