EP 8 (شکست) BREAK

سلام بچه ها اینم قسمت 8 فیک شکست 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این سه فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

84376431529744195319 EP 7 (شکست) BREAK

سهون صبحانه رو حاضر کرده بود واقعا با اون صبحونه حال کردم سره میز من میخوردمو سهون فقط به من نگاه میکرد یکم معذب شدم و بهش نگاه کردم:سهون برا هزارمین بار منو موقع غذا خودن نگاه نکن
سهون خندید:تو واقعا خوشگلی
با دستم موهامو به هم ریختم:سهون بس کن میخوام راحت صبحونمو بخورمم
سهون:باشه عزیزم…راحت بخور
سهون از سره میز بلند شد و رفت سمت پنجره و به بیرون نگاه کرد
به هیکله جذابش خیره شدم تو سرم فکرای بدی داشتم اینقدر که لقمه تو گلوم گیر کرد و شروع کردم به سرفه کردن
سهون وحشتزده سمتم اومد و محکم بغلم کرد:عزیززززم چی شد؟؟؟
سرفه ام بند نمیومد سهون چند بار پشتم زد و یه کم آب خوردم تا حالم جا اومد
سهون با صورته رنگ پریده بهم نگاه میکرد چشمامو بستم و نفس عمیق کشیدم
سهون:حالت خوبه؟؟
زمزمه کردم:آره خوبم
سهون:حواست کجاس عزیزم؟
خندم گرفت
سهون:به چی میخندی؟!
صدامو صاف کردم:به هیچی
سهون دستشو رو پیشونیم گذاشت:حتما غذا زیاد تو دهنت گذاشتی
دستمو دوره گردنش انداختم و بغلش کردم
سهون تعجب کرد:لوهان خوبی؟
دوست داشتم تحریکش کنم دره گوشش زمزمه کردم:یکم سرم گیج میره
سهون بغلم کرد و برد تو اتاقش و منو رو تخت خوابوند: لوهان نکنه فشارت افتاده پایین
چشمامو خمار کردم:نه سهون…چیزیم نیست
سهون به لبام نگاه کرد واقعا نمیتونستم تحمل کنم…سهون…زود باش منو…ببوس
سهون بهم نزدیک تر میشد و تپش های قلبم تندتر…
بر خلافه اون چیزی که من فکرشو میکردم سهون بوسه ای رو گردنم زد شکه شدم و چشمامو باز کردم
سهون لبخند زد:خوبی؟
-آ.آره…هه
سهون: خب عزیزم من باید برم سره کارم میمونی خونه؟
از رو تخت بلند شدم:آآ…نه باید برم یه سر دانشگاه از اونورم برم کلاس فوتبال و بعدم خونه
سهون:با کی میخوای بری کلاس؟
-با شیومین میشناسیش دیگه
سهون اخم کرد: باشه عزیزم
معنی اخمشو نفهمیدم ولی اهمیتی هم ندادم
سهون:پس حاضر شو برسونمت دانشگاه
-نه سهون خودم میرم تو برو به کارات برس
سهون خیلی جدی گفت:نه…حاضر شو خودم میبرمت
شونمو بالا انداختم:باشه
سریع حاضر شدم و رفتم پایین و تو ماشین نشستم سهون درارو قفل کرد و پشته فرمون نشست یکم تو خودش بود دوست داشتم ازش بپرسم ولی احساس میکردم ناراحت میشه
سهون بدونه هیچ حرفی راه افتاد تمومه راهو با اخم به رو به روش خیره شده بود…
-سهون چرا حرف نمیزنی؟ باهام قهری؟خخخ
سهون لبخند زد:قهر چرا عزیزم؟ یکم تو فکر بودم
-وای امروز فوتبال بازی میکنم خیلی فوتبالو دوست دارم خیلییی
سهون:اون پسره هم باهاته؟
تعحب کردم:کدوم پسره
سهون:همون که همش باهاشی
-سهون خوبه اسمشو بلدی چرا اسمشو نمیگی؟
سهون:جوابه منو ندادی
-آره من و اون با هم بازی میکنیم چرا برات سوال شده این قضیه؟
سهون چیزی نگفت بلاخره رسیدیم سریع کولمو پشتم انداختم:سهون کاری باهام نداری؟
سهون:نه مواظب خودت باش
-یاااا چرا اخم کردی؟؟ بخند
سهون:دیرت نشه
-تا نخندی من از ماشین نمیرم بیرون
سهون به چشمام نگاه کرد و لبخند زد:خیلی دوستت دارم…
خندیدم و از ماشین پیاده شدم و سمته دانشگاه راه افتادم
سهون از ماشین پیاده شد و بهم خیره شد براش دست تکون دادم:سهووووووون برووووو دیونههههه
سهون دست تکون داد و خندید
قلبم دیوانه وار میزد نمیتونستم ازش جدا بشم کاملا دیوونه شده بودم…پشتمو نگاه کردم هنوز اونجا بود طاقت نیاوردم و با سرعت دوییدم سمتش سهون با بهت نگام میکرد خودمو تو بغلش انداختم…
سهون فکر کرد اتفاقی برام افتاده شونه هامو گرفت و از خودش جدا کرد و به قیافه ی من نگاه کرد:لوهاااان عزیزم چیزی شدههه؟؟ حرف بزن چیزی اونجا بود؟؟
نمیدونستم چی بگم چون واقعا مسخره بود مجبور شدم دروغ بگم:سهوون…یه سگه مرده اونجا افتاده
سهون خندید و به صورته سرخم خیره شد: یعنی اینقدر ترسناک بود که اینجوری بغلم کردی؟ عجب پسره شجاعی
-من…از حیوونا بدم میاد سهون ببخش تورم ترسوندم…من دیگه میرم
سهون موهامو نوازش کرد:نمیزارم تنها تا اونجا بری خودمم باهات میام
-نه…نه سهون خودم میرم نیازی نیست
سهون:چرا عزیزم؟ بزار بیام نترسی
نیشخند زدم:نمیترسم خخخ یعنی بهش نگاه نمیکنم
سهون بوسه ی آرومی رو موهام زد و بغلم کرد: مواظبه خودت باش…نمیخوام یه ثانیه هم ناراحتیتو ببینم
دستمو پشتش کشیدم و لبخند زدم دوست نداشتم از بغلش بیام بیرون ولی چاره ای نداشتم باهاش خداحافظی کردم و رفتم تو کلاس نشستم پیشه شیومین
-سلام شیو
شیومین:به به آقای لوهان بلاخره اومدی سره کلاس
-مریض بودم این چند روزه استاد چیکارا کرد؟
شیومین:کاره خاصی نکرده فقط درس داده از دوستت چه خبر
-کدوم دوستم؟
شیو خندید:همون خوشتیپه سهونو میگم
-اهم…ازش خبر ندارم
شیو:منم باور کردم
-چیزه خیلی مهمی نیست خواستی باور کن نخواستی نکن
کتابامو دراوردم و بازشون کردم
شیو: لوهان ولی به نظر پسره خوبی میاد
-میشه اصلا ازش حرف نزنیم؟
شیو:چیهههه چرا ناراحت میشی؟تو که دوسش داشتی
-آره آره اصلا دوسش دارم
شیو:خب رک حرفتو بزن چرا عصبانی میشی؟
 -آره شیو دوسش دارم میدونم مسخره اس لازم نیس مسخره ام کنی
شیو:خب مسخره که هست ولی چه جوری میتونی عاشقه یه مرد بشی
سرمو تکون دادم:نمیدونم واقعا نمیدونم شیو
شیو:لوهان این پسره آخر کاره خودشو کرد…به نظرم سریع فراموشش کن یا باهاش به هم بزن تا بیچاره نشدی
-نمیتونم شیو من عاشقشم…ازم میخوای فراموشش کنم؟ چه جوری؟؟
شیو:خب آخرش که چی؟ میخوای تا کجا پیش بری؟ نکنه میخوای به مامان و بابات بگی؟
-واااای بسه شیو چرت و پرت نگووو منو اون با هم دوستیم منه خرم عاشقش شدم که یه کم دیگه بگذره اگه بتونم فراموشش میکنم
شیو: ولش کن ببینم میای کلاس؟
آه کشیدم:آره میام
عصر شد و منو شیو با هم از کلاس برگشتیم و من از خستگی خودمو رو تخت انداختم از صبح به گوشیم نگاه نکرده بودم باورم نمیشد سهون ٢٠ بار بهم زنگ زده بود سریع شمارشو گرفتم سهون با صدای گرفته ای جواب داد:الو
-سلام سهون خوبی؟
سهون:خوبم
-هه…خوبه…ببخش تو زمین بودم جواب ندادم
سهون: یعنی از صبح تا حالا سرت گرم بوده که یه لحظه هم نتونستی گوشیتو چک کنی؟
-سهون من معذرت میخوام آره میدونم کارم اشتباه بوده ولی از این به بعد…
سهون خیلی ناگهانی گفت:از این به بعد حق نداری با اون دوستت بگردیییی
جا خوردم:چیی؟!
سهون: ازش خوشم نمیاد
-سهون چرا چرت و پرت میگی!!
سهون: من از دوستت خوشم نمیاد لوهان
-ولی من دوسش دارم در ضمن تو هم با شیومین هیچ فرقی برام ندارین
سهون:واقعا؟!
-آره واقعاااا
سهون:باورم نمیشه پس یعنی بهم دروغ گفتی!
هول شدم از حرفی که زده بودم پشیمون بودم: نه منظورم این نبود سهون…
سهون:منظورت چی بود!
-سهون منظورم این بود که تو و شیو هر دو پسرین و دوستای منین منم شما..رو
سهون:کاری نداری؟ باید برم به کارام برسم
-نه سهون قطع نکن ناراحت شدی؟ ببخشید
سهون:نه عزیزم این چه حرفیه فقط یه کم کار دارم
بغض کردم:س.سهون
سهون:جانم…
-زود…بهم زنگ بزن
سهون:به محض اینکه کارم تموم شد بهت زنگ میزنم خوبه؟
-آ.آره
سهون:دوستت دارم عزیزم فعلا
گوشی رو قطع کردم و به سینه ام چسبوندم و با بغض گفتم:منم…دوستت دارم…

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

166 Responses

  1. اخىىىىى بمىرم لوهانى اذىت شدنتونبىنم سه هون دسم بت برسه مگه دختره انقدحساسه حقم داره وقتى لوهان ازدختراخوشگلتره چى بگم:|||||||

  2. لوهان جان عزیزم …… الان دقیقا با خودت چند چندی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یکی به داد اینا برسه ….. مرررررررررررسی عزیزم ….. خیلی قشنگ بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. لولووووووووووووووووووووووووووووووووووووو عرررررررررررررررررررررر
    عااااااااااااالی بووووووووووووووودددددددددددددد

  4. چرا سهون به چیزای بی اهمیت الکی گیر میده.وای لوهان منحرف.راسی سهون کارش چیه؟اجی دستت درد نکنه عالیه .فصل امتحاناته دارم با سرعت نور میخونم.اصلا نمیفهمم چی مبخونم.خخخخخخ.بوسسسسسسسسسسسسسسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  5. ای جونمممممممممممممممممممممممممممممممم لوهاااااان
    سگ مرده؟؟؟ چیز دیگه ای نبود؟؟؟ مثلا بگی یکی دنبالم کرد و …
    هووووووووف حب لوهان جان میمردی قبل از اینکه قطع کنه بگی منم دوستت دارم؟
    ایششششششش اصلا چه معنیی داره لوهان با شیومین دوست باشه؟؟؟
    لوهان مال سهون است نقطه!
    برم قسمت بعد!

  6. لوهانی نکن همچی این کارا آخر و عاقبت نداره ها خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود مرسییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif

  7. وای سهون عین این مردای ایرانی میمونه و لوهانم عین این دوست دخترای ایرانی که همش این ناز میکنه و اونم قهر میکنه.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

  8. مرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسی
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  9. ینی من عاشقه تیکه هاییم که لوهان خودشو میندازه بغله سهون..سهون واقعا خر شانسه…منم که حسوووود
    مرسیییییییییییییییییییی این پارتم مثه همیشه عالییییییی

  10. اوفففففف…لوهان میام میکشمتاااااا…ی دوست دارم اینقدر سخته؟؟!!!…اصلا سهونم راس میگه…منم از اون دوستت خوشم نمیاد…تا سهون هست…شیومین رو میخوای چ کار؟؟؟!!!!!
    ممنون آجی…بسی زیبا بیدش

  11. من آخر http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    موهاهاها سهون اینجوری دوس دالممم ! لوبیارو تنها میکنه ک خودش صاحاب شه! :vampire: :vampire:
    ای بابا من از لوهان مشتاقترم سهون اینو ببوسه ! سهونی ?:-)
    لوبیایی ؟ سگ مرده ؟ ?:-) قوه تخیل دروغ گوییت تو حلقم :-D
    مفسیییییی آبی خعلی عالییییی بووود من برم قسمت بعدی دارم بال بال میزنم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  12. دوتاشون رو اعصابن :/
    سهون ک خوووب بود چرا اینقد عزیزم عزیزم راه انداخته؟؟
    لوهانم کلا رو اعصابه= )))))
    در مورده شیو حرفی ندارم -_-
    مرسییییی ♡♡♡

  13. واییییییی لولوم از دست رفت
    البته قشنگیه داستان ب از دست رفتنشه خخخخخ
    امیدوارم سهون زیاد لولومو اذیت نکنه
    ممنون عزیزم خیلی عالی بود :heart:

  14. قضیه ی بکی توی پوستر چیهههههه
    اخر این داستانو به هم میزنههههههههههههههههههههه
    منوننننننننننننننننننننننن
    عالییییییییییییی
    چشمای تورم بذارررر
    داره تموم میشههه
    هفققققققققققققققققققققققققق
    بوسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  15. وایییییی خدا خیلییییی قشنگ بودددد
    من دیوانه وار عاشق هونهانم!!!
    این داستناهم باعث میشن بیشتر عاشقشون بشمممم
    خیلیییی عالیه مخصوصا وقتی با همن وای سهون چه راحت بوسش میکنه در کل خیلی ریلکسه!!!
    عااااااقاااا قسمت بعدو زودتر بذار دیوونه ی داستانتم!!
    سهونم خو غیرتی شده بچم!’لوهان گند زدی!!میفهمی?!گنددد

  16. سیلااااااااااااااام میسیییییییییییییییییی عالی بود اونی………
    سهون بزنم دهنت؟؟
    به تو چه دلش میخواد با شیو بگرده……..
    سمیرا یه چیز بهش بگوووووووووووووو……….
    اگه لوهانو حرص داد خودم میرمممممممممممممممممممم ………………………….
    خخخخخخخخخخخخخخخخخ
    :laugh:

  17. ووووووویییییییییییی چقدر آروم پیش میری من ادامشو میخوااااااااام.
    راستی قسمت قبله اینا رو تخت بودن وقتی تموم شد من منتظره ادامش بودم.
    مرسی عزیزم قشنگه بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  18. واییییییییییییییییی اجی جوووووووونم مثل همیشه عالیییییییییییی بود حرف نداشتتتتتت مغسیییییییییییییی:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*
    من اخرش از دست این هونهانمممممممم دق میکنم اجی هق هقققق:-(:-(:-(
    اجی زودی ادامه رو بذار مغسی بووووس:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*

  19. سهون از اون پسرای گیره خر شده!! :-| :-| :-| :-| :-| :-| :reallyangry:
    لوی منو اذیت میکنه!! :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
    شیو و لو رو میخواد از هم جدا کنه!! :-| :-| :-( :-(
    سهونی قاطی نکن دیگه پسر!! :-) :-| :-|
    خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی خوب بود آجیییی سمیرا جونی!! :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :inlove:
    مرسی بابته قیکه قشنگت.. :-* :-* :-* :-*
    فقط این سهونو آدم کن آجی… ;-) ;-) ;-)
    لویی من داره اذیت میشه ها آجیییییییییییییییییی… :cry: :cry: :cry:

  20. سهون یا دیوونس یا زیادی غیرتیه یا یه مشکل دیگه داره که ما بی خبریم
    بیچاره لوهان احساس می کنم قراره اذیت بشه
    خیلی قشنگ بود مرسی قسمت بعدی رو زودی بزار
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  21. اخیییییییییییییییی لوهاااااااااااااااااااان!سهون حسود شدددددددددددد حسادت خیلی زجراوره خدایی!
    خیلی خوشحال شدم گذاشتیشششششششششششششش ممنووووووووووووووووووون عالی بود عالیییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  22. اجی من و نابود کردییییییییییییییییییییییییییییی با این داستانت
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    عاشقشم..دارم دیوونه میشمم
    ههههههههههههههههههههههههههق ههههههههههههههههههههههههق
    مرسی عزیزمممممممممم عالی بود عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    دست درد نکنه اجی.
    خسته هم نباشی
    هونهانمممممممممممم…وای به حا سهون اگه ترکش کنه :cry: :cry: :cry: :cry:
    مرسی :-* :-* :-* :-* :-* :-* :-*

  23. واااااااااااااااای عالی بود
    سهون معلوم نی عاشقه یا ن…من تو شم
    ادامه زودی بزار…
    بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

  24. سهون چرا اینجوریه؟!..خیلی ترسناکه و مشکوک و موذیه..اصلا تعادل نداره..یه لحظه خوبه یه لحظه بدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    من که تحمل ندارم واسه قسمت بعدی صبر کنم…سمیرا جونی زود بذارش قسمت بعد رو :heart: :rose:
    عالی بود :heart:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: