EP11 (چشم های تو) YOUR EYES

سلام بچه ها من اومدم بلاخره با قسمته 11 فیک چشم های تو بازم بایت تاخیر معذرت میخوام ^___^

بچه ها راستی یه چیزی یه آهنگ هست ایرانی ولی قدیمیه برا صد سال پیش اما به داستانمون خیلی میخوره اسمه داستانم توش میگه خخخخخخخخ پیشنهاد میکنم دان کنید و گوش بدینش البته فک کنم اکثرا گوش داده باشین اگر پیداش نکردین بگین براتون آپلودش کنم 

اسم خواننده و اسم آهنگ:مجید-چشم های تو

فوق العاده اس از دستش ندین ^___^ هر کی گوش داد نظرشو بگه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

ddd

بفرمایید ادامه

بکی تو اتاق تنها نشسته بود و به خودش و چانی فکر میکرد…چرا این اتفاق افتاد؟ تو فکر بود که احساس کرد کسی وارد اتاق شده:داداش…تویی؟!
-سلام داداشی خوبی؟
بکی خندید:دلم برات تنگ شده بود
-منم همینطور
بکی تعجب کرده بود برادرش اصلا از چانی چیزی نمیگفت
-ببینم اینا چیه کنارت؟
بکی دستشو رو زمین کشید و غذاهارو پیدا کرد:اینارو…چانی بهم داده
-چانی؟!
بکی:آره ناهار نداشتم اونم اینارو برام آورد داداش چانی پسره خوبیه خیلی مهربونه
-بگو ببینم…اون پسره اینجارو از کجا پیدا کردههههه؟؟؟؟!!! تو آدرس دادی؟؟
بکی ترسید:من…من نمیدونم داداش…من که نمیبینم
-لعنتیییییی جواب بدهههههه اون پسره چه جوری اینجارو پیدا کردهههههه؟؟؟؟
بکی بغض کرد:نمیدونم…داداش من نمیدونم
-تو بهش آدرس دادی آرهههه؟!!
بکی:داداش…چیکار میکنی! دستم درد گرفت…به خدا من اصلا نمیدونم حتی کجا زندگی میکنم چه جوری میتونم آدرس بدم
مرد دستای بکی رو ول کرد و سریع از اتاق خارج شد…
بکی مات و مبهوت به رو به روش خیره شده بود مگه چانی نگفته بود که برادرش این موضوع رو میدونه! یعنی چانی دروغ گفته بود!!!

۵ ساعت گذشت هنوز خبری از برادرش نبود بدجور حوصله اش سر رفته بود از طرفی هم میترسید برادرش چانی رو پیدا کنه و باهاش بد حرف بزنه بعد از یه ساعت صدای باز شدنه در به گوشش خورد
داداش تویی؟!
چانی:نه..منم
چانی محکم بکی رو بغل کرد و بوسید: خوبی؟
بکی:خو.خوبم…چانی تو چه جوری اومدی اینجا؟
چانی: از در هه
بکی:مطمعنی از داداشم اجازه گرفتی؟
چانی تعجب کرد:چطور مگه
بکی:داداشم عصبانی شد چانی…اون نمیخواد کسی اینجارو پیدا کنه….من کجام چانی؟ من کجا زندگی میکنم؟! خیلی بده؟ خیلی زشته؟ مگه چی داره که کسی نباید بیینتمون!
چانی:برادرت فقط بهم شک داره بک…نگران نباش خونتون خیلی هم عالیه
بکی:دروغ نگووووو
چانی: دروغ نمیگم
بکی به زور از رو زمین بلند شد و به دیوارا دست کشید:چرا هیچی نیست؟! فقط دیواره!! چرا زمین خاکیه؟؟! چرا فقط اون تیکه ای که من میشینم باید فقط یه زیراندازه نازک داشته باشههه؟!!! بهم دروغ نگووووو چانی من خیلی بدبختم نه!!! جوابمو بدهههههه
چانی آه کشید و دستای بکی رو گرفت:بک آروم باش
بکی دستاشو از دستای چانی بیرون کشید:به من دست نززززن تو بهم دروغ میگی تو نمیگی اینجا چه شکلیه چرا!!
چانی:واقعا دوست داری بدونی؟
بکی:آره آره بهم راستشو بگووو
چانی:توی یه جای وحشتناک و غم انگیز که انگار ٣٠٠ ساله کسی توش زندگی نکردههه
چشمای بکی از تعجب گرد شد و زمزمه کرد:چ..چی!!
چانی:بازم برات بگم؟؟ دوست داری بدونی؟ یه تخت رنگ و رو رفته تو اتاقته با یه کمده داغون همییین…
چشم های بکی پر از اشک شد باورش نمیشد تو یه همچین جایی زندگی کنه
چانی:ببین بک ناراحت نشو ولی برادرت اصلا بهت نمیرسه اتاق تو الان…تاریکه تاریکه و من با چراغه گوشیم دارم میبینمت
بکی خودشو کشید یه گوشه و زانوهاشو بغل کرد:نه این امکان نداره…مگه میشه؟ داری دروغ میگی چانی داری بهم دروغ میگی
چانی خودشو به بکی نزدیک کرد:دروغ نمیگم بک
بکی: تو…تو داری دروغ میگی داداشه من همچین کاری باهام نمیکنه
چانی:باشه بیا امتحان کنیم الان ساعت ٨ شبه برادرت باید خونه باشه صداش کن…اون اینجا نیست بک اون رفتههههه اون تو رو اینجا تا صبح ول میکنه و میرههههه تو…توی تاریکی تنهای تنها میشینی و مثله احمق ها فقط به رو به روت نگاه میکنیییییی
اشک های بکی رو گونه اش سرازیر شد نه این امکان نداشت باورش نمیشد که برادرش اینکارو باهاش بکنه
چانی:ببین بکی ببخش که رک این حرفارو میزنم ولی با تو کاملا مثله یه حیوون رفتار میشه
بکی سرشو تکون داد:نه…نههههه داری دروغ میگیییییی این امکان ندارههههه
چانی:چرا باید بهت دروغ بگم؟؟ ببینم اصلا تو مطمعنی اون مرد داداشته؟
بکی حالش بدتر و بدتر میشد تا جایی که اینقدر سرفه کرد تا خون بالا آورد
چانی وحشتزده به بکی که رو زمین افتاده بود و خون از دهنش رو زمین میریخت نگاه کرد…احساس میکرد کله بدنش میلرزه دو زانو روی زمین نشست و به بکی که همچنان سرفه میکرد نگاه کرد قدرته صدا زدنشم نداشت
بکی عق زد و دوباره خون از دهنش بیرون پاشید
چانی رنگ پریده به بکی نگاه میکرد با بغض گفت:ب.بک….چرا….اینجوری شدی؟!
بکی:حا…حالم….خو…ب…نی…س
چانی بدنه بی جونه بکی رو بغل کرد و سریع به بیمارستان رسوند….

١ ساعت بعد

چانی:دکتر…دوستم خوبه؟
دکتر سرشو تکون داد:مشکلی نیست آقای پارک دوستتون فقط از کمبود ویتامین رنج میبره دچاره سوء تغذیه شده…
چانی:چییی؟!
دکتر:ایشون نابینا هستن؟
چانی سرشو تکون داد:آره
دکتر:ولی چشماشون به آدمای نابینا نمیخوره
چانی:چطور مگه
دکتر:نابینایی ایشون مادرزادیه؟
چانی:نه…تا اونجا که من میدونم بر اثره تصادف بوده
دکتر تعجب کرد:خب چرا برای درمان خودشونو نشون ندادن؟
چانی:نمیدونم…البته وضع مالیشون زیاد خوب نبوده
دکتر کارتی رو به چانی داد:دوستتون رو حتما به اینجا ببرین تا معاینه اش کنن
چانی:دکتر…یعنی…امیدی هست؟
دکتر خندید:شاید باشه به نظرم بهتره که معاینه بشه…حیفه پسره جوونی مثله ایشون نتونه این دنیای زیبا رو بیینه
چانی چند بار تعظیم کرد:وا..واقعا ممنونم واقعا ممنونم
دکتر لبخند زد و از اتاق بیرون رفت
چانی با عجله خودشو به بکی رسوند و رو تختش نشست:بککک بیداری؟
بکی چیزی نگفت
چانی:اهم…خوابی؟
بکی چشماشو باز کرد و زمزمه کرد:چا..چانی
چانی:جونم…عزیزم خوبی؟
بکی:آره خوبم
چانی:خوشحالم
بکی:من چمه چانی؟! مریضم؟
چانی:نه بک مریض نیستی فقط باید از این به بعد زیاد غذا بخوری
بکی آه کشید:کاش مریض بودم…کاش بهم خبر میدادی که به زودی قراره بمیرم
چانی:یااااا….اینجوری حرف نزن
بکی: خسته شدم چانی…. از اینکه همه جا برام سیاهه خسته شدم…از دروغ خسته شدم….
چانی دستای بکی رو گرفت و بوسه ی آرومی بهشون زد:بک من هیچوقت بهت دروغ نگفتم
بکی: از کجا باور کنم؟! من هیچی نمیبینم…ازم انتظار داری باور کنم که برادرم کسی که اینهمه سال مراقبم بوده شبا میزاره و میره و منو که نابینامو تنها میزاره! میخوای اینو باور کنم؟
چانی:بک…من نمیخوام تو توی اون خونه ی وحشتناکه تاریک زندانی باشی….میخوام راحت زندگی کنی…
بکی سرفه کرد و وحشتزده دستشو رو لباش کشید
چانی:چی شده بک؟
بکی:از دهنم خون میاد؟
چانی:نه عزیزم اون خون اون چیزی که فکر میکنی نیست
بکی:میخوام با داداشم حرف بزنم
چانی: باشه میریم خونه اونوقت باهاش حرفم میزنی خوبه؟
بکی دستاشو رو چشماش گذاشت:چشمام درد میکنه
چانی نزدیک تر رفت و بکی رو بغل کرد:امروز خیلی اذیت شدی عشقم….بخواب یکم استراحت کن
بکی شروع کرد به اشک ریختن: نمیخوام باور کنم چانی…بگو که بهم دروغ گفتی
چانی بوسه ای رو گونه ی خیسه بکی زد:بهش فکر نکن…همه چی درست میشه
بکی دستاشو رو صورته چانی کشید و بغض کرد: حتی اگه…داداشم از پیشم بره….حتی اگه ازم خسته بشه و دیگه نخواد ازم مراقبت کنه….تو…پیشم میمونی!؟ تو منو تنها نمیزاری مگه نه!
چانی سره بکی رو به سینه اش چسبوند: این فکرای مسخره چیه میکنی تو! مگه میشه من و داداشت تو رو تنها بزاریم؟
بکی دندوناشو رو هم فشار میداد و اشک میریخت
چانی خندید:گریه نکن بک…اگه بخوای اینجوری گریه کنی چشمای قشنگت درد میگیرن
بکی: کاش میتونستم بیینم…کاش میشد خودم با چشمام واقعیتو میدیدم….
چانی:من که میبینم بهت همه چیو میگم
بکی: چانی خودتو به خاطره من اذیت نکن…به کاره خودت برس…
چانی:ششش….الان فقط بخواب ویتامیناتم خودم بهت میدم سره ساعت تو فقط خوب شو عشقم من خودم همه چیو درست میکنم
بکی لبخند کمرنگی زد
چانی زمزمه کرد:حالا لبامو ببوس تا یکم سرحال شم
بکی:چانی حوصله ندارم
چانی:زود باششش
بکی:من نمیتونم پیداشون کنم
چانی خم شد و آروم لبای بکی رو بوسید:دوستت دارم
بکی:چانی زود برگردیا من باید زود برم و با داداشم حرف بزنم….
چانی:باشه باشه عزیزم

چانی سریع رفت دانشگاه و به استاد ها قضیه ی بکی رو گفت تا حذفش نکنن…
لوهان با موهای به هم ریخته و یه پفک تو دستش نشست بغل دسته چانی
لوهان:سلام چانییی
چانی:سلام لوهان چطوری؟
لوهان:کجایی توووو!!! دلمون پوکید
چانی یه پفک برداشت و خندید: درگیر بودم
لوهان:درگیره چی؟؟ببینم زن گرفتی؟!
چانی:آره قراره بگیرم
لوهان چند بار پلک زد: واقعا؟! وای خوش به حالت
چانی بلند خندید:چرا؟!
لوهان:خب منم زن میخوام مامانم اینا میگن زوده ولی من میخوام دیگه خسته شدم از بس فیلم سک.سی نگاه کردم
چانی از خنده تعادلشو از دست داد و پرت شد رو زمین:وااای خدا نکشتت دیوانه ی وراج
لوهان نیشخند زد: من برا خنده نگفتما واقعنی گفتم…ببینم از اون پسر کوره خیر نداری؟ اونم غیبیده
چانی از رو زمین بلند شد و خودشو تکون داد:ببینم تو میدونی کیفه بکی رو کیا دزدیدن؟
لوهان چشماشو درشت کرد:قراره این یه راز باشه
چانی رو به روی لوهان نشست:به من بگوووو
لوهان:اگه بگم منو میکشن
چانی:از کجا میخوان بفهمن؟
لوهان:نمیدونم ولی میترسم
چانی:باشه تو یه کاغذ برام بنویس
لوهان:چانی کیفشو پرت کردن تو یکی از کلاسا من اسمشونو نمیگم ولی کیفشو برات میارم
چانی:باشه برام بیارش
لوهان بدو بدو رفت تو ساختمون و بعد از ۵ دقیقه با کیفی که تو دستش داشت برگشت پیشه چانی:بیا اینم کیفش
چانی کیفو که از چند طرف پاره شده بود رو نگاه کرد و آه کشید:کاش بهم میگفتی این عوضیا کین
لوهان:به جونه خودت من بیگناهم حالا اینا بریزن سره من بد میشه
چانی:باشه لوهان عیبی نداره
لوهان:چانی این هیولا کیه داره میاد طرفمون
چانی سرشو بلند کرد و به مردی که سمتش میومد نگاه کرد اینقدر عصبانی بود که دوست داشت به سمته اون مرد حمله ور شه و درجا نابودش کنه…..
مرد به چانی خیره شد:شما آقای پارک چانیول هستین؟…………..

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

109 Responses

  1. [email protected]@

    Oh dadashast!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gif

  2. لوهان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif پسرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif آدم باشhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    اینایی که کیفشو دزدیدن،یه حدسایی میزنم ولی نمیگم!!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (33).gif با این که یه سال از سوالت میگذره ولی آهنگه قشنگه با اینکه قدیمیهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. آخه این چه زندگیه که همسره من داره :cry: :cry:
    عزیزم چانی :inlove: لوهان چی میگه اگه شیو این حرفا رو بشنوه چی؟ :rotfl: :rotfl: :inlove:
    عالی مثل همیشه :inlove: :yes: :yes:

  4. آخه این چه زندگیه که همسره من داره :cry: :cry:
    عزیزم چانی :inlove: لوهان چی میگه اگه شیو این حرفا رو بشنوه چی؟ :rotfl: :rotfl: :inlove:
    عالی مثل همیشه :inlove: :yes:

  5. وای غزیزم بکی هق هق . کاش چشاش خوب شه یعنی خوب میشع؟؟؟؟؟؟؟/ اوی اغای داداش به چانی من دسم نمیزنیاااااااا نفهمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟مرررررسی اجیییییییییی

  6. هعی بالاخره بکی واقعیتو فهمید … خیلی واسش سخت بود … حالا اصن این مرده داداششه یا نه معلوم نیس :-/
    وااااای لوهان چقد باحاله این جا … که زن می خوای آره ؟؟ :laugh: :laugh:
    مرسی آجی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  7. من یه س دارم !یادته تو قسمتای اول گفتی beacky وارد خونه میشه و مامانشو صدا میکنه ولی ج نمیشنوه!!!!! پس ینی مامانش زنده بوده خو الان مامانش کو؟؟؟ یه جوری این قضیه رو ماس مالی کن گلم!!!!!

  8. قر قر قر قر قر قرhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif از روزی که تو اینستا دیدم صبر نداشتم بیام بخونم ولی خو به دلایلی نشد کلی هم انتظار و اه و اشک کشیدمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifولی حالا که بک داره خوب میشه عاااااااااااااااااااااالیم توپ توپhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifاخریااااااااااا دستا شلــــــه دس دس دس دس
    میسی میسی میسی میسی میسی :-* :-*

  9. بقیهههههههههههههههههههههه جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn: :yawn:

  10. بکیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove:

  11. بکیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ای لولوی بوووووووووووووووووووووووووووووووووووق :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff:
    فدای چانیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    من این داداش بکیو میییییییییییییییییییییییییییییییییییییکششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششم……ای نفس کششششششششششششششششششششششششش……ولم کنینیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :pissedoff: :stop: :stop: :stop: :stop: :waving: :waving: :waving: :waving:

  12. آخ جون کاش بکی خوب شه :-D آجی نکنه آخرشو غم انگیز تموم کنیا :cry: خوب وخوش به هم برسنا :-D مرسسسسسسییییییییییی خیلی قشنگ بود آجی :-*

  13. خیلی خوف بود ممنون
    وای خدا این داداش بکی اگه کاری با چانی بکنه با من طرفه
    من میدونم اونایی ک کیف بکی رو گرفتن کای و کریس بودن هههققققق
    زود بعدیشو بزار ممنون

  14. سیلاااااااااااااااااام میسییییییی عالی بود افجی………….
    اخییییییییی بمیرم برا بکهیون که چقدر مظلومه هق…………….
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ لوهاااااااااااااااااااااااااااااااانممممممممممممم تو غلط کردی از این فیلم خاک بر سری ها میبینیییییییییییییییی
    ماری بدو بابامو جمع کن……….
    میسیییییییییییی عالی بود

  15. Luhaan!! bezanam dahaneto khun biaraam?!! Pas man Chiaam!? :-D :laugh:
    baeki’e Azizaaam.. <3 Chanyeol kari mikone ke baek khub beshe.. :-)
    Baekyeol kheili dus daraam!! :D <3
    Aji samiraa mersi Babate nFic'e Ghashang.. ,<3
    Alie!! <3 <3
    :inlove: :inlove: :yes: :yes: :yes: :yes: :heart:

  16. هوراااااااااااااااااااااا بکی جووووونم داره از دست داداش نفهمش خلاص میشهههه :laugh: امیدوارم چشمای خوشملشم خوب بشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    اجی جووووووونم عالییییییییی بوووود مثل همیشه واقعا خسته نباشی و مغسییییییییییییییییی♡♡♡ :heart:
    بکیولمممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    بازم مغسی بوووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  17. مرسی اونی عالی بود اخ جون ممکنه بکی خوب بشه..امیدوارم چانی یه درسه خوب به داداشه بده..اونی لطفا ادامشو زودتر بذار مرسسیییییییییییییییییییییی :-*

  18. بیچاره بکهیوننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن:( چقد دلم واسش میسوزه:( هعیییییی خیلی خیلی قشنگ بود سمیراجونممممممممممممممممم روز خوش زوی بزارش:-*

  19. درضمن لوهان چرا میخواد ازدواج کنه؟؟؟بیخود کردههههه,پس سهوووون کوووووش؟؟؟؟؟
    راستی این آهنگه پیداش نکردم,بی زحمت آپلودش کن.دوست دارم گوشش کنم.
    خیییلیییی چاکریم آجیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

  20. اوه اوهههه اجی الان یه چیزی به زهنم رسید نزدیک بود سکته کنم.اجی نکنه اخر چانی بمیره یا یه اتفاقی براش بیفته یا بخاطره بکی خودکشی کنه …بعد چشمای چانی رو به بکی پیوند بزنن…اوه اوه اجی الان میمیرم.بگو خیلاتی شدی.
    اوفففففففف قاطی کردم اجی.گریههههههههههههه

  21. این مرده به اصطلاح داداش بکهیونه؟اگه هست خدا کنه هرچی بلا هست سرش بیاد…مثل روح میمونه… چانیول جان بزن له لهش کن…
    مرسی که گذاشتی…

  22. خب بکی داره ازدواج میکنه… خخخخخخخخخخخخخخ…
    اوه اوه انقدر از این داداشش بدم میاد… شیطونه میگه باجفت پام برم تو حلقش…
    مررررررررررررررررسی اجی ادومه زووووووووووووود.
    بووووووس

  23. آخخخخخییییی مثل همیشه عالی بود
    لوهان خیلی با نمکه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif
    این داداشه بهتره زودتر از زندگیه بکهیون بره بیرون تا خودم بیرونش نکردم….
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  24. مثل همیشه محششششششر بود لولوووووووو دستم بهت نرسه فیلمهای بوقی میبینی برا من؟! :-X
    بازم میگم آجی عااااالی بود فقط زود تر بذار توروخدا دلمون پوسید دیگهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

  25. منننننننننننننننن هققققققققققققققققققققق
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ :eek:
    خعلی گشنگهههههههههههههه :hypnotized:
    ممنوننننننننننننننن زود به زود بذار که من ز دست نروم :brokenheart: :brokenheart: :brokenheart: :brokenheart:

  26. آخی بکیییییی ! :-)) :-))
    این داداش بکی داره رو اعصاب من دراز نشست میره ها !
    عالی بود آجی قسمت بعدیشم زود بذارچانی بزنه اینو شت و پت کنه :reallyangry:
    ممنون بووووووووووس :-*

  27. یااااااااااا ابر فرضصصصصصصصصصصصص…داداسه اومد.الانه که کتکو کتک کاری بشه…بعد چانی بگه بکی مال منه مرتیکه خر ازبک برو اونور تا نزدم فکتو بیارم پایین…کصافط .خخخخخخخخخخخ….
    جو گرفتگیو داشتی؟!!!! :-D

  28. Luhan zan mokhad man hastamaaa …Khune o mashin o ina Ham nemikham,,,, faghat besham Lu Ramona basame. Hamejure besh miresam ke dg in chiza nabine faghat be khodam nega kone :evilgrin: :-D tarif az khodam nabashe kheily hamechi tamamam faghat luhan biyad mano begire

  29. ای خــــــــــدا…امیدوارم این داداشش به زمین گرم بخوره راحت شیم از دستش :reallyangry: :reallyangry:
    یعنی میشه چشمای بکیم خوب بشه و بتونه ببینه؟ :cry: :-( :heart:
    مرسی سمیرا جونی..قسمت بعدی رو زود بذار :heart: :rose:

  30. الهیییی تیون برات بمیره بکی تونگران نباش چانی نجاتت میده
    داداشش خیلی عوضیه
    ممنون اجی سمیرا خیلی قشنگ بود زود قسمت بعدم بزار

  31. لووووهاااااننن!!!! فیلمای چیز دار نگاه میکنی آره؟؟؟؟؟!!! :reallyangry: چشم و دلم روشن :lamp: !!!! بچم از دست رفت تو این فیک…… پوسترم خیلی باحاله.

  32. واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدایا این مدو بگیرم با دستای خودم خفه کنم کمههههههههههه :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: عوضی آشغال بک بک منو گروگان گرفته هقققققق
    هیییییییییییی لوهان رودار شدی چند وقته قضیه چیه ؟خخخخخ
    مرسییییییییی اونی /کم بود اما چون قشنگ بود میبخشمت ها ها ها ها 8-)

  33. الهی واسه بکیم بمیرم…نهههههههههههههههههه!!چقد داداشش مزخرف و آشغالههههه!!!هییییییی :cry:
    کاشکی زودی خوب بشه بکی :cry:
    آجی چرا انقد دیر میزاری؟؟ما رو که تو دق دادی :-( (
    راستی پوستر جدید خیلی قشنگه!!خوشم اومد :inlove:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: