EP 52 (شکست) BREAK

سلام دوستای گلم اینم قسمت 52 فیکمون امیدوارم لذت ببرین

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

1tdekntw528johiauwra EP 51 (شکست) BREAKً

چشمامو آروم باز كردم…همه جارو تار ميديدم…من كجا بودم! هر جا كه بودم گرم بود ديگه از اون سرماي وحشتناك خبري نبود….چشمامو روهم فشار دادم و دوباره بازشون كردم و صورته يه زنو ديدم كه روم خم شده
زن:به هوش اومدي؟
به زور دهنمو باز كردم:من…من كجام؟!
زن:بيمارستان…
-بي..بيمارستان؟! چرا؟!
پرستار:ديشب تصادف كردي با يه ماشين وضعت خيلي خراب بود
آه كشيدم
پرستار:فرار كرده بودي؟
-ا.از كي؟!
پرستار:كيشو بايد خودت بگي
-نه…فقط…جايي رو نداشتم كه برم
پرستار:پات پيچ خورده بود و يكي از دنده هاتم خيلي وقته مشكل داره چرا نيومدي درمانش كني؟!
-دنده ام؟!
پرستار:امروزو استراحت ميكني فردا مرخص ميشي خوشبختانه تصادف سختي نداشتي
-ا.اما با كي تصادف كردم؟!
پرستار:الان مياد منتظر باش…
خوشحال بودم كه تو بيمارستانم و سهون نميتونه پيدام كنه…
راحت سرمو رو بالشتم گذاشتم حتما هركي كه باهام تصادف كرده بود بايد يه پولي هم بهم ميداد…
موهامو يكم به هم ريختم كه مثلا نشون بدم حالم خيلي بده
در باز شد خودمو به خواب زد يه نفر نشست رو صندلي كنار تختم…
چشمامو آروم باز كردم و از تعجب داد كوتاهي كشيدم…
بيون بكهيون با قيافه ي ترسناكي بهم زل زده بود بعد از يه سال و نيم قيافش اصلا عوض نشده بود
اصلا چيزي براي گفتن نداشتم زبونم بند اومده بود…نه امكان نداشت آخه چرا بين اينهمه آدم….
-تو…اينجا چيكار ميكني؟
بكهيون:اومدم قبرتو بكنم پسره ي نكبت
تعجب كردم..
بك:عوضي چطور جرات ميكني خودتو بندازي زير ماشين من؟!!!
من…من از قصد اينكارو نكردم…
بكي خنديد:لابد تو از اون آدماي خل و چلي كه اينجوري از مردم پول ميگيري
نه…من همچين آدمي نيستممم
بكي:خفه شو پسره ي عوضي كه منو از كار و زندگيم انداختي
پوزخند زدم:تو هميشه كه تو اون پاركه ميشيني
بكهيون بلند شد و يقمو گرفت:لال ميشي يا لباتو بدوزم به هم؟!!
شكمم به شدت درد گرفت:آآه…
بكهيون يقمو ول كرد:خب بدبخت من كه بهت گفتم بيا خونه ي من دو بار باهام باش من بهت دوبرابر ميدم…
بغض كردم:من…اينكاره نيستم
بكي:باشه باور كردم…گريه نكن كوچولو حالا چقدر بدم دس از سرم برداري؟!
-من چيزي نميخوام
بكي:من ديشب بهت زدم بايد خسارتشو بدم حالا چقدر ميشه؟!
-من چيزي نميخوام فقط برو
بكي: پس رضايت بده من برم پي كارم
-باشه
بكي: پوله دوا درمونتم دادم فعلا…
بكهيون رفت بيرون و درو بست
واقعا نميدونستم قراره چيكار كنم كجا برم من كه كسي رو نداشتم…
به پام نگاه كردم ياد ديشب افتادم و لرزيدم…از سهون ميترسيدم حتي از اسمش…
شب شد همش تو فكر سهون بودم ميترسيدم درو باز كنه و منو از اينجا ببره…پتو رو تا سرم بالا كشيدم بدنم ميلرزيد سعي كردم آروم باشم اما نميشد…

صبح

پرستار:آقاي لو بيدار شيد مرخصيد
با بي ميلي از جام بلند شدم
پرستار:ما معاينت كرديم خوشبختانه مشكلي نداري فقط پاتو كه بستيم قرصاتو مرتب طبق گفته ي پزشك ميخوري تا خوب شي هزينه ي كل بيمارستانم آقاي بيون پرداخت كردن
-ا.الان كجاس؟!
پرستار:منتظره تا شما رضايت بديد
سريع پيرهنه سفيدمو پوشيدم و دكمه هاشو بستم با شلوار جين
-ببخشيد
پرستار:چيزي شده؟
-ميتونم اين دمپايي ها رو با خودم ببرم؟! آخه كفش ندارم
پرستار:مشكلي نداره
لباسامو تو يه چيزي پيچيدم و آروم رفتم بيرون و بكهيون رو ديدم كه رو صندلي بيمارستان نشسته بود رفتم رو به روش وايسادم
-سلام
بكي سرشو بلند كرد:سلام عرض شد…دنبالم بيا اين رضايتو بده من برم پي زندگيم
-آآ…يه چيزي
بكي:هوووم
-اگه رضايت ندم چي ميشه؟!
بكي اخم كرد:هيچي سرتو ميزنم
خيلي عجيب بود همون لحظه تصميم گرفتم خودمو به اين پسر بچسبونم شايد حداقل منو براي يه روز تو خونش نگه داره
بكي:را بيفت ديگه
خودمو به موش مردگي زدم:آخه پام درد ميكنه
بكي:منم سرم درد ميكنه
با آسانسور رفتيم پايين و پيش پليس…
رضايت دادم چون چاره اي نبود
بكهيون يقه ي پالتوشو درست كرد و به من كه مثل ابله ها لباسامو تو بغلم گرفته بودم و بهش زل زده بودم گفت:بگير اينم قرص هات كه از داروخونه گرفتمشون…برگرد خونتون
-من…من جايي رو ندارم كه برم
بكي بهت زده بهم خيره شد:قديم از كلاست برميگشتي كجا ميرفتي؟الانم برو همونجا…
گوشه ي كتشو گرفتم:ميشه…منم با خودت ببري؟
بكهيون بلند خنديد:كجا ببرمت كوچولو؟!
-هر..هرجايي كه ميري فقط…يه روز…بعدش ميرم و يه جايي رو پيدا ميكنم…
بكي دستمو گرفت از خودش دور كرد:برو پسرجون اون موقع داغ بودم زرزر زياد كردم فك نكن ما اينكاره ايم…
-نه من…همچين فكري نكردم
بكهيون بهم چشمك زد:باي باي
چاره اي نداشتم چون تو اين سرما نميتونستم زياد بمونم…
دنبالش راه افتادم هرجا كه ميرفت منم پشت سرش با پاي داغونم ميرفتم…
پاهام يخ زده بود تو شيشه ي مغازه به قيافه ي داغونم خيره شدم…برف رو موهاي طلاييم نشسته بود و سفيدشون كرده بود…
بكهيون تو برف ها قدم ميزد انگار اونم مثله من هدفي تو زندگيش نداشت و اين مسير براش بي انتها بود….
پاهام حس حركت نداشت اما نبايد گمش ميكردم…وسط راه دو تا پسر بچه افتادن به جونم و تا ميتونستن روم گوله هاي برف پرتاب ميكردن…
بچه:هههههههه اينو ببين با دمپايي اومده بيرون خخخخخخخ
چيزي نگفتم سهون تو اين دو سال باهام كاري كرده بود كه حتي جلوي بچه ها هم سرمى نميتونستم بلند كنم
بكهيون برگشت و بهت زده به من كه وسط بچه ها گير افتاده بودم خيره شد
حتي نميتونستم از خودم دورشون كنم دستام ميلرزيد لباسامو محكم تو بغلم فشار دادم…گوله هاي برف تو صورتم و سرم ميخورد
بكهيون سريع اومد سمتم و به بچه ها اخم كرد:برين خونه هاتون ببينم پدرسگا…برين ببينم
بچه ها سريع از اونجا فرار كردن…اشكام رو گونه هاي يخ زده ام ميريخت نميخواستم اينجوري غرورمو بشكنم اما چاره اي نداشتم….
بكهيون به من خيره شد:تو…تو چرا تا اينجا دنباله من اومدي؟!!
چشمامو رو هم فشار دادم و اشك ريختم از سرما باهام ناي حركت نداشت
بكهيون:برگرد خونت بچه
بازم دنبالش راه افتادم
بكي برگشت:مگه نگفتم برو…دنباله من نيااااا
-من…من جايي رو…ندارم…
بكي:به من چه…به من چه ربطي داره؟!! من فقط باهات تصادف كردم همه ي پولتم دادم حالا هري…
بكهيون رفت و من مثله يه بچه دنبالش ميرفتم
بكي برگشت و سرم داد زد:دنبالم نيااااااااا
-ه.هرجا بري دنبالت ميام….
بكي اخم كرد:چرا اونوقت؟!
بغض كردم: كمكم كن…خواهش ميكنم!! من…جايي رو ندارم برم…
بكي:ببينم من حتي رفيقتم نيستم كه اومدي ازم كمك ميخواي…من آدمه خطرناكيم ازم دور شو
-ك.كمكم كن…به خدا…هر…هر كاري بخواي ميكنم…فقط منو يه جا…قايم كن…خواهش ميكنم
بكهيون به پاهاي لختم نگاه كرد و آه كشيد:چه كاري مثلا ميتوني انجام بدي؟!
-هر كاري …بخواي….
بكهيون پوزخند زد:اونوقت چرا بايد قايمت كنم؟!
-چون…چون يه رواني دنبالمه
بكي بلند خنديد:من اخساس ميكنم خودت روانيي برو شردرست نكن
بكهيون رفت و رسيد به يه كوچه و جلوي در متوقف شد و بدونه اينكه بهم نگاه كنه رفت داخل و درو بست
رو پله نشستم و سرمو به ديوار تكيه دادم واقعا داشتم يخ ميزدم پاهامو تو خودم جمع كردم
نزديك به نيم ساعت اونجا نشسته بودم تا اينكه در باز شد و بكهيون به همراه يه پسر قد بلند و برنزه بيرون اومد
پسر فوق العاده خوشتيپ بود موهاي قهوه ايشو رو به بالا درست كرده بود و كاپشنه قرمز تنگ با يه جين كمرنگ تنش بود و سيگار هم ميكشيد
پسر بهت زده بهم نگاه ميكرد سرمو پايين انداختم
بسر:بك اين جوجه كيه جلو درتون؟!
بكهيون:اون مهم ني…ببين جونگين به اون اسكل ميگي سروقت بياد اينقدر نكاره مارو
پسري كه اسمش جونگين بود گفت:بك مگه اون خرو نميشناسي هميشه اينجوريه
بكهيون:باشه برو ديگه فردا ميبينمت
جونگين رو به روم نشست:اوووف چه جوجه ي خوشملي ام هس هههه…
همه جام از سرما ميلرزيد يه نيم نگاه به چشماي مشكيش انداختم
جونگين از جاش بلند شد:به پليس بگو بياد اينو جمع كنه از اينجا خخخخخ
بكهيون خنديد:حتماااا
جونگين:فعلا باي
دلپيچه گرفته بودم حالم به هم خورد و كلي رو برفا بالا آوردم
بكهيون سرشو تكون داد:چرا جلو دره من داري بالا مياري عوضييييي؟؟!!
سرمو به ديوار تكيه دادم حالم واقعا بد بود:سردمه…
بكهيون رو به روم نشست:لعنت بهت كه خودتو انداختي جلو ماشين من
سرفه كردم و به زور چشمامو باز كردم:بزار…حداقل همينجا بشينم….
بكهيون:هوووووووف….پاشو بيا تو خودتو ميزون كن بعد بزن به چاك ……………

Print Friendly

134 Responses

  1. هورااااااااااااااااااا لوهان فرار کرد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

    بکهیون سریع اومد سمتم و به بچه ها اخم کرد:برین خونه هاتون ببینم پدرسگا…برین ببینم
    اینجاش عالییییییییییییییییییییییی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif

  2. نمیدونی ک آخه، خیلی شاد شدم.تا قبلش فک میکردم بکی و لوهان با هم…
    ولی الان فک میکنم جونگین و لوهان با هم…
    خیلی شاد شدم آخه ب بکی اصن نمیومدsmile)))))))

  3. ای خداااااااااا ببین این آخر ترمی چه جوری درگیر شدیم با این امتحانا .. 6 قسمت عقب موندم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif
    خب خداروشکر این تصادف به خیر گذشت .. حدس می زدم طرف بکی باشه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    عه کای هم هست که .. من برم قسمت بعد ببینم این بکی خان قراره با لولو چی کار کنه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif

  4. بکییییییییییی!این چه وضعه حرف زدنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟فلفل بیارم؟؟؟؟خب گناه داره بچه………روانی هم خودتی……
    اصلا فک نمی کردم کای وارد داستان بشه…..ایووللللللللل
    خیلی داره باحال میشه!
    میسی

  5. ای لوووووووووووهاااااااااان خدا نگم چیکارت کنه چرا افتادی دنباله این نکبت؟آدم قحط بود؟من مرده بودم؟
    چرا منته این پسره ی جای خالی رو میکشی آخه؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif
    تو میومدی خونه ی مااااااا…..اونوقت من ازت یه پذیرایی میکردم ک نگووووووووو…..جووووووووون لوهاااااااااان به به به!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    یا امام زمان…..کای که وارد بشود از لولوی ما چ خواهد ماند؟بیچاره لوبیااااام….این کای ک ب لولو گف جوجو کاره لوهان تمومه.لوهان جان تو بد دردسر افتادی
    حالا ک کای وارده داستان شد فک کنم همه قسمتای داستان باید رمزی بشن….یا شایدم ب خاطره اتفاقایی ک تو داستان میوفته سایت فیلتر بشه زبونم لال…. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    بکهیون خان…..این کارارو میکنی ک میدنت ب یه دختره هم سنه مادربزرگت دیگه….این چ رفتاریه آخه پسرم؟خدارو خوش میاد با یه پسره ی بدبخته بیچاره این طوری رفتار کنی؟ته یون طلاقت میده….
    من دیگه حرفی ندارم….اعصابم ب شدت خورده!مگه لوهان یتیمه ک باهاش اینطوری رفتار میکنن؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    میسی عجقم.خسته نباشی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  6. اها وکای هم دیگه حق نداره بالولو جونم اینطوری حرف بزنه
    تکراربشه باهاش برخوردمیکنم و
    کای هم بایدیادبگیره باهووهاش کناربیاد

  7. اها وکای هم دیگه حق نداره بالولو جونم اینطوری حرف بزنه
    تکراربشه باهاش برخوردمیکنم
    کای هم بایدیادبگیره باهووهاش کناربیاد

  8. اخی لوهانم چقدر بدبخت شده حتی یه جفت دنپایی هم نداره.عرررر
    امیدوارم سهون عاقل شه
    یوقت سهون نمیره؟
    بکی جونم پسرخوبیه؟یوفت لولوم پسربدنشه؟من میترسمممممم
    نهههه لولوممم
    ای جان کای جونم هم هست^_________^من وقتی اسم کای امدرسماغش کردم.بنظرم کای برنزه نیست مثل بقیه اعضاست
    ویه چیز دیگه کای حق نداره سیگاربکشه من نمیذارم
    اصلا نباید جرات اینکارو داشته باشه
    کای جونم پسرخوبیه؟ای جوننننن من شکست میخواممممم
    قسمت بعدی و بیشتر بذار لطفا^_^

  9. ah khodaye man delam ashob shod in bache cheghad bad bakhate delam gereft kash misod sehun khob she betone khodesho kontorol kone …ey kash…..bade in hame sakhti….delam baraye sehunam misoze chon karash daste khodesh nist/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  10. اووووووف باورم نميشه بالاخره خودمو رسوندم تا اين قسمت حالا مث بقيه منتظره بقيشم عزيزم دلم برا لوهان ميسوزه به كجا رسيده سهونو بگو عشقم اسكيزوفرني داره عرررررررررررررر مرسي سمي جون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  11. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    این جوری ننگرین منتظر بکیم بیاد تیکه تیکش کنم عوضی کیوت
    با لولوی من این جوری حرف میزنیییییییییییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    کاااااااااااااای تو چرااااااااا ؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    اونی تائو رو بیار قیافش خلاف میزنه ولی بچم خیلی مهربون بوده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    بکی فک نکنم خوب شدم هنوز در کمینم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    لوووووووووووووووووو /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    پسرممممممممممممممممم ، پاره ی تنمممممممممممممم ، اخه چرا این طوری شدی توووو ؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ولی بهتر از سهونه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    بکی همین امشب میبریش تو خونت بهش میرسی بشه اهوی خودم افتاددددددددد ؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif
    اونی خیلی کم بیدددددددد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif ولی بازم ممنون

  12. این کای و بک چرا بالو بد میحرفنننن؟برم بکشمشون؟اییی خدا لوووووو من هستم هققققققق
    سهونننننننننننننن مگر دستم نیفتی کشتمت
    اجی بنظرم بره با کای و کایهان شه خیلیییییی باحال میشه با بکم بره باحال میشه اصا باهرکی بره باحال میشه
    اما سهونننننن نهههههههه
    عالی بود اجی بی صبرانه منتظر ادامه ام/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif

  13. من عاشق داستانتم اولاشو نتونستم نظر بزارم ولی قول میدم تا اخر داستان نظرامو بزارم خیلییییییییییییییی ممنون

  14. اجی نمیدونی چقدر گریه کردم واقعا نمیدونم چی بگم این دوروز حتی یه لحظه هم فکرم از داستانت دور نمیشد چون پشت سر هم خوندم واقعا برای این دوقسمت درد لوهانو درک کردمو حسابی گریه کردم.
    تورو خدا یکم ملایم ترش کن دیگه سر تیکه های اخر داشت قلبم وایمیستاد اخه یکم مراعات حال ما اکسو ال هارو بکن که لوهانو دیگه توی گروه نداریم.
    من که واقعا احساس میکنم لوهان قلبش برای دوری از اکسو همینطوری داغون شده.
    دلم میخواد بکهیون بهش کمک کنه تا سهونم خوب بشه وگرنه سهون میمیره ..نههههههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif

  15. اقا یه نتیجه گفتم که هیچکس جز لولو ادم نی….خخخخخ..البته اونم ادم نبود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    وای بازم خدارو شکر این قسمت از کتکای سهوون خبری نبود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

  16. يه سوال فنى همين الان يهويى /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif اگه قرارباشه لوهان وبکى در آينده با هم باشن کدومشون قرار تاپ باشه ؟ اخه من هيچ جوره نميتونم با هم تصورشون کنم نه که جفتشون کوچولو و مليح ميزنن خيلى خنثى به نظر ميان باز سهون مردونه بود يه چيزى ولى بکى ؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif

  17. خدا بگم چیکارت نکنه سهون اخه این چه بلاییه که سر لوهان اوردی؟هییییییییییی بیچاره……../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (16).gifممنون……..عالی بود……..

  18. سلام سمیرا جون ….راستش من امروز از صبح نشستم داستانو خوندم تا الان یعنی میتونم بگم واقعا ترکوندی اینقد قشنگ نوشتی که نمیدونم چه جوری توصیفش کنم …از همه فیکای قبلیت قشنگ تره …تو اون چند قسمت اول زندگی خسته کننده ی لوهانو واقعا احساس کردم با هر کتکی که سهون میزد واقعا ناراحت میشدم درسته این یه فیک و واقعی نیس اما بی نظیره …درمورد رمزم از نیلو گرفتم فک کنم بشناسیش دیگه…تو قسمتای قبل نظر ندادم ولی از این به بعد دیگه نظر میدم …امیدوارم موفق باشی عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  19. بکییییییییییییییییییییی اومدییییییییییییی کشتی منوووووووووو تا اومدیییییییی ولی با این مهربونیات هنوز نیومده کلی خوشحالم کردی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    الهیییییییییییییی من بمیرمممممممم اهو کوچولومو اینجوری نبینمممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    اوخی سهونم ینی الان داره چیکار میکنه حتما خیلیییی داغونهههه من مرررررگ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    هونهانمممممممممممممم پرپر شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اجی گلمممممم عاااااالی بوووووود مغسییییییی حرف نداشتتتت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    عشقتممممممم خسته نباشیییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  20. عزيزم به بكي اصلا خشن بودن نمياد!٨
    من با زوج اين دوتا مشكلي ندارم خخخ خيليم خوب ميشهsmile))
    مرسي عزيزمممم خيلي خوب بود

  21. الهییییییییی ببین سهون چه به روز لوهان اوردم البته بنده خدا خودشم تقصیری نداشت
    ههههقققق جایی و نداره بره داره از سرما یخ میزنه الهی سهون فدات شه بکهیون ادم باش دیگهبی ادب دهنشم که لقه بچه پرووووو
    چرا لوهان نمیره پیش شیومین خب مگه اون دوستش نیس؟؟؟؟
    ممنون آجی جونم عالی بود

  22. به بکهیون راضی هستیم!فقط برادر سهون نباشه که لوهان رو میکشه!میترسم ازش!
    خوب دستت گل شما هم درد کنه!قربون جونگ این بشم که اینقدر خوشتیپه!عشقمممممممممممممممممممممممممممممممممم!

  23. عالی بود ولی کم بود..امیدوارم بکی باهاش خوب رفتار کنه..آجی من این روزا بانت گوشیم میام واس همین نمیتونم زیاد نظر بذارم ..ولی بعدا جبران میکنم

  24. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدا جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بکی بلاخره اومد
    لولو هم عجب گیر ادمی افتاده….. منم جای لوهان بودم میچسبیدم بهش اصلا ولش نمیکردم
    میگم بکی رو دعوا کنم ولی دلم نمیاد از بس عاشق این بشرم
    هییییییییییییییی سهون چی شد؟ بیچاره!!! دلم سوخت
    گفتی قد بلند فکر کردم چانیوله خوبه باز کای بود خخخخخخخخخ
    بچه ها راست میگن کم بود ولی خوب بود… قسمت بعدی کی میاد؟

  25. ای ول کای هم تو داستان هست اخ جووون
    اگه دی او هم باشه که دیگه هیچ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    بکی هم خیلی اعصاب ادمو به هم میزنه با این حرفاش /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif

  26. ای خااااااااااک بر سرش…اینهمه من واسه این ذوق داشتم…همش کور شدددددد…بکی از سهونم روانی تره به خدا…هی…نکنه اون اسکلی که جونگین دنبالش رفت سهون باشه…وای خداااااااا….دوباره لولومو پیدا نکنه…خواهشاااااا…اصلا دلم برا لولوم داره میپوکهههههه…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifبکی هم که کلا خوردش کرد رفت پی کارششش…ولی همینکه راش داد خونه شون خیلی خوبههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    مرسی عشقم مثه همیشه عالی و تاثیرگذار و پرسوززززز/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  27. وای خیلی خوب بود بلاخره یه اتفاق خوب برای لولو افتاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    چرا بکی این قدر بی اعصابه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif
    ولی خیلی شخصیتشو دوس دارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    حالا مگه چیکارس که ایقدر سرش شلوغه خوبه لوهان فقط یه روز بیمارستان بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    کای هم که اومد ولی عاشق لولو نشه که سهون هر سه تاشونو با هم میکشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ممنون آجی خیلی خوب بود ولی کم بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  28. الهییییییی ببین لوهانم ب چ روزی افتاده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    چرا لوهان ب شیومین زنگ نمیزنه؟مگ دوستش نبود؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    هیییییی بیچاره عشقم..بیکسو تنهاااااااا شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    ممنون عزیزم عاااااالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  29. وای دلم برای لوهان میسوزه۰۰۰۰همش تقصیرها سهونه۰۰۰ایش۰۰۰۰خدا کنه آخرش همه چی خوب بشه۰۰۰البته اول داستان گفتی که این داستان ناراحت کننده اس۰۰۰ای خدا۰۰۰
    راستی یه چیزی من تازه با این وب و داستان آشنا شدم،۰۰داستانتو خیلی دوستدارم۰۰۰موفق باشی۰
    دیگه از این به بعد زیاد این جا میام۰۰۰۰

  30. جی عالییییییییییی بود وای بکی اینهمه انتظارشو میکشیدم اومد کایم اومد الان تو پوست خودم نمیگنجم<img class='wpml_ico' alt='//wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif’ src=’/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif’ />
    ولی نمیدونم چرا با اینهمه اذیتای سهون بازم دلم براش میسوزه هقققق پیشی بی عیال شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (16).gif

  31. واااااااااااا بکییییییییییی ما انقد برات ذوق داشتیم حالا اینجوری با لولو برخورد میکنی ؟؟؟نچ نچ نچ نچ
    این قسمت لوهان واقعا خیلی حقیر شده بود اعصابمو خورد کرد
    مرسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  32. اخ جوووون بکهیون وارد میشود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    ولی خیلی بیشعوره چرا با لولو این طوری برخورد میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    دلم واسه لولوم کباب شد همش تقصیر اون سهونه دیوونه ست که لولو دیکه اصلا براش غروری نمونده و به این وضع افتاده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif
    خدا کنه بکهیون دلش به رحم بیاد لولو رو چند روزی پیشه خودش نگه داره…اجییی من نگرانه یه چیزی هستم که فکر میکنم به ذهنه هیچ کس خطور نکرده….حالا که مامان بابایه لولو مردن ارثومیراث باید به لولو برسه خواهش میکنم حواست به این مورد باشه اجی..مثلا الان خونه خودش هست منتها از ترسه سهون اونجا نمیره…..این طوری نیست؟؟؟؟
    مرسیییی عزیزم وحشتناک منتظره ادامه هستم بوووووووس بخخخخخللللل/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  33. وای بکهیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونــــــــــــــــــــــــــــــــم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    انقدر خوشحال شدم که اومد تو داستان بالاخره..وای آخی جـــــــــــــــــون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif اصلا مهربون یا بدجنس دیوونه ی شخصیتشم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    مرسی سمیرا جون عالی بود مثل همیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  34. واای مرسی… بکهیون هم اومد تو داستان… یوهو الانه که قسمت های بکهان شروع شه… واای بکهیون عجب تیکه ا شده تو این داستان… قربونش برم…
    الانه چانیول خفم کنه اینجوری راجبه عشقش میگم… جونگین اوه اوه اوه اون که دیگه هیچی جای خود دارد… ببخشید پس سهونم چی؟!مرد؟!زنده اس؟! کجاست؟!
    تو پارت بعدی سهون داشته باشه ها…
    مرسی خیلی خوب بود… ولی لوهانم ب چه روزی افتاده بود… من فدات شم…

    • خخخخخخخخخخخخخ
      بلییی از الان به بعد کای هم داریم تو داسی ^___^
      سهونم مشخص میشه
      سهون فعلا از داسی میره آجی
      خواهش عزیزم

  35. آجی کم گذاشتیا…..اوخییی کایم هستش….سهون بدبخت کجاست؟؟؟ میگم این بکی مشکوک میزنه…ی کارای خلافی میکنه بنظرم….

  36. واااااای سمیرا عااااااالی بود این قسمت بعد از مدت ها من از دست سهون حرص نخوردم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    واااااای چقدر از دست این لحن بکی خندیدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifبکی عاااالیه..له خصوص فوش دادنش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    کاااااااااااای همسرم هم آمده تو داستان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    وووووییی سورپرایز شدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    لولو تا میتونی خودتو به بکی بچسبون آفرین/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    مرسی سمیرا جون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gifبیا بغلم
    بوس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  37. ووووی ! چرا این جولی شد ؟! اونجوری ک اولا بکی ب این لوهان تیکه مینداختو چ میدونم ی جورایی حواسش بش بود گفتم حالا محض اذیت کردنم ک شده یخورده تحویلش میگیره ولی واقعا ک نچ نچ بی ادب کم نزاکت ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif جوووون شوکولم وارد داسی شد ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif آجی کریسم بیار زودی کریسم موخام ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    هههعععععیییی سهونم ک ب افق پیوست ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif من گفتم لوهان حالا ک در رفته زندگیش بهتر میشه ولی اصلن نمیتونم لوبیا رو تو این شرایطی ک توصیف کردی تصور کنم. عرررررررررررررررررررررررر /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    مفسی های فراوان ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  38. لو با لو حاله بدش بکی چرا اینجوری کرد باهاش ،،،بیجاره واسه لولو غروری نمونده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifکم دنبال لو بود حالا قیافه‌ میاد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif

    من حس میکنم بکی از این خانه های فساد داره ،،لوهان هم واقعا میشه اونکاره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif

    آجی چی میشه هر روز بزاری خب /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

      • یعنی چی یه خورده درست حدس زده؟یعنی بچم بازم باید بره تو این کار؟؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif بابا بخدا لوهان دیگه اون قسمتش از کار افتاد تو خونه ی سهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif بهش رحم کنننننن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  39. اوه اوه این بکی دیگه کیه بابا؟ چقد بیرحم و سنگدل /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif به قدرت تشخیصمم آفرین میگم که فهمیدم بکی رانندست و در انتها دست و جیغ و هورررراااااااااا به خاطر فرار از دست سهون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif راستی چرا لوهان با شیو تماس نمیگیره؟ اون کمکش میکنه که /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif این بکی هم خیلی بی ادبه ها../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif وای ممنون آجی این قسمتو تند تند خوندم به نظرم کم بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif

  40. الهی بمیرم …… چرا یهو اینجوری شد…
    بکی چرا اینجوری میکنه ..والا خدا ادمو محتاج این جور ادما نکنههه
    بیچاره لوهانم..
    مرسیییییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  41. بکهیوننننننننننننننننننننننننن /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif عشقممممم اومددددد گفتم به لولوم کمک میکنه..عشقه دیگه….اصن فقط بکی لیاقت لوهانو داره ولی عاشق شخصیت لاتیشم عالیههه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif مرسییییییییییییییییییییییی محشر بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

    • بکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دارم براتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت این چه طرزه حرف زدن با لولوی منهههههههههههههههههههه بیتربیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif
      باید افتخارم بکنن که لولو میخواد بره خونشون برام نازم میکنن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
      لولو بیا خونه ی خودم هرچی خواستی بیار بالا اصلا اتاقمو به گند بکش فقط بیاااااااااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
      سهونم چی شد پس بمیرمممممم تنهایی داره چیکار میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
      اجی خیلیییییییییییی کم بود کهه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif ولی قشنگ بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
      مغسیییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *