59 بازدید

EP 40 (شکست) BREAK

سلام دوستای گلم اینم قسمت 40 ^___^ من خودم دیشب قسمت 56 رو نوشتم و به نظرم داستان داره عالی پیش میره ایشالله که شما هم دوسش داشته باشین 

نکته:قسمت 41 رمزداره و رمزشم همونه فعلا شارژم ته کشیده خخخ

خب متاسفانه باید بگم که چت باکس سایت مشکل جدی داره چون امنیت سایت رو بالا بردیم چت باکس با بعضی افزونه های سایت نمیخونه

برای چت لطفا به بلاگ ما مراجعه کنید من اونجا هم هستم اکثرا و مطمعن باشین چتو دیر یا زود به هرطریقی که شده درست میکنیم 

exosehun2.mihanblog.com

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

79x9n2z9kojbq0ie08tj EP 39 (شکست) BREAK

بفرمایید ادامه

برگشتم خونه و خودمو رو تخت انداختم حرف اون پسر اصلا از ذهنم بيرون نميرفت سعي كردم به اون فحش زننده اش فكر نكنم ولي نميشد زنگ زدم سهون
سهون:جونم
-سهون…سهونم
سهون:جيزي شده عزيزم؟
-كي…مياي؟
سهون:دارم ميام چيزي شده؟
-نه…دلم برات تنگ شده
سهون خنديد:دارم ميام پيشت عزيزم
گوشي رو قطع كردم و رفتم سمت آينه و به خودم خيره شدم
پسره ريزه ميزه و زيبا با چشماي قهوه اي روشن به قيافم پوزخند زدم:لوهان كاش زشت بودي! كاش….
در باز شد از جام پريدم و به سهون كه بهم ميخنديد نگاه كردم
-يااااا ترسيدم
سهون سمتم اومد و از پشت بغلم كرد و گونه امو بوسيد
لبخند زدم و به خودمون تو آينه نگاه كردم:سلامت كو
سهون تو آينه بهم نگاه كرد:سلام
خنديدم:خسته نباشي
سهون:مرسي عشقم..
به صورت جذابش نگاه كردم همه چيشو دوست داشتم اخمشو چشماي خمارشو…لحن حرف زدنشو..قد بلندشو…خىشحال بودم از اينكه دارمش…
سهون:ببينم تو به چه جراتي داري خودتو تو آينه نگاه ميكني؟!اين صورته خوشگل اين چشم ها همش برا منه
خنديدم:ديوونهههه
سهون به چشمام خيره شد:چرا چشمات بي حاله؟گريه كردي؟
-نه…نه گريه نكردم خخخخ
سهون:واقعا؟
-آره…
سهون پيشونيم بوسيد:عاشقتم…
محكم بغلش كردم:منم همينطور
سهون:شامم حتما زهرمار داريم آره؟
لبمو گاز گرفتم:ببخشيد سهون ولي امروز اصلا حسش نبود
سهون آه بلندي كشيد:لوهان زود ياد بگير اين چيزارو وگرنه مجبور ميشم يه زن بيارم اين خونه غذا درست كنه
-ياااااااا
سهون خنديد
-زهرمارررررر
سهون:من ميرم ببينم ميتونم چيزي برا خوردن پيدا كنم يا نه….

غذامونو خورديم و خوابيديم…ساعت ٣ صبح بود خوابم نميبرد سهون پاشو رو پام انداخته بود نميتونستم حركت كنم همينجوري تو بغلش خودمو جمع كرده بودم…يه سره فكرم پيش اون پسر بود ازش متنفر بودم…
ساعت ٥ شد و من همچنان بيدار بودم و موهاي نرم و قهوه اي سهون رو نوازش ميكردم
سهون آروم چشماشو باز كرد و يه من كه چشمام باز بود نگاه كرد:لوهان…چرا بيداري؟
-خوابم نميبره سهون
سهون:مگه ميشه؟؟
آه كشيدم:ميبيني كه شده
سهون:قرص خواب ميخواي برات بخرم؟
-آره اگه تاثير داشته باشه
سهون محكم بغلم كرد آغوشش گرم بود چشمامو بستم و نفهميدم كي خوابم برد………
صبح سريع بلند شدم و كارارو كردم تصميم داشتم امروز كم فوتبال بازي كنم تا بتونم غذا هم درست كنم…
تند تند لباس پوشيدم و رفتم كلاس و يه ساعت فوتبال بازي كردم
از خستگي نشستم رو زمين شيومبن هم كنارم نشست
شيو:آب ميخوري؟
دستمو تكون دادم:نه خوبم
شيو:احساس ميكنم حالت بهتر شده
لبخند زدم:آره فقط مرض بي خوابي دارم
شيو:ميدوني الان خيلي بهتر شدي اون سري واقعا نگرانت بودم
-تو اين چند شب فقط يه بار با هم بوديم
شيو:يه بار؟؟؟
خنديدم:يااااا
شيو:باورم نميشه
-سهون خسته مياد خونه هيچي هم نميخوره براش نگرانم
شيو:تو كه ميموني خونه خب آشپزي كن
-بلد نيستم
شيو:بيا من بهت ياد بدم
-تو بلدي؟؟؟
شيو تو يه دفترچه دو نوع غذا يادم داد غذاهاي ساده اي بودن ولي بهتر از هيچي بود
شيو:اينارو امشب درست كن اولش بد درمياد اما راه بيفتي ديگه عالي ميشه
-باشه مرسي شيوووووو
از هم خداحافظي كرديم و من داخل پارك شدم و چشمم به بكهيون افتاد رومو كردم سمت يه آقا
-سلام آقا ببخشيد ساعت چنده؟
مرد:٣
-ممنون
تند تند راه افتادم بكهيون با دوستاش رو يه نيمكت نشسته بودن
يكي از پسرا سوت زد:جوووونز باوو شبي چقدر؟!!
برگشتم و بهش خيره شدم
بك:اذيتش نكنيد بچه ها كار داره مردم منتظرن
-ببينم تو از مسخره كردنه من چي گيرت مياد؟؟؟
پسر:يه جيگري مثله تو
همه زدن زير خنده
-خجالت بكشين دخترارو ول كردين به من تيكه ميندازين؟؟؟
بك:بابا دخترا رو ول كن تو اندازه صدتا دختر سرويس ميدي
بازم همه خنديذن
چيزي نگفتم
بك:هي پسر خوشگله من دو برابر بهت ميدم يه شب مياي خونم با بچه ها يكم حال كنيم خودموني
-ببين من الان دارم از كلاس فوتبال ميام متوجه ميشي يا خري حاليت نميشه
بك:توله سگ چه زبونيم داره
-كاش يه راه ديگه عير از اين پارك لعنتي وجود داشت اونوقت هيچوقت ريخت نحستو نميديدم
بك:بچه ها يعني قيافه ي من اينقدر نحسه؟
همه زدن زير خنده
-به هر حال دفعه ي ديگه زر مفت بزني با پليس ميام سراغت الاف
بك:ولي قبول كن اون كارو ميكني اصلا ازت ميباره اينكاره باشي
برگشتم و گفتم:خودت چي؟!!
لبخند بكي محو شد
-خودتم اينكارو ميكني نه؟؟ از صبح تا شب تو اين پارك…شايدم كسي نميخواد ببرتت…به صورتت تو آينه نگاه كردي؟درسته حالم ازت به هم ميخوره ولي تو هم مثله من خوشگلي پس امكان داره تو هم…
بكي بلند شد و يقمو گرفت:خفه شو پدرسگ
-چيه ناراحت شدي! تو بايد بهم هر چي از دهنت درمياد بگي اونوقت من نگم؟؟
بكهيون:هنوز در حدي پست نشدم كه توي جوجه بياي زرزر كني…بچه….(فحش بود ننوشتم ديگه)
پوزخند زدم:حالا تو چرا حرص ميخوري؟ گيرم كه باشم تو انگار خيلي ناراحت ميشي نكنه دوسم داري! هووم؟!!
بكهيون از عصبانيت به چشمام زل زده بود:يه جا ديگتو شايد دوست داشته باشم اما…خودتو نه…پس روش فكر كن…دوبرابر بهت ميدم…خواستي بهم بگو من هميشه تو اين پاركم…حالا برو گمشو
بكهيون يقمو ول كرد كيفمو پشتم انداختم و سريع از اونجا بيرون اومدم….
خوشحال بودم كه اون تيكه رو بهش انداخته بودم….
خودمو رسوندم خونه يه دوش گرفتم و شروع كردم غذا درست كردن دو بار كه دستمو سوزوندم…يه بارم بريدم ولي هر جور شده غذارو درست كردم….يكم ازش خوردم بد نبود…ساعت ٧ بود كه سهون اومد خونه دوييدم و بغلش كردم
سهون:لوهان چي شده؟؟؟
-دلم برات تنگ شده
سهون خنديد:منم دلم برات تنگ شده بود عزيزم…
-سهووون…برات غذا درست كردم
سهون خنديد:اي جااان كجاس؟
-رو ميز
سهون لبامو بوسيد:لباسامو عوض كنم ببينم چيكار كرده عشقم…
نشستم سر ميز و پاهامو تكون دادم دستام ميسوخت ولي مهم نبود…
سهون سرميز نشست:هوووم…معلومه خوشمزه اس
-سهون زيادم خوشمزه نيس بابا دلتو خوش نكن
با چنگال يه تيكه از غذارو برداشتم و تو دهنه سهون گذاشتم
سهون سرشو تكون داد:خيلي خوشمزه اس
-دروغ نگوووو
سهون:نه خوبه
خنديدم:ديوونه
سهون از گشنگي ميخواست ظرفارم بخوره
-اگه ميدونستم دستپختمو اينقدر دوست داري هر روز برات درست ميكردم
سهون خنديد:لوهان…مرسي بابت غذا
-تو برو بخواب خودم ظرفارو جمع ميكنم
سهون گونمو آروم بوسيد و رفت تو اتاق خواب
ظرفارو جمع كردم و رفتم رو تخت دراز كشيدم از شب متنفر بودم اصلا نميخوابيدم و اين اذيتم ميكرد
سهون موهاشو خشك كرد و نشست رو تخت
-لوهان برات قرص گرفتم يه دونه بخور ببين تاثير داره
سرمو تكون دادم:فك نكنم…
سهون برام آب آورد…قرص رو خوردم و رو تخت دراز كشيدم…
سهون پاهامو باز كرد و روم خوابيد…
سهون:فردا هم كلاس داري؟
سرمو تكون دادم:اوهوم
سهون:خوش ميگذره بهت اونجا؟
لبخند زدم:بد نيست
سهون خم شد و گردنمو بوسيد موهاشو نوازش كردم:كاش توام فوتبال بلد بودي
سهون:من فقط يه چيز بلدم اونم دوست داشتنه توعه
لبخند زدم:سهون
سهون:هووم
-صداي بارون مياد…دلم ميگيره
سهون:بارونو دوست داري؟
-گاهي وقتا دوست دارم گاهي وقتام نه
سهون سرشو رو سينه ام گذاشت:لوهان دوستت دارم
دستشو تو دستم گرفتم:منم دوستت دارم…
سهون از روم بلند شد و كنارم خوابيد:بيا بغلم امشب بايد بخوابي عشقم
لبخند زدم:باشه
تو بغلش آروم بودم اما تنها چيزي كه آرامشمو به هم ميزد بكهيون بود….……

Print Friendly, PDF & Email


130 Responses

  1. واییییییییییییییی

    سمیرا جان
    خخخ میتونم اسمتو بگم؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

    من عاشق این خندیدنای سهونم اصلا وقتی مینویسه سهون خندید روحم شاد میشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif احساس خوشبختی می کنم کلا نمیدونم چرا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif حالم خوش نیست من برم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

    مرسیییییییییییی عزیزمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم فیکاتتتتت عشقققققققننننننننننننننننننن اگههههه خدا خواست /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif بقیشونو هم میرممم میخونمممممم جیییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  2. مرسی اجی عالی بود
    دمت گرم لوهانی بجور حالشو گرفتی
    اجی هنوز رمز قسمت قبلو به ندادی امکانش هست برام ارسالش کنی

  3. ایول!خوشم اومد…..لایک داری لولو!ولی الحق بکیم خوب زبونی داره……
    میگم لابد یه چیزی هست که بکی اونجوری داغ کردن نه؟؟نمی دونم!قضیه بوداره…….
    شیو چه دوست مفیدی!!!!!!!!!!فقط یه خورده سوتی زیاد میده اونم بخاطر بی تجربه گیشه!!!!!آخی…..خیلی گوگولیه…….
    هیچوقت نمیشه به این اعصاب آروم سهون اطمینان کرد!!!!خدا میدونه قراره چه طوفانی به پا کنه……..دوباره دعوا!دوباره سیلی..نهههههههههههه
    .
    .
    .
    واین که بازم ممنون به خاطر فیک محشرت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif

  4. بکی عزیزم ارامش لوهان رو بهم زده… خخخخخخخخ
    ولی بکهیون ازلوهان خوشش میاد مطمئن شدم…. لوهان هم عاشقش میشه این که حتمی چون بزرگترین عشق ها با نفرت شروع میشه smile)))))))))))))))))))))))))9
    واسه سهون حرفی ندارم…. هنوز هم نخواهم داشت تا برسیم به جایی که شخصیتش رو کاملا تشخیص بدم.
    تا قسمت 56 نوشتی؟؟؟؟؟؟؟ دستت درد نکنه…. هر روز یه قسمت بزار من کیف کنم بخونم از این داستان خیلی خوشم اومد خیلی عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هست.
    منتظر قسمت 41 هستم….. فعلا
    راستی پوسترش رو هم درست میکنم و میفرستم از اینستا میشه ادرس ایمیلی چیزی بدی شاید از اونجا فرستادم

  5. WooooooooooooOoooooooooooW/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    اجی نمیدونی چقدر خوشحالم که لولوم جواب بکی جوونم رو داد کککک/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    ای جوووووووووووووونم بریک به لولومممممم هوراااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    بکیهیونممممم دیگه خیلییییییی داشت از حد خارج میشد باید لولوم یه چیزی میگفت دیگه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    وااااای هونهانممممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    چقدر این قسمت رو دوستیدمممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    ایول به شیو جووووووونم که به لولوم یاد داد اشپزی رو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    اجی گلممممممممممممممم عااااااااالی بووووووووووووووووووووود تکککککککککک بوووووود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    عاشقتممممممم مغسییییییییییییی بووووووووس واسه رمزم هم مغسییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  6. چیتو تو این قسمت اتفاق خاصی رخ نداد مو دیگه نظر نمیذاروم.آخه چرا تا 56نوشتی ولی نمیذاری؟ چرا آخه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا با احساساته دخترای مردم بازی میکنی هققققققققققققققققققققق عرررررررررررررررررررررررررر اشککککککککککککککککککککک مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    ..من که میمیرم تا قسمته بعد کاری ندارین؟ من رفتم بمیرم خودافس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (44).gif

  7. سلام عزيزم!
    من تاجايي كه رمز نداشت فيكتو خوندم و راستش خيلي خيلييي خوشم اومد!
    واقعا قلم عالي داري!
    انقد غرق خوندن شدم كه فقط سريع ميرفتم قسمت بعد و وقت نكردم نظر بذارم!
    برا همين گفتم يه دفعه كامنت بذارم!
    ممكنه منم رمزاي فيكتو داشته باشم!؟
    خيلي دوست دارم ادامشو بخونم!
    ممنون ميشم اگه برام بفرستيش

    moda.aqua@yahoo.com

  8. جبییییییییییییغ..لولو بالاخره حالدبک رو گرفت…..کلا بالاخره یکاری کرد…
    خوشبحال سهون با غذاییییب لوووولووو دهنم اب افتاد نامرد.عر

  9. nemidoonam chera delam baraye sehun misuze ….. luhan kari ro ke doost dare mikone vali sehun bayad bere sare kaar…..aslan sehun vaaghan sob ta shab mire sare kar ya doroogh gofte
    kheyli ghashang bood merciiiiii
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  10. ب امیدآنکه خداب مادوستی بمهربانی شیو…….
    همسری درابرازعشق همانندسعون……
    عطافرمایدو…..
    مارابسان لوهان کدبانوگرداند صلواتتتتت…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (19).gif

  11. heleee baba xiu dameeet khkh sehuni nejat dadi az goshnegi ba dastor pokhtet /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    vaaaay ma in baeki ro bokoshaaam/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    akhe chikare lulum dari haaan??????/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    akheeeey sehuuunam goshnee booode qobooneshh berooom/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    lulu dastet talaa jigar/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    vaaa maraze bu khabii gereftee ahhh cheqadam badeee/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    mrc ajiii bOoOOs alii bOoOd/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

  12. من نمیدونم چنیول کجاست بیاد زنشو جمع کنه که اینقدر به لوهانم گیر نده؟
    بکهیون اگه یه دفعه ی دیگه به لوهان نگاه کنی به چنیول میگم طلافت بده تا آخر عمرت تنها بمونی خخخ
    لوهان چرا به سهون نمیگه ها؟ سهون قویه هااا میزنه لهش میکنه…
    فک کنم من مریضیه لوهانو دارم شبا خوابم نمیبره سهون اوپا یدونه از اون قرصا برایه منم بخر…
    خدا خیر بده شیومین رو… نجات داد سهون رو از گشنگی…
    مرسی سمراجووون

  13. میگمااا اجی خوشم میااد هرچی بیشتر جنبه هایه بد بکهیونو نشون میدی من بیشتر ازش خوشم میاااد…خودمم نمیدونم قصیه چیه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    اخی هونهان تو این قسمت خیلی دوست داشتنی بودن..ولی هر چی جلوتر میریم به این نتیجه میرسم این دوتا درحاله حاضر فقط همو دارن هرچی هم میگزره به هم وابسته تر میشن..اصلا نمیتونم تصور کنم چی میشه که لوهان پشیمون میشه…ولی از این خماریی که در ان به سر میبرم لذت میبرم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    کلا خودازارم….
    مرسی اجی با داستانت خیلی ارتباط برقرار میکنم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  14. ای جاااااانم…… لولووووو یه خرده هم برا ما میپختی دستپختتو میخوردیم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif…چه تیکه ای اومد به بکی…سمیراااااااااا میشه زودتر بگی بکی چیکارس….چیکار میکنه…آقا فقط جواب این سوالمو بگو…بکی آدم خوبیه یا بد؟!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (27).gif
    مرسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  15. این ویژگی هایی که لوهان از سهون دوس داره ها .. دقیقا همونایین که من عااااااااشقشونم ..
    من الان شدیدا احساس همدردی با لولو بهم دست داده چون خیلی وقتا مشکل خواب دارم ..
    ایولللللللللل ینی حال کردم با جوابایی که به بکی دید شدییید خخخخخ ..
    سهونیم چقد مهربون شده .. بالاخره هم بعد مدت ها تونست یه غذای درس بخوره ..
    مرسی سمیرا جون عالیییییییی بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  16. چه عجب لوبیای مادر تصمیم گرفت اون دهنو باز کنه دو کلمه جواب این بکی رو بده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    میبینم که… لوهان کم کم داره راه زندگی کردن با این سهون سختگیرو یاد میگیره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    یه امشب لولو خوابش ببره صلوات /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (44).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif

    • آخه من تنبلم آجی سره چشم های تو یادتون نیس چقدر دیر میزاشتم اینجوری زود بزارم تموم شه قسمتام اونوقت یه روز درمیون به یه هفته تبدیل میشه خخخخ

  17. هییییییییییییییییییییییی این قسمت سهون رام بود هیییی قربونش بررررررم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    یوهووووووو لولو غذا یاد گرررررف /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif
    لولوووووویی بیا ب منم یاد بدهههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    وااااااو لولوووووووووووووووووو فدااااات شمممممم با اون زبون درازت ک بکیمو پوکوندی خخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    اجییییییییییییییییییییییییی امروز تفلدمهههه این بهترین چیزی بوووووود ک خوشحالم کرد میسیییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (41).gif

    • ای جاااان
      آره بک کم آورد بدبخت خخخ
      آخییییییییییییی عزیزمممممممممممممم تولدت مبارکککککککک بیا بخلممممممممممممممم ^________^

  18. این قسمت چقد کم بوووووووود…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gifتا 56 نوستی خو یکم بیشتر بنویس دیگههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gifکلا دوس داری مارو تو خماری بزاری نه؟؟؟
    حالا عیب نداره…این دفعه میبخشمت…چون محشر بود…ینی من کشته مرده این تیکه های لولوام/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifکاملا گند زد به هیکل بک و رفت…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gifاصلا یه چیزی بوداااااا…
    مرسی سمی جونکم…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (6).gif

  19. وای بکهیونمم آره؟! گفتم که عاشق لوهان شده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    من همین امشب طلاقمو میگیرم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    سهون مهربونه عزیزم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif لوهان هم خیلی خوب شده خوشم اومد که بالاخره تونست یه بار از خودش دفاع کنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    مرسی عزیزم عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  20. برای اولین بار خیلی هم دیر نرسیدم مث که بزنین دس قنگه رو به افتخار سمیرا خانم که بازم شاهکار کرده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif این قسمت هم واقعا قشنگ بود عزیزم … لوهان مث اینکه داره کم کم مرد میشه ها جواب بک رو میده و یاد گرفته برای سهون غذا درس کنه (میدیدم یه چن وقته سهون لاغر شده نگو تو اون خونه لوهان بهش گشنگی میداده بیچاره رو ) سمیرا یه سوال بپرسم؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif چرا رمز میذاری قسمت ها رو اونوقت کلی وقتت رو میذاری سر اینکه بخوای به همه بچه ها رمز رو بدی خب رمز نذار خودت رو خلاص کن عزیزم (راستی به تمامی استقلالی های عزیزاز جمله خودم و خانواده محترم و رفقای مدرسه ام این شکست مفتضحانه رو تسلیت میگم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif آه امروز از بس با سرویسم کل کل کردم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gifکه دیگه داشتم کم می آوردم به خدا منی که هیچ وقت تو جواب حاضری کم نمیاوردم … دیگه نزدیک بود گریه ام بگیره … سرویس کثافتم هم مگه ول کن ماجرا بود

    • جیگرتوووو فدامدااااا
      آره بیچاره پیشیم خخخخخ
      آخه سایت میره هوا آجی خخخخخخخ
      عهههه آره باختن البته من طرف هیشکی نیستما خخخخ

  21. عجیبه سهون چقد اروم شده..خیلی عجیبه…
    درسته اذیت کردنه لوهان حال میده ولی هیشکی حق نداره اذیتش کنه هااااااا
    وگرنه با من طرفههه
    بازم عجیبه که سهون انقد ارومه..از رمز قسمته بعد میشه فهمید که این اروم بودنش زیاد طول نمیکشه ولی همینکن یه قسمتم تونسته اروم باشه باید کلامو بندازم هوااا
    حسابه بکی رم بعدا میرسم.
    ژیو کلا خیلی گوگولی مگولی شده …
    و یه چیزه عجیب دیگه این بود که سهون غذارو داشت با ظرفش میخورد ولی اشپزو همون لحظه نخورد…
    کلا خسته نباشن همگی..
    مرسی اجییی عالی بود واقعا

  22. شاید بکی لولو رو دوست داره که این همه بهش گیر میده ./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif به نظرم لوهان اصلا نباید خودشو درگیر حرفای بکهیون بکنه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif اخلاق سگیه سهون دوباره خودشو نشون نده صلوات . اگه سهون همیشه این جوری بمونه زندگیشون خیلی شیرین میشه ./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif مرسی خیلی قشنگ و پر ارامش بود خیلی دوسش داشتم . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif

  23. خخخخخخخخخخخ بکییییییییییییییییییی عاشقشمممممم نی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    اوخییییی سهون چقد رفتارش بهتر شده لوهانم حالش بهتر شده البته اگه بکی بذاره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    میگما سهون دست از اذیت کردن لولو برداشت بکی شروع کرد بیچاره لولو
    آجی واقعا داره خوب پیش میره ینی عالیه ممنوووووووووون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  24. پس بکی هم مثل لوهانه؟ شایدم با مسخره کردن لوهان داره عقده ی خودشو خالی میکنه؟؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif آجی من یه چیزو نگرفتم لوهان یه جا بهش گفت تو هم مثل من خوشگلی بعد گفت کسی نمیبرتت که به من گیر میدی خب اگه بکی خوشگله چرا کسی نباید ببرش؟؟؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif اصلا من کلا هنگگگگ……. خخخخخخخ وای آجی خیلی خوشم اومد که تا شونزده قسمت دیگه رو هم حاضر کردی آخه بعضی فیک ها رو آدم میخونه چون نویسنده یه قسمت یه قسمت مینویسه قسمت بعدی رو سه هفته بعد میزاره آدم اصلا داستان یادش میره. راستی همین یه روز در میون هم خوبه که میذاری سر وقت کلااااا مرسیییییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

    • نه مثله اون ولی خو بک هم یه خورده ریزه اس
      بیشتر منظورش اخلاق گنده بکی بود و لات بازیاش
      کلا تیکه سنگینی انداخت خخخخخ
      آره من تنبلم هستم در روز هم فقط 10 دقیقه اونم 2 ساعت یه بار میتونم بنویسم خخخخخ
      قربونت

  25. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    باید ببینی چه جشنی گرفتم ایول به لولو حاله بکی حسابی گرفته شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    ولی نکنه همین حرفه لولو براش دردسر شه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    فعلا به دلم بد راه نمیدم.اجیی هرچند که جوابمو میدونم ولی نمیشه هر روز بزاری؟؟؟؟تا قسمته 56 هم که امادهس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    مغسیییییییییییییییییییییییییی بوووووووووووووووووووووووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

    • خخخخخخخخخخخخخخخ
      آخه آجی من خیلی تو نوشتن کندم خخخخخ میترسم ذخیره هام تموم شه دیر بزارم براتون
      قربونت عزیزم

  26. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif بکی غیرتی میشووووووووووووووووود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif وای اونجا خیلی باحال بود ک گفت.100براره دخترا سرویس میدی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    ولی ابجی سمی فک کنم.لوهان عوفنت کنه..اخه…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    مرسی ممنونم

  27. وای ایول به لوهان بالاخره جوابشو داد
    خوب کرددددددددددد…
    دمت گرم اجی مثل همیشه عالی بودددددددددددد
    عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    دست درد نکنه و خسته نباشی عشقم
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  28. واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو.56؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif
    وای…نونا….پس چرا دیر دیر میزاری؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    در هر صورت…مثل همیشه عالی بود…
    منتظر قسمت بعدی هستم!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *