EP 4 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 4 فیک شکست به درخواسته دوستان آرمینا جونی پوستره خوشملی برا فیکمون درست کرده که از قسمته بعدی میزارمش ^___^

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

xgroojn8msr79v7g05bh EP 3 (شکست) BREAK

 

سهون:کی دانشگات تموم میشه؟
چنگالمو رو میز گذاشتم:دو سه ترم دیگه تموم میشه
سهون:یعنی باید بری سره کار؟
-اهم..آره دیگه…
سهون خندید:حالا چیکار قراره بکنی؟
-نمیدونم بهش فکر نکردم حالا کو تا کار کردنه من
سهون: باشه…غذاتو بخور سرد شد
-سیر شدم…ممنون بابت ناهار
سهون:خواهش میکنم…یکی دیگه بگم بیارن؟
-نه ممنون
سهون: من میرم حساب کنم الان میام
به دستای یخ زدم نگاه کردم واقعا نمیدونستم چمه قلبم تند میزد…سهون فقط نگاهش به من بود حتی وقتی کارت میکشید…خندم گرفته بود….بعد از دو دقیقه سهون برگشت پیشم:خب بریم؟
لبخند زدم:آره
سهون:چقدر خوشگل میخندی
-هه..ممنون
با هم رفتیم تو ماشین یکم پر روتر شده بودم زیاد مثله قبل سرخ نمیشدم
سهون:دلم نمیاد ببرمت خونه
-هااا!!؟
سهون:دلم برات تنگ میشه…
هنوز تو شکه حرفش بودم
سهون:سوء تفاهم نشه فقط چون دوستمی اینو گفتم منظوره بدی نداشتم
سرمو پایین انداختم
سهون:فردا امتحان داری؟
-نه ندارم
سهون:امشب بهت زنگ میزنم باشه؟
سرمو تکون دادم:باشه
سهون با دستش موهامو به هم ریخت و خندید:برو خونه و خوب استراحت کن
خندیدم:باشه ممنون بابت امروز…باای
با خوشحالی رفتم جلوی در و به سهون اشاره کردم بره ولی سهون سرشو تکون داد میخواست من برم تو خونه بعد بره…خندیدم و وارد خونه شدم بدو بدو رفتم تو اتاقم و از پنجره بیرونو نگاه کردم ولی سهون رفته بود دلم گرفت خودمو رو تخت انداختم حس خوبی داشتم بالشتمو بغل کردم و خوابیدم…….

گوشیم داشت زنگ میخورد با بی حالی برش داشتم
-الو
سهون:سلام لوهان
با شنیدنه صدای سهون بالشتمو محکم تر بغل کردم:سلام سهون
سهون:خواب بودی؟
-نه…دیگه داشتم بیدار میشدم
سهون:معذرت میخوام…
-اشکالی نداره…خوبی؟
سهون:آره عالیم
-خوبه…
سهون: کلاست تموم شد میای بریم شنا؟!
-شنا؟! نه نه نمیتونم امتحانام داره شروع میشه…
سهون:اوه…باشه…
-ناراحت شدی؟!
سهون: یه کوچولو آره
-واقعا ببخشید
سهون: باشه عزیزم بازم بهت زنگ میزنم
کلمه ی عزیزم به قدری شک بهم وارد کرد که گوشی از دستم افتاد…
سهون:لوهان…الو
با دسته لرزون گوشیمو برداشتم:الو…اینجام
سهون: ببخش بیدارت کردم فعلا بای
با گیجی گفتم:هااا!! باشه…م.منون بای

گوشی رو به سینم چسبوندم و به رو به روم خیره شدم کلمه ی عزیزم همش تو مغزم تکرار میشد…قلبم شروع کرد به کوبیدن…دوست داشتم دوباره بهم زنگ بزنه و بهم بگه عزیزم نمیدونم چرا ولی اون یه کلمه باعث شده بود کله روز هیچی نخورم و فقط به اون فکر کنم…….
روزها میگذشت و من هنوز با سهون بودم حتی دیگه زیاد با ژیومینم حرف نمیزدم کارم شده بود با سهون بیرون رفتن و تلفن حرف زدن باهاش…سهون منو وابسته ی خودش کرده بود با هم ورزش میرفتیم و کلی خوش میگذروندیم تا اینکه سهون گفت میخواد بره مسافرت دو روزه….

گوشیم زنگ خورد برش داشتم و با صدای گرفته ای گفتم:الو
سهون:سلام لوهانی خوبی؟
-نه زیاد…
سهون:به خاطره مسافرت رفتنم ناراحتی؟
چیزی نگفتم
سهون یکم نگران شد:الو لوهان…چرا حرف نمیزنی؟
-حالم یکم خوب نیست بعدا زنگ بزن…بای
گوشی رو قطع کردم و سرمو رو بالشتم گذاشتم فکرشم نمیکردم به خاطره دو روز دوری از سهون به این روز بیفتم…اصلا نمیفهمیدم چم شده…داشت خوابم میبرد که سهون زنگ زد
-الو سهون
سهون:بیا پایین
تعجب کردم:چرا؟
سهون:بیا من پایینم اومدم ببینمت
سریع لباس پوشیدم و رفتم پایین و سهون رو دیدم که بهم لبخند میزد
رفتم رو به روش وایسادم:اینجا چیکار میکنی؟
سهون:مریض شدی؟
-یه..خورده آره…هه
سهون:سوار شو
-کجا میریم؟
سهون:یه دوری میزنیم یه چیزی میخوریم برمیگردیم
-سهون…
سهون:بله
-حوصله ندارم
سهون:برو تو ماشین
دره ماشینو باز کردم و نشستم توش
سهون ماشین رو روشن کرد و حرکت کرد
سرمو به شیشه چسبوندم و بیرونو نگاه کردم
سهون:چیزی شده؟
-نه
سهون: من مگه بهترین دوستت نیستم! بهم نمیگی؟
لبخند کمرنگی زدم:چیزیم نیست
سهون: پس چرا ناراحتی؟
-نمیدونم…یکم عصبیم
سهون:لوهان من دو روز نیستم یعنی مسافرتم…
اشک تو چشمام پر شد از قصد شیشه رو پایین کشیدم و چشمامو بستم:خوش بگذره
سهون:نمیگذره چون قراره دو روز نبینمت
دستمو رو صورتم گذاشتم سعی کردم خودمو کنترل کنم:خب…این دو روز تموم میشه بلاخره…
سهون:معلومه که تموم میشه…
آه کشیدم:مواظب خودت باش
سهون:چشم
-هوووف…خیلی کلافه ام
سهون ماشینو نگه داشت و مثله همیشه بهم زل زد:لوهان…بهت زیاد زنگ میزنم فقط گوشیتو بردار باشه؟!
سرمو پایین انداختم:باشه سهون…حالا خوبه دوست دختر نداری وگرنه دیوونه میشد
سهون دستشو رو موهام کشید:دوست دختر نمیخوام من یه دوسته خوشگل و مهربون دارم
بلند خندیدم:خب بلاخره من که نمیتونم جای یه دخترو برات بگیرم
سهون:من اصلا به دخترا علاقه ندارم
یکم نگران شدم:یعنی چی؟!
سهون:من از وقتی تو رو دیدم به هیچ دختری نگاهم نکردم
ترجیح دادم چیزی نگم
سهون:مواظبه خودت باش و با اون دوستت برو دانشگاه و برگرد…باشه؟
-باشه
دره ماشینو باز کردم واقعا گرمم بود سهونم از ماشین پیاده شد و رو به روم وایساد
سرمو بلند کردم و بهش لبخند زدم
سهون دستامو گرفت:دلم برات تنگ میشه
سرمو تکون دادم:منم همینطور…
سهون خودشو بهم نزدیک تر کرد و برای اولین بار منو بغل کرد…
اولین آغوشش واقعا عالی بود…تپش های قلبم لرزش دستام…همه نشونه ی عاشق شدنم بود……..
منی که همیشه از سهون میترسیدم و هیچوقت دوست نداشتم جلوی دره دانشگاه وایسه و نگام کنه…الان برام تبدیل به عشق شده بود…اینقدر بهش وابسته شده بودم که دوست نداشتم مسافرت بره…خودش اینو نمیدونست ولی واقعا داشتم از عشقش میسوختم…مثله خودم پسر بود اما من دوسش داشتم و سهون مثله یه تکیه گاه برام بود…..اما کاش هیچوقت عاشقش نمیشدم……

یه روز از مسافرتش میگذشت با ژیو از دره دانشگاه بیرون اومدیم دیدنه جای خالیش تو خیابون قلبمو به درد آورد
ژیو:سهون کی برمیگرده؟
-پس فردا
ژیو:یه جوری شدی لوهان…دیگه مثله قبلت نیستی همش دپرسی همش استرس داری
خندیدم:نه بابا چی میگی تو!! فقط این روزا درس زیاد میخونم…
ژیو:هووووف…دروغگووو اون پسره نابودت کرده
-نه بابا به سهون چه ربطی داره
ژیو:لوهان من احساس میکنم تو به سهون علاقه داری
بلند خندیدم:وااا ژیو چی داری میگییی…سهون پسره
ژیو:خب به گ.ی بودن علاقه داری؟!
-یاااااا….بسه دیگهههه
ژیو:خودت خبر نداری من میبینمت…تا میبینیش سرخ میشی عرق میکنی دستات یخ میکنه هول میشی وقتی یه خورده دیر بهت زنگ میزنه کلافه میشی وقتی یه خورده دیر میاد دمه دانشگاه از استرس همش میری دستشویی اینا همه نشونه ی عشقه لوهان کیو داری گول میزنی؟؟
-بس کن ژیوووو….دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
ژیو:باشه حرفی نمیزنم فقط گفتم که حواست جمع باشه داری خودتو بهش وابسته میکنی اون یه مرده لوهان…
-ژیو خواهش میکنم اعصابم به خاطره این امتحانا خورد هست تو هم از اینور داری چرت و پرت میگی
ژیو:باشه باشه من تسلیمم هر کاری دوس داری انجام بده
-من فقط باهاش دوستم همین مثله تو ولی اون خنگه و خیلی کارا برام میکنه کلی خرجم میکنه منم فقط دارم استفاده میکنم…
کله راه به سهون فکر میکردم به اینکه الان کجاست و چیکار میکنه…
رسیدم خونه و گوشیمو چک کردم نه پیامی داشتم نه زنگی دلم یه جوری بود لباسامو دراوردم و نشستم رو تخت اینقدر استرس داشتم که نمیتونستم غذا بخورم
یکم با گوشیم ور رفتم دوست داشتم بهش زنگ بزنم ولی غرورم نمیزاشت…
اومدم شمارشو بگیرم که خودش زنگ زد………

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

173 Responses

  1. samira jooooooooooooooonam man az dastane your eyes xeliiiiiiiiiii xusham omad………………………az inam xeliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii xusham omade yani dare miad……………………………………merc raftare luhan shabihe duxtaraye xudemone………..khkhkhk dastet talaaaaaaaaaaaaaa

  2. آجی عالی بود ، ممنون . لوهان بد جور عاشقش شده ، اگه بزاره بره لوهان چی میشه ؟ امیدوارم خیلی آسیب نبینه برادر عزیزم . داداش لولو مواظب خودباش .

  3. بعله کاملا نابود شد بچه ……. خیلی خوجل بود ….. وااااااااااای دارم میمیرم از فضولی که ببینم چرا از عاشق شدنش پشیمونه ….. میییییییییییسی عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  4. بابا قبول کن دوسش دار دیگهههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif نه واقعا داره کیو گول میزنه این؟؟!! خوب البته درست داشتن همجنس خودت همچین عادیم نیس. ولی خوب..
    درهرحال خیلی عالی بود

  5. الهییییییییییییییییییییییییییییییی
    سهووونییی دیگه هی به لوهان بگو عزیزمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

    آخی

    میگم این سهون خیلییییییییییی مشکوک میزنه هاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    نکنه با یکی دیگه هم هست؟ آرههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif

  6. الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاااااااااااااااد…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    خــــــــــب داستان جالب شد!!! برم سریع بقیشو بخونمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif

  7. به به چشممون روشن…..http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gifلولومون عاشق شدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif…سهون ببین با زندگی بچه چه کردیااااا…بچمو از راه بدر کرد…نچ نچ نچ خخخخ.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    مرسی

  8. یعنی من برم بکشم خودمو باز نظر نزاشتم؟ عرررررررررررر سمیرا نامرد
    خب چی بگم؟ من بمیرم نمیرم از اول بخونم ببینم این قسمت چی شده
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif

  9. چرا همه فک می کنن سهونی این جا آدم بدیه !!! خیلی مرموزه من شخصیتشو خیلی دوس دارم … ولی بر خلاف بقیه فک می کنم آدم خوبیه … حس می کنم علاقش به لوهان واقعیه
    الهی لولو چقد وابسته شده بش … خیلی بش میاد این مدلی باشه
    واقعا عالی نوشته شده بود این قسمت … دقیقا می تونستم احساساتشونو درک کنم … ممنون سمیرا جون :-*

  10. که این طور پسر بد سهون با لوهان چیکارکردی کلک که این قدر داغون شده بچم وااقعا که یعنی میدونسته دوسش داره با این وجود خیانت کرده بهش آره اونی بهش خیانت میکنه آیا؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  11. خببب اجی من اومدم بنظرم… عالی بود حرف نداشت…
    اجی معذرت زیاد نمیتونم ب همه قسمتا بنظرم…
    راسی سهون چیشده… گلیه…
    اجی آخر غمگینههههههههه… نننننننننننننننه
    مرسی…
    بوبویییییییی

  12. شیو چیکاره بجه داری عاشق شده دیگه تازه کی بهتراز سهون ..هم خوشتیپه هم خوشگل دیگه چی میخوا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حسودیت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مرسیییییییی اجییییییییییی عالی

  13. چقدر خوبه که داستان هارو تند تند میــــــــــــــذاری…..عالیـــــــــــــــــــــــــــــهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    چرا لوهان میگه کاشکی عاشقش نمیشدم؟ :cry: مگه چی میشه؟ :cry: هونهان نباید از هم جدا بشن :cry:
    مرسی مثل همیشه قشنگ بود :heart: :rose:

  14. اه حیففف تموم شد!!
    لوهان عاشقش شد!?!هووففففففففف خدا رحم کنه با اون فلش بکه اوله داستان اصلا دلم نمیخواد فکر کنم چی باعث شده لوهان از عشقش به سهون پشیمون شه!!فقط خداکنه اخرش بهم برسن!!
    خدایا کمکککک خخخخخخ

  15. وااااااای نهههههه احساس میکنم اتفاقی میوفتهههههه نههههه… هق هق=”(
    هیچی نشههههه….اجی زودتر بذارش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    هق مرسی دوستم عــــــــالی بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  16. WooooooooooooOoooooooooowاجی جوووووونم بینظیر بووکوووود من عاشقققققققققققق این داستانتمممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    هونهانمممممممممممممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    اجی خیلیییییی نگرانمممم برا لولومممممممممممممم وابسته شده بدرقمممم تا الانم که خوندم اعتمادی به سهونم نیس حالا چیکارکنم؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اوووووووهههه جای حساس تموم شد اجی زود زود بذار پلیزززززززززhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    مغسییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifبووووس :-*

  17. سلام اونیییییییییییی میسییییییییییی عالی بود…………….
    ععزییزممممممممممممممممممممممممممممم اخییییی لوهانمم..
    منکهمیگم این سهون تو زرد از اب درمیاداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    سمیراااااا میشه یه چوچولو بیشتر بنویسی؟ :cry:

  18. Vaaaaaaaaaaaaay.. man Edamasho mikhaam aji.. :( :( :(
    Man Dus nadaram luhan azyat she vali inja azyat mishe!! :(
    sehunaa!! hamsaramo azyat nakonaa!! :-( Bashe?!! :idk:
    Samiraa alie!! mersi jigaraam.. <3 :yes: :yes: :yes: :-D :inlove: :inlove: :inlove: :inlove: :-* :-* http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  19. آجی اینو زود بذار حرف ندارههههه پیر شدم از بس هی از اول خوندمش خخخخ…خوشم میاد هم سهون جنتل منه هم لوهان لوس بازی درنمیاره فقط شوق دارم ببینم بکی ای ن وسط چیکارس هییییی توهم استاد دق دادنی دیه بدبخت شدم

  20. هونهانو دوست می دارم ولی وقتی یادم میاد اینا همش فلش بکه و لوهان الان پشیمونه غصم میگیرههههههههههههههه :cry: مرسی اونی خیلی قشنگههههه :-*

  21. چرا من حس میکنم این جمله ی لوهان که گفت دارم ازش استفاده میکنم براش دردسر میشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    اجی مرسی خیلی قشنگ و عالی بود زود ادامشو بزار http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  22. این لوهان خودش نمیدونه چی میخوادhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    مشکل ازشوهرمن نیستاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifسمیرا چقد این دوسته لوهان بچه ی بافکریه به بهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif
    خودش زنگ زد…خب یه نیم خطه دیگه مینوشتی دیگه هووویییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    بسی بسیارتشکرپلیزادامه زودتندسریع http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: