EP 51 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟

خب قرار بود من این قسمت رو نزارم ولی شما ترکاندین خخخخخخخ ممنون از همه بابت ساپورت پست ها اما من دوست ندارم به خاطره داستانه من پست هارو ساپورت کنید من میخوام به خاطره اکسو اینکارو بکنین و به ما انگیزه بدین پس قرارمون این میشه که من هر قسمت از فیک رو با توجه به وضعیت ساپورت شما از پستا بزارم چون نویسنده ها و من کلی تلاش میکنیم برا پست ها پس فقط از شما همین انتظار کوچیک رو داریم 

بچه ها ووردپرس یه مشکلی که داره اینه که نظرا قاطی پاطیه اگه ما بعضی نظرا رو ج ندادیم برا اینه که نظر گم میشه برا همین از همه کسایی که به نظرشون جواب داده نمیشه معذرت میخوام از الان به بعد زود به نظرا ج میدم که این مشکل پیش نیاد اگه دوستی هست که رمز قسمت قبل به دستش نرسیده حتما اطلاع بده 

تکرار میکنم برا دوستانی که جدیدا وارد سایت شدن اگه مشکلی برای سایت به وجود اومد فیلتر شدن دامین,هک سرور یا مشکلات دیگه ما در این دو بلاگ زیر و اینستاگرام اطلاعیه میزنیم 

exosehun2.mihanblog.com

ohsehunfans.mihanblog.com

بفرمایید ادامه

سهون تو بغلم آروم خوابیده بود سرشو رو بالشتش گذاشتم و پتو رو روش کشیدم…
واقعا عجیب بود سهون بعد از آزار دادن من سریع آروم میشد…
سریع لباس زیرمو پوشیدم و رفتم دستشویی و کلی بالا آوردم…تو آینه به چهره ی رنگ پریده ام نگاه کردم حتی یادآوری عذابی که چند لحظه پیش میکشیدم هم تنمو میلرزوند….سهون هرکاری میتونست باهام بکنه حتی کشتنه من…دستامو شستم و با چسب زخم یه جوری جلو خونریزی رو گرفتم…از بدنم چندشم میشد چون همه جاش چسبناک شده بود میخواستم دوش رو باز کنم که سهون خیلی ناگهانی دره دستشویی رو باز کرد از ترسم داد بلندی کشیدم
سهون:لوهااان چتهههه
دستمو رو سینه ام گذاشتم…حالم بد بود خیلی بد…
-چرا نخوابیدی؟
سهون:ترسیدم فرار کنی
پوزخند زدم:مگه راهیم برام گذاشتی؟
سهون از پشت بغلم کرد و زبونشو رو کتفم کشید:کاش بدنت همینجوری شیرین بود
-سهون…
سهون:جونم…
-میشه تنهام بزاری؟!
سهون گردنمو بوسید:تنهات بزارم بازم رگتو میزنی…خودتو میکشی و تنهام میزاری
اشکامو با دستم پاک کردم:سهون…خسته ام
سهون تو آینه به جفتمون خیره شد:چقدر خوبه که کنارمی
بغض کردم و شروع کردم به گریه کردن
سهون:یااا چی شددد؟؟!
-همه…همه جای بدنم درد میکنه…هرجاشو که دست میزنی…
سهون دستاشو از رو شونه هام برداشت
-سهون…خیلی برام سخته…سخته با وجود زجرایی که بهم میدی من…من بازم دوستت دارم….لعنت به من لعنت به مننننننننن
سهون سرشو پایین انداخت
اشکامو پاک کردم:ولی نه…دیگه خسته شدم…دیگه از این دردایی که هر روز دارم تحملشون میکنم میخوام دیگه دوستت نداشته باشم…
سهون سمتم اومد و بغلم کرد:ببخشید عشقم
-اون دوربینو زود بده به من
سهون:کدوم دوربین؟!
-همونی که الان داشتی ازم فیلم میگرفتی
سهون:نه…اون ماله منه…
سریع رفتم تو اتاق و دوربینو برداشتم
سهون هلم داد افتادم رو تخت
بلند شدم و دوربینو سریع بردم دم پنجره
سهون:یااااا چیکار میکنی؟؟؟
-میخوام بندازمش پاییننننننننن
سهون:جرات داری بندازش اونوقت همینجا میکشمت
-حاضرم بمیرم اما این فیلم ازم پخش نشههههههه
سهون:ولی من نمیخوام پخشش کنم؟!
-پرتش میکنم سهون…یا پرتش میکنم یا فیلممو پاک میکنیی
سهون:باشه…باشه پاکش میکنم
-دروغ میگییییی
سهون:نه…دروغ نمیگم…
سهون اومد سمتم و دستمو گرفت و دوربینو از چنگم دراورد
-قول دادی پاکش کنی…حالا پاکش کننننن…زودباشششش
سهون هلم داد:گمشوووو
بازم بلند شدم و دستاشو گرفتم:یااااااا تو قول دادیییی پاکش کنننن
سهون محکم تو گوشم زد جلوی پاش رو زمین افتادم و پاهاشو گرفتم:سهوووون…سهووون ترو خدا پاکش کن…التماست میکنمممم…اون فیلمو پاک کنننننن
سهون خندید:میخوام هر روز این فیلمو ببینم و حال کنم…پامو ول کننن
-سهون…سهووون منو ببین….میخوای اون فیلمو به کسی نشون بدی؟سهونم فیلمو پاک کن عوضش هر کاری دوست داشتی باهام بکن چطوره؟! هااا؟؟!!
سهون خندید:به کسی نشونش نمیدم خوبه؟!
اصلا به حرفاش اعتماد نداشتم:اگه نشون بدی یعنی اینکه همه میتونن بدنه منو ببینن…دوست داری همه بدنی که ماله توعه رو نگاه کنن و لذت ببرن؟!
سهون سرشو تکون داد:من این فیلمو به کسی نشون نمیدم لوهان
سهون دوربینو رو میز گذاشت و رو به روی من وایساد:لوهان بیابخوابیم…
از رو زمین بلند شدم و رو تخت خوابیدم سهون لباساشو دراورد و خودشو تو بغلم جا داد و سرشو رو سینه ام گذاشت
ده دقیقه گذشت همش تو فکره اون دوربین بودم سهون آروم تو بغلم خواب بود آه کشیدم چی میشد همیشه اینجوری تو آرامش بودیم….
سهون:لوهاان
-هنوز نخوابیدی؟
سهون:نه…
دستامو لای موهاش کردم:چیزی میخواستی بگی؟!
سهون:خیلی دوستت دارم…
-منم همینطور…
سهون:میخوام دیگه اذیتت نکنم…اما دست خودم نیست
-بیخیال…بخواب
سهون چشماشو بست و دوباره خوابید میدونستم سهون درست شدنی نیست چون اون مریض بود شاید شکاک بود شایدم….واقعا نمیتوتستم حدس بزنم…….
یه هفته گذشت سهون هر روز کارشو میکرد دیگه بدنم جای سالم نداشت چند بار به سرم زد فرار کنم اما نمیتونستم چون سهون برام هیچ راه فراری نزاشته بود….
شب بود بارون میبارید سر میز غذا به شمع کوچیکی که جلوم میسوخت خیره شده بودم ساعت ١١ شب بود و سهون هنوز خونه نیومده بود به غذای سردش نگاه کردم و آه کشیدم از سر میز بلند شدم و غذاهارو تو سطل ریختم همون موقع سهون درو باز کرد و اومد پیشم
سهون:سلام عزیزم
زمزمه کردم:سلام
سهون:چیکار میکنی؟!
-دارم غذاتو میریزم تو سطل آشغال
سهون از پشت بغلم کرد:چرا؟!
-کجا بودی؟
سهون:با چند تا از دوستام رفته بودیم رستوران
پوزخند زدم:خوبه
سهون:معذرت میخوام عزیزم
-مهم نیست من رفتم بخوابم لباساتم دربیار یه جایی بندازشون فردا جمعشون میکنم شب به خیر
سهون دستمو گرفت:کجا میری؟!
-میرم بخوابم
سهون:منتظرم بودی نه
دستمو ول کن خسته ام
سهون:جواب منو بده
به چشماش نگاه کردم:آره منتظرت بودم…میتونستی به من یه زنگ بزنی بگی نمیای منم به جای آماده کردنه اینا به یه بدبختیه دیگم میرسیدم
سهون دستشو رو صورتم گذاشت:معذرت میخوام عزیزم
-سهون به چیه من وابسته شدی؟!! من چه کمکی بهت میکنم؟؟
سهون سرمو گرفت و به سینه اش چسبوند
-ولم کن سهون
سهون:معذرت میخوام
بغض کردم:ساعتو نگاه کن…این وقته شب نمیگی این بیچاره تک و تنها تو خونه چیکار میکنه؟!اصلا وجدان داری؟
سهون بغلم کرد و منو رو میز گذاشت:عشقم…دوستت دارم
اشکامو پاک کردم:دروغ نگو…
سهون لباشو آروم رو لبام گذاشت و لبامو محکم بوسید
چیزی نگفتم
سهون کتشو دراورد:امشب میخوام بهت حال بدم…هر کاری بگی میکنم…
سرمو تکون دادم:نمیخوام
سهون بغلم کرد و منو برد اتاق خواب و باهام خوابید…..کاری نمیتونستم بکنم…هیچ مقاومتی در مقابل کاراش نمیکردم فقط چون ازش میترسیدم….

چند روز دیگه هم گذشت سهون هیچ جوره درست نمیشد بازم کاراشو میکرد و منم فقط تحمل میکردم….صبح با تمام دردی که داشتم شروع به تمیز کردنه خونه کردم و تمامه کشوها و لباسارو بیرون ریختم…
داشتم وسایل سهون رو جمع و جور میکردم که چشمم به یه بسته ی سیاه افتاد کنجکاو شدم و بسته رو باز کردم نزدیک به ۵ تا دی وی دی توش بود با یه پاکت قرص که هیچی روش ننوشته بود کنجکاو شدم…
یکم بیشتر کمدشو گشتم و ورق قرص رو پیدا کردم اسم عجیبی داشت…اما سهون چرا این قرص هارو مصرف میکرد!!
سریع زنگ زدم زیومین و ازش شماره عموش که دکتر بودو گرفتم و زنگ زدم
-الو
دکتر:بفرمایید
سلام کردم و اسمه قرص رو به دکتر دادم
دکتر:خودتون این قرص رو مصرف میکنید؟
-آآ…نه یکی از دوستام مصرف میکنه دکتر:این دوستت تحت درمان بوده؟؟؟چه کسی این قرص و بهش توصیه کرده؟؟؟
-مگه مشکلش چیه؟! متوجه منظورتون نمیشم…
دکتر:این قرص برای افرادیه که علایم اسکیزوفرنی درشون دیده شده اما این افراد تنها با مصرف دارو خوب نمیشن بلکه باید تحت درمان باشن
-ا.اسکیزوفرنی؟! یعنی چی؟!
دکتر:شما کی بیمار میشین؟
-من…من هم اتاقیشم
دکتر:خب چیکارا میکنه؟میشه دقیق بهم بگین
-اون…اون گاهی وقتا به شدت عصبانی میشه و د.دوست دخترشو کتک میزنه…خودزنی میکنه و انگار یه نفرم کناره خودش داره….همیشه هم به دوست دخترش درمورد همه چی شک داره…آ.آقای دکتر ترو خدا بگین مشکله دوستم چیه!!
دکتر:با توجه به این قرص و اطلاعاتی که شما به من دادید متاسفانه باید بگم که دوستتون بیمار روانیه
بسته ی قرص از دستم رو زمین افتاد…
خندیدم:مگه…میشه؟!
دکتر:من فکر میکنم دوستتون مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی هستن…این یه بیماریه که،فرد را از دنیای واقعیش دور میکنه اون شخص یا اشخاصی و میبینه که بعضی اوقات بهش فرمان کاری و میدن اما بعضیا اینجوری نیستن و فقط صدایی و میشنون که باعث اذیتشون میشه اما متاسفانه بیماری دوست شما از نوع اوله و ایشون علاوه بر اسکیزوفرنی پارانویا شدید داره و این باعث بدبینیش میشه
-آ.آقای دکتر…من…من باید چیکار کنم!!؟
دکتر:بهتون توصیه میکنم ازش فاصله بگیرید و هر چه سریع تر به آسایشگاه روانی زنگ بزنید تا ببرنش چون موندن پیش فرد با این نوع بیماری فوق العاده خطرناکه…اصلا ممکنه شما یا دوست دخترشو بکشه
تشکر کردم و سریع گوشی رو قطع کردم قلبم تند میزد دستام میلرزید…چیزی که شنیدمو نمیتونستم باور کنم….سهون…سهون مریضه…اون…روانیه…
به قرص ها نگاه کردم پس اگه سهون گاهی وقت ها آروم بود به خاطره این قرص ها بوده….
دی وی دی ها رو برداشتم و سریع رفتم و یکیشونو امتحان کردم….
فیلم ها کوتاه بودن و فقط صداهای ناله توشون میومد و صفحه سیاه بود…تو تمامه فیلم ها فقط یه صدا بود اونم صدای زجر کشیدنه یه نفر…زجر کشیدنه من….
از ترس سریع ذی وی دی ها و قرص ها رو سرجاشون گذاشتم و دره کمد رو بستم…باورم نمیشد من تمامه این مدت داشتم با یه بیمار روانی زندگی میکردم آخه چطور ممکنه….
اینقدر از سهون ترسیده بودم که حتی حاضر نبودم یه لحظه هم باهاش بمونم سریع چندتا لباس لای یه پارچه پیچیدم و زیر تخت گذاشتمشون از ترس تنم میلرزید….فقط منتظر بودم سهون برگرده تا بتونم یه جوری از دستش فرار کنم….
ساعت ٧ شد و سهون درو باز کرد از ترس دندونام به هم میخورد…
سهون درو بست و سمتم اومد…از ترس زبونم بند اومده بود خودمو گوشه ی مبل جمع کردم
سهون با چشم های خمار و بی روحش به من خیره شد:بلاخره…فهمیدی
دستام از شدت ترس یخ کرده بودن و میلرزیدن
سهون دستشو رو موهام گذاشت و زمزمه کرد:نترس…من…کاریت ندارم
-به…من…من…د.د.دست نزن….
باورم نمیشد سهون حتی تلفن های خونه رم چک میکرد اون همه چیزو شنیده بود
سهون لبخند زد:من دیوونه نیستم عشقم…
-ه.هستی…تو…تو دیوونه ای…
لبخند سهون محو شد:من دیوونه نیستم
اشکام صورتمو خیس کردن
سهون زمزمه کرد:دیوونه…اونه
به دیوار نگاه کردم منظورشو نمیفهمیدم…
سهون شروع کرد به گریه کردن:اون…بهم میگه بزنمت…بهت فحش بدم…ببرمت حموم…بهت تجاوز کنم….
به دیوار نگاه کردم هیچکس اونجا نبود
-سهون…کسی اونجا نیست
سهون:هست…تو نمیتونی ببینیش…
سهون بلند شروع کرد به خندیدن
از ترس تمامه بدنم مور مور شد…
سهون از حالت خودش خارج شده بود و به من خیره شد
-سهون…سهون غلط کردم…تو دیوونه نیستی من دیوونه ام به خدا همینجوری گفتم
سهون از رو مبل بلندم کرد و پرتم کرد کف آشپزخونه کمرم درد گرفت نمیتونستم بلند شم…
سهون نشست رو سینه ام و تا میتونست با مشت تو صورتم زد و فریاد زد:من دیوونه نیستمممممممممممم….من دیوونه نیستمممممممم
هیچ مقاومتی نمیکردم از دهنم و بینیم خون بیرون میپاشید سهون موهامو گرفت کشون کشون منو تو اتاق خواب برد سرفه کردم و خونارو بیرون ریختم…
سهون شونه هامو گرفت تکونم داد:من دیوونه نیستمممممم من دیوونه نیستممممم
چشمام داشت بسته میشد…سهون محکم تو صورتم میزد
سهون:نمیزارم از پیشم بری نمیزارممممممم
سهون پای چپمو تو دستش گرفت و ضربه ی محکمی به ساق پام وارد کرد از درد فریاد بلندی زدم میدونستم که پام در رفته…
سهون بازم خندید:ح.حالا دیگه نمیتونی راه برییی حالا دیگه بازم ماله خودمی…مال خودمممممممممم
از درد ناله میکردم سهون شلوارمو دراورد میخواست بازم بهم تجاوز کنه…
نه…اگه از حال میرفتم باید تا آخره عمرم با یه روانی زندکی میکردم
با اینکه درد شدید داشتم برگشتم و با چراغ خواب محکم تو سرش کوبیدم سهون چشماشو بست و بیهوش رو زمین افتاد…

باورم نمیشد…نفس نفس میزدم پام در حد مرگ درد میکرد به ساعت نگاه کردم ١١ شب بود سریع لباسامو از زیر تخت برداشتم و از اتاق خواب بیرون رفتم و خودمو به زور به در ورودی رسوندم خوشبختانه در قفل نبود درو باز کردم و بلاخره بعد از دو سال از اون جهنم بیرون اومدم…….
با تمامه قدرتی که داشتم از اونجا دور شدم برف میبارید از ترسم حتی کفشم پام نکرده بودم پا برهنه تو برف ها لنگون لنگون راه میرفتم اینقدر ترسیده بودم که همش احساس میکردم سهون پشتمه…اصلا نمیدونستم کجا دارم میرم پاهام یخ کرده بود با بلیز خونی و صورته داغون هر کسی اگه منو میدید میترسید ولی هیچکس اونجا نبود که بهم کمک کنه….
تنفسم داشت سختتر میشد یه گوشه نشستم و دستامو با نفس داغم گرم کردم…پاهام از سرما بی حس شده بود و درد رو احساس نمیکردم…هم اشک میریختم و هم میخندیدم…باورم نمیشد که از اون زندان فرار کردم….
حالم داشت بد و بدتر میشد رو برف ها بالا آوردم حالم داشت از خودم به هم میخورد…
تقریبا یه ربعی اونجا نشسته بودم…هیچ صدایی نمیومد…از سکوت میترسیدم…از اینکه صدای نفس های سهونو بشنوم که دنبالمه….
چشمام داشت بسته میشد….نه…نباید میخوابیدم…نباید این اتفاق میفتاد…
دیگه سرمارو حس نمیکردم…لباس های یخ زدمو به سینه ام فشار دادم….
نمیدونستم ساعت چند بود با خوابم مقابله کردم نباید میخوابیدم چون اینجوری سهون پیدام میکرد…
دوباره بلند شدم و با پاهای برهنه و سر و صورت خونی راه افتادم میخواستم خودمو به یه خیابون اصلی برسونم تا شاید یه ماشین پیدا شه که کمکم کنه….
تا برسم خیابون صد بار خوردم زمین اما بازم به راهم ادامه دادم…..اما…
احساس کردم صدای سهون رو میشنوم که داد میزد اسممو صدا میکرد اون داشت به من میرسید…سایشو رو برف ها میدیدم….
از ترس به نفس نفس افتاده بودم ولی خودمو نباختم سریع بلند شدم و با پای داغونم شروع کردم به دوییدن چشمم به پشت سرم بود سهون وارد کوچه شده شده بود قدم هامو تند کردم و رسیدم به جاده….صدای بوق بلندی شنیدم و فقط همینو فهمیدم که یه چیزی محکم بهم برخورد کرد و دیگه چیزی نفهمیدم…………..(تصادف کرد با یه ماشین)

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

198 Responses

  1. نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  2. عررررررررررررررررررررررر من مررررررررررررگ
    داااااااااااااااااااااااررررررررررررمممممممممممم میییییییییییییمیییییییییییرمممممممممممممممممم!وااااااااااااااااااااااااااااااای این اولین فیکیه که اینجوری قبلم براش تند تند میزنهههههههه عرررررررر

  3. مرسییییییییییییییییییی اونیییییییییییییییییییییییییییییی لوهان در رفت هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  4. لولوی کوفته قلقلیم…با پای در رفته…با پای پرهنه…با صورت خونی و زخمی 11 شب تو خیابونای سئول در به درhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifمن برم بمیرمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  5. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    پارانوئیددددددددددددددددددددددددددددددد ؟؟؟؟ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    بیچاره لولووووووووووووووووم ببین چی از دستش کشیده http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif یعنی سهونی دیگه خوب نوموشههههههههههههه ؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif شیویمن بیا داداشت و دریابببببببببببببببببببببببببببببببب http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  6. فقط همین کم داشتیم سهون خان روانی باشه

    بدبختی لوهان ببین تا امد فرار کنه از اون طرف تصادف کرد

    ب این میگن بدشانس فلک زده

    برم ازامه ببینم این لوهان تا کجا میرسه

    اجی عالی بود مغسی

  7. الو…..یک دو سه امتحان میکنیم….عررررررررررر….بیچاره سهون…عررررررر…فین فین…یکی دستمال بده لطفا…..اصن لوهان حقشه..میخواست قبل غروسی بره تحقیق کنه ببینه شوهرش کم نداشته باشه…خخخخخ

  8. سلام خیلی ممنون از وب و داستان خوبتون اگه میشه رمز قسنت 50 و قسمت 27 رو به منم بدین خیلییییییییییییییییییی خواهش میکنم ایمیلم رو که نوشتم و اینم شماره موبایل 09133213556http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif

  9. واااااااااااااااااااااا قرار بود بکی بیاد چرا تصادف کرد؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gifای خداااااااااااااااا ای فلککککککک http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gifبخدا اگه سهون باشه و دوبار بره تو خونه نمیبخشمت سمیرا!!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifاخه ینی ک چی لوهان مردمو هی اذیت میکنن ایش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    راستی این قسمت بهتریییییینننننن قسمتی بود ک خوندم مخصوصا تیکه های اخرش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifخیییییییلی متشکرم و اینکه….
    اها منتظر ادامه ام شدییییییییدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gif
    من فک کنم لولو با بکی تصادف کرده دیگه چ شوددددد http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  10. واااااااااااااااااااااااااای نه!
    این دیگه آخر بدبختی بود
    اعصابم خرابه از دست این سهون
    من که از همون اول گفتم این روانیه شما گوش نکردین
    لوهاااااااااااااااااااااااااااااانhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif عزیززززززززززززززززمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  11. اخیییییییییییییییی بالاخره لوهان فرار کرد………مرسی………عالی بود……..اجی ببخشید من انقدر دیر نظر میذارم اخه بعضی اوقات وقت نمیکنم بیام ولی هر موقع که داستان بذاری من حتما میام نظر میذارم……..ممنون……..

  12. Midonestammmmm az avalesham goftam ravaniie vay hala chi miiishe
    Jiiiiiq
    Man akharesh ba in fic sekte mizanam chera inqad hayajaniie khob?samira jon sehun zod bezar http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    Deq mikonam be khodaaaa vay luhan chi mishe dg mage joniam monde bod vasash
    Sehun baz resid besh ahhh .ba inke sehun inhame bala saresh avord vali vaqti farar kard asan kharzoq shodama bad omadam khondam tasadof karde asbam mord kolan
    MerrrC azizam badio zood bezarrrrhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  13. اجی داشتم میخونم قلبم تند میزد انگار خودم جا لوهان بودم واقعا خیلی قشنگ توصیف کرده بودیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gifاجی ادامه اش را بزار من همیشه ازت حمایت میکنمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif

  14. وااااای سهونمممممم عشقممممم الهی بمیرم برات .. بچم مریضه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    یا خدا اونجا که به لوهان گفت پس بالاخره فهمیدی من شاخ دراوردم .. همه ی تلفنا رو چک می کنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif
    دلم برای سهون می سوزه ولی خییییییییلی خوشحالم که لولو فرار کرد .. آخه کی می تونه 2 سال این همه زجرو تحمل کنه .. فقط امیدوارم این تصادف هم چیز جدی ای نباشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    واقعا داستانت خیلی جالب و قشنگ شده مرسی ..بی صبرانه منتظرم ببینم تو قسمت های بعدی چی میشه .. ایشالا سهون درمان بشه و آخر سر هونهان بتونن با هم باشن http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  15. الهییییییی بالاخره آزادشد…دلم واسه سهونی میسوزه ولی واقعنی آدم وحشتناکیه….آجی من مطمعنم اون ماشینه مال بکی بوده…

  16. الهییییییی بالاخره آزادشد…دلم واسه سهونی میسوزه ولی واقعنی آدم وحشتناکیه….آجی من مطمعنم اون ماشینه مال بکی بوده…

  17. بیچاره لولو چقد عذاب میکشه ولی بیشتر دلم واسه سهون میسوزه اون لورو دوس داره و نمیخواد کتکش بزنه ولی دسته خودش نیسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  18. سهون دیوووووووونه اسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (15).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif
    نهههههههههه لوهان نره از پیشش سهون خیلی دوسش داره فقط باید قرصاشو مرتب بخوره تا خوب بمونه کاش درمان بشه!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ولی از یه لحاظم اگه دستش به لوهان برسه دیگه فاتح الصلوات لوهان به دیار باقی میشتابهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    اصلا نمیتونم آخرشو تصور کنم من هونهانو بیشتر از بکهان دوس دارم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    کاش بکی بهش کمک کنه تا سهونو خوب کنن ولی عاشقش نشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    ممنون خیلی قشنگ بود یعنی اونجایی که سهون گف فهمیدی؟ منم با لوهان از ترس یخ کردمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif

  19. saaaalaam bebakhshid mishe b manam ramzo bedi man too poste ghabli gofte budam ama fkonam nadide budi ^^ emailam ([email protected])http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  20. سهون یه بیمار روانی نیس دیگه…دقت کردین هروقت سرما میخورین به محض اینکه به یه کسی انتقالش میدین حالتون خوب میشه؟؟؟؟؟دقیقا قضیه سهونه…اینجوری که مارو روانی کرده هیچی واسه خودش نمونده دیگهههههه…
    لولو بدبخت…لولو بیچاره…لولو احمق اصلا…اخه چرا کفش نمیپوشی برادر من؟؟؟بیا…خوب شددددد؟؟؟؟؟این تصادفشم دقیقا به خاطر کفش نداشتنش بود…
    اخ جووووووووون قسمت بعدی که 52 باشه بکی هم میاد…..هههههههههه…..نکنه ماشینی که لولو باهاش تصادف کرد ماشین بکی بووووووووووود؟؟؟؟؟؟ای وای منننننننننhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gifوایییییی دیگه قسمت بعد قضیه بکهانییییییییی میشووووودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifوایییییی بیا وسططططططط…..الان اینقد قر تو کمرم فراوونه که اگرم بدونم کجا بریزمش جا نمییییییشهههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifبعدم دقت کردید من برا اولین بار سر دیر رسیدن غر نزدم؟؟؟؟جلل جالب…
    راستی سمی جان من فعلا تو تحریمم اساسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif…ممکنه واسه قسمت بعد خیلیییی خیلیییی دیر برسم مثلا جای دو روز دیگه چهار روز دیگه بیام هر دوتا قسمتو باهم بخونمو نظر بزارم….ولی نگران نباش هر جور شده ساپورتت میکنمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifبوس بوس بازم رمان نوشتمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  21. خداکنه لوهان برگرده کمکه همسریه بیماره من کنه گناه داره به خداhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (16).gifمن به عنوان یه دکتر امیدوارم سهون ازگروه سوم بیمارایی باشه که به درمان پاسخ میدن و به زندگیه عادیشون برمیگردنhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اگه لولوبرنگرده هم مهم نیست من هنوزم سرحرفم هستم خودم میرم پیشه سهون ولی امیدوارم بکهان بپوکه به حق پنج تن من اصلا اعصابانی نیستم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gif

  22. ووردپرس چرابامن ایجوریه؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifمنو دوست نداره؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اینجوری کامنتم هی احتیاج به تایید داره احساس میکنم بچه ی نامشروع یه خانوادم که مامانم منو قایم کرده از دسته بقیه حسه جامعه حراسی بهم دست میدهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/sj.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/sj.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

  23. هاااااپووووف نفسم بیرون اومد بالاخره..داشتم از استرس خفه میشدم.خخخخخ….تصادففففف….هق هق….یعنیی چییییی اخه این زندگیههههه؟نه زندگیهههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟کی بشه بدبختیاش تموم شه…

  24. سهونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    لوهانممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    من عاشقه داستانممممممممممممممممممممممممممممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    اینکه همش دل بدن قلوه بگیرن بی مزه اس باید یکم از هم دور بشن و سختی بکشن و…………….. تازشم اینطوری قدر همو بیشتر میدونن…… تازشم از قدیم گفتن دوری و دوستی…… تازشم…….. اوهووم….. بعلههه……. ولی اجی در کل هونهانو عشق هستااااااااااااااااااااا.. اخرشو میسپارم دسته خودت ببینم چه میکنیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    مغسییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  25. وایی عالی بود ..امیدوارم اونی که با لولو تصادف کرد بکی باشه و از دست سهون فرار کنه و سهون دستش بش نرسه..میترسم سهون ببینه و وقتی لولو چشاشو باز میکنه بازم سهونو ببینه ..از این بدتر اینکه فیلم خاک بر سری لولو دستشه نکنه پخشش کنه ..
    آجی میشه رمزای فیک لست ویش رو بفرستی اینم شمارم 09214178930 ترو خدا زود بفرس دارم از فضولی میمیرم

  26. بله بلاخره لوهان از اون خراب شده فرار کرد جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
    یعنی دوسال با اون همه سختی دلم سوخت
    عاقا من داشتم درباره ی بیماری سهون تحقیق میکردم میخواستم پیدا کنم چه مشکلی داره دیر رسیدم اشکال نداره از یه تحقیق خلاص شدم
    واااااااااااای اون راننده بکهیون باشه اخه قرار بود قسمت بعدی بیاد امیدوارم اون باشه عشقممممم سریع تر بیاد
    راستی اگه نظرات مثل دفعه قبل زیاد بود لطفا قسمت بعدی رو هم بزار
    مممنون عالییییییییییی به تمام به معنا 100% شد
    این قسمت نمیدونم ولی باحال بود

  27. ایول لولو بالاخره فرار کرد الان تصادف هم بهتر از برگشتن پیش سهونه…فقط سوال اینجاست که با بکی تصادف کرده ایا؟؟؟و اگر بر فرض با بکی تصادف کرده ایا دور از چشمه سهون میتونه لولو رو ببره که دسته سهون بهش نرسه؟؟؟…اه اجی من تا قسمته بعد خوابم نمیبرهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    مرسی اجیی بووووووووس

  28. واااااااایى خدا بالاخره تونست لو نجات پیدا کرد
    ولى دلمم واسه سهون سوخت http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    فک نکنم تو این فیک چیزى از لو بمونه
    مررررسى عزیزم

  29. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    من میرم سراغ سهون تا لوهان راحت فرار کنه

    خدا روشکر که از اونجا اومد بیروووووون …ولی با اون حاله داغون تصادفم کنه که دیگه…..

    نکنه ماشینه بکی بوده؟ بهرحال گفتی قسمته بعدی بکی میاد دیگه… ینی این کتک کاریا تموم میشههه؟؟؟؟
    لوهانم املت شد…….. من از اول گفتم سهون خل و چله ولش کن ..لوهان مگه گوش داد؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    مرسی اجیییییییییییی دیگه ساپورتم که کردیم پس مثه قبل بذار پلیییییییییییییز جونه پیشیت http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  30. دلم برای سهون میسوزه چون دست خودش نیست که اینجوری شده….ولی لوهان چه گناهی کرده که باید اینجوری زندگی کنه….
    خیلی قشنگ بوووووووود مرسی

  31. وای وایییییییییییی یعنی همش فیلم میگرفته
    ای خداااااااااااااا
    اصلا غک نمیکردم بیماریش این باشه
    وای بیچاره حالا که فرار کرد
    هههههههههههههههههههههههههههههق
    چرا با ماشین تصادف کرد
    وای اجی عالییییییییییییییییییییییی بود
    نرخدا زودی ادامش بزار
    مرسی عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  32. عجب چیزی شد… مطمئنم اینی که به لوهان زد خود خود خود بکی بود
    سهونم که دق میکنع لوهان اگه سهون و دوست داره باید بره کمکش نچ نچ نچ
    مرسی ‌ااجی بوووس

  33. عاقا من ی چیزی بگم ؟!؟! آفرین دارن هردوتای اینا ! هم لوهان ک ب خاطر عشقش این همهههههه شکنجه رو تحمل کرد ( خداییش هر کی بود تا حالا ی سه چار بار فوت شده بود ! واقعا عجب جونی داشته! من دیگه بیخود بکنم بش بگم لوبیا ) هم سهون ک باز ب خاطر عشقش جلو خودشو گرفتو لوهانو نکشت ! افرادی ک مشکل روانی حاد دارن حتا اگه کسی رو بکشنم مجرم محسوب نمیشن چون تو دوره بیماری بودن ! الان یکی ب من بگه با این مشخصات سهون خان بیمار حاد محسوب میشه ؟! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif پرسیدنم داره ؟! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    وای سمی باورت میشه هفته پیش همین بیماری پارانوعیدو از معلممون میپرسیدم ؟! خخخخخ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (33).gif
    راستی ی چیز دیگه ! یادتونه شب اول ازدواجشون لوهان اومد لباساشو عوض کنه لباساش نبودن ؟! من همچنان درگیر اون موضوعم ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (6).gif وووووی بکییییی اومد نجاتش بدهههه ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gif البت خدا کنه جریانه از چاله تو چاه نشه ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif مرسی سمیرا جونم عالی بود جیجر مث همیشه ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  34. من بر عکس بقیه با این قسمت کلى حال کردم درسته هم سهون هم لوهان گناه دارن ولى لااقل خوبیش اینه که داستان یه تغییرو تحول حسابى پیدا میکنه و از زندگى تکرارى و خسته کنندشون که همش جنگ و دعوا بود خارج میشه . http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif ممنون اونى . ولى این جورى قبول نیستا جاهاى حساس تموم میکنى http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif

  35. من برم تو اففقق محو شمممممم
    عرررررر
    سهوووننننن عزززیززززززمممممم
    لولو اون سویون واست بمیرهههه عررررر
    مررررسی سمییی جوننمممم

  36. از اونجایی ک قراره از قسمت آینده بکی وارد داستان بشه بنظرم کسی ک ب لولوزد بکی بوووووووووووووووود
    بیچاره سهون عزیزم
    مرسییییییییییییی

  37. عررررررر!!هق هقhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    دلم کبابید!!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اوخی لولوی ماماننن!!!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    راننده بکیه عایا؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    داداشمم روانی شد به سلامتی!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (1).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    مرسی عجقولی!جونه اوپامون زودتر بزار قسمت بعدو!!وگرنه من میمیرم از فووووضولی!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

  38. وااااااااااای نهههههههههههه حالا چی میشههههههههخه؟
    واااای هرچی بشه ولی خدا کنه دیگه لوهان به اون خونه جهنمی برنگرده
    هعیییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

  39. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifلووووهااااااااااااان آزااااااد شد!
    اههههههههههههههه….ولی چرا تصادففف؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    گناه دارههه…
    هعی…
    با بکی تصادف کرد نونا؟؟؟
    وای..زودتر ادامه نونا!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  40. عرررررررررررررررررر آجییییییی اشکمو درآوردی.از یه طرف از دست سهون عصبانی ام. ……از ی طرف دلم واسش کباب میشه چون مریضه. …….از ی طرف دلم واسه شوهرم میسوزه ک دربه به در افتاده تو خیابونا……….از ی طرفم فردا 2 تا امتحان دارم. ….اعصاب ندارم کhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    آخ جوووووووووووووووووووووون ایول راننده ماشین. ……..ممنون ک لوهانو زیر کردی….فردا پس فردا میرم دیه لوهانو میگیرم با بروبچ میریم جزایره هاوایی آب پرتقال میل میکنیم یوهو! همه ی دخترای سایت ب علاوه آجی سمی وسایلاتونو جم کنین همه مهمونه من….وای چ کیفی کنیم ما….http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gif
    آخه لوهان جان….عزیزم…از قدیم گفتن اول فکر کن بعد عمل کن….میزنی بیچاره داداشمو بیهوش میکنی فکر آیندش نیستی؟ بیچاره ی پاره استخونه دیگه تو بزنیش چی میمونه ازش؟ نمیگی فردا آلزایمر میگیره؟معلوله ذهنی میشه؟ضربه مغزی میشه؟ حتی شایدم بره کما!هعیییییییی بیچاره داداشم فداش شم من….دیگه از اون بچه چی موند؟فردا پس فرداس ک صدای سهونو از کوچه ها بشنویم ک میگه نون خشکیه….نون خشکیه…..http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    فدات شم زن داداشششش( الان ک تو همسره سهونی و سهون داداشه منه تو میشی زن داداشم…ایول فامیل شدیم)قربونت برم مننننن.پیشاپیش شبه یلدا رو ب همه اکسو ال های عزیز تبریک میگم.امیدوارم ک پیشه همسرانتان لحظات خوبی را سپری کنید.عاشق همتونم.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif

  41. samiraaaa!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    mese inke kollan sitetoon ba man moshkel dareee!! harchi nazar mizaram pak misheee!!!!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    halaa vel kon!
    wayyyy sehunam moshkele ravanyyy dareeee!!!
    man ke dige aslan nemikham daste in sehun be lulu beressseee!!!be hich vajjjj!!
    taze be manam ramze ghesmate ghablio nadadyyyaaa!!
    barat nazar gozashtam roo poste ramzz!!valyy oomadam didam nazaram nisttt!!!
    ramzo baram mail mikonyyyyhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

    • OMG
      سهونممممممممممممممممممممممم دلم براش اتیش گرفتهههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
      لوهانممممممممممممممممم نابود شد زیر دست سهونمممم خداکنه دست سهون نیوفتهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
      ای خداااا هونهانمممممممممممممممممممممم پرپر شددددددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
      بکییییییییییییی جوووووونمممم کجایییی بیا لولورو نجات بدهههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
      خودمم نمیدونم چی میخوام از یه طرف دلم برا سهونم میسوزه نمیخوام از لولوم جداشه از یه طرفم اگ لولو میموند حتما یه اتفاق بدی براش میوفتاد که دوست ندارم ب زبونش بیارم واقعا من دیگه طاقتم تموم شده بود چه برسه به لوهانممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
      2سال تحمل کرد همه چیش روهم از دست داد ماری برا جفتتون بمیرههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
      اجی جووونممممم همیشهههههههههه بینظیرییییییییییییییی من روانی فیکتم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
      مغسییییییییییی خسته نباشیییی اونی جوووووونم بووووووووووووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
      بیا بخلممممممممم اونی گلمممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif

  42. اقا اسکیزوفرنی هیچی…اجییییی اخه چرا پارانوئید؟؟البته خودم گفتم پارانوئید هم تو رفتاراش مشخصهههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifاجی باز حالتای خودم یادم اومدددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifلوهاااان خررررر خو ب جا این ک فرار کنی پیشش میموندییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifاسکیزوفرنییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gifپپپپپپپپاااااااررررررراااااااااااننننننننوووووووئئئئئئئیییییییدددددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifوحشتناک ترین چیزی ک میشه تجربش کردhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif

  43. سهون روانیه؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (1).gif
    لوهان تنهاش نذار گناه داره http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    آجی نمیدونی الان چه حسی دارم جیگرم واسه سهون کباب شد الهییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ینی دیگه خوب نمیشه؟؟؟؟؟؟
    سهون لوهانو خیلی دوس داره لوهان نباید تنهاش میذاشتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    من همونیم که میگفتم لوهان فرار کنه ولی الان پشیمونم نباید بره نههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    هعیییییی
    ممنوووون آجی جونمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  44. یوهووووووووو تشخیصم درست بود.چندین قسمت قبل من تو یکی از کامنتام گفتم سهون پارانویا داره … http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (47).gif اهم اهم…. از این به بعد منو دکتر آبان صدا کنید بعععللللههههه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (33).gif یعنی ناز شصتت لوهان http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifفقط کاش یکم محکمتر میکوبیدی بیشتر بیهوش میشد ولی خب بچه ام جون نداره دیگه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif راننده ماشینه بکیه آیاااااا؟؟ آجی دستم به دامنت نذاری سهون ببینش هااااا ما دیگه طاقت نداریم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif بوس از راهی بسی دوووررر http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  45. لوهان دل شیر داشته تو این 2 سال

    سهون دوباره بگیرتش دیگه تمومه

    اینقدر الان درگیر ادامم که ببینم آهو از دست هیولا در میره یا نه

    لوهان تیکه پاره بود تصادفم کنه دیگه بچم چیزیش نموند

  46. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gifس. سمیرا…من.ن گف.گفتم..س. سهون دیوونس..اسکیزوفرنی داره.. خیلی داغونهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif…بیچاره لولو…واااااییی نههههههه….تصادف کردhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif.. خدایا بکی کجاسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif؟!
    دوست ندارم دوباره دست سهون به لولو برسه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gif لولو بیچارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif…بکی جان چانیولت پاشو بیاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gifمن ار سهون میترسم…

    مرسی سمیرا جونhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: