EP 46 (شکست) BREAK

سلام دوستای عزیزم در خدمت شما هستیم با ادامه ی فیک شکست ^____^

اخطار:این فیک به خاطره بعضی صحنه های خشنش مثبت 16 هستش خواهش میکنم اگه احساس میکنین فیک روتون تاثیر میزاره این 5 قسمت رو نخونید تا داستان نرمال بشه البته ممکنه من اینقدر ها هم تو نوشتن قوی نباشم که بخواد تاثیر بزاره روتون اما خب بگم بهتره 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

بفرمایید ادامه

lmcv7mc70rjeeqq97gw9 EP 45 (شکست) BREAK

یه هفته گذشت همچنان اصرار داشتم جدا شیم اما سهون مخالفت میکرد و سعی میکرد دوباره دلمو بدست بیاره…
شب بود و مثل همیشه سهون پشتم خوابید تقریبا یه هفته بود من پشتمو بهش میکردم و میخوابیدم سهونم چیزی نمیگفت…
سهون:لوهان
-بله
سهون:چرا پشتتو میکنی بهم؟!
-اینجوری راحتت ترم
سهون چیزی نگفت و اونم پشتشو بهم کرد از اینکه به خودش زحمت نمیداد حتی یه کوچولو نازمو بکشه خیلی اذیتم میکرد…
تقریبا هر شب گریه میکردم دلم برا خونمون و پدر و مادرم تنگ شده بود اما اجازه نداشتم ازشون خبر بگیرم…
صبح از خواب بیدار شدم و به جای خالی سهون خیره شدم دلم براش تنگ شده بود دلم برای سهون خودم تنگ شده بود….
بلند شدم لباسامو پوشیدم و رفتم کلاس
شیومین برام دست تکون داد رفتم پیشش و لبخند کمرنگی زدم
شیو:لوهان چرا نیومدی یه هفته؟؟
سرمو پایین انداختم
شیو:چته لوهان؟!
بغض کردم:من…خوبم
شیو دستمو گرفت و نشوند رو صندلی:ببین من رفیقتم بهم همه چیو بگو قول میدم کمکت کنم
اشکامو پاک کردم:دیگه هیچی نمیتونه کمکم کنه
شیو:چی شدهههههه؟!!
شال گردنمو باز کردم و گردنمو بهش نشون دادم:ببین باهام چیکار کرده
شیو دهنش از تعجب باز مونده بود:همه…همه اینارو سهون کرده؟!!
سرمو تکون دادم:آره…
شیو:تو از اون عوضی کتک میخوری؟!!!
آه کشیدم:من نمیتونم به این زندگی ادامه بدم
شیو:یعنی تو وایمیسی اون بزنتت؟؟؟؟ مردونگیت کجا رفته لوهاااااان!!!!! چرا شدی مثله زناااااا؟؟؟؟تو هم بزنش تو هم کارایی که باهات کرده رو بکنننننن
-اون خیلی ترسناکه…وقتی میاد سمتم قلبم از ترس میخواد وایسه….دستام میلرزه…واقعا نمیتونم کاری بکنم
شیو: لوهان یادته چقدر بهت میگفتم اینکارو نکن اینکارو نکنننننن یادتهههه؟؟
چیزی نگفتم فقط آه کشیدم….
شیو:بدنتم اینجوریه؟
-آره بدنم کبوده….من بهش گفتم که میخوام ازش جدا شم اما اون قبول نمیکنه
شیو:بیخود که قبول نمیکنه…
کلی با شیومین حرف زدم اما بازم به هیچ نتیجه ای نرسیدم…
تو راه برگشت بودم هوا سرد بود شیو برام شیرکاکاوی داغ خرید دستمو کردم تو جیبش مثله اون روزا که با هم دوست بودیم وقتی از دانشگاه برمیگشتیم و هوا سرد بود دستمو تو جیبش میکردم تا گرم شم
شیو خندید:یادش به خیر اون روزا چ
-آره خیلی خوب بود خیلییی
شیو:مامانت همیشه کیک درست میکرد میخوردیم
دپرس شدم و چیزی نگفتم
شیو:اوه…نمیخواستم ناراحتت کنم ببخشید…
-نه…هه ناراحت نشدم
شیو:نگران نباش سهونم بلاخره آدم میشه
-نمیشه
شیو:اگه هر کاری میگه درست انجام بدی دیگه جرات نمیکنه بزنتت امتحان کن…
-من آب میخورم بهم گیر میده…
شیو:نه اینکارو نمیکنه
همینجوری که حرف میزدیم چشمم افتاد به بکهیون که به یه ماشین آلبالویی رنگ تکیه داده بود و با گوشیش بازی میکرد خیلی وقت بود که از دستش راحت شده بودم دپرس شدم دیدمش
بکهیون سرشم بالا نگرفت از کنارش رد شدیم همینجوری که برای خودمون پوزخند میزدیم سرمو بلند کردم و خشکم زد….شیرکاکاو از دستم افتاد رو زمین…

سهون با فاصله ی زیاد رو به روم وایساده بود و به دستم که تو جیبه شیو بود خیره شده بود….
شیو بهت زده به من که از ترس میلرزیدم نگاه میکرد:یاااا چی شدهههه؟؟؟
چشمم فقط به سهون بود و فکرمم فقط به بلایی بود که قراره سرم بیاد
میدونستم دیگه کار از کار گذشته اما دستمو آروم از تو جیب شیومین دراوردم
شیو به سهون که با اخم به من خیره شده بود نگاه کرد و زمزمه کرد:نترس من اینجام من براش توضیح میدم…
سهون آروم سمتم اومد حتی از ترسم نمیتونستم عقب برم…
سهون رسید بهم
دهنمو باز کردم و به زور گفتم:س.سهون اینجا…چیکار میکنی؟!
سهون پوزخند زد و به شیو نگاه کرد:تو اینجا چیکار میکنی؟!
-سهون این…این دوستمو یادت میاد؟؟شیومین؟؟همونی که…
سهون خیلی راحت بهم گفت:خفه شو
چیزی نگفتم
شیو:چرا اینجوری با همسرت حرف میزنی؟چرا اینجوری ضایعش میکنی؟؟
سهون بی توجه به شیومین گفت:پس برم کلاس برم کلاس هایی که میگفتی این بود؟!آره؟!
-نه…نه سهون شیومین دوست صمیم بوده و هست تازه ثبت نام کرده که تنها نباشم…
سهون:هنوز اجازه ندادم حرف بزنی
شیو:یاااا اون داره از خودش دفاع میکنه چرا اینجوری میکنی؟؟
سهون:فکرشم نمیکردم لوهان
-من که کاری نکردم سهون…شیو دوست قدیمی….
سهون جلوی شیومین کشیده ی محکمی به صورتم زد جوری که تعادلمو از دست دادم و خوردم زمین….
شیو:لوهااااااان….لوهان حالت خوبهههه؟؟؟
دستمو رو صورتم گذاشتم:آره…خوبم
شیومین بلند شد:هوووی مرتیکههههه چه طور جرات میکنی اینجوری بزنیششش؟؟ مظلوم گیر آوردی؟؟؟ خجالت نمیکشی؟؟؟
سهون اصلا به شیو توجه نمیکرد شیو دستاشو رو سینه ی سهون گذاشت و هلش داد:یااااااا جوابه منو بدهههههه
سهون یقه ی لباسشو درست کرد:بلند شو
-سهون شیومین دوسته منه…
سهون داد زد:بلند شووووووووو
-من باتو جایی نمیام…نمیخوامت نمیخوامتتتتتتتت
سهون سمتم اومد و دستمو گرفت و با حرص بلندم کرد:میریم خونه اونوقت میتونی بهم توضیح بدی…
-نه…نه…خونه نه….خواهش میکنم…
سهون دستمو محکم کشید دو زانو خودمو رو زمین انداختم:نههههههه من نمیاااااام…..
خودمو به زور از دستش نجات دادم و رفتم سمت شیومین…اما سهون دوباره منو گرفت محکم خوردم زمین سهون دستمو گرفت و منو کشید مثله عروسک رو زمین کشیده میشدم دستمو دراز کردم:شیووووووووو نزار منو ببرههههههه….شیوووووومییین….مین سووووووک…..نزااااار منو ببرههههههه
همینطور که به شیومین التماس میکردم چشمم خورد به بکهیون که بهت زده به من که رو زمین کشیده میشدم نگاه میکرد…دلم میخواست اون لحظه میمردم…آب میشدم…ناپدید میشدم….اشک از گوشه ی چشمم رو صورتم میریخت….
سهون بلندم کرد و نشوند تو ماشین…و درو محکم بست….
کف دستام زخم شده بود و خون میومد سهون پشت فرمون نشست و راه افتاد شیو دنبالمون میدویید و به شیشه میکوبوند:لوهاااااااااااان لوهااااااااااااان….
اما سهون بی توجه بهش راه افتاد سرمو برگردوندم و با بغض گفتم:ش..شیووو
سهون محکم زد تو سرم…سرم خم شد…چشمام پر از اشک شد
سهون:پس تمامه این مدت با این پسره بودی آرهههههه؟؟؟
-سهون بزار منم حرف بزنم
سهون:دهنتووو ببندددددد
-شیو فقط دوسته منه سهون به خدا راست میگم اون فقط….
سهون با پشت دستش محکم تو دهنم زد سرم خورد به شیشه…واقعا تحمل اینهمه بدبختی رو نداشتم…
سهون:آشغاله بی همه چیزززززز
دستمو رو لبم گذاشتم…لبم خون میومد دیگه چیزی نگفتم تا رسیدیم خونه…از اون خونه وحشت داشتم از درش دیوارش پنجره هاش…..
سهون:پیاده شو
بغض کردم:س.سهون میشه من یه چیزی بگم بعد بریم خونه؟!
سهون:گمشو تو خونه تا یه جور دیگه نبردمت
سرمو تکون دادم و آروم رفتم تو خونه از ترس میلرزیدم و قلبم تند میزد دستمو رو قلبم گذاشتم و از روی بغض آه کشیدم….
سهون دره خونه رو بست و کلید رو چرخوند و قفلش کرد…..
از ترس رو زمین نشستم و بهش خیره شدم…
سهون یقمو گرفت و بلندم کرد:خب زر بزننن به من خیانت میکنی اونم جلو خودمممممم
سرمو تکون دادم:نه سهون…نه…من اینکارو نکردم…من فقط با اون دوستم…باور کن
سهون داد زد:خفه شوووووووووووووو
دستامو رو صورتم گذاشتم
سهون:پس همش میگفتی جداشیم جداشیم برا این بود….
-نه…نه…بزار منم حرف بزنم سهون بعد دوست داشتی لهم کن
اما سهون از حال طبیعی خودش خارج شده بود و با بی رحمی تو گوشم زد….با چشمای پر از اشک بهش خیره شدم:سهوووون بزار حرف بزنم….
سهون جلو در ورودی تا میتونست کتکم زد شده بودم مثله یه توپ هرچقدر دلش میخواست مشت و لگد بهم میزد….
دستمو دور پاش حلقه کردم:س.سهوون نززن…صبر کن…اون…دوسته منه….آآه
سهون داد میزد و منم ناله میکردم تا اینکه زنگ خونه به صدا درومد
سهون نفس نفس میزد:جیکت دربیاد میکشمت
سهون درو باز کرد پیرزنی پشت در بود
سهون:بفرمایید
پیرزن:پسرم داشتم از اینجا رد میشدم صدای هوار هوار شنیدم گفتم ببینم نکنه خونه آتیش گرفته
سهون:نه خانم مشکلی نیست دارم برادرمو کتک میزنم
پیرزن:اوا برای چی
سهون پوزخند زد
پیرزن:نزنش مادر گناه داره صدای ناله هاش تمامه کوچه رو پر کرده میخوای بکشیش؟!
دستمو رو زمین کشیدم و به زور خودمو جلو در رسوندم
پیرزن با دیدنه من بهت زده شد
این تنها فرصت بود باید خودمو نجات میدادم دستمو دراز کردم:خانم…کمکم کنید
سهون موهامو تو دستش گرفت و از رو زمین بلندم کرد و برد اتاق خواب و درو قفل کرد دستمو به در کوبوندم:سهوووووون درو باز کنننننننننننننن سهوووووووون
نمیدونستم چیکار کنم پشت در نشستم…چاره ای جز شکستنه غرورم نداشتم باید التماسش میکردم شاید اینجوری ولم میکرد….
سهون درو باز کرد و وارد اتاق شد و درو بست…
سهون:فک کردی به اون زنیکه بگی کمکم کن میاد تو و بهت کمک میکنه،؟آرههههههه؟!
-سهون…من معذرت میخوام خوبه؟!
سهون:نه خوب نیست
-خب…غلط کردم…فقط منو نزن دیگه جونی تو بدنم نیست میترسم بیفتم بمیرم…
سهون اومد سمتم از ترس به در تکیه دادم:سهووون قول میدم دیگه تکرار نشه قول میدم
سهون دستمو گرفت و پرتم کرد رو تخت و لباسامو دراورد دستشو گرفتم:سهون چیکار میکنی؟!
سهون:مگه با هم ازدواج نکردیم میخوام باهات بخوابم ایرادی داره؟!
-سهون الان بدنم خسته اس…بزار شب…
سهون:تو از این به بعد باید لال شی لوهان لااااال شی و هر چی که من میگم بگی چشمممممم فهمیدی یا نهههههه؟!!!
سرمو تکون دادم:آره..آره فهمیدم
سهون شروع کرد به باز کردن زیپ شلوارم سرمو برگردوندم و فقط گریه کردم……

لوهان داستان دقیقا همینه با لباس نسبتا گشادی که میگفتم تنش میکنه با پاهای لخت

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

168 Responses

  1. قا بکی نمیتونه این بدبخت فلک زده رو نجات بده آیاااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  2. لولوم نابود شدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifخو مشخصه سهون دیوونس حداقل زنگ بزنه پلیسی تیمارستانی چیزی خو…اینطوری ک شهید میشه آخرشhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    بکیم ک عین بز فقط با تعجب نگا میکنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gifولی بکی بز متعجبم خیلی جذابه اصنhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  3. OMG http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    سهون خشن:||||چرا بک کاری نکرد؟!باعث تعجبه محل نداد و باز تیکه ننداخ:|||| http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gif
    سهیون خشن میشد تا 5قیمت بعدی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gif
    تنکس اجی ادوومه ادومهه پلیز

  4. سه‍ون پسرم این چه وضعشه مادر..‌ امروز برات گل گاو زبون دم میکنن واسه عصبت خوبه مادر
    تو این یکی مورد اصلا به بابات نرفتی پسرم
    ایشالا زلیل شی شیو ایشالا به خاک سیاه بشینی ازت نمیگذرم
    اجی سهون دیوونه اس …عااااااااایا
    مشکل داره
    لوهان خنگه
    بلد نیست از خودش دفاع کنه
    مثلا مرده
    دفاعی چیزی
    لوهان بزنش ،بزن شتو پتش کن ….مثلامردی
    نچ نچ
    مرسی عروس گلم
    کارت حرف نداره بوووووس مرسی

  5. سه‍ون پسرم این چه وضعشه مادر..‌ امروز برات گل گاو زبون دم میکنن واسه عصبت خوبه مادر
    تو این یکی مورد اصلا به بابات نرفتی پسرم
    ایشالا زلیل شی شیو ایشالا به خاک سیاه بشینی ازت نمیگذرم
    اجی سهون دیوونه اس …عااااااااایا
    مشکل داره
    لوهان خنگه
    بلد نیست از خودش دفاع کنه
    مثلا مرده
    دفاعی چیزی
    لوهان بزنش ،بزن شتو پتش کن ….مثلامردی
    نچ نچ
    مرسی عروس گلم
    کارت حرف نداره بوووووس مرسی

  6. وااااااااااااااااااااااااااااااای سهون کشتی ما رو سهون دیگه چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟ فحش بدم ناجوره … تازه من به سهون هیچ وقت فحش نمیدم اونم به خاطر داستان
    بکی چیه بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بره کمکی چیزی؟؟؟؟؟؟؟؟ دلش نسوخت
    ژیومین بیچاره نتونست بهش کمک کنه
    نزدیک بود اشک از چشام دربیاد انقدر خوبه تاثیر میزاره ولی اونقدر فقط اشک ادم درمیاد ولی من خوشم اومد چون تا به حال داستانی اشک منو دربیاره
    تبریک این اولیشه که اشکم رو دراورد
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (1).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  7. اجی من گفتم چوب قثا قدر رو تو سر لولو بزنی ن اینکه تا این حد…..قلبم وایمیسه وقتی دارم میخونم و تصورش میکنم….عررررررم میگیرهههه….من برم افسردگی گرفتم….عر

  8. aji chera nazaraye man nemiyad ah asabam khord shod aji baram ramzam nafrestadi ke man mordam in emailame:[email protected]http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

  9. دوباره کتتتتتتک؟؟تازه این دفعه خیلیییییی بدتر بووووود وای نههههههههههه من مردممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    الان من همچین حسی دارم نسبت به سهوونمممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    لوهانیمممممممم از دست رفتتتتتتت اخه خیانت ینی چی؟؟؟لولوم اینهمه دوست داره با اینک اینهمه کتکش زدی بعد میگی خیانت این دیگه اخر نامردیههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    بکیییییییییییی جوووونم شیووووووو جوووونم توروخدا شما یه کاری کنینhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    اجی گلممممممممممم خیلیییییی عااااالیهههه خیلییییییییییی فقط فک کنم من تا اخر فیکت دووم نیارم اخرش سکته میکنم یا از گریه میمیرمممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif.
    خسته نباشیییییی اونی جوووونم مغسیییییییییی توووپ بووووودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    دلم هم برات خیلییییی تنگ شده بود اجی جووونم امیدوارم همیشه سالم باشییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

    • هقققققققققققق
      اون بیچاره ها کاری نمیتونن بکنن
      خدا نکنههههههههههههههههههههههههههههههههههه عرررررررررررررررررررررررر
      منم همینطور گلممممم بیا بخلممممممممممممممم

  10. بازم لوهان کتک خورد
    دوست دارم الان این سهون تیکه پاره کنم چقد بیرحم شده

    اجی سمی خیلی کوتاه بود میشه بعدی بیشتر باشه؟

    مرسی اجی عالیییییی بود

  11. ای بابا سمی میگم نکنه سهون مواد میزنه برا همین ایطوریه.. آخه حتمی یه مشکلی داره مگه آدم دیونس اینجوری کنه..
    هیهیییییی مررررررررررررررررسی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif

  12. Jiiiiiq
    Alan mn khodamo mikosham ba in vazzz
    Sehun moshkel ravani dare man behem sabet shod kolan
    Delam khaili vase luhan misoze akhe che gonahi karde
    Baekkk bia luhano nejatt bede….
    Mn mimiram ta qesmat badiiii
    Ye vaqt nakone in jedi jedi bezane luhano bokoshe bishooorrr
    Man dg vaqan harfi nadarmmmm
    MerC azizamhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  13. ىااااا بسملااااا چه خبرههه؟ ○.○
    چرا سهون اینجوووریههه؟ راست میگه اصن جلوش نمیشه واستاد
    خعلی هم خشن و خوب :|
    ممنوووون ^_____^ :*http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

  14. یییییییییییییییاااااااااااااااااااااااااااا خدداااااااااااااااااااااااا این دیوونه اس؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif روانیه؟

    ببین چه بلایی سر لولویی میاره ؟خدا خودش رحم کنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

  15. خاک برسرت کنن لوهان همون لیاقتت کتک خوردنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (2).gifسهون خوب کاری میکنی جای منم بزنhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifولی دیگ انقدبدنزنش گناه داره بچه م….گلاقش بده بره بابا….آجی مرسییییییی بووووس.تندتندبزارباشه؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  16. عاقا من ١٨سالمه ولی بازم طاقت ندارم عررررمامانیییی:((((
    سهوننننن………نزنش لامصببببببب کشتیش:|
    نمیدونم چرا دلم میخواد لوهان با بکی به سهون خیانت کنه:))))
    ذهن من اسفالت شده رسما:))))

    خسته نباشی عزیزم!
    مرسیییییییی کلیییی :-*

  17. عاغااین سهون مرضش.چیه آخه؟؟؟؟درحدمرگ لوهانومیزنه بعدشم میگه میخوام بات بخوابم؟؟؟؟احتمالامیخوادقطع نخاعش کنه…بکی هم دیدبدبخت ایقه سهون روانی بازی درآوردک بیچاره مث بزسرجاش خشک شده بود..آجی میگم این سهون موادی چیزی مصرف نمیکنه احیانا؟؟؟

  18. وااااااااااااااااااااااااااااااااای عزیزم لوهانو زخمی کرده له کرده داغون کرده بعد حالا میخواد باهاش بخوابه هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چ رویی داره این سهون……………
    امید وارم بکهیون یکاری بکنه وگرنه یا خودمو میکشم یا این سهونو
    مرسی مث همیشه عااااالی

  19. ای جانممممممممممم لوهاااااااااااااااااانhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    جیگرم کباب شد الهیییییییییییییییی
    یه لحظه بکب تو اون حالت واسم جذاب http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    شیومین دقیقا اونجا داشت چیکار میکردhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    سهون دیگه داره شورشو در میاره ینی چی احححححح بزنم لهش کنم هووووووووووووووفhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    ممنون آجی سمیرا

  20. داستانت یه جوریه که ادم نمیدونه نظر که میخواد بده چی بگهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    ولی فقط دلم میخواد همه چی روشن شه ولی ابجی سمیرا مغز یه عالم ادم تا تو قسمت بعدو بزاری درگیرکامللللللللhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    خوب فقط میشه گفت ما هنوز هیچی نفهمیدیم ولی به امید فهمیدن این سهون بوقققققق تا قسمت بعد منتظرم

  21. الان حقشه این سهون و بزنم لهش کنم یا نه؟ الان حقشه کتک بخوره یا نه؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    این مامان سهون فکر کنم قبلا به باباش خیانت میکرده بعد باباش همش سهون و کتک میزده..با این حدس هامhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    مرسی سمیرا جونی عالی بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  22. لوهان باید هرچه سریعتر از دست سهون فرار کنه وگرنه اگه بخواد همینجوری ادامه پیدا کنه زیر دستو پای سهون میمیره……..اخی شیومین نازه……..ممنون عالی بود……..

  23. لوهان حتی یه پس گردنی هم بلد نیست به سهون بزنه ؟؟؟؟؟؟؟؟ اصا من باید برم کره چکش کنم ببینم واقعا پسره یا نه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    این قسمت خیلی کم بووووووووووووودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif

  24. اصن من دیگه شیکر بخورم از این ب بعد راجع ب قسمت بعدیو نکته اوج داستان حدس بزنم ! این شیو حلال زاده اسمشو نیاورده خودش حاضر میشه! سهون ک از خیانت لوهان میترسه برا همون این جوری آبکشش میکنه فقط ظاهرا حدس من درسته لوهان ب بکی پناه میبره چون تو این قسمتم بکی دید وضعیتو ! واااای آجیییییی لوبیام محو شد عررررر ! من با سهون کاری ندارم چون نمیدونم چرا ولی درکش میکنم! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    سمیراییی تو اوج داستانیم و من بازم صبر کردنم نمیاااد ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    مرسی عزیزم. وحشتناک منتظر ادامه ایم !http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gif

  25. اصن من دیگه شیکر بخورم از این ب بعد راجع ب قسمت بعدیو نکته اوج داستان حدس بزنم ! این شیو حلال زاده اسمشو نیاورده خودش حاضر میشه! سهون ک از خیانت لوهان میترسه برا همون این جوری آبکشش میکنه فقط ظاهرا حدس من درسته لوهان ب بکی پناه میبره چون تو این قسمتم بکی دید وضعیتو ! واااای آجیییییی لوبیام محو شد عررررر ! من با سهون کاری ندارم چون نمیدونم چرا ولی درکش میکنم! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    سمیراییی تو اوج داستانیم و من بازم صبر کردنم نمیاااد ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    مرسی عزیزم. وحشتناک منتظر ادامه ایم !http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gif

  26. من ترجیح میدم چیزی نگم تا سهون نیومده منو نزده…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    لوهان نمیتونه خرش کنه؟
    من خودم جاش بودم نمیدونستم باید چیکار کنم.
    بیچاره لوهانیییییم
    مرسی اجی خیلی خوب بود..طبیعی بود کاملا..

  27. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    لولوووووووووو….
    اوخیی….
    نونا…واقعا سخته….http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (15).gif
    حس میکنم قلبم میسوزه..این سهون خیلی وحشیههههه
    اهم اهم…خب…
    فعلا باید ببینیم بعدش چی میشه!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    قسمت بعید زود زووودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  28. واااااااااااایى خدا سهون چه قدر وحشى شده
    لوهان که مظلووووووووووم
    من زیاد از از بکهان خوشم نمىومد
    ولى بکى بیا لوهانو ببررررررررررررر
    هقققققققققق
    مررررررررسى عزیزم

  29. خببببببببببب مثه اینکه قضیه داره جدی میشه دیگه نمیشه فقط نشست و خوند و هیچ کاری نکردhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    من الان چی بگم؟!؟!؟!شیو که فقط بلده بگه نگران نباش و وعده سر خرمن بدهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gif
    بکی هم که مثله مجسمه فقط وایساده و با تعجب نگاه میکنه تعجبت بخوره تو فرقه سرم بجا اینکارا برو یه کاری بکن دیگه اههههههههههه تا کی منتظره یه عکس العملی از طرف تو باید باشم یا خودت میای یه خودی نشون میدی یا میشم مثه سهون یه بلایی سرت میارم نتونی از جات بلند شی حداقل دلم نمیسوزه دیگهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    مغسی اجیییییییییییییییییییی منتظره قسمته بعدم شدیییییییییییییییییییییییییدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  30. سمیرااااااا من آخر این داستان جان به جان آفرین میسپارم….ینی مطمئنی این لولو زنده میمونه… روحش برای ما داره داستان تعریف میکنه عایا؟! @_@ سهون چرا اینجوریع…؟! اخه آدم هم انقد خشن…من این بکی رو تیکه تیکه میکنم…خبر مرگت اونجا وایساده هیچ غلطی نمیکنه…اه اه ااه….ژیو هم که صحبتی ندارم خبر مرگش دست لولو رو میگرفت خوووو….. ای خداااااااا… من کلا قبلا میگفتم سهون ببینم میزنمش الان میگم سهون نیا نزدیکم…جاااان مادرت..^_^
    مرسی سمیرا جون :-*

  31. نموووخواااام چررا با لولو همچین میکنه روانی…وااای ابرویه لولو تو خیلبون رفت …حالا با ژیومین تا خونه رفتنش چی بووود..وووای ابروش جلو بکی رفت من اگه بووودم تو همون خیابون با خاک یکسانش میکردم ..دردم اینه که لولو خیلی خودشو ضعیف نشون میده جلو سهون…خداا کنه ژیو بره از کسی کمک بگیره تا لوهانو نجات بده…اههه اخه من چطوری تا یکشنبه دووم بیارممم..مرسی سمیرااا داستانت خیلی باحالهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  32. وای خداااااااا…بدبخت لوبیا بیچاره لوبیا…سهون الدنگ….فقط قد دراز کرده واسه من….اون بکی چلمنم که عین بز وایستاده بود سهون لوبیا رو بزنه….اخه من چی بگممممممم…اعصابم اینقد بهم ریختههههه…ینی من کافیه سهونو ببینم……………عهههههههه سمی جون شنیدم سهون خونه شماست..اجازه بدی من امشب یه سر بیام منزل همدیگرو ببینیم ها؟؟؟ چطوره؟؟؟…هم من سهونو میبینم باهاش اشنا میشم….هم تو منو میبینی…این لابه لاها ممکنه یه سهونیم جان به جان افرین تقدیم کنه…نمیدونی چه لحظه ی قشنگ و باشکوهیههههههه…اصن محشره…این که اینقد اصرار دارم همش واسه توعه هاااا…فقط برا اینکه از اون لحظه فیض ببری…وگرنه منکه کلی کار و زندگی دارم…اینا همش برا اینه که من به دوستام اهمیت میدماااا…ناهار خوب به سهون بده تا لحظات بهتری رو شاهد باشی…هرچه غذا بیشتر لحظات زیباتر اینا رابطه مستقیم دارن باهم….حالا خود دانی…میخوای غذا نده تا یه صحنه افتضاح ببینی…فعلا بای شب میبینمت…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif

  33. من از شیو خیلی خوشم میاد .. چقد هوای لوهانو داره .. واقعا به این میگن دوست ..
    الهی بمیرم برات سهونمممممم .. بسکه بچم ظاهرش سرده همیشه تو فیکا خشن نشونش می دن وگرنه می که می دونم بر خلاف ظاهرش خیلیم خوش قلب و مهربونه ..
    ولی دیگه چه میشه کرد .. الان اعصابم از دستش داغونه اساسیییییییییییی .. فقط امیدوارم آخر فیک مشخص بشه که این رفتارا و کتک زدناش دلیل داشته .. دلم برام لوهان هلاکهههه ..
    بکهیونم که صحنه رو دید .. باد منتظر موند دید واکنشش چیه .. مرسی عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  34. وای خوب شد که بکی دیدتششش … یعنی بکیم داره میاد اخ جووووون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifاولا از سهون عصبانی بودم اما حالا فقط دلم براش میسوزه لوهانو خیلی دوس داره اما دست خودش نیسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسییی اجی عالی بود مث همیشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  35. وااااااااای اجی سلامممممممم من دوباره بعد یه هفته اومدم دلم برات خیلیییی تنگ شده بووووود♡♡♡♡♡
    همین الان میخواستم قسمت های قبلی که نخوندمو بخونم که دیدم گذاشتی من ذوق مرگمممممم الان واااایییی♡♡مغسیییی که گذاشتیییی اجی هر وقت همه رو خوندم حتما نظر میذارم بووووووووووس♡

  36. واییییییییییییییییییییییییییییییی من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    وای عالی بود
    اخه سهونم گناه داره بلد نیست خودشو کنترل کنه..عررررررررررررر
    بیچاره لوهان وای گناه داره…هههههههههههههههههق
    عالی بود اجی دست درد نکنه
    فیکت فوق العادشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  37. وای سمیرا راست میگفتی قسمت قبل که گریم گرفته بود میگفتی هنوز که چیزی نشده http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif یعنی فقط خدا لوهان رو نجات بده دیگه چیزی ازش نموند. به نظرم الان لوهانو دست بهش بزنی از هم سوا میشه خخخخ آجی چه طور دلت میاد این بلاها رو سر لوهان بیاری؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif سهون بزغاله http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (2).gif ایشالله به حق پنج تن یکی پیدا بشه تور رو هم اینجوری بگیره زیر مشت و لگد. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif ایشالله ببرنت تیمارستان بهت شوک الکتریکی بدن http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif آجی من برم یه گل گاو زبون دم کنم بخورم اعصابم خط خطی شده فعلا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (44).gif ممنون آجی منتظر ادامه ام اما از ادامشم میترسم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif

  38. سهووووووووووووووووووونمممممم هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق….اخه چتتت شدهههه سهونننننن….اقا مشکلش چیه؟من دلم از همون اول براش میسوختتتتت هق هق هق هق هق

  39. عههههههههههه خواک برسرمممممممممممممممم….رسما روانی شده ایییییین…وااااا….بخدا ما هم تو فامیلمون داشتیم وقتی طلاق گرفتن درست شد…..سهون کثاااااااااااااافت اشغااااااااااااااااااال ….لوهانو عین سگ کتک میزنه خ=http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif ینییییییی چییییییییییی….خداایا امیدوارم بکهیون این صحنرو که دیده بعدا یه کاری بکنههههههههههههههههههههههه یا شیومین http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif دیگه دارم از دست سهون روانییییییییییییی میشم….امروز حتما میکشمش بخدا الان قاطیم طرفتاریشو بکنی تو هم با اون میفرستم اون دنیا با بچه هات دلمم میاد خوبم میاد http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif مررررررسی هیی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  40. من دستم به مین سوک برسه میکشمش مگه نگفت کمک لوهان میکنه پس چرا هیچ غلطى نکرد نه تنها کمک نکرد بلکه بدتر گند هم زد به زندگیشون . این دفعه باعث کتک خوردن لوهان شد دفعه دیگه احتمالا باعث مرگش میشه .http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif بکى هم عین بز واساده نگاه میکنه خب عزیزم بهش کمک کن دیگه مگه فیلم سینماییه نگاه میکنى ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif این دفعه رفتار سهون قابل درک بود چون پایه خیانت وسط بود ولى خب باید میزاشت لوهان حرف بزنه . هعععععععععى http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif مرسى خیلى تاثیر گذار بود این قسمتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  41. من سهونو لامصب خیلی دوست دارم بزن سهون بزن دلت خنک شه خخخخخخخخخخ
    لوهان تقصیره خودته کسی مجبورت نکرده بود …والا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gif

  42. واااااااااای سهون چقد ترسناک شده بود!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gif
    آخه پسر خوب چ اشکالی داره ک لوهان با ژیومینم دوس شه؟
    من واقعا دلیل عصبانیت های سهونو نمیفهمم.شاید یه مریضی داره.شایدم قبلا یه کسیو دوس داشته و بعد اون تنهاش گذاشته و بهش خیانت کرده و الانم ب خاطر همین اینقد روی لوهان حساسه!
    من در تعجبم سهون ک اینقدر لوهانو کتک میزنه چرا بلایی سر لولو نمیاد؟ جنس بدنش از چیه آیا؟سنگ؟چوب؟ فلز؟ فولاد؟ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    ولی من دلم ب حال سهون میسوزه.معلومه ک دست خودش نیست.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    هعییییی حالا ببینیم تو قسمت بعدی چی میشه…..
    ممنون آجی سمیرا.واسه قسمت بعدی لحظه شماری میکنم♥♥♥♥

  43. واااااااااا ی…..بابا سهون رسما وحشی شده ….عه عه عه ببین چه جوری بچه رو کتک میزنه …نمیخوامhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif الان دیگه فقط میخوام همین جوری که هست بمونه بدتر نشه…مرررررسی آجر جونم من نظم و تو انجام کارا از تو یاد گرفتم واقعا یه دونه ای….تنکیووو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: