113 بازدید

EP15 (چشم های تو) YOUR EYES

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمته 15 فیکمون نمیخواستم بزارمش ولی فقط به خاطره یه سری از دوستامون که خواهش کردن گذاشتم واقعا نظرات برای پستا کمه و من دارم انگیزمو از دست میدم … بفرمایید ادامه

راستی اگه سایت به هر دلیل فیلتر یا از سرور هک شد به این ادرس بیاید 

exosehun2.mihanblog.com

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

تقريبا ٢دقيقه بود كه چاني لباي بكي رو ميبوسيد….بكي چشماشو آروم بست…تو اون لحظه فقط ميخواست بخوابه دستاش آروم از رو شونه ي چاني پايين افتاد…
چاني لباشو برداشت و به صورته بامزه ي بكي خيره شد كه راحت خواب بود….
چاني زمزمه كرد:راحت بخواب عشقم…
بكي خوابه خواب بود……

صبح

دستي صورته چاني رو نوازش ميكرد چشماشو آروم باز كرد
بكي زمزمه كرد:چانيييي…بيدار نميشي؟من يه ساعته دارم نوازشت ميكنم اصلا انگار حس نميكني
چاني خميازه اي كشيد و به چشماي بسته ي بكي نگاه كرد:بككك ساعت مگه چنده؟!بگير بخوااب
بكي:چاني…مگه قول ندادي
چاني چشماشو بست و زمزمه كرد:كدوم قول!
بكي:كه بريم بيمارستان…
چاني:بكككك بخواب هنو زوده ميريم حالا
بكي: ولي من چشمام درد ميكنه…الانم ميسوزه
چاني چشماشو باز كرد و شكه شد بكي با چشماي بسته اشك ميريخت سريع از جاش بلند شد:بك چي شددد؟؟؟ چرا گريه ميكني
بكي تعجب كرد:گريه نميكنم
چاني از جاش بلند شد و اشكاي بكي رو با دستش پاك كرد:پس اين اشكا چين؟ چرا گريه ميكني؟؟
بكي دستشو رو صورته خيسش كشيد:من…گريه نميكنم چاني
چاني عصباني شد:چشماتو باز كن ببينم
بكي چشماشو باز كرد و خيلي سريع بست
چاني:چي شده؟
بكي:چشمام درد ميگيره و ميسوزه نميتونم بازش كنم
چاني:تو كه خوب بودي؟
بكي:نه چاني من هميشه همينطوريم ٥ روز اينجوري ميشم بعد دوباره خوب ميشم…
چاني:تو نبايد اينجوري باشي!
بكي:نميدونم چمه
چاني:بزار لباس بپوشم…الان ميريم بيمارستان
بكي سرشو تكون داد:باشه
چاني سريع لباس پوشيد و به بكي كه واقعا شروع كرده بود به گريه كردن نگاه كرد:بك خيلي درد ميكنهه؟؟؟
بكي سرشو تكون داد:آره..خيلي……

چاني به بكي كمك كرد تا تو ماشين بشينه…
كله راه بكي دستاشو رو چشماش گذاشته بود و از درد شديد گريه ميكرد…
چاني:الان ميرسيم بك…گريه نكن…عشقم اگه گريه كني بدتر ميشه
بكي: چا..چانيييي خيلي…خيلي بده….
چاني آدرسي كه دكتر بهش داده بود رو پيدا كرد:خب رسيديم الان ميريم پيش دكتر نگران نباش…
با بدبختي بلاخره با كلي التماس خواهش قبول كردن كه بكي زودتر معاينه بشه…

بعد از ٢ دقيقه دكتر بالاسره بكي بود:پسر جون چشماتو باز كن
بكي با گريه گفت:ن.نميتونم….ميسوزه…
چاني:بك تحمل كننن
دكتر:باز كن بايد باز كني تا بتونم معاينت كنم
بكي آروم و با كلي ناله چشماشو باز كرد:آآآه…ميسوزههههه
دكتر قطره اي رو دو سه دفعه تو چشماي بكي ريخت…
دكتر:شما دوستشي؟
چاني:بله دكتر
دكتر:بيا دستاشو نگه دار
چاني با بغض سمته تخت رفت
لباي بكي از ترس ميلرزيد:مي..مي خوايد چي.چيكار كنيد!!
چاني:بك نگران نباش و فقط يه كم تحمل كن بهت قول ميدم درده چشمت ميفته…
بكي نفس نفس ميزد:دستامو چرا گرفتي؟؟ دستامو ول كن…
دكتر:چشماتو باز كن
بكي:نميتونم…نميتونممممم
دكتر: مگه نميخواي درد و سوزشش بيفته؟ خب چشماتو باز كننن
بكي:د.دستامو ول
كنيد…ميخوام…همينجوري باشم برام فرقي نداره ميخوام چشمام بسته باشهههه
چاني:بك به خاطره من التماست ميكنم تحمل كن عشقم
دكتر:اگه چشماتو باز كني ميتونم معاينت كنم شايد بشه كاري كرد
بكي يكم آروم شد فقط نفس نفس ميزد؛چا..چاني از پيشم…نرو
چاني:من اينجام نگران نباش
دكتر:حالا آروم چشماتو باز كن تا اين قطره رو بريزم
بكي چشماشو آروم باز كرد و دكتر خيلي سريع قطره ي اصلي رو ريخت و بكي داد بلندي كشيد و چشماشو بست
چاني دستاش بكي رو سفت گرفته بود:ب.بك…چشمات ميسوزه!؟
بكي دندوناشو به هم فشار داد و سرشو تكون داد
بعد از چند ثانيه بكي آروم تر شد چاني دستاشو ول كرد:دردش افتاد؟
بكي آروم چشماشو باز كرد و زمزمه كرد:آره…آره
دكتر:خب الان آرومي؟
بكي:آره
دكتر نيم ساعت چشم هاي بكي رو معاينه كرد
دكتر:خب پسر جون اي نوري كه جلوت تكون ميدم اصلا نميتوني ببينيش؟خوب دقت كن
بكي چشماشو رو هم فشار داد:نه نميبينم
دكتر:ببينم چشمات مادرزادي نابيناس؟
بكي: بهم گفتن تو تصادف اينجوري شدم
دكتر:چند سالگي تصادف كردي؟
بكي:٧
دكتر:ببينم قبل از ٧ سالگي بينا بودي؟ پس تو بايد بدوني مثلا درختا چه جورين آسمون چه جوريه درسته؟
بكي در كمال تعجب سرشو تكون داد:من تا حالا اينارو نديدم
دكتر تعجب كرد:همچين چيزي امكان نداره تو ميگي كه قبل از ٧ سالگي چشمات ميديده پس بايد اينارو خوب بدوني حداقل چيزاي ساده مثله خورشيد مثله مثلا ابر
بكي:من تو زندگيم فقط يه چيزي ديدم اونم يه صفحه ي روشن كه همه بهم ميگن اسمش سفيده
دكتر متعجب بود: نابينا بودنت نميتونه مادرزادي باشه چون چشم هات براق و مشكيه
بكي:نميدونم واقعا هيچي يادم نمياد
دكتر نفس عميقي كشيد:ببين پسر جون من نميدونم تو تصادف كردي يا نه ولي چشمات به خاطره دود آتيش درد ميگيره احتمالا آتيشي نزديكت بوده و حرارت و دودش باعث شده چشمات درد و سوزش به همراهه قطره هاي اشك بدونه اينكه خودت احساسش كني داشته باشن
چاني:دكتر حالا بايد چيكار كنيم؟
دكتر:من نميتونم كاري كنم چون مشخص نيست دقيقا به چه علتي چشماي ايشون بينايي خودشونو از دست دادن….بايد در اين باره تحقيق كنيد از پدر يا بستگانه نزديكشون بپرسيد چون ممكنه بر اثره چيزه ديگه اي اينجوري شده باشه…..
چاني: دكتر واقعا ممنونم
دكتر:وقتي در اين باره مطمعن شدين برا چند تا آزمايش و معاينه ي دقيق تر بيايد پيشه من..
چاني بكي رو بيرون برد و كمكش كرد رو صندلي بشينه:عشقم ٥ دقيقه اينجا بشين الان ميام
بكي:كجا ميري؟ منو تنها نزار چاني
چاني:الان ميام عزيزم
چاني دوباره وارد اتاقه دكتر شد:امم ببخشيد آقاي دكتر يه سوال داشتم
دكتر:بفرماييد
چاني:آقاي دكتر اميدي هست؟يعني اميدي به اين هست كه بتونه ببينه؟
دكتر لبخند زد:شما تحقيق كنيد و به من خبر بديد شايد با عمل كردنش بتونيم ٧٠ درصد بيناييشو برگردونيم
چاني از خوشحالي رو زمين نشست:با..باورم نميشه….
دكتر:البته اين در صورتي امكان پذيره كه شما دليل نابينا شدنه ايشون رو پيدا كنيد فكر ميكنم اگه زودتر ايشون رو مياورديد شايد ميشد واضح ببينه اما الان متاسفانه هيچي معلوم نيست ما نهايت تلاشمونو ميكنيم….
چاني:من…من پيداش ميكنم…دكتر ٧٠ درصد عاليه مگه نه؟!
دكتر خنديد:آره عاليه
چاني:يعني چه جوري ميبينه؟!
دكتر: يكم تار ميبينه ولي نه اونجوري كه نتونه تشخيص بده البته ما براي اين جور افراد عينك هاي مخصوص داريم…
چاني در حدي خوشحال بود كه ميخواست فرياد بزنه
دكتر:فقط فعلا چيزي بهش نگين تا مطمعن بشيم….
چاني تعظيم كرد و خودشو به بكي رسوند
بكي:اومدي؟
چاني:آره عشقم آره…
بكي:چيزي شده؟انگار خيلي خوشحالي!
چاني:خوشحالم آره…چون الان ميخوام ببرمت صاحل ببرمت اونجا تا دريا رو حس كني
بكي خنديد:ميشه بريم؟
چاني:چرا نميشه
چاني با خوشحالي تمام پشته فرمون براي خودش آواز ميخوند و ميخنديد
بكي:چاني بگو چي شده!
چاني: بده شادم؟؟
بكي:بد نيست مشكوكه خخ
چاني:ببينم خوب شده چشمات؟
بكي:آره خوبم
بعد از يه ساعت بلاخره به صاحل رسيدن و بكي به كمك چاني رو به روي دريا نشست و به صداي موج گوش داد و نفس عميقي كشيد:واوو چه بوي خوبي…
چاني كناره بكي نشست:دريا واقعا قشنگه بك كاش ميتونستي ببينيش
بكي: صداش بهم ميگه كه من خيلي بزرگم…
چاني خنديد:آره
بكي:چاني…دريا رو دوست دارم چون بهم حس خوب ميده ولي من بازم تو رو بيشتر از اون دوست دارم…كاش معجزه اي ميشد و من تو رو كناره دريا ميديدم….جفتتونو با هم…حرفام مسخره اس مگه نه؟ ولي خب تو ذهنم كه ميتونم تصورت كنم اينو ديگه…هيچ كس نميتونه ازم بگيره…حتي از پشتم ببينمت برام كافيه….ميخوام ببينم قدت همونيه كه هميشه تصور ميكردم…ولي…ميدونم كه هيچوقت نميتونم ببينمت…
چاني اشكاشو پاك كرد و به دريا نگاه كرد:اينجا آزادي…نه ديواري هست نه دري هست كه بخواد جلو راه رفتنتو بگيره….بلند شو و راه برو….
بكي لرزيد و دستاشو باز كرد: ميترسم…
چاني آروم بكي رو تو آغوشش گرفت و زمزمه كرد:نترس…من اينجام….
بكي محكم كت چاني رو گرفته بود و سرشو رو سينه اش گذاشته بود
چاني:مگه دريا رو دوست نداري بك؟ پس بلند شو و برو پيشش
بكي:ميترسم….
چاني:بيا با هم بريم
بكي سرشو تكون داد
چاني بكي رو يكم نزديك تر برد
بكي دستشو آروم رو شنا كشيد و خنديد حس خوبي داشت با شن ها بازي ميكرد كه موج دريا دستاشو خيس كردن……بكي بهت زده دستاشو رو سينه اش گذاشت موج بعدي پاها و زانوهاشو خيس كردن….بكي از ترس به سرفه افتاد…
چاني سريع پيشش نشست و بغلش كرد:نترس بك…اين فقط موج درياس
بكي: خيلي سرد بود…قلبم تند ميزنه ههه
چاني يكم رو صورته بكي آب پاشيد و خنديد
بكي: يااااا….
چاني:عشقم دوستت دارم…
بكي:آدم كسيو كه دوسش داره اذيت نميكنههه ههه
چاني رو شن ها دراز كشيد و صورته بكي رو نوازش كرد:اگه ميدونستي چقدر صورتت قشنگه هيچوقت اينطوري نگام نميكردي
بكي:مگه چه جوري نگات ميكنم؟
چاني:خيلي خوشگل…
بكي:برو بابا ميخواي دله منو خوش كني؟
چاني: فك ميكني دارم ذروغ ميگم؟
بكي خنديد…
چاني سره بكي رو،رو بازوش گذاشت و بهش خيره شد
بكي:چاني اينجا مگه ميشه آدم بخوابه؟ همينجوري داريم خيس ميشيم
چاني خنديد:مهم نيس بزار خيس بشيم
بكي شونه هاشو بالا انداخت:چانيييي
چاني:جووونممممم
بكي:مگه قرار نبود برام ماهي بگيري؟
چاني خنديد:بك اون يه جا ديگه اس اونجا هم فردا ميريم ميترسم سرما بخوري
بكي:باشه
چاني پوزخند زد :امروز بايد برم داداشتو بيينم باهاش كار دارم………..

 

Print Friendly, PDF & Email


145 Responses

  1. واااااااااااااای من فداای این دوتا بشممم خیلی عشق نننننن…
    اگه ببینه عالییییییییییی میششههه من دیگه خیلی خرکیف میشششششمم…مررررسیییییی

  2. چانی رفتی داداشه رو ببینی بزنششششششش باشه؟؟جای منم یکی بخئابمون توگوشش.مرتیکه ی معتاد دزد اشغالللللللللللل. خدا خفش کنه چجوردلش اومداین بلا هارو سر بکی بیاره هاااااااااا. شیطونه میگه زنم ناقصش کنم.گرچه نمیتونم ببینمش..قربون چانی برم که ایقدمهربونهههههههه. خدااااااا کاااااااشششش بکی خوب بشه …دادشه هم بیوفته زندان :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: .مررسی اجی عالیییییی. نگا چقدحرفیدم laugh laugh laugh laugh laugh

  3. آخه چرا 70 درصد؟آجی تو رو خدا اون 30 درصد دیگه رو هم اضافه کن خووووو….واییییییی…پس بکی فراموشی هم گرفته؟!؟!به به…گل بود به سبزه هم آراسته شد ?smile 😉 یعنی میشه ببینه عایا؟؟؟/زودی قسمت بعد رو بذار سمیرا جون…تو رو خدا..من طاقت ندارم…راستی این مدت نبودم ببخشید.نتم خراب شده بود…همین الان هم با هزار بدبختی وصل شدم :-* :inlove: :laugh:

  4. آخی الهیییییییی!اینا همش زیر سر این داداشه بیشعورشه!
    اوه70%خیلی خوبهههههههههههه!!!!!!!خداکنه چانی زودتر دللشو پیدا کنه بکی زجر نکشه!
    آخی دریااااااا منم خیلی دوست دارم دریا!
    آجی عالی بود!قسمت بعدیو زود بزاررررررر :cute:

  5. انيو اوني…ي مدت نبودم به اينترنت دسترسي نداشتم
    داستانش قشنگه من كه گريم گرفت ادامه بده دوست دارم بدونم چي ميشه :laugh:
    فايتينگ

  6. ای جانم چانی چقدر این بشر مهربونه :inlove: مرسی آجی واقعا کارت عالیه :-* خواهش میشه به خاطر کمی نظرا داستانو متوقف نکنی؛چون من که خیلی داستانتو میدوستم :-* فایتینگ

  7. وایییییییی خیلی قشنگ بود دلم برای بکی خیلی میسوزه همش تقصیر داداششه :reallyangry: چانیول چه ذوقی کرد مرسیییییییییییی سمیراجون :-*

  8. کاش دکترای ما هم مثل این دکترا بودن …هییی روزگار
    بکی قبل از هفت سالگی همه جارو تار میدیده ?smile
    این قسمت با اینکه کم بود ولی خیلی قشنگ بود مرسی سمیرا جون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  9. اخی عزیزم… وای من موندم این چجوری نابیناس… نکنه حافظشو از دس داده؟؟؟؟
    مررررررررررررررررسی عالیه بود ادامشو زووووووووووووود بزار…
    بووووووس

  10. اخی عزیزم… وای من موندم این چجوری نابیناس… نکنه حافظشو از دس داده؟؟؟؟
    مررررررررررررررررسی عالیه بود ادامشو زووووووووووووود بزار…
    بووووووس

  11. vaaaaay man oomadam mosaferat vali ba hezar badbakhti oomadam site ta bekhunamesh, dastet dard nakone samira joon mesle hamishe ali bood, montazer mimoonam bebinam chani chejoori hale in dadashe kesafate baeki ro migire

  12. واااااااااااااااااااااااای بکی خوب میشه!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    آجی… من ادامه میخوااااااااااااااااااام.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    عزیزم.. چانی جونم.. من فدای ذوقت بشم مهربونم.. :-* :inlove: :inlove:
    بکی. زود خوب میشی جیگرم.. smile
    عالی مثه همیشه سمیرا جون.. مرسی سمیرا جون جونم.. :inlove: :kissing: :-* :-*
    خیلی دوسش دارم.. :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove:
    میخوام ببینم اون داداشه عوضیه خرش چی میگه به چانی!! :pissedoff: :reallypissed:
    زودتر بزار آجیییییییییییی… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  13. سیلاممممم! من اومدم ! :laugh: laugh
    اوخیییی. بکییییی! اونجاش ک میخاستن تو چشش قطره بریزن نمیذاشت خعععععلی ی جوری شدم! 😐 😥
    آجی پوسترت هم مث داسی خعلی خوشمله ! :beauty:
    ممنون آجی جونم! بووووووووووس :-* :-*

  14. اوخی دلم میخواد بکی از ته دلش بخنده! اونجایی که چانی آب پاشید رو صورت بک خیلی خوشم اومد!
    آجی اگه ادامه شو نذاری که من دیوونه میشم!
    :heart:
    راستی با اون آهنگ چشم های تو خیلی حال میکنم زیاد گوشش میکنم

  15. ای جونم عشق منن این دوتا چقدر جیگرن باید سمیرا تشکر کنم که کسایی که دوسشون دارو اینقدر خوشگل توصیف میکنه
    دمت گرم اجی ممنون خیلی خوب بود

  16. خیلی خیلی خیلی ممنون
    و مثل همیشه عالی بود
    راجبه بقیه ی پستاهم من میخوام دیگه فیک نخونم ینی اینایی ک نصفس تموم بشه دیگه فیک نمیخونم ب خاطر همین نمیتونم مال بقیه رو بخونم

  17. عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر هق هقققققققققققققققققققققققققققققققققققق /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifچانیییییییییییییییییییییییییییییییییی
    بکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    اونیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلی معرکه ای هم خودت هم اسیت البته این مورد از چشم سپید دور بمونه لطفا خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ laugh laugh :- laugh /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifD laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh laugh

  18. هووووووووووووووووووووووراااااااااااا بکیییییییییی دوباره میتونه ببینههههههههههه کاشکی زودتر خوب بشههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    وای اجی جوووووووووووونم مغسیییییییییی که گذاشتیششش عااااااالیهههه خیلی خوشمل بود این قسمت مثل همیشهههههdae bakبینظیر بوووووووود♡♡♡♡♡♡♡♡♡
    وای اجی دلم breakمیخواد هونهانممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    زود بذار اونی جوووونم بوووووس :-* /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *