EP6 (چشم های تو) YOUR EYES

60539937504000293042

سلام به همه برو بچ گل خب من اومدم با قسمته ششم فیک چشم های تو امیدوارم همه بچه ها سایتو پیدا کرده باشن دوس دارم نظرات مثله قبل باشه میدونم نمیشه ولی لطفا ازمون مثله قبل حمایت کنید تا بشه چی چی گفتم خخخخخخخ بفرمایید ادامه و اینم بگویم که رمز فقط به دوستانی که برامون نظر میزارن داده میشه  

قسمت ششم

در باز شد و پسره قد بلند و لاغری وارد کلاس شد…چانی به صورته لاغر و وحشتناکه پسر نگاه کرد موهای سرش یکم ریخته بود…دو تا از دندونای جلوش افتاده بود و با چهره ی رنگ پریده ای به بکی نگاه میکرد…
چانی به پسر نگاه کرد بهش نمیخورد پسر باشه بیشتر شبیه یه مرد ۴٠ ساله بود
چانی:بفرمایید
مرد به بکی خیره شد
چانی دسته بکی رو گرفت و کشید سمته خودش و به مرد گفت:بفرمایید آقا با کسی کار دارید؟
مرد وحشتزده به قد بلند چانی نگاه کرد و خیلی آروم از کلاس بیرون رفت…
بکی:کی بود؟!
چانی:نمیدونم…قیافش نه به دانشجو میخورد نه به استاد
بکی:پس به چی میخورد؟
چانی بلند خندید:به همه چی غیر از آدم
بکی لبخند زد:دیونه خخخ
چانی:به معتادا میخورد یه خورده..اشتباه اومده بود ولش کن
بکی:چانی بریم سره کلاس؟!
چانی:فک نکنم کلاس برگزار شه بیا بریم سینما
بکی:چانی به نظرت من میتونم بیام سینما؟!
چانی:اهم…خب بریم لب صاحل؟!
بکی:برام فرقی نمیکنه هر جا بهت خوش بگذره انگار که به منم خوش گذشته…
چانی بکی رو محکم بغل کرد:بیا اینجا ببینننم…
بکی:دستم له شد چانییی
چانی اومد چیزی بگه که در باز شد و لوهان وارد کلاس شد
چانی سریع بکی رو از خودش جدا کرد…
لوهان چشماشو ریز کرد:چیکار داشتین میکردین؟!
چانی:فضولی بچه؟!!
لوهان اخم کرد: خفههه…بکی یکی اومده دنبالت ببرتت خونه
بکی تعجب کرد:کی؟!
لوهان سیبشو گاز زد:نمیدونم
بکی نگران شد:چا.چانی منو میبری پایین!!
چانی:مرسی لوهان من میبرمش…
لوهان:باشه…فعلا بای
چانی دسته بکی رو گرفت و پایین برد
بکی:الان چرا باید بیان دنبالم؟!
چانی:بزار من الان میفهمم
بکی:نه چانی الان ازم فاصله بگیر اگه داداشم تو رو ببینه خیلی بد میشه…
چانی:باشه بک خیالت راحت
بکی دستشو به دیوار گرفت و آروم آروم به سمت در خروجی رفت و از دانشگاه خارج شد….
بعد از ۵ دقیقه چانی کلافه شد و رفت بیرون ولی اثری از بکی نبود…نه شماره ای نه آدرسی هیچ چیزی از بکی نداشت حتی یه نشونه فقط یه ماشین اونجا بود….

بکی تو اتاقش نشسته بود و گوشاشو تیز کرده بود تا هر موقع دره اتاق باز شد بفهمه…
بلاخره در باز شد و یکی وارد اتاق شد بکی سرشو بلند کرد:داداش…تویی؟! اینجایی؟!
سلام داداشه خوشگلم…
بکی از لحنه برادرش یکم ترسید:س.سلام داداش
خوبی؟!
بکی شونه هاشو بالا انداخت:بد نیستم داداش تو خوبی؟!
تو دانشگاه بهت خوش میگذره؟!
بکی:چرا اینارو میپرسی؟! من نمیتونم بیینم چه جوری میتونه بهم خوش بگذره!!
داداشه قشنگم از اون پسره فاصله گرفتی؟!
بکی نگران شد:آ.آره…من و چانی دیگه…با هم حرف نمیزنیم…
یعنی باور کنم؟!
بکی:چرا من نباید باهاش دوست باشم؟! داداش اون پسره خوبیه
چون من میگمممم…چون برادرت باید برات تصمیم بگیره…چون تو کوریییییی
بکی بغض کرد:حالا لازمه همش یادآوری کنی؟!! میدونم کورم میدونم به هیچ دردی نمیخورم میدونم..بدبختم…
نه داداشه گلم منظورم اینا نبود اصلا
بکی:پس منظورت چی بووود!!! من درسته نمیبینم ولی…هم میتونم بشنوم هم میتونم حرف بزنم…من میخوام دنیا رو خودمو بشناسم…میخوام آدمارو بشناسم…میخوام بدونم دنیا چه شکلیه میخوام بدونم دریا چه جوریه…ماهی های توش چه جورین!! میخوام بدونم غذایی که میخورم چه شکلین…
صدای گریه ی بکی تو اتاقه خالی میپیچید اتاقی که فقط یه تخت داشت و یه فرش کهنه و یه لامپه کم نور…
بکی احساس کرد کسی تو اتاق نیست خیلی آروم برادرشو صدا زد:داداش…
کسی جواب نداد
بکی:داداش…رفتی؟! داداش چرا به حرفم گوش نمیدی؟!!
اینجام بکی…
بکی دستاشو رو زمین کشید:داداش کجایی؟! دستمو بگیر…
لازم نیست من اینجام…تو همین اتاق…سره جات بشین
بکی به سقف نگاه کرد:کجایی داداش؟!
ببین داداشه قشنگم…من فقط خوبی تو رو میخوام…اون پسر داره مسخره ات میکنه داره بازیت میده….باور نمیکنی نه!! بهت ثابت میکنم…
بکی:تو اصلا اونو ندیدی اون پسره خوبیه
تو مگه دیدیش؟تو مگه میدونی اون چه شکلیه!!
بکی:میخوام بخوابم…لطفا بیا بعدا حرف بزنیم…
باشه میرم فقط اینو بدون که اگه با اون پسر باشی مجبورم اون کاری رو بکنم که دلم نمیخواد
بکی:چیکار؟ زندانی کردم تو این اتاق؟؟ تو خیلی بی رحمی
خوب بخوابی بکی…هر طور که خودت مایلی فراموش کردنه اون پسر یا زندانی شدنت تو این اتاق…برای همیشهه
بکی لرزید:نههه من نمیخوام زندانی باشم…من نمیخوام اینجا بمونم…داداش…داداااش
صدای به هم خوردنه در اومد و بکی فهمید برادرش رفته….
دستاشو رو زمین کشید ولی نتونست چوبشو پیدا کنه…یکم خودشو عقب کشید و خودشو به یه گوشه رسوند و بی صدا گریه کرد….

چانی دست به سینه به ماشینش تکیه داده بود و به خونه ی داغونی که رو به روش بود نگاه میکرد باورش نمیشد بکی تو یه همچین خونه ی داغونی زندگی کنه…
به پنجره ی تاریک نگاه کرد با اینکه هوا روشن بود ولی اتاقه بکی تاریکه تاریک بود چانی شک کرده بود اگه برادره بکی آدمه خوبی بود پس چرا اینطوری بکی رو تو یه اتاقه بی نور انداخته بود…..
تقریبا یه ساعت بود که بکی گوشه ی اتاقش نشسته بود و به چانی فکر میکرد…احساس میکرد چانی زندگی تیره و تاریکشو یکم روشن کرده حتی با فکر کردن بهش لبخند میزد و میتونست این اتاقه ساکت رو تحمل کنه….بعد از ده دقیقه برادر بکی وارد اتاق شد:بکی اینم غذات کاری داشتی بگو
بکی:ممنون داداش
دستاشو آروم رو زمین کشید و ظرفه شکسته ی غذاشو پیدا کرد دستش به لبه ی تیزه ظرف کشیده شد و درد شدیدی رو احساس کرد:آآه…داداش…داداشش رفتی؟؟
اشک تو چشمای بکی جمع شد هیچکس تو اتاق نبود هیچکس به صداش توجه نمیکرد…اشک تو چشماش جمع شد دستش به شدت درد میکرد و میسوخت میدونست که دستش زخمی شده آرزو کرد کاش زودتر صبح شه و دوباره برگرده به آغوشه گرمه چانی…با دسته سالمش قاشقشو پیدا کرد و یکم از غذا خورد و سیر شد ولی درد دستش خیلی عذابش میداد…..

چانی سرشو رو فرمون گذاشته بود با خودش فکر میکرد الان بکی تک و تنها تو اون اتاقه تاریک چیکار میکنه!! یعنی برادره بکی اینقدر بی رحم بود؟
دلش میخواست یواشکی وارد خونه بشه و بکی رو از اون اتاقه ترسناک بیرون بیاره ولی نمیشد و این بیشتر عذابش میداد…

بکی دسته خونیشو رو زمین کشید نمیدونست دستش خونریزی شدید داره فقط اینو میدونست که دستش در حد مرگ هم میسوخت و هم درد میکرد…دستشو رو زمین کشید و بلاخره عصاشو پیدا کرد و تونست بلند شه با بغض چند بار برادرشو صدا کرد ولی کسی جوابشو نداد….

چانی با ناراحتی برگشت خونه کیفشو رو تخت پرت کرد خیلی عصبانی بود دوست داشت زمان سریع بگذره و بتونه بکی رو ببینه…خیلی براش سخت بود نه میتونست باهاش تلفنی حرف بزنه نه میتونست ببینتش شدیدا کلافه بود خیلی دوست داشت با برادره بکی حرف بزنه و مشکلاتو حل کنه با همین افکاره امیدوار کننده به خواب رفت…..

صبح چانی سریع تر از همه سره کلاس حاضر شد و چشمش فقط به در بود استرس عجیبی داشت میترسید دیگه نتونه ببینتش………

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

216 Responses

  1. [email protected]@

    Ay too roohe dadashe:|
    Next…

  2. عرررررررر الهی بمیرم بکییییT_T
    از داداشش متنفرم-_- سادیسم داره…
    چی میشه چانی مثل شاهزاده سوار بر اسب بیاد و بکی رو از اون زندان تاریک نجات بده؟♥
    وای من برم قسمت بعد

  3. واااای خیلی قشنگهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    آخه این چه داداشیه بکی بدبخت دارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    وااای چانی چه خوب هواشو دارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif
    میسی اونی خییییلللللیییییییی قشنگهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  4. خخخخخخخخخییییلی داداشه بی رحم و …..‍ه،خدا کنه تو ادامه یه انتقام سخت ازش گرفته بشه.

    فیکت خیییییلی قشنگه.عاشقش شددددم.البت اولین فیکیه که می خونم،کلا ازین جنگولک بازیا خوشم نمیومد که چن روز پیش دوستم بهم گفت نصف عمرت بر فناس اگه نخونی،منم الان به همون نتیجه رسیدم

  5. لهییییییییییییییی بمیرم برای بکی چقدررررررررررررررررررررررررررررررررررررر زجر میکشههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ای جانم چانی خعلی هواش ودارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (41).gif

  6. می گم مامان بکی کجاس ؟؟ باشون زندگی نمی کنه ؟؟ ?:-)
    من به این داداشه خیلی مشکوکم … این کارا رو واسه امنیت بکی نمی کنه … اصن حرف زدنشم با بکی یه مدلیه … نمی دونم یعنی واقعا فقیرن یا داداشه پولا رو واسه خودش خرج می کنه … خیلی کنجکاوم … برم قسمت بعدو بخونم ;-)

  7. بکیییییییییییییی…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifالهیییییی بگردممممممممم…این داداشش و بزنی له کنیاااااااا..احححح
    چانییییییییی..تومیتونی ی کاری کن واسه بکیییی..هقققققققققhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسی خیلی قشنگ بود

  8. عالیییییییییییییییییییییییی بود…..میگما من به این داداش بکی اصلا حس خوبی ندارم….تا اون میاد استرس میگیرتم….انگار بکی امنیت جانی نداره….معلوم نیست بکی با چه وضعی میاد دانشگاه اگه لباسهاش و عوض نکرده باشه…اصلا میاد دانشگاه؟…..شدیدا منتظر عکس العمل چانی جونم….راستی عزیزم واست جیمیل زدم….بهت رسیده؟!.
    راستی جیگر من داستان آخرین آرزو رو تو رمضان خوندم….شماره اش از دستم رفته که چقدردوباره و دوباره خوندم….راستش من نت ندارم و اومدم کافی نت تا این نظرمو بذارم….میشه رمز قسمتای رمزیشو بهم بدی تا کامل خونده باشمش….سعی میکنم وقتی خوندم حتما نظرمو بذارم.

  9. سلام عزیزم
    من اول با گوشیم اومدم فیکتو خوندم همون موقع هم کامنت گذاشتم ولی حالا که اومدم نیستش
    بعد فیکgame in the dawn حذف شده؟چون هرچه قدر که میزنم بیاره بخونم میگه صفحه مورد نظر پیدا نشده.

  10. هورااااااااااااااااا
    اجی کامبکککککککککککککککککککک
    ایولللللللللللللللللللللللل
    مخسیییییییییییییییییییییییییییییی
    عالی بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  11. صلوات.قسمت جدید اومد بالاخره…آجی دستت درد نکنه ولی خیلی کم بودا…نمیشه مثل آخرین آرزو خیلی زیاد بذاری آدم ذوق مرگ بشه عایا؟؟؟؟؟؟؟خیلی خوب بود.کوماوو…فقط چبال یه کوچولو بیشتر بذار…مرسی

  12. سلاممممم اجیییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    خییییلی قشنگ بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif
    بکی گونا داره خیلی زیادhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    دلم واسش له شدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    راستی اجی من الان دیپگه برگشتم هروقت تونستی من دیگه میتونم بیام چتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif

  13. اجی سمیرا مثل همیشه عالی و بی نقص بود……خیلی دلم واسه داستان تنگ شده بود………میشهتند تند بزاریش….این داستان مثل اخرین ارزو میترکونه….فوق العادستhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  14. بکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    چاااااااااااااااانیییییییی تورو خدا برو ب داد عجقم برررررررررسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    داداش بیشعوووووووور عمت کورههههه بچت کووووووره زنت کووووووره اصن خودت کوریییییییی بیشعووور….بوووووووووقhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
    اجییییی ادامه رو زودی بزار……ولی من میخوام ی چن روز برم مسافرت مشهد نمی تونم بنظرم اصن فک نکنم نت باشه اونجا اههههههه دق میکنم بدون خبر از اکسووووووhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  15. الان من هیچی به این داداشه بکی نمیگم..خودت کوری..
    آخی بکی چه گناه دارههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    رمزی شد منم رمزززززززززززززhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gifمرسی آجیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  16. واییییییییییییییی من فدااااااااااااا خیلی دوسشون دارم
    عالی بود اجی دمت گرم خیلی گلی با اینکه کم بود ولی من به ده خطم راضی بودم
    وای چی بگم عالیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  17. اونی عالیییییییییییی بودددددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif..الهی بمیرم بکیییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifالان دوس دارم برادرشو از صحنه ی روزگار محو کنم نفهممممممممممم.اوخی چانیییییییییییم توروخدا به بکیم کمک کننننhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif..اونی زود زود بذار من دق نکنم.بووووووس مغسی عالی بوووود♡♡♡http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

  18. سیلااااااااااااااام میسیییییییی عاالی بود…………..بمیرم برا بکی.اخییی چه مظلومه بچی.الهی داداشش بمیره.عوضیییییییییییییی.نمیزاره این دوتا مرغ عاشق به هم برسنhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  19. این برادره یا یزید؟؟؟؟؟ د عوضی گناه زاره أسیر که گیر نیاوردی
    هققققققققققققققققققققققققق دونا این برادرشو چاینی که کاری نمیکنن تو یه کاری لکن http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  20. هوووووووووووووووورا اخ جوووووووووووووووون
    من به شخصه عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوشق این فیکم……ینی عاولیه…..با این که منو میکشه از انتظار ولی همین حس خوبی که موقع خودندنش بهم دست میده ارزش صدتا از اون انتظارارو داره
    چاااااااااااااااااااانی جون من یه کاری کن…..نجاتش بده….شوهرم از دست رررررررررفت http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    گریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه بکـــــــــــــــــــــــــــــــــــم
    میسی

  21. وایییییییییی اجی مرسیییییییییییییی خدا میدونه من روزی چندبار میام سرمیزنم فقط به امید اینکه ادامه این فیکو بذاری از قبلیا خیلی خیلی خیلی بیشتر دوسش دارمممممم این چندروزه از بس پنج قسمت قبلیو خوندم که پیر شدم بخدا…….مثل همیشه هم معرکه بود مرسیییییییییییییییی عسیسممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  22. سلام من امروز همه ی قسمتای داستانو با هم خوندم خیلی قشنگه
    ولی از ناراحتیه بکهیون ناراحت میشم نمیشه داداشش بمیره آخه پسرمون
    گناه داره چه جوری دلش میاد ناراحتش کنه

  23. عزززززززززیززززم بکیییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif داداش بوقش داداش ظالمش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifچانی بیااابچمو نجات بده تروخداااhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifاجی زودترادامه شوبزاروگرنه من دق مرگ میشمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifواااااای بکییییییی

  24. هورااااااااااااااااااااااااا و بالاخره قسمت جدیدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    خییییییییییییییییییییییلی خوب بود ولی این نامردیه که بعد از این همه مدت میزاری و کم هم میزاری میدونم سرت خیلی شلوغه اما خب ماهم حق داریم دیگه آجیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    خی ازاین حرفا گذشته دستت درد نکنه خیلی خوب بود خسته نباشید.زودی قسمت بعدیاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  25. Ehsas mikonam dadashe adame badi bayad bashe.,,akhe chera nabayad baeki ba kasi harf bezane.???1kasei zire nim kasas.rac aji akhe chera inqad dir b dir mizari??????Adam kollan az Hesse dastan miad birun.lotfan 1kam zud b zud tar bezar khoooooob

  26. سلام اجییییییییییییییییی وای خدای من برادرش چه قدر بی رحمه الهی من بمیرم برای بکی چانی خودمهههه اما با اون عکسایی که با کای دیدم احساس میکنم تهدیده خخخخ
    عالی بود اجی ببخش برای قسمتای قبل نتونستم نظر بذارم مشهد با تب میومدم برام سخت بود
    ممنونننن فایتینگگگگگگگگگگگگگگگگگ

  27. واییییییییییییییییییییییییییییییی ایوووووووووووووووووووووووووول بلاخره گذاشتییییییییش دیشب تا صبح هی سایتو رفرش کردم دیدم نذاشتی حالم میگرفت :| ولی خداروشکر گذاشتیش الان!خیلی قشنگ بود بیچاره بکیییییییییییییییییییییییییی خیلی دلم واسش میسوزه.واقعا که دوس دارم این داداششو بکشم:( همش اذیتش میکنه:( خیلییییییی کنجکاوم زودی بقیشو بزاااااااااااااااااار!فایتیییییییینگhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: