EP12 (چشم های تو) YOUR EYES

سلام به همگی خوبین؟من آمدم با قسمته 12 فیکمون فقط اگه کم بود واقعا معذرت این روزا خیلی درگیرم ولی قول میدم قسمته بعدو هم زود بزارم هم زیاد باشه ممنون از همه کسایی که با نظرشون به ما انگیزه میدن تا بهتر و پر انرژی تر از قبل به کارمون ادامه بدیم من همه نظراته قسمته قبلو خوندم فقط فرصت نداشتم که جواب بدم ولی به زودی همشونو جواب میدم بفرمایید ادامه دوستای عزیزی که درخواست کرده بودین آهنگو بزارم لینکشو تو ادامه مطلب گذاشتم دان کنید

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

ddd2 EP11 (چشم های تو) YOUR EYES

 

چانی بلند شد و در مقابل اون مرد قرار گرفت
مرد نگاهی به قده چانی انداخت و با صدای خشنش گفت:شما…آقای پارک چانیول هستی؟
چانی پوزخند زد:بله شما!
مرد:میتونم وقتتونو بگیرم؟
چانی:مشکلی نیست
لوهان:اااام…پس فعلا بای چانی
چانی رو نیمکت نشست و سعی کرد به اعصابش مسلط باشه
مرد بینیشو بالا کشید و سرفه کرد کاملا مشخص بود که معتاده
چانی:میشنوم
مرد: ببینم چرا به داداشه من کمک میکنی؟
چانی:داداشه شما؟!
مرد خندید و دندونای زردش معلوم شد:هه…بکهیون
چانی:آها…داداشه شماس؟ اصلا به هم شباهت ندارین
مرد اخم کرد:نیومدم اینجا که تو تعیین کنی ما شبیه هم هستیم یا نه
چانی:خب
مرد: جوابه منو ندادی
چانی: جوابتون؟! خب من دوستشم
مرد:بکهیون به دوست نیاز نداره آقا پسر
چانی:حالا من یه سوال از شما میپرسم…شما واقعا چه نسبتی با بکی دارین
با این حرفه چانی مرد عصبانی شد:پسره ی احمققققق چطور جرات میکنییییی!!؟
چانی خندید:صداتو بیار پایین تا همینجا لهت نکردم
مرد:چی!
چانی:ببینم اگه داداششی پس باید برات مهم باشه مگه نه؟ شبا که با رفیقت میری بار و مش.روب کوفت میکنی میدونی اون بدبخت تو اون اتاقه تاریک که حتی با نوره مبایلم روشن نمیشه داره چیکار میکنه؟؟!!!!
مرد تعجب کرد:تو از کجا میدونی!
چانی پوزخند زد:من از کجا میدونم؟! فک کردی همه مثله خودت مستن؟!
مرد:خفه شووووو زندگی من و برادرم به تو هیچ ربطی ندارههههه
چانی:ببینم اون شب که داشت از تشنگی اسمه نحستو صدا میزد کدوم گوری بودی؟!! اون موقع که تنها یه گوشه ی اتاق انتظار میکشید که بیای و باهاش فقط دو کلمه حرف بزنیییی کدوم گوری بودیییییییی!!! اون موقع که دستش به خاطره ظرفه شکسته ای که تو براش آورده بودی زخمی شده بود و خودش نمیدونست عفونت کرده تو کجا بودییییییی؟؟؟
مرد یه قدم عقب رفت و وحشتزده به چانی نگاه کرد
چانی ادامه داد: یه مرد اینکارو با برادرش میکنه؟! یه انسان اجازه میده برادره نابیناش تو یه جای تاریک بمونه؟ حالا چون نمیبینه باید مثله حیوون باهاش رفتار کنی؟ ببینم اصلا میدونی الان کجاس؟
مرد:من…ازت شکایت میکنم
چانی بلند خندید:بیین هر جور که شده میفهمم که تو برادره واقعی بکی هستی یا نه
مرد:الان کجاس؟؟ برادره منو کجا بردیییی؟؟
چانی:برادرت به خاطره بدبخت بودنش به خاطره توی عوضی الان تو بیمارستانه به خاطره سوء تغذیه اصلا میدونی یعنی چی؟ داداشت اگه منو نداشت الان مرده بود
مرد:زود بااااش منو ببر پیشششش
چانی: الکی خودتو به موش مردگی نزن تا یه مدتی بکی پیشه خودم میمونه تا خوب شه
مرد:چییییی؟؟
چانی:همین که گفتم حالا برووووو
مرد حرفی برای گفتن نداشت دستاشو مشت کرد:من به پلیس گزارش میدمممم
چانی:برو هر غلطی که دوست داری بکننننن
مرد به سرعت از حیاط خارج شد…

چانی رو نیمکت نشست از عصبانیت دستاش میلرزید لوهان با یه آبمیوه نشست کنارش:چانی اون مرده کی بود؟ بگیر اینو بخور احساس میکنم الانه که بمیری
چانی آبمیوه رو گرفت و یکم ازش خورد….
لوهان:بیا…اینم کیفش برات آوردمش
چانی به کیفه پاره و داغونه بکی نگاه کرد و آه کشید
لوهان: توش هیچی نیس چانی فقط یه کتابه مخصوصه کوراس و یه سری دارو با یه نایلونه ساندویج
چانی کیفو باز کرد و به کتاب نگاه کرد از کتاب معلوم بود که از هزاربارم بیشتر خونده شده…
لوهان:چه جوری اینو خونده؟
چانی:اون واقعا باهوشه
لوهان:دوس دارم ببینمش
چانی دستشو پشته لوهان گذاشت:دعا کن خوب شه دوباره میبینیش
لوهان:مگه حالش بده؟
چانی:باید پیشه خودم باشه یه هفته…خب من دیگه برم ممنون بابته کیف

چانی از لوهان خداحافظی کرد و به سمته بیمارستان حرکت کرد خیلی خوشحال بود از اینکه تونسته بود کیفشو پیدا کنه
سریع طبقه ی بالا رفت و به اتاق بکی رسید و تعجب کرد بکی تو اتاقش نبود از ترس کیفو زمین انداخت…تو این یه لحظه هزارتا فکر و خیال سراغش اومد نکنه…اون مرد بکی رو با خودش برده ولی اون که بلد نبود
تو فکر بود که با صدای پرستار به خودش اومد…
پرستار:سلام آقای پارک
چانی برگشت:سلام…بکهیون کجاس؟؟؟
پرستار خندید:نگران نباشین تو بخشه نوزادانه
چانی:چی؟؟
پرستار:دیدم حوصله اش سر رفته و همش به یه جا خیره شده بردمش بخشه نوزادان بچه هارو لمس کنه خیلی خوشش اومد
چانی خندید:الان کجاس؟
پرستار:الان تو راهرو نشسته
چانی از اتاق بیرون رفت و به ته راهرو نگاه کرد…
بکی رو یه صندلی نشسته بود و دسته گلی که رو پاش بود رو لمس میکرد و میخندید…
چانی آروم سمتش رفت و کنارش نشست
بکی لرزید:شما کی هستید؟
چانی گونه ی چانی رو بوسید
بکی دستشو رو گونه اش کشید:چانی…تویی؟!
چانی بوسه ی دیگه ای رو گونه ی بکی زد
بکی:چانی خودتی مگه نه
چانی:چیکار داری میکنی!
بکی لبخند زد:امروز واقعا بهم خوش گذشت میخوام همشو برات تعریف کنم
چانی:باشه عشقم…حالت خوبه؟
بکی سرشو تکون داد:خوبم…
چانی:این گلارو کی بهت داده؟
بکی: پرستارم…بهم گفت تو برام خیلی گل آوردی اینم خودش بهم داد
چانی بلند خندید و لپ بکی رو کشید:عاشقتم
بکی:چانی اینی که دستم روشه چه رنگیه!
چانی سره بکی رو،رو شونه اش گذاشت:اون سفیده
بکی:سفید؟
چانی:آره عشقم…یه رز سفیده
بکی دستشو رو گله دیگه ای گذاشت:این چی؟
چانی:این سرخه
بکی: میخوام ببینمشون
چانی بوسه ای رو موهای مشکیه بکی زد: بک…خیلی دوستت دارم
بکی دسته چانی رو فشار داد:منم دوستت دارم
چانی:ببینم تو بخش نوزادان برده بودنت؟
بکی خندید:آره یه بچه رو بغل کردم دستاشو لمس کردم صورتشو…ولی تو اون لحظه خیلی دوست داشتم ببینمش
چانی آه کشید:پاشو بریم تو اتاقت برات تعریف کنم چه اتفاقایی افتاد امروز
بکی دسته چانی رو گرفت و با هم سمته اتاق رفتن بکی رو تخت خوابید و گل ها رو بغل گرفت
چانی:بک…گلا رو بده به من
بکی:نه میخوام همینجا پیشم باشن یه جورین حسه خوب بهم میدن
چانی:ولی اگه همینجوری بغلت بگیریشون له میشن
بکی:نه…نمیشن هنوز بوی خوب میدن
چانی:باشه باشه عشقم….راستی یه خبر خوب برات دارم
بکی:چی شده؟
چانی:کیفتو پیدا کردم
بکی از جاش بلند شد:واقعااا؟!!
چانی کیفو رو پای بکی گذاشت:اینم کیفت
بکی دست کشید رو کیف و خندید:وای باورم نمیشه…کیفمممم
چانی به بکی که از ذوقش نمیدونست چیکار کنه نگاه میکرد و میخندید چقدر خوشحال بود عشقش میخنده و شاده…
چانی بلند شد و رو تخت نشست:بک…قراره به مدته یه هفته مهمونه من باشی
بکی تعجب کرد:چی!
چانی:قراره یه هفته ماله من باشی
بکی:پس…داداشم چی
چانی:ازش اجازه گرفتم نگرانه هیچی نباش…
بکی:ولی…
چانی: نگران نباش…ببین عشقم تو الان به مراقبت نیاز داری و داداشتم نمیتونه ازت مراقبت کنه نه اینکه نخواد وقتشو نداره برا همین یه هفته من بهت میرسم چطوره؟
بکی:ولی چانی…وقتتو به خاطره من …
چانی:ششش…هیچی نگو میخوام تو این یه هفته خوب بهت برسم تا از این حالت بیای بیرون
بکی لبخند زد:واای یه هفته قراره رو اون تخته نرم دوباره پیشه تو بخوابم؟!
چانی لبای بکی رو آروم بوسید:آره عزیزم تازه با هم همه جا میریم
بکی: خیلی خوشحالم….
چانی به دسته بکی که هنوز بسته بود نگاه کرد:دستت خوب شده؟
بکی:فک کنم خوب شده
چانی باند دوره انگشته بکی رو باز کرد:الان خوبی؟
بکی:آره خوبم
چانی محکم بکی رو بغل کرد:دیگه نمیزارم…یه لحظه هم ازم جدا شی
بکی چشماشو رو هم گذاشت و زمزمه کرد:قول بده
چانی:قول میدم
بکی: تو این یه هفته منو میبری دریا؟
چانی بوسه ای به موهای بکی زد:آره عشقم اونجا هم میبرمت…
بکی خندید: برام ماهی هم میگیری؟ فقط میخوام بهش دست بزنم
چانی:آره بک…برات ماهی هم میگیرم
بکی:میخوام تو این یه هفته هر کاری که دوست دارمو انجام بدم…میزاری؟
چانی:آره…چراکه نه
بکی دستشو رو بازوی چانی کشید و خندید: بیا همین الان بریم چانی
چانی خندید:هر چی تو بگی عشقم……….

دانلود آهنگ

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

150 Responses

  1. [email protected]@

    Ooooof chani che nazi mikeshe!!!!:-)

  2. خخخخخ عزیزم لوهان هر دفعه با یه خوراکی میاد چقدر میخوره.راستی مرسی بابت داستان خوبتون فقط یکم بکی خیلی شبیه دختر رفتار میکنه همش گریه میکنه اما درکل داستلن خوبیه مرسی خواستم بگم اگه میشه از لی هم داستان بنویسید لطفا

  3. مکالمه بین چانیول و اون داداششه رو خیلی خوب نوشتی…قشنگ معلومه دارن جروبحث میکنن…موقعی که بکی تو بیمارستان تو اتاقش نبود هم ، جو دادی…و کلا خیلی خوب بود…مرسی…

  4. اوخیییییییی الان ازخوشی غش میکنم نگا بکی با چه چیزای خوشحال میشه عزیززززززززززز. خاک توسره برادر معتادش کنن عوضی اشغال چجوردلش میومد اخهههههههههههههههه

  5. ای جونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن عزیزم چانیییییییییییییییییییییییییییییی عشقق مننننننهههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  6. Saaaaaaaalam hamin ke to inesta didam khabr dadi zerti oooooomadam bekhonamesh….. in dadashe joooooon sag dare man hey mikoshamesh vali gesmat badi mibinam zendas….. ashegh shakhsite sade beki to injam…..mersi ali boooooood mese hamishe

  7. وااااای ایول به چانی خیلی خوشم اومد … اصن جذبه رو حال کردین http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    چه عشقولانه هم شده جدیدا :-D
    چانی: ” قراره یه هفته ماله من باشی ” … ای جان :inlove:
    مرسی سمیرا جون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  8. وایییییییییییییییییییی..!یکی منو بگیرهههههههههه..!من غشششش.من فنا..من نابود!
    آخی چانیییییی مادر فدات..!
    ایششش داداشه بکی هم مشکله مغزی داره ها..!برو بمیروواحححححححححح
    آجی خیلییی قشنگ بود..!مرسی
    (بکیییی مامان فدای توهم بشه :-* )(گفتم بین بچه هام فرق نذارم :-D )

  9. سلاااام آجی ای ول خیلی باحال شده. حقشه داداشش
    وای من بزور اومدم تو سایت رفتم مسافرت نمیتونم زود زود بیام هق هق
    مرسییییییی

  10. اجی مرسی عالی بود داداشش خیلی بیشعوره .سریعتر ادامه.اگه یه برا شما وبچه نظر نزاشتم ببخشید دیگه انقد وقت تدارم بیام به سایت سر بزنم هوای مارو داشته باشین مرسی بوس خیلی میدوستمت

  11. س…این قسمتم عالی بود خسته نباشی …فقط قسمت بعدی اگه بکی ترخیص شد این چانی نیاد بوووووووووق بزاره بدبخت یکم استراحت کنه

  12. WooooooooOooooooooowاجی جوووووووونم مثل همیشه بینظیر بوووود عالییییی بود dae bakhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    مغسیییییییییی اجی جووووونمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    وااااای بمیرم برا بکی جوووونم اینهمه مدت از دست این داداش نفهمش چی میکشیده البت من فک نمیکنم داداشش باشه نامردددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ای جوووووونم عاشق چانی هسممممممم اینقد خوشم میاد از بکی مراقبت میکنه چانی بکیمو سپردم دست خودتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif :-*
    اجی جوونم مغسی عالی بود زود اپ کن تا نمردمم بووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  13. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییییییییی…..خییییییییییلییییییییییییییییییییییی رمانتیک بوووووووووووووووود…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    .کاشکی بکی زود خوب شهههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif

  14. [email protected]

    وایییییی خیلی قشنگ بود.خسته نباشی اجی

  15. من اون داداشه بیشورشو تیکه تیکه میکنم.. :reallyangry: :reallyangry:
    وااااااای عزیزم بکی.. ^_^ *-*
    یه هفته ی قشنگ با عشقش… چقد میتونه خوب باشه.. ;-) ;-)
    سمیرا جونی خیلی خوبه… عالیه.. مرسی.. خسته نباشی آجی.. :-* :inlove: :-* :inlove:

  16. چقد چانی مهربونهههههههههههههههههههههههههههههههههه!اوخیییییییییییییییییییییی:) خیلی خشمل بوددددددددددد هورا زود بزارش خخ البته هروقت تونستی و وقت داشتی چون سرت شلوغه درک میکنم^_^ دستت دردنکنه روز خووووووووش فایتینگ :-*

  17. اوخی بکی چه زوق زده شده…خیلی قشنگ بود…از داداشش بدم میاد اجی سریع داداششوو خفه کن تاخودم خفش نکرددم….مرسی…
    اجی زووووود ادامه رو بزار…
    اجی اخرش غمگینه …بگووو اجی برام مهمه…مرسی بوووووووووووووووس

  18. وای چقــــــــــــدر چانی خـــــــــوبه…چقدر مهربونه…چقدر خوب از بکهیونم مواظبت میکنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif عزیزان منhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    دستـــــــــــــــــــــــــــت درد نکنه عزیزم مثل همیشه عالی بود :heart: :rose:

  19. میشه منم باهاشون برم سمیرا؟؟؟؟؟
    نمیذارم کارای بدبد بکنن خخخhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    یوخوداااااااااااhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    وااای میدونسم قبول میکنی خخخخhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

    پرفکتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

  20. اجی مرسی واسه داسی قشنگت….این دفعه هم خیلی محشر بود ….درکت میکنم ادما این روزا خیلی سرشون شلوغه وقت سر خاروندنم ندارن………….اما به هر حال ممنون از زحمات خوبت….اخیش این سری نه تو کف موندم نه با استرس خوندم….اولش چرا یکم استرس داشت…ولی خیلی از حرکت چانی خوشم اومد داداش عتیقشو شست گذاشت کنار….ههههههه

  21. Vayyy ajiii boghz galumo gerefte bud :cry: kheily delam atish gerefti vaghti rafte bud be niniya fast bezane :-( ( ya jaei ke goft delesh mikhad gola ro bebine :weep: Woooiw ye hafte dar pish darim BA chani o baek :rotfl: ajii harf nadasht juri minevisi ke arzeshe koli entezar dare :blush:

  22. خیلی خوشم اومد چانیول خوب با داداشه حرف زد
    یکی نیست بگه آخه توی معتاد اگه بری شکایت کنی که اول خودتو
    میفرستن آب خونک بخوری…
    مرسی خیلی قشنگ بود
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  23. اولا یه سوتی دادی اون وسطا گفتی چانی گونه چانی رو بوسید خخخ ولی در کل عالی بود راستی!من آخرین آرزو رو صبح تموم کردم یعنی عاللللللللیییییییییی بود من که عاشقش شدم افتضاخ :laugh: :rotfl: :disdain:

  24. 8-) ایول چانی….خوب حال اون انگل جامعه رو گرفت…..حال کردم
    :cry: قربون بکم برم من…وقتی میبینم انقد خوشحاله خود به خود بغضم میگیره هــــــــق کاشکی همیشه انقد خوشحال باشه
    اخ جــــــــون یه هفته بکیولhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    میسی میسی :-*

  25. مرسی اجی مثل همیشه عالی و بی نقص بود……مرسی عزیزم….بلاخره استرس نداشتم تو این قسمت……..با خیال راحت خوندمش…….مرسی بازمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif

  26. ایوللللل چانی! فقط تصور کن چانی با اون صدای کلفتش داره دادوبیداد میکنه! خخخخخخخخ چشمشم درمیاره مرتیکه بزغاله معتاد! :reallyangry:
    وااای بکی و چانی ی هفته! اوففففف من خیلی خوشحالم! =-)
    ممنون آجی جونم واقعا خسته نباشی. :-* :yes:

  27. وووووووووی میسییییییییییییییییییییییی عالی بود……………….
    ایسششششششششششششش یه نظر نوشتم نیدونم چرا نیمد……
    خخخخخخخخخخخ میرم باهم…..
    گیلیلیللیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  28. :cry: عالی بود :inlove: ولی اشکمو در اورد مرسیییییییی :-* اخی بکهیون :cry: دستم به اون داداشش برسه خودم کشتمش :reallyangry: بازم مرسییییییییییی سمیرا جون :heart:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: