EP15 (چشم های تو) YOUR EYES

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمته 15 فیکمون نمیخواستم بزارمش ولی فقط به خاطره یه سری از دوستامون که خواهش کردن گذاشتم واقعا نظرات برای پستا کمه و من دارم انگیزمو از دست میدم … بفرمایید ادامه

راستی اگه سایت به هر دلیل فیلتر یا از سرور هک شد به این ادرس بیاید 

exosehun2.mihanblog.com

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

تقریبا ٢دقیقه بود که چانی لبای بکی رو میبوسید….بکی چشماشو آروم بست…تو اون لحظه فقط میخواست بخوابه دستاش آروم از رو شونه ی چانی پایین افتاد…
چانی لباشو برداشت و به صورته بامزه ی بکی خیره شد که راحت خواب بود….
چانی زمزمه کرد:راحت بخواب عشقم…
بکی خوابه خواب بود……

صبح

دستی صورته چانی رو نوازش میکرد چشماشو آروم باز کرد
بکی زمزمه کرد:چانیییی…بیدار نمیشی؟من یه ساعته دارم نوازشت میکنم اصلا انگار حس نمیکنی
چانی خمیازه ای کشید و به چشمای بسته ی بکی نگاه کرد:بککک ساعت مگه چنده؟!بگیر بخوااب
بکی:چانی…مگه قول ندادی
چانی چشماشو بست و زمزمه کرد:کدوم قول!
بکی:که بریم بیمارستان…
چانی:بکککک بخواب هنو زوده میریم حالا
بکی: ولی من چشمام درد میکنه…الانم میسوزه
چانی چشماشو باز کرد و شکه شد بکی با چشمای بسته اشک میریخت سریع از جاش بلند شد:بک چی شددد؟؟؟ چرا گریه میکنی
بکی تعجب کرد:گریه نمیکنم
چانی از جاش بلند شد و اشکای بکی رو با دستش پاک کرد:پس این اشکا چین؟ چرا گریه میکنی؟؟
بکی دستشو رو صورته خیسش کشید:من…گریه نمیکنم چانی
چانی عصبانی شد:چشماتو باز کن ببینم
بکی چشماشو باز کرد و خیلی سریع بست
چانی:چی شده؟
بکی:چشمام درد میگیره و میسوزه نمیتونم بازش کنم
چانی:تو که خوب بودی؟
بکی:نه چانی من همیشه همینطوریم ۵ روز اینجوری میشم بعد دوباره خوب میشم…
چانی:تو نباید اینجوری باشی!
بکی:نمیدونم چمه
چانی:بزار لباس بپوشم…الان میریم بیمارستان
بکی سرشو تکون داد:باشه
چانی سریع لباس پوشید و به بکی که واقعا شروع کرده بود به گریه کردن نگاه کرد:بک خیلی درد میکنهه؟؟؟
بکی سرشو تکون داد:آره..خیلی……

چانی به بکی کمک کرد تا تو ماشین بشینه…
کله راه بکی دستاشو رو چشماش گذاشته بود و از درد شدید گریه میکرد…
چانی:الان میرسیم بک…گریه نکن…عشقم اگه گریه کنی بدتر میشه
بکی: چا..چانیییی خیلی…خیلی بده….
چانی آدرسی که دکتر بهش داده بود رو پیدا کرد:خب رسیدیم الان میریم پیش دکتر نگران نباش…
با بدبختی بلاخره با کلی التماس خواهش قبول کردن که بکی زودتر معاینه بشه…

بعد از ٢ دقیقه دکتر بالاسره بکی بود:پسر جون چشماتو باز کن
بکی با گریه گفت:ن.نمیتونم….میسوزه…
چانی:بک تحمل کننن
دکتر:باز کن باید باز کنی تا بتونم معاینت کنم
بکی آروم و با کلی ناله چشماشو باز کرد:آآآه…میسوزههههه
دکتر قطره ای رو دو سه دفعه تو چشمای بکی ریخت…
دکتر:شما دوستشی؟
چانی:بله دکتر
دکتر:بیا دستاشو نگه دار
چانی با بغض سمته تخت رفت
لبای بکی از ترس میلرزید:می..می خواید چی.چیکار کنید!!
چانی:بک نگران نباش و فقط یه کم تحمل کن بهت قول میدم درده چشمت میفته…
بکی نفس نفس میزد:دستامو چرا گرفتی؟؟ دستامو ول کن…
دکتر:چشماتو باز کن
بکی:نمیتونم…نمیتونممممم
دکتر: مگه نمیخوای درد و سوزشش بیفته؟ خب چشماتو باز کننن
بکی:د.دستامو ول
کنید…میخوام…همینجوری باشم برام فرقی نداره میخوام چشمام بسته باشهههه
چانی:بک به خاطره من التماست میکنم تحمل کن عشقم
دکتر:اگه چشماتو باز کنی میتونم معاینت کنم شاید بشه کاری کرد
بکی یکم آروم شد فقط نفس نفس میزد؛چا..چانی از پیشم…نرو
چانی:من اینجام نگران نباش
دکتر:حالا آروم چشماتو باز کن تا این قطره رو بریزم
بکی چشماشو آروم باز کرد و دکتر خیلی سریع قطره ی اصلی رو ریخت و بکی داد بلندی کشید و چشماشو بست
چانی دستاش بکی رو سفت گرفته بود:ب.بک…چشمات میسوزه!؟
بکی دندوناشو به هم فشار داد و سرشو تکون داد
بعد از چند ثانیه بکی آروم تر شد چانی دستاشو ول کرد:دردش افتاد؟
بکی آروم چشماشو باز کرد و زمزمه کرد:آره…آره
دکتر:خب الان آرومی؟
بکی:آره
دکتر نیم ساعت چشم های بکی رو معاینه کرد
دکتر:خب پسر جون ای نوری که جلوت تکون میدم اصلا نمیتونی ببینیش؟خوب دقت کن
بکی چشماشو رو هم فشار داد:نه نمیبینم
دکتر:ببینم چشمات مادرزادی نابیناس؟
بکی: بهم گفتن تو تصادف اینجوری شدم
دکتر:چند سالگی تصادف کردی؟
بکی:٧
دکتر:ببینم قبل از ٧ سالگی بینا بودی؟ پس تو باید بدونی مثلا درختا چه جورین آسمون چه جوریه درسته؟
بکی در کمال تعجب سرشو تکون داد:من تا حالا اینارو ندیدم
دکتر تعجب کرد:همچین چیزی امکان نداره تو میگی که قبل از ٧ سالگی چشمات میدیده پس باید اینارو خوب بدونی حداقل چیزای ساده مثله خورشید مثله مثلا ابر
بکی:من تو زندگیم فقط یه چیزی دیدم اونم یه صفحه ی روشن که همه بهم میگن اسمش سفیده
دکتر متعجب بود: نابینا بودنت نمیتونه مادرزادی باشه چون چشم هات براق و مشکیه
بکی:نمیدونم واقعا هیچی یادم نمیاد
دکتر نفس عمیقی کشید:ببین پسر جون من نمیدونم تو تصادف کردی یا نه ولی چشمات به خاطره دود آتیش درد میگیره احتمالا آتیشی نزدیکت بوده و حرارت و دودش باعث شده چشمات درد و سوزش به همراهه قطره های اشک بدونه اینکه خودت احساسش کنی داشته باشن
چانی:دکتر حالا باید چیکار کنیم؟
دکتر:من نمیتونم کاری کنم چون مشخص نیست دقیقا به چه علتی چشمای ایشون بینایی خودشونو از دست دادن….باید در این باره تحقیق کنید از پدر یا بستگانه نزدیکشون بپرسید چون ممکنه بر اثره چیزه دیگه ای اینجوری شده باشه…..
چانی: دکتر واقعا ممنونم
دکتر:وقتی در این باره مطمعن شدین برا چند تا آزمایش و معاینه ی دقیق تر بیاید پیشه من..
چانی بکی رو بیرون برد و کمکش کرد رو صندلی بشینه:عشقم ۵ دقیقه اینجا بشین الان میام
بکی:کجا میری؟ منو تنها نزار چانی
چانی:الان میام عزیزم
چانی دوباره وارد اتاقه دکتر شد:امم ببخشید آقای دکتر یه سوال داشتم
دکتر:بفرمایید
چانی:آقای دکتر امیدی هست؟یعنی امیدی به این هست که بتونه ببینه؟
دکتر لبخند زد:شما تحقیق کنید و به من خبر بدید شاید با عمل کردنش بتونیم ٧٠ درصد بیناییشو برگردونیم
چانی از خوشحالی رو زمین نشست:با..باورم نمیشه….
دکتر:البته این در صورتی امکان پذیره که شما دلیل نابینا شدنه ایشون رو پیدا کنید فکر میکنم اگه زودتر ایشون رو میاوردید شاید میشد واضح ببینه اما الان متاسفانه هیچی معلوم نیست ما نهایت تلاشمونو میکنیم….
چانی:من…من پیداش میکنم…دکتر ٧٠ درصد عالیه مگه نه؟!
دکتر خندید:آره عالیه
چانی:یعنی چه جوری میبینه؟!
دکتر: یکم تار میبینه ولی نه اونجوری که نتونه تشخیص بده البته ما برای این جور افراد عینک های مخصوص داریم…
چانی در حدی خوشحال بود که میخواست فریاد بزنه
دکتر:فقط فعلا چیزی بهش نگین تا مطمعن بشیم….
چانی تعظیم کرد و خودشو به بکی رسوند
بکی:اومدی؟
چانی:آره عشقم آره…
بکی:چیزی شده؟انگار خیلی خوشحالی!
چانی:خوشحالم آره…چون الان میخوام ببرمت صاحل ببرمت اونجا تا دریا رو حس کنی
بکی خندید:میشه بریم؟
چانی:چرا نمیشه
چانی با خوشحالی تمام پشته فرمون برای خودش آواز میخوند و میخندید
بکی:چانی بگو چی شده!
چانی: بده شادم؟؟
بکی:بد نیست مشکوکه خخ
چانی:ببینم خوب شده چشمات؟
بکی:آره خوبم
بعد از یه ساعت بلاخره به صاحل رسیدن و بکی به کمک چانی رو به روی دریا نشست و به صدای موج گوش داد و نفس عمیقی کشید:واوو چه بوی خوبی…
چانی کناره بکی نشست:دریا واقعا قشنگه بک کاش میتونستی ببینیش
بکی: صداش بهم میگه که من خیلی بزرگم…
چانی خندید:آره
بکی:چانی…دریا رو دوست دارم چون بهم حس خوب میده ولی من بازم تو رو بیشتر از اون دوست دارم…کاش معجزه ای میشد و من تو رو کناره دریا میدیدم….جفتتونو با هم…حرفام مسخره اس مگه نه؟ ولی خب تو ذهنم که میتونم تصورت کنم اینو دیگه…هیچ کس نمیتونه ازم بگیره…حتی از پشتم ببینمت برام کافیه….میخوام ببینم قدت همونیه که همیشه تصور میکردم…ولی…میدونم که هیچوقت نمیتونم ببینمت…
چانی اشکاشو پاک کرد و به دریا نگاه کرد:اینجا آزادی…نه دیواری هست نه دری هست که بخواد جلو راه رفتنتو بگیره….بلند شو و راه برو….
بکی لرزید و دستاشو باز کرد: میترسم…
چانی آروم بکی رو تو آغوشش گرفت و زمزمه کرد:نترس…من اینجام….
بکی محکم کت چانی رو گرفته بود و سرشو رو سینه اش گذاشته بود
چانی:مگه دریا رو دوست نداری بک؟ پس بلند شو و برو پیشش
بکی:میترسم….
چانی:بیا با هم بریم
بکی سرشو تکون داد
چانی بکی رو یکم نزدیک تر برد
بکی دستشو آروم رو شنا کشید و خندید حس خوبی داشت با شن ها بازی میکرد که موج دریا دستاشو خیس کردن……بکی بهت زده دستاشو رو سینه اش گذاشت موج بعدی پاها و زانوهاشو خیس کردن….بکی از ترس به سرفه افتاد…
چانی سریع پیشش نشست و بغلش کرد:نترس بک…این فقط موج دریاس
بکی: خیلی سرد بود…قلبم تند میزنه ههه
چانی یکم رو صورته بکی آب پاشید و خندید
بکی: یااااا….
چانی:عشقم دوستت دارم…
بکی:آدم کسیو که دوسش داره اذیت نمیکنههه ههه
چانی رو شن ها دراز کشید و صورته بکی رو نوازش کرد:اگه میدونستی چقدر صورتت قشنگه هیچوقت اینطوری نگام نمیکردی
بکی:مگه چه جوری نگات میکنم؟
چانی:خیلی خوشگل…
بکی:برو بابا میخوای دله منو خوش کنی؟
چانی: فک میکنی دارم ذروغ میگم؟
بکی خندید…
چانی سره بکی رو،رو بازوش گذاشت و بهش خیره شد
بکی:چانی اینجا مگه میشه آدم بخوابه؟ همینجوری داریم خیس میشیم
چانی خندید:مهم نیس بزار خیس بشیم
بکی شونه هاشو بالا انداخت:چانیییی
چانی:جووونممممم
بکی:مگه قرار نبود برام ماهی بگیری؟
چانی خندید:بک اون یه جا دیگه اس اونجا هم فردا میریم میترسم سرما بخوری
بکی:باشه
چانی پوزخند زد :امروز باید برم داداشتو بیینم باهاش کار دارم………..

 

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

145 Responses

  1. [email protected]@

    Ooohbchishode yani,….next:-):-):-)

  2. واااااااااااااای من فداای این دوتا بشممم خیلی عشق نننننن…
    اگه ببینه عالییییییییییی میششههه من دیگه خیلی خرکیف میشششششمم…مررررسیییییی

  3. چانی رفتی داداشه رو ببینی بزنششششششش باشه؟؟جای منم یکی بخئابمون توگوشش.مرتیکه ی معتاد دزد اشغالللللللللللل. خدا خفش کنه چجوردلش اومداین بلا هارو سر بکی بیاره هاااااااااا. شیطونه میگه زنم ناقصش کنم.گرچه نمیتونم ببینمش..قربون چانی برم که ایقدمهربونهههههههه. خدااااااا کاااااااشششش بکی خوب بشه …دادشه هم بیوفته زندان :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: .مررسی اجی عالیییییی. نگا چقدحرفیدم :-D :-D :-D :-D :-D

  4. آخه چرا 70 درصد؟آجی تو رو خدا اون 30 درصد دیگه رو هم اضافه کن خووووو….واییییییی…پس بکی فراموشی هم گرفته؟!؟!به به…گل بود به سبزه هم آراسته شد ?:-) ;-) یعنی میشه ببینه عایا؟؟؟/زودی قسمت بعد رو بذار سمیرا جون…تو رو خدا..من طاقت ندارم…راستی این مدت نبودم ببخشید.نتم خراب شده بود…همین الان هم با هزار بدبختی وصل شدم :-* :inlove: :laugh:

  5. آخی الهیییییییی!اینا همش زیر سر این داداشه بیشعورشه!
    اوه70%خیلی خوبهههههههههههه!!!!!!!خداکنه چانی زودتر دللشو پیدا کنه بکی زجر نکشه!
    آخی دریااااااا منم خیلی دوست دارم دریا!
    آجی عالی بود!قسمت بعدیو زود بزاررررررر :cute:

  6. انیو اونی…ی مدت نبودم به اینترنت دسترسی نداشتم
    داستانش قشنگه من که گریم گرفت ادامه بده دوست دارم بدونم چی میشه :laugh:
    فایتینگ

  7. ای جانم چانی چقدر این بشر مهربونه :inlove: مرسی آجی واقعا کارت عالیه :-* خواهش میشه به خاطر کمی نظرا داستانو متوقف نکنی؛چون من که خیلی داستانتو میدوستم :-* فایتینگ

  8. وایییییییی خیلی قشنگ بود دلم برای بکی خیلی میسوزه همش تقصیر داداششه :reallyangry: چانیول چه ذوقی کرد مرسیییییییییییی سمیراجون :-*

  9. کاش دکترای ما هم مثل این دکترا بودن …هییی روزگار
    بکی قبل از هفت سالگی همه جارو تار میدیده ?:-)
    این قسمت با اینکه کم بود ولی خیلی قشنگ بود مرسی سمیرا جونhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  10. اخی عزیزم… وای من موندم این چجوری نابیناس… نکنه حافظشو از دس داده؟؟؟؟
    مررررررررررررررررسی عالیه بود ادامشو زووووووووووووود بزار…
    بووووووس

  11. اخی عزیزم… وای من موندم این چجوری نابیناس… نکنه حافظشو از دس داده؟؟؟؟
    مررررررررررررررررسی عالیه بود ادامشو زووووووووووووود بزار…
    بووووووس

  12. vaaaaay man oomadam mosaferat vali ba hezar badbakhti oomadam site ta bekhunamesh, dastet dard nakone samira joon mesle hamishe ali bood, montazer mimoonam bebinam chani chejoori hale in dadashe kesafate baeki ro migire

  13. واااااااااااااااااااااااای بکی خوب میشه!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    آجی… من ادامه میخوااااااااااااااااااام.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    عزیزم.. چانی جونم.. من فدای ذوقت بشم مهربونم.. :-* :inlove: :inlove:
    بکی. زود خوب میشی جیگرم.. :-)
    عالی مثه همیشه سمیرا جون.. مرسی سمیرا جون جونم.. :inlove: :kissing: :-* :-*
    خیلی دوسش دارم.. :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove:
    میخوام ببینم اون داداشه عوضیه خرش چی میگه به چانی!! :pissedoff: :reallypissed:
    زودتر بزار آجیییییییییییی… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  14. سیلاممممم! من اومدم ! :laugh: :-D
    اوخیییی. بکییییی! اونجاش ک میخاستن تو چشش قطره بریزن نمیذاشت خعععععلی ی جوری شدم! :-| :cry:
    آجی پوسترت هم مث داسی خعلی خوشمله ! :beauty:
    ممنون آجی جونم! بووووووووووس :-* :-*

  15. اوخی دلم میخواد بکی از ته دلش بخنده! اونجایی که چانی آب پاشید رو صورت بک خیلی خوشم اومد!
    آجی اگه ادامه شو نذاری که من دیوونه میشم!
    :heart:
    راستی با اون آهنگ چشم های تو خیلی حال میکنم زیاد گوشش میکنم

  16. ای جونم عشق منن این دوتا چقدر جیگرن باید سمیرا تشکر کنم که کسایی که دوسشون دارو اینقدر خوشگل توصیف میکنه
    دمت گرم اجی ممنون خیلی خوب بود

  17. خیلی خیلی خیلی ممنون
    و مثل همیشه عالی بود
    راجبه بقیه ی پستاهم من میخوام دیگه فیک نخونم ینی اینایی ک نصفس تموم بشه دیگه فیک نمیخونم ب خاطر همین نمیتونم مال بقیه رو بخونم

  18. عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر هق هقققققققققققققققققققققققققققققققققققق http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifچانیییییییییییییییییییییییییییییییییی
    بکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    اونیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلی معرکه ای هم خودت هم اسیت البته این مورد از چشم سپید دور بمونه لطفا خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ :-D :-D :- :-D http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifD :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D :-D

  19. [email protected]

    خدا کنه داداشه بهش بگه.خدا کنه
    عالی بود اجی خسته نباشی

  20. هووووووووووووووووووووووراااااااااااا بکیییییییییی دوباره میتونه ببینههههههههههه کاشکی زودتر خوب بشهههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    وای اجی جوووووووووووونم مغسیییییییییی که گذاشتیششش عااااااالیهههه خیلی خوشمل بود این قسمت مثل همیشهههههdae bakبینظیر بوووووووود♡♡♡♡♡♡♡♡♡
    وای اجی دلم breakمیخواد هونهانمممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    زود بذار اونی جوووونم بوووووس :-* http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: