EP17 (چشم های تو) YOUR EYES

سلام بچه ها اینم قسمته 17 فیکمون قبل از اینکه برید ادامه نکته ی مهمی رو بگم دوستای گلم نظرات تو سایت به هیچ عنوان پاک نمیشه اگر دیدید نظرتون نمیاد به این معنی نیست که سایت مشکل داره فقط باید تایید شه ^____^ الان من همه نظرارو تاید کردم حالا بفرمایید ادامه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

48199734770038455774 EP16 (چشم های تو) YOUR EYES

چانی درو بست و به بکی زل زد…نمیتونست تنهاش بزاره…
بکی آروم نفس نفس میزد و به رو به روش زل زده بود…چانی دستشو جلوی دهنش گذاشت تا بکی صدای نفس هاشو نشنوه…
بکی دستشو پایین تی شرتش گذاشت و آروم از تنش دراورد و پایین وان انداخت…
تقریبا یه ربع بود که بکی سعی میکرد تمام لباساشو دربیاره که بعد از یه ربع بلاخره موفق شد…
چانی همچنان به بکی زل زده بود…چقدر دلش میخواست بغلش کنه و بدنه برهنه شو ببوسه….آه بلندی کشید ولی در کمال تعجب بکی لبخندی زد:چانی…خسته میشی برو استراحت کن
شکی که به چانی وارد شد باعث شد رو زمین کفی لیز بخوره…
بکی دستشو لبه ی وان گذاشت:چانییی چیکار میکنی؟
چانی دستشو از جلو دهنش برداشت:م.م.من…فقط…موندم که…کههه مراقبت باشم…
بکی خندید:مراقب من؟ من به زورم که شده سعی میکنم کارامو خودم انجام بدم نگرانه من نباش
چانی:از کجا فهمیدی من اینجام؟
بکی:صدای نفسات
چانی:اهم…من نمیتونم تنهات بزارم
بکی:ولی…اینجوری حس بدی دارم
چانی:بک…من اذیتت نمیکنم قول میدم
بکی:میدونم چانی
چانی:پس…ازم نترس
چانی دکمه های لباسشو باز کرد و فقط پیرهنشو پایین انداخت و داخل وان نشست
بکی:اومدی تو وان؟
چانی:آره دقیقا یه ربعه دازی لباساتو درمیاری حموم موندن برات خوب نیست بخارش چشماتو اذیت میکنه
بکی:اما…من اذیت نمیشم
چانی: خیلی لج بازیا
بکی:میخواستم تنهایی خودمو بشورم
چانی:تنهایی؟ خب تو که نمیدونی شامپو کجاس میخوای با آب خالی خودتو بشوری؟
بکی:خب…
بکی سرشو پایین انداخت:نمیدونم
بعد از چند ثانیه وان پر از کف شذ
بکی:چه بوی خوبییییی
چانی خندید:حالا خودتو بشور
بکی:میشه بری بیرون
چانی:قول میدم اذیتت نکنم
بکی آه کشید
چانی:خب شروع کن دیگه
بکی دستشو رو کفا گذاشت و خندید:چقدر خوبههه
چانی دستشو کفی کرد و کشید رو سینه ی بکی
بکی اخم کرد:خودم اینکارو میکنم
چانی:بک لجبازی نکن میخوام کمکت کنم
بکی:نمیخوام بهم دست نزن…
چانی:چرا اینجوری شدی یهو
بکی: چون پشیمونم…چون بهش که فکر میکنم از خودم بدم میاد
چانی:ولی من نمیخوام بهت دست بزنم
بکی بغض کرد:نمیخوای یا مجبوری که بهم دست نزنی!!!
چانی دستای بکی رو گرفت و بوسه ای رو دستاش زد:من اصلا دوست ندارم اذیتت کنم بک
بکی زمزمه کرد:امیدوارم که اینجوری باشه
چانی:تو منو دوست نداری؟
بکی تعجب کرد
چانی:یا دوسم نداری یا ازم میترسی
بکی:هیچکدوم…من از خودم میترسم…
چانی: اگه دوسم داشتی هیچوقت از کاره اون شبمون پشیمون نمیشدی
بکی:من…واقعا کنترلمو از دست دادم…از…تک تک بوسه هات رو لبم..رو گردنم…رو سینه هام…لذت میبردم ولی…همراهش عذاب وجدانی داشتم و دارم که همیشه اذیتم میکنه…نمیدونم چیه اما…نمیخوام اینجوری داغون بشم…من دارم عذاب میکشم چانی
چانی دستشو زیر چونه ی بکی گذاشت و سرشو بالا آورد…
بکی با چشمای پر از اشک به چانی نگاه میکرد
چانی لبخند زد:چشمات حتی وقتی که گریه میکنی هم زیبان
بکی زمزمه کرد:دروغ نگو
چانی:دروغ نمیگم…
بکی:باور نمیکنم
چانی شونه های بکی رو گرفت و محکم بغلش کرد و به خودش چسبوند
بکی چشماشو رو هم گذاشت
چانی: من برای اون شب اصلا پشیمون نیستم بک…من خیلی هم خوشحالم چون از اون شب به بعد من بیشتر عاشقت شدم….الانم راحت باش قول میدم نزارم اون اتفاق بیفته بهت قول میدم عشقم…دوست ندارم ناراحت باشی
چانی بکی رو از بغلش دراورد و پیشونیشو بوسید:من میرم بک…راحت باش…
چانی حوله رو دورش پیچید و رفت بیرون و درو بست…..
بکی دستاشو رو قلبش گذاشت و آه کشید….
بعد از یه ربع بکی رو تخت نشسته بود و به پنجره زل زده بود
چانی مشغول خوندن کتاب بود سرشو بلند کرد و به بکی که لبخند میزد نگاه کرد
چانی:بک تو پنجره رو میبینی؟
بکی خندید:نه
چانی:پس به چی میخندی؟
بکی:صدای پرنده ها…انگار میفهمم چی میگن…
چانی کتابو بست و رو تخت نشست و خودشو به بکی نزدیک کرد:چی میگن؟!
بکی: با هم دعوا میکنن ههه
چانی لباشو به گردنه بکی چسبوند و آروم گردنشو بوسید
بکی لرزید
چانی:دلم میخواد ببوسمت…بوسیدنت تنها دلخوشیمه…اینو که قرار نیست ازم بگیری؟
بکی لبخند زد: اگه بگیرمش که دیگه خودم زنده نمیمونم ههه
لبخند چانی محو شد نگاهش فقط به لبای بکی بود…نباید حتی یه ثانیه هم وقتو از دست میداد لباشو نزدیک برد و لبای بکی رو بوسید….
بکی چشماشو بست تا بیشتر از این بوسه لذت ببره…
چانی لباشو برداشت و به بکی که آروم نفس نفس میزد نگاه کرد:بک…بخواب رو تخت
بکی: ا.الان خواب بودم
چانی خندید:اذیتت نمیکنم میخوام ببوسمت
بکی آروم رو تخت خوابید و سنگینی چانی رو روی خودش احساس کرد:چا.چانی…
چانی:نترس فقط میخوام ببوسمت
بکی:نمیترسم…
چانی لباشو به لبای بکی نزدیک کرد ولی زنگ در باعث شد سرشو بلند کنه
بکی:کیه!!
چانی:نمیدونم صبر کن ببینم
چانی درو باز کرد و بهت زده به پلیس و مردی که خودشو برادر بکی جا زده بود نگاه کرد…
پلیس:آقای پارک چانیول؟
چانی با چشم های گرد گفت:بله
پلیس:شما به جرم آدم ربایی بازداشتید
چانی:چی دازی میگی!!!! اون کسی که باید بازداشتش کنید این آقاس نه من
پلیس: اینارو تو اداره ی پلیس…
چانی:آقای محترم این مرد برادره بکی نیست باید اینو بگیرید
مرد خنده ای کرد:دیوونه شدی؟ برادره بیچاره ام نچ نچ چقدر ازش سوء استفاده کردی؟؟هااااا؟؟؟
چانی تعجب کرد:چیییی؟؟؟
مرد:تو برادرمو اینجا زندانی کردی که ازش سوءاستفاده کنی آرهههه؟؟؟برادره بیچاره ی من……

بکی از رو تخت بلند شد و پنجره رو پیدا کرد و به صداها گوش داد…
چانی:تو برادره بکی نیستییییییییی تو میخوای ازش سوء استفاده کنیییی!!! عوضییییییی
پلیس:صداتو بیار پایین پسر جون میدونی اگه به یه نفر تهمت الکی بزنی چقدر برات بد میشه؟؟ از جلو در برو کنار
چانی:نمیتونم اون بکی رو میکشههههه
مرد خندید:آقای پلیس من از این پسر میگذرم ازشم شکایت نمیکنم به شرط اینکه دیگه به برادر من کاری نداشته باشه…
چانی:عوضییی میخوای باهاش چیکار کنییی؟؟ تو برادرش نیستییییی

جمله ی تو برادرش نیستی قلبه بکی رو به درد میاورد…نمیخواست باور کنه که برادرش اینهمه مدت داشته گولش میزده…نه…حتما چانی اشتباه کرده…
دسته لرزونشو رو قلبش گذاشت…قضیه ی فروختن چی بود!! هزارتا سوال داشت…
در باز شد و پلیس به همراه چانی و اون مرد وارد اتاق شدن…
بکی خودشو به دیوار چسبوند:کی…اینجاس
پلیس سمته بکی رفت:سلام آقای بیون…شما خوبین؟؟ اذیت که نشدین!!
بکی بهت زده دستاشو دوره میله ی پنجره انداخت:شما…کی هستین؟!
مرد جلو رفت:بکی…داداشه قشنگم منم داداشت
بکی بغض کرد چیزایی که شنیده بود هنوز براش عجیب بود
مرد:بکی این پسره کاری باهات کرده؟؟ اذیتت کردهه؟؟ حرف بزننن
بکی: داداش…چرا نیومدی دنبالم؟! چرا ازم خبر..نگرفتی؟! من همش منتظرت بودم….
مرد: بیا برگردیم خونه من بهت توضیح میدم
بکی سرشو تکون داد:من…نمیخوام اونجا برگردم
مرد:چرا داداشی
بکی بغض کرد:چون…اونجا…سرده…
مرد:خب برات تخت میخرم خوبه؟
اشک از چشم های بکی رو صورتش جاری شد: اونجا قلبم…یخ میزنه…
مرد:چیکار کنم که راضی باشی؟؟
بکی:بزار اینجا بمونم…
مرد اخم کرد:نه بکی بلند شو باید بریم این پسره قصد بدی داره اون شیطانه
بکی رو زمین نشست و زانوهاشو بغل کرد:داداش….من میخوام اینجا بمونم
مرد محکم دست بکی رو گرفت و کشید بکی ناله ای کرد…چانی مرد رو هل داد: درست باهاش رفتار کن مرده گندههه اون نابیناس مگه نمیگی برادرشی پس این چه رفتاریه؟؟
مرد:به تو ربطی ندارههههه
بکی محکم بازوی چانی رو گرفته بود و از ترس میلرزید…
چانی:دو دقیقه برید بیرون باهاش حرف میزنم و راضیش میکنم…
مرد با عصبانیت از اتاق بیرون رفت و درو بست
چانی سریع سمته بکی برگشت و به صورته غمگینش خیره شد
بکی دستاشو باز کرد:چانی…کجایی!!؟
چانی نزدیک رفت و محکم بغلش کرد
بکی زمزمه کرد:من..نمیخوام برم!
چانی موهای بکی رو نوازش کرد:بک…ناراحت نباش…میام پیشت…نمیزارم اذیت شی
بکی:چانی…یه سوالی بپرسم راستشو بهم میگی؟
چانی:آره عشقم بگو
بکی: اون مرد…اون مردی که همیشه بهم میگفت داداشی…برادرم نیست مگه نه؟!
چانی تعجب کرد:کی همچین حرفی زده؟؟
بکی:خودم شنیدم
چانی:دروغه عشقم
بکی:دروغ نیست….سعی میکنم بهش فکر نکنم…فقط چانی اگه اون برادرم نیست پس من کیم؟!! چرا هیچی از گذشتم یادم نمیاد!!
چانی:نگران نباش بک همه چی درست میشه عشقم…
بکی اشک میریخت و مردمکه چشم هاش رو صورته چانی ثابت مونده بود…
چانی دستاشو رو صورته بکی گذاشت و اشکاشو پاک کرد:گریه نکن بک…
بکی:کی…میای پیشم؟!
چانی:هر وقت تو بگی
بکی:من میگم الان..میای؟!
چانی بغض کرد
بکی:آها…باید بیای چون هنوز ماهیا رو بهم نشون ندادی!
چانی دستای بکی رو بوسید:اون سرجاشه عشقم…فقط…این روزا مراقب سلامتیت باش و نگرانه هیچ چیزی نباش من دنباله مدرکم که ثابت کنم این مرد برادرت نیست…اونوقت برای همیشه خودم میشم برادرت خوبه؟
بکی لبخند کمرنگی زد:دلم برات تنگ میشه
چانی: نمیزارم دلتنگ شی زود زود بهت سر میزنم…
بکی لباشو غنچه کرد
چانی خندید و لباشو بوسید
بکی:نخند چانی…دوست دارم خودم لباتو پیدا کنم
چانی:شاید بتونی پیداش کنی
بکی:چی؟!
چانی خندید:دوستت دارم
بکی:منم همینطور
۵ دقیقه بعد چانی درو باز کرد و به بکی کمک کرد که تو ماشین بشینه
سرشو برگردوند و به مرد نگاه کرد: ببین مواظب باش بلایی سرش نیاد وگرنه میکشمت…
مرد خندیذ:پولو جور کردی؟
اگه بلایی سرش بیاد نه تنها پولو نمیبینی ممکنه دیگه این دنیارم نبینی…
مرد:منتظرم تا ٣ روز
چانی:خوب به تغذیه اش میرسی اینم پول
چانی پوله زیادی رو دسته مرد گذاشت:حالا هریییی
مرد پوزخند زد و سواره ماشین شد….
چانی دسته بکی رو گرفت:مواظب خودت باش
بکی سرشو تکون داد
ماشین حرکت کرد و رفت…..
چانی به دیوار تکیه داد و آه کشید حتی نمیدونست باید چیکار کنه………….

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

120 Responses

  1. [email protected]@

    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

  2. واااای خدا اخه چرا این مرده عین بختک افتاد وسط خوشیشووون؟:(((
    اما بکی چرا انقدر احساس گناه میکنه از رابطه ش با چانی؟…امیدوارم دیگه این حسارو نداشته باشه…
    دارم از کنجکاوی میمیرم برم قسمت بعد

  3. سیلاااااااااااااااااام میسییییییییییییییییییییییییییییییی عالی بود عشقممممممممممممممممممم…….
    عزیزم بیکیول……
    چقدر این مرده پرروئه
    یعنی دلم میخواد برم تیکه تیکش کنم
    بعدم چرخش کنم…
    یوهاهاهاهاهاهاهاههاههاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    بلیییییییییییییییییی
    خبیثم که خبیثم :devil:

  4. ایییییییش.ایکبیری نکبت بوزینه ی آفریقایی….خررررررر…این داداشه بره تو چاه فاضلاب نفس بکشه گور خر خال خالی…اه اه………مرسی آجی ولی این داداشه بدجوری حرصمو در میاره…میشه برم تو داستانت با دوتا بیل بیفتم به جونش خوب که زدمش مرد بیام بیرون؟؟ایا اجازه میدی

  5. عرررررررررررر..بزن بکشش این داداشه رو اجی!بکشیشااااااااااااا!قول بدیا
    بکی هق هق بیا منم میشم اجیش چقدر پول میخواست؟!!!!!!!!!….راستی من سرم شلوغه ابجیش نمیشم…خخخخخخخخخ

  6. :reallyangry: خدایا چقدر بدم میاد از اون پست فطرت :cry: بلایی سر بکی نیاره :cry: خیللللللللییییییی قشنگ بود مرسییییییییییییییییییییییییییییییییی :-* http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  7. بکییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!هقققققققققق!خیلی گناه داره!احححححححححح این مرده خیلی بیشعوره!
    هققققققققق چانییییییییی الهییییییییی من اشککککککککککک!عرررررررررررررررررررر
    عرررررررر!
    مرسی آجی عالی بود :cute:

  8. میدونی من میدونستم بکی باهوشه میدونه چانی نرفته بیرون ولی گفتم نگم قضیه سه نشه خخخخخ :rotfl:
    اصلابه چانیم اعتماد داشتم میدونستم پسره خوبیه چشم پاکه چشم پاکhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif به امیداینکه داداشه بکی بمیره به امیدخداما ازدستش راحت بیشیم صلواتتتتتتتتتتتت :cute:
    هووییییییییییییی جونم خسته نباشی ادامه زودتندسریعhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  9. خخداا یعنی ادمم ایقدپست میشه؟؟؟؟؟؟؟/ اجی تروخدا داستانتو یه جوربنویس که این داداشه هی زجر بکشه و نمیره خداااااااااااااااااا.قربون بکیییییییییییییییی .چانی تنهاش نزار داداشه اذیتش میکنه ههققققققققق .عالییییییییی بود

  10. خخداا یعنی ادمم ایقدپست میشه؟؟؟؟؟؟؟/ اجی تروخدا داستانتو یه جوربنویس که این داداشه هی زجر بکشه و نمیره خداااااااااااااااااا.قربون بکیییییییییییییییی .چانی تنهاش نزار داداشه اذیتش میکنه ههققققققققق .عالییییییییی بود

  11. Delam Mikhad Un avazio Ba are Barghi Nesfesh Konam.. :reallyangry: :reallyangry: :reallyangry: :-X :-X
    baek.. :cry: :weep: :weep: :weep:
    chan.. :cry: :weep: :weep: :-( :-(
    ali bud aji junam.. :inlove: :inlove: :inlove: :-* :-*
    mersi eshghaam!! :-* :-* :-* http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  12. الهی من بمیرممممممممممممممم
    من فداش شممممممممممممممم
    بکیییییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    نگران نباش لی لی نجاتت میده
    البته قبلش از رعنا اجازه بگیرم بعدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif

  13. هققققققققققققققققققققق هققققققققققققققققققققققق
    بکی چقدر غذاب میکشه…اجی ادامشو زودی بزار..من دیگه ..تحمل ندرم..
    مرسی مثله همیشه عالی بود

  14. اون چوب من کووووووووووووووووووووووووو….بددینش ب من من برم این داداش قلابیو نصفش کنم…بیشعوووووووووور…..عاقااااااا…بکیواذیت نکنههههههههههه….چانییییییییییییییییییییییییییییییییییی…ب داد پسرم برسسسسسسسسسسسسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  15. این کنه چرا دست از سرشون ور نمیداره آخه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif کی چشای بکی خوب میشن؟ من همش منتظر اون قسمتم :blush:
    . مرسی خعلی خوب بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif نه نه عالی بوووووود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  16. من دلم می خواد اون مردیکه رو خفه کنم..منم برم دنبال مدرک بگردم خخخخخخ..مرسی اونی خیلی قشنگ بود..از این خوشم میاد که برخلاف خیلی از نویسنده ها داستاناتو جدی میگیریو نیمه کاره ولشون نمی کنی :-*

  17. من گریههههههههههههههههه هققققققققق ! :cry: :cry: :cry: :cry: http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    یکی از آجی ها ی شلاق داشت میشه اونو ی مدت ب من قرض بده ؟! :reallyangry: :reallyangry: :-X :-X
    بکیییییی عجیجم ! چانییییی بکی رو بنجات ! :knife: :handcuffs:
    عالی مث همیشه عزیزم ! بوووووس :-* :-* :-*

  18. اجی سمیرا عالی بود محشر بود نمیدونم خودت یه عالمه تعریف دیگه بزار روش داره اشکم در میاد….میخوام یه دل سیر گریه کنم میشه اول این داسی تموم کنی بعد شکستو بزاری ااین طوری با این فاصله داستان یادم میره اون موقع هیچ مزه ای سنداره خوندنش مرسی اجی

  19. واااااااااای حالا چی میشهههههههههههههههههههههه؟!مرتیکه ی عوضیییییییییی :”( چرا بکی رو راحت نمیزاره اخه:”(
    خیلیییییییییییییییییییی عالی بود مثله همیشهههههههههه خسته نباشییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  20. WoooooooooOoooooooWاونی جوووووووونم عالیییی بود مثل همیشههههههDae Bak♡♡♡♡♡
    الهی برای بکیوووووووولمممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    ایشالاااااا این داداشه هرچه سریعتر محو بشهههههه :pissedoff:
    مغسیییییییی اجی گلممم بوووووس ادامه رو زود بذار.امیدوارم زودتر خوب شی.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  21. وایییییییییییییییییییییییییییی چانیییییییییییییییی بکیییییییییییییییییییییییییییییی هققققققققققققققققققققققققققققققققق بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس هققققققققققققققققققققققققققققققققققققققhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  22. وایییییییییییییییییییییییییییی چانیییییییییییییییی بکیییییییییییییییییییییییییییییی هققققققققققققققققققققققققققققققققق هققققققققققققققققققققققققققققققققققققققhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: