EP 45 (شکست) BREAK

سلام دوستای گلم خوبین ؟بابت تاخیر معذرت میخوام حجم خبرا واقعا زیاد بود امروز برا همین دیر شد 

نظرای قسمت قبل هم همه رو خوندم فقط فرصت جواب دادن نداشتم واقعا معذرت میخوام 

بفرمایید ادامه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

سهون سمتم اومد و یقمو گرفت و از روی صندلی بلندم کرد دستام از وحشت میلرزید….
سهون:چرا گریههههه میکردیییییی جواب بدهههههههه آشغاله………
سهون فحش های ناجور بهم میداد جوری که بلند شروع کردم به گریه کردن:سهون بسههههه این حرفا چیه میزنیییی؟؟؟ حالت خوب نیس؟؟؟؟
سهون کاملا از حال خودش خارج شده بود چشماش سرخ شده بود و از عصبانیت میلرزید….
-سهوووون
سهون محکم هلم داد…خوردم به دیوار و کمرم به شدت درد گرفت رو زمین ناله میکردم که سهون خودشو بهم رسوند:به خاطره گردنت ناراحتی آزه؟؟؟ میترسی بری بیرون بهت بگن پسره ی کصافت خودفروشه عوضی آرههههههه؟؟؟؟ بهشون بگو که هستییییی بگو که هر شب زیره آدمی به اسمه اوه سهون ناله میکنی و درد میکشی بگوووووووووووو
سهون گردنمو محکم گاز گرفت جوری که احساس کردم الانه که خفه شم
سهون:الان بهتر شد…الان شدی یه عوضیه به تمام معناااا
اون موقع هیچ احساسی نداشتم فقط به یه چیز فکر میکردم اونم اینکه چی باعث شده بود سهون در این حد عصبی بشه و اون حرفارو بهم بزنه…
اون شب اینقدر از سهون کتک خوردم که از شدت درد نمیتونستم خودمو تکون بدم…
سهون سریع رفت اتاق خواب و درو قفل کرد….
بی جون رو زمین افتاده بودم و بی صدا اشک میریختم….نمیدونم چرا تو اون لحظه دلم در حد مرگ برای مامانم برا بابام برا عموم برا زن عموم برا هر جی که تو گذشته داشتم تنگ شده بود…….
دلم به حال خودم میسوخت خیلی ضعیف بودم درست مثل یه بچه ازش کتک میخوردم اما هنوز به یه چیز فکر میکردم….سهون در عرض چند ثانیه از این رو به اون رو شد….
ساعت ٢ شب بود به زور از رو زمین بلند شدم جای مشت و لگدهای سهون درد میکرد دستمو رو شکمم گذاشتم و خودمو به کاناپه رسوندم و روش دراز کشیدم…
گردنم درد میکرد دوباره شروع کردم گریه کردن…
سهون درو باز کرد سریع خودمو به خواب زدم…سهون اومد سمتم و بهم خیره شد چشمامو آروم باز کردم
سهون به سرتا پام نگاه کرد:لوهان
اشکام دونه دونه رو صورتم میریخت
سهون دستشو رو صورتم گذاشت:گریه نکن
آه کشیدم:سهون….
سهون سرشو پایین انداخت
-سهون بیا…بیا از هم جدا شیم…به خدا هم…من راحتم هم خودت…من طاقت این همه کتک خوردنو ندارم…خیلی ضعیفم…سهون جوابمو بده…
سهون اخم کرد:تو ماله منی نمیزارم یه لحظه هم ازم جدا شی پس این حرفارو نزن چون فایده ای نداره
-ا.اما تو که منو دوست نداری…
سهون:دوستت دارم من تو رو دوست دارم من عاشقتم
-دروغ میگی همش دروغه…من اون سهونه قبلیمو میخوام…من عاشقه اونم پس کجاس! کجا غیبش زد؟! من سهونه خودمو میخوام
سهون دستشو رو موهای طلاییم کشید که به خاطرش تازه رنگ کرده بودم….
سهون:موهات خیلی قشنگن
واقعا سهون انگار تو یه عالم دیگه ای بود…
-سهون…به حرفم گوش میدی؟ ترو خدا…بیا…از هم جدا شیم…
سهون همچنان به موهام زل زده بود:موهات خیلی خوشگلن
دستشو تو دستم گرفتم:سهوون به من نگاه کن
سهون به چشمام زل زد
-بزار برم….بزار…برم
سهون سرشو تکون داد:اگه بری…اگه تنهام بزاری منم میمیرم
سهون دستامو گرفت و بدنه خسته امو بغل کرد:تو ماله منی….ماله من…
-بزار برم سهون….من اینجا…دارم زجر میکشم….اگه دوسم داری اگه واقعا برات ارزش دارم بزار برم…..
سهون موهامو بوسید:تو عشقمی
خودمو از بغلش کشیدم بیرون:تو عاشقه من نیستی…تو منو دوست نداری…تو فقط به من وابسته ای….مثله یه بچه که به مادرش وابسته اس تو هم به من وابسته ای….
سهون سرشو رو پاهام گذاشت:ششش…میخوام بخوابم…
اشکام رو صورتش میریخت واقعا نمیتونستم خودمو کنترل کنم با وجود همه ی اینا دلم براش میسوخت انگار داشت از درون از یه چیزی رنج میکشید….
دستمو لای موهاش کردم …
سهون چشماشو باز کرد:لوهان
چیزی نگفتم
سهون:وقتی زدمت دردت گرفت؟
سرمو تکون دادم و با بغض گفتم:آ.آره…
سهون:لوهاان
-هووم
سهون:میشه یه کاری کنی نزنمت! من نمیخوام بزنمت به خدا راست میگم…
-مهم نیست به زودی از هم جدا میشیم و همه چی درست میشه
سهون:میخوای تنهام بزاری!
-آره
سهون:چرا؟!
-پاشو سهون بدنم درد میکنه میخوام بخوابم
سهون بغلم کرد و برد اتاق خواب و رو تخت گذاشت:عزیزم دوستت دارم اندازه ی همه دنیا
چیزی نگفتم
سهون پتو رو روم کشید و خواست لبامو ببوسه که سرمو برگردوندم….
سهون:بوسم نمیکنی؟
-سهون انگار خیلی شوخی گرفتی همه چیو…منو تا دمه مرگ کتک زدی حالا چرت و پرتم میگی؟؟
سهون صورتمو محکم گرفت و لباشو رو لبم گذاشت سعی کردم هلش بدم اما نتونستم….
سهون چراغارو خاموش کرد و از پشت بغلم کرد و پاشو رو پام انداخت دستمو گاز گرفتم تا صدام درنیاد و سهون نفهمه دارم گریه میکنم….
سهون لباشو رو گردنم چسبوند و گردنمو آروم بوسید:گریه نکن لوهان
-بگیر بخواب بزار به درد خودم بمیرم
سهون:گریه نکن…
-اگه گریم اذیتت میکنه میرم رو کاناپه میخوابم
سهون:برا دو نفر که با هم ازدواج کردن زشته که جدا بخوابن
-برای ما دیگه این چیزا وجود نداره
سهون:چرا؟من عاشقتم
-سهون حرف از عشق نزن که استفراغم میگیره
سهون محکم بغلم کرد:عاشقتم
-آآه…بدنم درد میکنه…اذیتم نکن…
سهون:بخواب کوچولوی خوشگلم……
سهون خوابید و من همچنان بیدار بودم و به صورت سهون نگاه میکردم…هنوزم تو فکر بودم سهون عجیب بود وقتی عصبی میشد واقعا نمیشد کنترلش کرد و جالب این بود که بلافاصله بعد از اون آروم میشد….
هر چی که بود واقعا دوست نداشتم دوباره این اتفاق برام بیفته…….
طرفای صبح بود که احساس کردم کسی ذاره بیدارم میکنه سریع چشمامو باز کردم و سهون رو دیذم که نگران بالا سرم داره نگام میکنه
-چی شدههه؟؟
سهون:داشتی تو خواب داد میزدی
سریع بلند شدم و رو تخت نشستم سهون سرشو رو پاهام گذاشت و بلند گریه کرد بهت زده بهش خیره شدم….
-سهون چرا گریه میکنی؟!
سهون:آخه تو خواب فقط میگفتی نجاتم بده
دستمو رو سرم گذاشتم:آآه…سهون اون فقط یه خواب بوده بسه گریه نکن پاشو برو دیرت میشه
سهون شونه هامو گرفت و تکونم داد:چه خوابی دیدی؟؟ چی بووود؟؟
-بسه سهون بدنم درد میکنه ولم کن
سهون:حالت خوبه؟؟ کجات درد میکنه؟؟
-همه جام…بیشتر قلبم
سهون سینمو بوسید
آه کشیدم:برو دیرت شد
سهون:باشه عزیزم
رو تخت دراز کشیدم واقعا خوابم یادم نمیومد سهون آماده شد و نشست رو تخت
-چیهههه
سهون خم شد و پیشونیمو بوسید:قول میدم دیگه نزنمت
-دیگه هیچی برام مهم نیست
سهون:بای عزیزم

سهون رفت بلاخره تنها شدم تمامه لباسامو دراوردم و رفتم جلو آینه و وحشتزده به خودم نگاه کردم بدنه سفیدم خیلی از جاهاش کبود شده بود و از همه افتضاح تر گردنم بود
تصمیم گرفتم امروز نرم کلاس و استراحت کنم…
تا خود عصر تو تخت خواب بودم ساعت ۵ بود که گوشیم زنگ خورد
-الو
شیو:یاااا لوهان چرا نیومدی؟؟؟
-حالم خوب نیست
شیو:چیزی شده؟!
-مریض شدم
شیو:باز با سهون دعوات شده؟
-نه بابا…سرما خوردم
شیو:من مطمعنم یه چیزی شده
-فردا میام الان حالم خوب نیست فعلا…
گوشی رو قطع کردم و رفتم لب پنجره سهون داشت ماشینشو قفل میکرد یه سبد گل بزرگ تو دستش بود پوزخند زدم و نشستم رو تخت از قصد لخت بودم تا ببینه که باهام چیکار کرده
سهون دره اتاق خواب رو باز کرد و منو لخت رو تخت دید
-سلام عزیزم
چیزی نگفتم
سهون رو تخت نشست:چرا لختی؟
-همینجوری
سهون:میخوای منو عذاب بدی؟
-یه عمره تو منو عذاب دادی الان نوبت منه یکم عذابت بدم…
سهون:لوهان…به خدا دست خودم نیست میدونم باور نمیکنی اما کلا عصبانی میشم…
-تمومش کن سهون الان فقط به یه چیز فکر میکنم اونم طلاقه
سهون:طلاق؟؟
-بلههه طلاقققق
سهون:من که طلاقت نمیدم تو ماله خودمی
-ببین من میز و دفتر و لباست نیستم که ماله تو باشم من انسانم سهون میفهمی؟؟ یه نگاه بنداز به بدنم ببین چیکارش کردی؟؟؟ آدم با چیزی که ماله خودشه این کارو میکنه؟؟؟ خجالت نمیکشی؟؟
سهون سرشوپایین انداخت:ببخشید…
-نه دیگه نمیبخشم دیگه خسته شدم….سهون رضایت بده از هم جدا شیم از حرفمم پشیمون نمیشم
سهون دستمو گرفت:صبر کن
-چیهههه
سهون:عمرا بزارم از پیشم بری
دوباره کنارش نشستم:به سوال من جواب بده سهون…تو جای من بودی چیکار میکردی؟؟نه خدایی جواب بدههه
سهون:زندگی
بلند خندیدم:تو زندگی میکردی با وجود کتک ها و توهین هایی که بهت میشد اما من نمیتونم نمیتونمممممممممم
سهون دستامو بوسید:دیگه نمیزنمت
-صدمین باره که داری اینو میگی سهون دیگه خسته شدم از دستت
سهون اخم کرد:اححح تمومش کن…خیلی خسته ام یکم میخوابم صدات درنیاد
-سهووووووون تو چرا هر دقیقه یه جور میشی؟؟؟؟
سهون:شام چی داریم؟!
دستمو رو سرم گذاشتم:دارم دیوونه میشممممم
سهون:خب زنگ بزن پیتزا بیارن
بدونه هیچ حرفی رفتم بیرون و رو کاناپه نشستم واقعا بلاهایی که سرم میومد همه تقصیر خودم بود………

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

135 Responses

  1. آفرین راس میگه تقصیره خودش بود از اول نباید انقد زود پا میداد، آخ کاش یهو بره سهونو بذاره یه کم دلم خنک شه،
    خخخخ یکی نیس بگه من چرا داغ کردم حالا

  2. بابامنم با لوهان دارم از دست این سهون دیوونه میشم
    خدا نسل این عشقای مزخرفو از رو این زمین برداره
    الههههههههههههههههی آمین

  3. vaaaaaAA sehun khol shodeee
    ajapaa
    ahaa fahmidaam in ehun eshqam 2qotbie ouree khkhkh
    bad bakht luhan
    aqaa vali ma delam vase sehunaam mispozeee heeeq
    khob dadte khooOdesh nis die
    mrc aji aliiiboOod

  4. گردنه لولومممممممممممممممممممممم:'(برم بمیرمممممممم؟
    هی خدااا سهونمو شفا بدههههه من مطمین هستم سهون یه مریضی خاص داره بیچاره لولومممممممممممممممT__T
    ای واییییی هونهانمممممممممممممممم نابود شد..لولوم حق داره بخواد جداشه اخه این چه زندگیه؟!؟؟؟
    مغسییییییییییی اجی گلممممممممم مثل همیشهdae bakبووووووود عالیههههههههه کلا من همش گریه میکنم اجی خیلی غمگینههه ولی عالیه من فیک غمگین اصلا نمخونم اما فیکای تو فرق دارن عالین.بوووووووس♡♡♡♡♡♡

  5. اوهوم …پسره همیشه بدجور زنشو کتک میزده بعد نیم ساعت که حالش خوب میشد میومد به زنش میگفت کی تورو زده؟چن بار این اتفاق میفته میبرنش دکتر میفهمن که بیماری روانی داره بعدشم که دختره طلاق گرفت

  6. بدونه شک من عاشقه سهونم خخخخخ آجی این نکته رو درموردم نمیدونستی الان بدوون.. منکلا از نقش منفی هایی که نقش اول دوم تا سومن (بیشتر نه ها ) خوشم میادhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

  7. سهون یه روانیه به تمام معناست هرغلطی که میخوادمیکنه بعدمیگه ببخشید اگرهمه چیزبایه ببخشیدحل میشد چرابایدتودنیاقانونی وجودداشته باشه؟
    اححح سهون اعصاب برای ادم نمیذاره
    لوهانم واقعااحمقه بایدولش کنه بره
    سهون خیلی پررو و بی ادبه

  8. اینننننننننننننننننن سهونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن یااااااااااااااااااااااااااااااااا
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (2).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gif
    لوووووووووووووووووووووووووhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (16).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif
    مننننننننننننننننننننننننننننhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif
    عالی بود عزیزم این سهونو نفله کن اجی چیششششششششششششش
    خسته نباشیدددددد

  9. خخخخخ زده طرفو ناکار کرده حالا میگه زنگ بزن پیتزا بیارن
    لولوووووووووووو طلاخخخخ بگیر…..
    نه نگیر
    یکم سهونو زجر بده بفهمه چیکا کرده…بعد باهم برید تو افق محو شید ^_^

    مرسی عزیزمممم.خسته نباشیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  10. vaaaaay ya khodaaa
    khaili khosham omad luhan in harfaro besh zad dg sehun dasht ziadi porro mishod.
    asan talaq begire rahat she zoodtar
    mam khaste shodim bas ke in sehun zadatesh dg adat krdamm karesh hamin shode kolan bishooor
    hala baz luhan khaar mishe mimoneee
    hoooooof<http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    merC azizam aliiii mesl hamisheeeeeeeeeeehttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  11. من دیگه چی بگم سهون دیونه اس ایشششش متنفر شدم ازش
    حق رو به عنوان دکتر و وکیل به لوهان میدم بیچاره داغونه دلم سوخت عزیزم همش تقصیر کیه نمیدونم ولی اینو میدونم لوهان بیچاره حتما ازش جدا میشه کار دیگه ای نمیتونه بکنه
    امروز خبر بردن اکسو رو شنیدم از خوشحالی بال دراوردم عشقم بکی چه ناز شده بود راستی ممنون اجراهارو گذاشتی وگرنه میمیردم

  12. من دیگه چی بگم سهون دیونه اس ایشششش متنفر شدم ازش
    حق رو به عنوان دکتر و وکیل به لوهان میدم بیچاره داغونه دلم سوخت عزیزم همش تقصیر کیه نمیدونم ولی اینو میدونم لوهان بیچاره حتما ازش جدا میشه کار دیگه ای نمیتونه بکنه
    امروز خبر بردن اکسو رو شنیدم از خوشحالی بال دراوردم عشقم بکی چه ناز شده بود راستی ممنون اجراهارو گذاشتی وگرنه میمیردم

  13. اووه اووه دیگه کاملا روانی شد رفت….یادم باشه یه فاتحه براش بفرستم…روانی خر بخدا جای لوهان بودم خودکشی میکردم مرتیکه روانی بیمار http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif لوهان فقط زود باید طلاقشو بگیره وگرنه تا چند روز دیگه دست پاشم قطع میکنه این سهون….فقط زود طلاقشو بگیره هم خودش راحت میشه هم من .مرسی عزیزم خیلی خوف بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  14. اوووووووففففففف…روانیه سهون باو….سمیرا هممون گیر کردیم در حد لالیگاااااا دیگه هیچی به مخم راجع به سهون خطور نمیکنه…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gifولی در هر صورت مرسی…

  15. به جون تو این بچه مشکل روانی داره آخه کدوم آدم عاقلی عشقشو میزنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    این لولو هم ول کن نیستا یعنیی گیر داده http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifالبته منم بودم طلاق میگرفتمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif مررررررررررسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  16. عاقااااااا من دیگ ب سهون فوش نمیدم. .میگم شاید مشکل روانی داره ها؟؟؟؟؟
    خو مگ میشههههههه. .این رفتار سهون عادی نیسسسسسس بچه از دوری لولوش روانی شده داره رو لولو اینجا خالی میکنه خخخخخ
    الهی بمیرم برا لولوووووووووووم…..بچم نابوووود شددددد قربون اون تن سفیدش ک کبود شددددد اهع اهع اهع
    سهووووووووووووون بمیرم براااات روانیییه حالی ب حالییییییی مودییییییی
    اجیییییییییییییی من افسردگی حاد گرفتتتتتتم…برم آخرین آرزو رو بخونم خخخخخ…خدایی اگ درسام بزارن میرم میخونمشششششششش
    من برم دوباره بخونمش ببینم متوجه نکته جدیدی نمیشم خخخخخ….سهووووووووووووون

  17. سهون مگه مجبوره اول لوهانو اونطوری بزنه بعد ازش معذرت خواهی کنه؟بیچاره لوهان بدنش کبود شد………خیلی قشنگ بود………مرسی……..

  18. اصن هم تقصیر سهون نیست که لولوکتک خور شده انقد با روح وروان این پسر بازی نکنه که این طور نشه . یا با اعصابش بازی نکنه یا لااقل موقع عصبانیتش بره تو اتاق یا حالا به هر نحوی ناپدید شه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif یه جورایی دلم برا لوهان میسوزه ولی بیشتر برا سهون . ظاهرا خیلی حساس شده ابجیش براش بمیره http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif خسته نباشی اونی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif

  19. فکر کنم میترسه تنها بمونه شاید مامان باباش ولش کردن ؟؟ یا یه همچین چیزی ؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    ولی دلم بیشتر از لوهان واسه سهون میسوزه معلومه از یه چیزی عذاب میکشه !!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ایییش اصلا ادمو درگیر خودش میکنه این داستان !! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif

  20. این سهون بیچاره چش یدفه؟؟؟؟دلم براش میسوزه آخه بیچاره فک کنم ی چیزی خیلی داره عذابش میده…لولوهم همین الان گیرداده ب طلاق…البته لولوم حق داره…دلم کبلب شداونجایی ک بدنش کبودشده بود…من ترجیح میدم سکوت کنم…آجی بکی کوش؟؟؟

  21. سلام سمیراجون.تاحالاچندتاازداستاناتوخوندم واقعاقشنگ بودن ولی به خاطرامکانات محدودم نمیتونستم نظربزارک.این داستانم واقعاحرف نداره.خیلی خیلی دوس دارم بقیشوبخونم.امیدوارم زودتربزاری.راس چشم هایتم عالی بود.خیلی عالی بود ….
    اری.

  22. من دیگه شک ندارم سهون یه مشکل روانی داره .. آخه کی کسیو که در این حد دوس داره این جوری می زنه .. بعد جالبه که 2 دقیقه بعد اصن انگار نه انگار .. نمی فهمه چه بلاهایی سر لولو میاره .. به خصوص سر احساساتش ..
    از طرز برخورد لوهان باهاش خیلی خوشم میاد .. خیلی عاقل و بالغ حرف می زنه .. حق داره بگه می خوام جدا شم ..
    مرسی سمیرا جون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  23. من نگررررررررررررانم این سهون مشکل عصبى داره
    منم با لوهان موافقم طلااااااااااااااااق
    ولى سهون حتما یه روا شناس بره
    ولى مطمئنم لو رو خیلى دوست داره
    مرررررررررررسى عزیزم

  24. من نمیخوام از هم جدا شن..کاش سهون حالش خوب شه..
    واقعا تحمل کردنه این زندگی سخته..
    بله دیگه داره خیلی غمگین میشه..یه جور اعصابه ادم خورد میشه از دست کارای سهون ..
    مرسی خسته نباشییی

  25. سهووووووووووون عشقمممممممم بیا بخللللللللم…من میدونم تو از یه چیزی رنج میبیری کههه..اه استیکرا نمیاد برام…ههققق..سهوووووونمممم..هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق هق

  26. ووی ! من تا اینجا زیاد غمگین بودن داسی رو نمیفهمیدم ینی ب هردوشون حق میدادم برا همون ولی خب الان کاملا مشخصه ک سهون ی مشکلی داره. فک میکنم قبلا عاشق یکی بوده ک از دستش داده الان نمیخاد همون اتفاق برا لوهانی بیفته! حالا نقطه اوج داستان زمانیه ک بره کلاس فوتبال لوهانو با شیو ببینه! دلم خعلی برا لوبیا میسوزه اما بیشتر برا سهون چون کارایی ک میکنه ناخاستس ! تازههه بیشتر از همه برا خودم میسوزه ک باس تا دو روز دیگه صب کنم ادامه بخونم! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    آخه لامصب اصن صبر کردنم نمیاد http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    مرسی سمیرا جونم. واقعا در لحظات حساس داسی ب سر میبریم. خسته نباشی گلم.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  27. وایییییییی دوهزاریم داره میفته سهون چشه .. وای عزیزممممم دلم واسش خیلییی میسوزه اجی نکشیش یهو بعد بکهان بموننا نه خب بکی از اونور تنها میشه!!! وای خل شدم اصن هیچی نمیگم اما میدونم بیشتر از اخرین ارزو اشکمو درمیارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسیییییی اجی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gif

  28. سهون مثل اون پسره تو پارک ویه هر دفعه ی جور
    اه اه اه اه
    سهههوووون روانی تیمارستانی عوووق
    راستی اجی سمیرا
    میگگممم ی چیزی
    شما رمز قیمت 36به بعد رو به ندادی
    هعیییییی
    من همونبم که وایبر بهت پی ام دادمااا
    اگه میشه امکانش هست رمزا رو واسم میل کن پیلززز
    اگه م نکردی بارم دستت دردنکههه عشقممم

  29. هعیییی حالا همه به حرفه من رسیدن که سهون یه مشکلی داره…من هی میگفتم مشکوک میزنه هااا…حالا هی لوهان میگه چدا شیم سهون میگه عاشقتم …منم لجم میگیره …مرسی اجی بووووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  30. این سهون تعادل روانی نداره http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    لوهان الان به حرف من رسیدی که باید بریhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    چقد بهت گفتم فرار کن اون طلاقت نمیده باید فرار کنی
    اوووووف سهون چقد دیوونه س
    ممنون آجی سمیرا

  31. سهون واقعا مشکل روانی داره..شاید هم تو بچگیش انقدر خانوادش میزدنش که واسش عقده شده و ر موقع عصبی میشه میخواد تلافی کنه مثلا و اصلا هم دست خودش نیست..والا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    لوهانـــــــــــــــــــــــــــــــــیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (16).gif
    مرسی سمیرا جون عالی بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (15).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  32. فک کنم سهون تو گذشته اتفاقای ناجور و بد براش میوفتاده واسه همین وقتی عصبانی میشه نمیتونه خودشو کنترل کنه… آه من نمیتونم به اینکه اینا از هم جدا شن فک کنم با اینکه سهون بده ولی بازم نمیتونم… سهونم بعد از اینکه عصبانیتش رو خالی کرد همه چیز رو فراموش میکنه احیانا فراموشی نداره؟!
    مرسی خیلی خوب بود فقط منم یه خورده دردم گرفت وقتی این پارت رو خوندم..

  33. الهی بمیرم واس سهون ازاولم تابلوبودمشکل روانی داره خب چرالوهان نمیفهمه بره درمانش کنه؟؟؟؟؟چرااین بشرانقدگیجه آخههههههههههه؟؟؟؟؟توسری خورhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (2).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gifراستی آجی سمیرامن رمزقسمت قبلی رونداشتم نتمم قاط زده بود نخوندم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifمیشه رمزوب شماره09197959882بفرستی؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gifمث همیشه عاااااالی بودبووووووس مرسییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  34. وااات چیشد یهوo.O?بهله دسته این سهون خان درد نکنه از حذبش خوشم میادا ولی اخه دگ جرا لولو رو میزنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    یک چیزی هس که این اینقد حساس و اینطوری شده خدا بخیر کنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gif
    تتکس احی جونم

  35. ای وای سهون واقعا چندتا شخصیت داره
    بیچاره لوهان …کنک خوردن خیلی بده
    عررررررررررررررررررررررررررررر
    ولی من حال میکنم با شخصیت سهون
    مرسی عزیزممممممممممممممممممممممممممممممممم
    عالی بود مثل همیشه
    خسته نباشی اجی جونم
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  36. الهیییی بگردم بدن آهو کوچولو کبود شد….البته تقصیر خود لولو هم بود ولی بیشتر تقصیر پیشی تو بود سمیرا….من این پیشیتو میکشم… دمشو میچینم….لهش میکنم….چرا اهومو زد هااااان چراااااا :( ایشالله از هم جدا بشن ما هم راحت بشیم… بره با یه دختر خوب ازدواج کنه…اصن صد هزار رحمت به آون دختر عموش…..

    مرسی عزیزم

  37. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    دلم برای سهونم میسوزههههههههههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    خودشم تکلیفشو نمیدونهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    دلم برای لولومم میسوزههههههههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    کلا دلم کبابههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    مغسی اجیییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  38. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    احیانا سهون روانی نیست؟
    نونا واقعا ما باید سهونو دوس داشته باشیم یا ازش متنفر باشیم؟
    یه جا دلمبراش میسوزه یه جا دلم میخواد در حد مرگ بزنمش…
    در کل…
    نونا فک کنم دارم مثل سهون دچار دوگانگیه شخصیت میشم!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    هییییی….
    در کل میسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

    • من واقعا نمیدونم چی بگم . حق داشتی میگفتی داستانت غمگینه . میدونی بیشتر چی آدمو آتیش میزنه؟ اینکه سهون بعد از همه ی کتکاش با یه ببخشید همه چی رو فراموش میکنه. فک میکنم سهون یه مشکلی داشته قبلا مثلا خانوادش کتکش میزدن یا ولش کردن اونم عقده داره . آجی اشکمو درآوردی ها الانم هی دارم بینیمو میکشم بالا اشکم نریزه خخخخخخ عالی بود و دردناک ماااچ از راه دور http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: