129 بازدید

EP 37 (شکست) BREAK

سلام بچه ها اینم قسمت 37 

قسمت بعدی رمزداره رمزشم همون قبلیه بفرمایید ادامه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

h1x8ia3qe7gfmjdoxdza EP 35 (شکست) BREAK

سهون بغلم كرد:آخه چت شد يهويي
-نميدونم…نميدونم فقط…فقط خيلي درد دارم
سهون:ميخواي بريم دكتر؟
-الان؟؟
سهون:ميبرمت بيمارستان
-نه…خوبم سهون
سهون يكم بدنمو ماساژ داد
بالشتو محكم بغل گرفتم:اووووووم آآآآه…
سهون:تا تو باشي جوگير نشي
-خب چيكار كنم حال ميده
سهون خنديد
-زهرمار
سهون به ساعت نگاه كرد و آه كشيد
-سهوون
سهون:جونم
-بگير بخواب
سهون:فردا بايد ٥ پاشم
-سهون مجبوري ٥ پاشي؟
سهون:خب من صبح حموم ميرم صبحونه ميخورم برا اين بايد ٥ پاشم
چرخيدم سمتش و خنديدم:خب شب حمومتو برو
سهون:لابد صبحونمم شب بخورم
خنديدم:به هر حال ٥ خيلي زوده…
سهون بوسه ي آرومي رو لبام زد
چشمامو بستم و زمزمه كردم:نكن سهون باز خل ميشم
سهون خنديد:الان خوبي؟
-آره خوبم…بخواب عزيزم
سهون پشتم خوابيد و از پشت بغلم كرد و گردنمو بوسيد:شب به خير عشقم اگه درد داشتي بيدارم كن
-باشه سهون…فقط…
سهون:فقط چي؟
-فردا…ميتونم برم كلاس؟
سهون چيزي نگفت
آه كشيدم:شب به خير

صبح بيدار شدم سهون پيشم نبود ميخواستم گريه كنم گوشيم زنگ خورد شيومين بود سريع برداشتم
-الو شيووو
شيو:سلام لوهان كجايي تو!! چرا نمياي؟؟
-شيو چه غلطي كردم كه نبايد ميكردم سهونم ديگه بهم اجازه نميده از خونه بيام بيرون
شيو:يااااا مگه عقلت كمه كه از اون اجازه ميگيري؟؟ تو مردي لوهان
-ميدونم ولي خودم اينكارو با خودم كردم اون موقع داغ بودم ديگه كار از كار گذشته ولش كن…
شيو:من جاي تو بودم محكم ميزدم تو دهنش
خنديدم:شيو سهون زندگيمه…
شيو:هوووووف ديوونه…يعني ديگه نمياي؟
-چرا ميام بايد خرش كنم خخخخ
شيو: سعي كن خرش كني چون ميخوام شكستت بدم ها ها
خنديدم:عمرا تو فوتبال به پاي من برسي
شيو:عههههه حالا ميبينيم
نزديك به دو ساعت داشتم با شيو فك ميزدم و اصلا هم به زمان كه تند تند ميگذشت اهميت نميدادم…
گوشي رو قطع كردم و به خونه نگاه كردم خيلي شلوغ بود ظرفاي نشسته و كثيف روي ميز مونده بودن لباسا يه طرف پرت شده بود و زمين كثيفه كثيف بود باورم نميشد به زور از جام بلند شدم و شروع كردم به تميز كردن بايد سهون رو يه جوري خر ميكردم تا اجازه بده كلاسمو برم
بعد از سه ساعت بلاخره تونستم خونه رو تميز كنم
دوباره گوشي رو برداشتم و به شيو زنگ زدم
شيو:الووو
-شيو شيو شيو
شيو:ديوونه شديااااا خخخخ
-دارم ميشم خخخ
شيو:خوبي؟
-به نظرت خوبم؟؟ از صبح مثل خر دارم حمالي ميكنم
شيو:خب اون بيچاره هم برا تو كار ميكنه ديگه
-شيو من اصلا نيازي به پول ندارم سهون همه چي برام ميخره
شيو:بلاخره اگه كار نكنه نميتونه برات بخره آقاي محترم
خنديدم:ميخوام فوتبال بازي كنم اححححح
شيو:تو فقط خرش كن خرررررر
خنديدم:چشمممممم
شيو:حوصلت سر نميره؟
-نه زيرشو كم كردم سر نره
شيو خنديد:ديوونهههه
رو تخت دراز كشيدم: من الان نقش يه زنو دارم
شيو: خوبه يا بد؟
-من موندم زنا واقعا به چه دردي ميخورن
شيو:هيچي ميشينن خونه يه دوتا ظرف ميشورن كلا حال و حول
-من بدم مياد منتظر سهون باشم اصلا دوست ندارم بره دلم براش تنگ ميشه
شيو:واقعا كه چ
كلي با هم حرف زديم قطع كردم دوباره حوصلم سر رفت و به سهون زنگ زدم
سهون:جونم عزيزم
-سهون حوصلم سر رفت
سهون:چرا عشقم؟
-دلم برات تنگ شده كي مياي؟
سهون:منم همينطور يه ساعت ديگه ميام
-باشه دوستت دارم به كارت برس باييي
از رو تخت بلند شدم و پرده رو كنار زدم يه كم بيرونو نگاه كردم همچنان خوصلم سر ميرفت رفتم سراغ ظرفا و شروع كردم به شستنشون نزديك به ٤ تا ظرفو شكوندم باورم نميشد هزار بار به خودم گفتم دست و پا چلفتي
شيشه هارو از رو زمين جمع كردم و دو بار دستمو بريدم
سهون درو باز كرد و وارد خونه شد بلند شدم و رفتم سمتش:سهووووون
سهون محكم بغلم كرد:چي شده عزيزم؟؟
-هيچي….دلم برات تنگ شده بود
سهون خنديد:منم همينطور
دستمو دور گردنش انداختم و پاهامم دور كمرش حلقه كردم:سنگينم؟
سهون خنديد:اصلا
-پس همينجوري بهت آويزون ميشم
سهون منو برد سمت كاناپه و نشست
چي شد؟؟سنگين بودم؟خخخ
سهون لبخند زد:حيف خسته ام وگرنه ده دور ميچرخوندمت
سرمو رو سينه اش گذاشتم:خيلي خوبه وقتي مياي
سهون موهامو نوازش كرد….
-سهووون
سهون:جونم
-خونه تميز شده!؟
سهون خنديد:آره عزيزم
-مسخره ام ميكني؟
سهون:نه عشقم جدي گفتم
-سهوووون
سهون:هوووم
-حالا ميزاري برم كلاس؟قول ميدم خونه هر روز كه مياي اينجوري مرتب باشه قول ميدم
سهون آه بلندي كشيد:باشه برو
سرمو بلند كردم:جديييي؟؟؟؟
سهون:دهنه منو سرويس كردي تو
لبامو محكم رو لباش گذاشتم و بوسيدمش
سهون دستشو رو سينه ام گذاشت:حيف خسته ام وگرنه….
لبامو رو گوشش گذاشتم:وگرنه چي؟!
سهون:وگرنه شو خودت ميدوني
بلند خنديدم: سهون نميشه الان….
سهون:نه لوهان حوصله ندارم خيلي خسته ام عزيزم
لبامو آويزون كردم:حيف شد
سهون چشمش به دستام افتاد و اخم كرد:چرا دستاتو قايم ميكني؟
سرمو پايين انداختم
سهون:يااا دستتو ببينم
سهون به زور دستامو گرفت و بازشون كرد و چشم هاش گرد شد:دستت…چه بلايي سرشون آوردي؟
-چيزي…نيست عشقم فقط داشتم ظرفارو ميشستم ظرف افتاد و شكست داشتم جمعشون ميكردم شيشه اش رفت تو دستم هه…
سهون:آخه…آخه چرا مواظب نيستييي؟
-حواسم نبود
سهون:حواسم نبود شد دليل!!!
-خب از دستم افتاد شكست
سهون:احمق اونوقت تو هم نرفتي بشوريش يا چسب بزني بهش؟؟
-نخواستم ناراحتت كنم
سهون:پاشو برو دستاتو بشور بيا ببندمش
-يااااا جوري ميگي انگار دستم قطع شده
سهون اخم كرد: اون كاري كه ميگمو انجام بده
-سهون من خوبم
سهون اخم كرد
-باشهههه

سهون دستمو بست و با اخم نگام كرد: تو واقعا خنگي لوهان
-ياااااا خنگ خودتي
سهون چيزي نگفت
-خب اولين بارم بود تازه سه تا هم ظرف شكوندم
سهون:ياد ميگيري عوضش
-سهون من…زن…نيستم متوجه ميشي؟؟ من پسرم زنننن نيستمممم
سهون يه سيب برداشت و گاز زد:ميدونم ولي بلاخره تو خونه اي پس وظيفه داري كاراي خونه رو بكني منم بيرون كار ميكنم…
-سهون راستي كارت چيه تو؟؟ همسايه هامون تلف شدن از فضولي خخخخ
سهون:همسايه هامون؟؟كدوماشون؟
-اووووم تو نميشناسي زيادن ميخوان بدونن كارت چيه كه ٥ صبح بيدار ميشي
سهون: من تو شركت پدرم كار ميكنم البته ديگه الان براي خودمه
-همسايه هاي عزيز فك كنم متوجه شدن خخخخ(fun)

دوباره شب شد و دوباره رو تخت خوابيدم واقعا اين تكرارو نميتونستم تحمل كنم…به سهون نگاه كردم كه به چشمام زل زده بود
سهون:لوهان
چند بار پلك زدم:هووم
سهون:چشمات…خيلي خوشگلن…به كي رفته!
آه كشيدم:به مامانم
سهون:لوهااان
-هوووم
سهون:خيلي دوستت دارم
رفتم نزديك تر و بغلش كردم سهون سرشو به سينم چسبوند و زمزمه كرد:موهامو نوازش كن تا خوابم ببره
چيزي نگفتم دستمو رو موهاي نرمش گذاشتم و آروم نوازشش كردم
سهون:خيلي خوبه
-معلومه كه خوبه خخخخ
سهون لبخند زد و چشماشو بست….
١٠ دقيقه گذشت بارون شروع كرده بود به باريدن سره سهون همچنان تو بغلم بود و منم نوازشش ميكردم اصلا خوابم نميبرد آه بلندي كشيدم و به پنجره نگاه كردم كه قطره هاي بارون بهش ضربه ميزد…هوا داشت سرد ميشد به سهون نگاه كردم كه از سرما خودشو تو بغله من جمع كرده بود آروم پتو رو روي سرش كشيدم و بوسيدمش…
واقعا اون خاطراته خوب رو هيچوقت فراموش نميكنم اينكه تو اتاق خوابت باشي عشقت همه كست زندگيت تو بغلت خواب باشه و بارونم بباره هيچ آرامشي در اين حد خوب نيست………

صبح با صداي زنگ از خواب پريدم سهون هنوز تو بغلم خواب بود دلم نميومد بيدارش كنم چندتا بوسه به موهاي خشبو و نرمش زدم و زمزمه كردم:سهون…سهونم
سهون چشماشو باز كرد:هوووم
-پاشو ساعت شيشه
سهون:ميخوام بخوابم…خوابم مياااد
-اووم…خب نرو سهووون
سهون:ميخوام تو بغلت بخوابم…
-سهون اينجوري نگو دلم ميسوزه برات
سهون خنديد و گردنمو بوسيد
-پاشو سهون ديوونه
سهون خميازه كشيد و رفت سمت دستشويي
دوست نداشتم بره چون حتي يه ثانيه هم كه كنارش نبودم دلم براش تنگ ميشد
سهون دوش گرفت و نشست سر ميز و صبحونه خورد
دستمو زير چونه ام گذاشتم و نگاش كردم
سهون اخم كرد:ببينم تو خواب نداري؟
-سهون خوابم كمه شبا نميخوابم تا صبح بيدار بودم نميدونم چمه
سهون:يادم بنداز بريم دكتر
-هووووف…ديگه گيج ميزنم
سهون:لوهان امروز شام ميخرم نميخواد غذاهاي لذيذ درست كني
-يااااااا مسخره ميكني؟
سهون خنديد:نه عزيزم مسخره چيه
-با من حرف نزن
سهون:شوخي كردم بي جنبه
-سهون خان من بلد نيستم غذا درست كنم
سهون:بابا همه چي كه تو خونه هست امتحان كن درست كن خرابم شد عيبي نداره فدا سرت
_سهون يه زن بگير به نظرم
سهون:بيا هرچي ام ميگم قهر ميكني
_مگه دخترم قهر كنم!!
سهون از سر ميز بلند شد و محكم لپمو بوسيد:من ميرم حاضر شم
دستمو رو صورتم گذاشتم و خنديدم
بعد از ١٠ دقيقه سهون آماده شد رفتم رو به روش وايسادم و دكمه هاي لباسشو بستم سهون زل زده بود بهم…
دكمه ي دومم بستم:بهم زل نزن سهون
سهون:از كجا ميدوني دارم نگات ميكنم!
دكمه ي آخرم بستم:حس ميكنم
سهون لبخند زد و دستشو زير چونم گذاشت و سرمو بالا گرفت….به چشماش نكاه كردم و لبخند كمرنگي زدم
سهون صورتشو نزديكم آورد چشمامو آروم بستم…لباشو رو لبام گذاشت…دستمو رو صورتش كشيدم و لباشو با لذته تمام بوسيدم
سهون لباشو برداشت و خنديد:حيف وقتم كمه عشقم…
آه كشيدم
سهون:نه نه نميخوام ناراحت باشي…
_من ناراحت نيستم سهون
سهون:برو حموم ميخوام وقتي برميگردم برام خوشگل كني
سرخ شدم و سرمو پايين انداختم
سهون: هوووم! خوشگل ميكني برام؟
لبمو گاز گرفتم و خنديدم
سهون پيشونيمو بوسيد:دوستت دارم
بغلش كردم:زود بيا سهون من حوصلم سر ميره
سهون:باشه عزيزم
_سهون هنوزم نميتونم برم كلاس؟
سهون:امروز نه فردا ميزارم بري
خنديدم:مرسي سهون مرسي
سهون:من ديگه برم عزيزم
سهون رفت سريع رفتم جلو پنجره و دستمو زير چونه ام گذاشتم و بهش خيره شدم
سهون سرشو بلند كرد و برام دست تكون داد و بوس فرستاد لبخند زدم و سرخ شدم
سهون سوار ماشين شد و رفت……….

Print Friendly, PDF & Email


175 Responses

  1. یعنی فک نکنم کسی تا حالا انقدر بهت التماس کرده باشه ک من کردم
    خواهر من خواهش میکنم رمزو بده
    واسه داستانه قشنگتم ممنون اینم شمارم خدایی نامردی نکن بفرست
    09339075708

  2. fek nakonm shoghle sehun hamini k mige bashe va chi mishod ja sehun , luhan bud ja luhan mn bodmmmmmmmm vay hamoon roze aval sekte mikrdm , luhanm bive mishod he he he he he he he he he smile)))))))))))))))))))
    delam mikhad zodtar barki biad , beterekone !!!!!!!!!!!
    ta inja k aliii bud merc azizam ^_____________^

  3. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif یااااااااااااااااااااااااااا
    سهوووووون مگه لوهان زنه؟؟؟؟

    احمققققق بی شعور ختی اگه لوهان دخترم بود باهاش ازدواج میکردی وظیفه ای نداشت این کاراو بکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif

    بی شخصیت ازش استفاده میکنه هر وقت دلش خواست باهاش میخوابه بعد میگه لوهان حال میکنه
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif خوبیشعووووووور اگه اینطوریه میخوای جاهاتونو عوض کنین تو حال کنی؟ آرههه؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif من راضیمم ها!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif
    جدی میگم مردی بذار یه بار لوهان… لا اله الا الله اون تسبیحححح من کو؟؟؟
    ریش هم ندارم دست بکشم بش که/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif

    ایشششششششششششش خاک بر سر لوهان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif

    مرسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (33).gif

  4. هققققق هقققققققققققققق گریههههههههههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    لوهانیممممممممممممممممم دستش زخم شدددددددد بفرمااااا سهونمممممممممم چقد گفتم اذیتش نکن خوب عشقم بلد نیست هقققققققق/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ای شیووووو ناقلا چه راه حل هایی هم به لولوم پیشنهاد میکنه کککک
    اجی گلممممممممممم خیلییییییییییییییی خوشمل بوووووووود مغسییییییییییی خسته نباشی عزیزممممم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    بوووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif من برم بعدی

  5. برعکس بقیه قسمتا در صدد برآمدم که لوهانو ژیومین باهم به دار بیاویزم……..از 10 کلمشون 9 تاش خرش کن بود……بیچاره سهون!
    بابا لولو!تو که خودت این کاره ای …….دیگه سرخاب سفیدآبت برا چیه شیطون؟؟؟؟؟؟؟
    واوووووووووو!سهونه خرپول…..من فک می کردم کارگر ساختمونه…یا شایدم از اینایی که صبحا میرن سر 4راه وایمیسن یکی میاد برشون میداره میبره ازشون بیگاری میکشه…..همون کارگرای افغانی منظورمه!البته تی کشم بهش میادا!!!!!!!!سرایدار مدرسه………بابای مدرسه!کلا شغلایی که خیلی بهش میان همینان……..
    چه قدر این قسمت نرمال و قشنگ بودن!بدون دعوا…..بدون سیلی…….
    آجی مثه همیشه فوق العاده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    حرف نداری…….به جون لی سومان!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  6. Vayy khaili khob bod
    Manam az in qesmat khaili khosham omad sehun baz behtar shode bod kkk
    luhan /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhamash taqsire sehune ke luhan dastesh borid.sehun man nemigzaram azat/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    Nemidonam chra hamash dus daram baek biad to fic
    MerC/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  7. سیاست سهون بلاخره لوهانو کدبانویی کرده واسه خودش..افرین سیاستش خوبه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    کاش یکی ازین سیاستا رو من میومد من درس خون میشدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    بگذریم…طبق معمول عالی بود..خسته نباشی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    وایییییی اخ جووووووووووووووووون رمزی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  8. این سهونی هر چی نداشته باشه کاری میکنه لولو تمیزکار وسواسی بشه….خخخخ….این کارش و دوست دارم….ولی خدا به خیر بگذرونه آینده شیومینو….فکر کنم قرار نیست سالم از زیر دست سهون بیرون بره….کلا موندم این شغل شریف سهونی و بکییییییی خان چیه….سهون که بهش نمیاد شرکت باباش بره….یا اگر هم هست معلوم نیست چی کاره است؟!….زیادی خسته و کوفته میشه….بکی خوشکله هم که کلا بیکار میزنه….حالا خوبه اون یه کاره ای باشه…..یا سر از زمین چمن لولو دربیاره…اون وقته که کار همه به دست سهونی تمومه…من که از اول هم یه حس بهتر و خوبی به بکی دارم…نمیدونم چرا؟….راستی آجی اون یه دونه رمزی که واسم فرستادی مال چه قسمتیه؟…..فقط یه رمزه؟….همه قسمتا رمزشون یکیه؟….به من فقط یه رمز دادی که نمیدونم مال کدوم قسمته؟…..مرسی قربونت برم….منتظر ادامه داسیم.

  9. خوب …
    بعد از سالها اولین نظر پارک السا در داستان بریک
    سهون من تورو (توی داستان ) نکشم راحت نمیشم ..
    به قران شب ها با امید این که روزی بتونم خفه ات کنم (البته توی داستان ) میخوابم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    من بمیرم برای لولو ..مگه خرته سهون که ازش کار میکشی ؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (27).gif
    سهون مشکل روانی داره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    من میکشمش بالاخره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif
    این الان منم که ماهی دستشه سهون اون یکیه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    سهون من عزراعیل توئم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    نمیدونم به لوهان چی بگم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    احی بعدی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    من فعلا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (44).gif

  10. خخخخخخخخ یعنی از دست این لولو …/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    سمیرا خدایی داستانت حرف نداره عاشقشمممممممممممممممممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif
    راسی این شغل سهون که گفت شرکت باباش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    خب من هنوز اروم نشدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    شرکت باباش چیه اصن؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    از کجا معلوم دروغ نگفته؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    یعنی من میترکم در یه صورت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif اگه سهون و بکی دستشون تو ی کاسه باشه بعد حسابی لوهانو اذیت کنن /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifالکی سهون این زولبیا رو عاشق خودش کرد بعد بگه برو پی کارت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    میکشم این سهون و بکیو /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif

  11. اااااااااا همسایه ها مابودیم؟خوب امدی خدایی منکه ذهنم درگیر بود ناجور
    من مشتاقم ک در اینده چی میخاد شه یوهوووووووووووووووو
    مرسی اجی منتظر ادامه امممم بی صبرانه خسه نباشی

  12. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gifچی شده؟ چرا من چیزی نفهمیدم … بدون خوندن قسمت قبلی اومدم قسمت جدید دارم میخونم هههههه دلم برا سهون بیچاره سوخید چرا صبح به اون زودی باید بیدار شه ؟چرا لولو نمیره سر کار (اگه ما شیرازی ها بودیم تن به این ذلت نمیدادیم هاهاها کی ساعت 5 از خاب نازنینش بلند میشه؟)

  13. وای لوهان واقعا از این روزمرگی خسته نمیشه؟؟؟خودمونیماااا سهون واقعا یه دندست…هعییی دلم میخواد زودتر از همه چی سردر بیارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    مرسی اجی..منتظره ادامه هستم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  14. جیییییییغ من اومدم..بله بله..همسایه داره اوقه فک کمم توی برج63کره زندگی میکنن که اینقدر همسایه دارن تازه همه هم فضوووووول.خخخخخخخ
    وای اقا چه زندگیه مسخره ای داره لولو…عرررررررر
    اجی زود هیجان بیار.موهاهاها.خخخ
    ممنون دستت طلا

  15. این لوعان خره دیگه زندگی به این خوبی داره بعدش بهونه میگیره … اصلا دیگه نغز من قد نمیده برا حدس زدنش…. اخه ظرف شستن کاری داره لولو ….
    مرسی اجی ولی حیف نه قسمت قبلو تونستم بخونم نه قسمت بعد و چرا رمزو میزنم نمیشه فک میکنم رمز قسمت ۳۴ برام فرستادی…مرسی بوس گنده از لپات

  16. من میخوام یه حدس درباره ی داستان بزنم و ذهنت مشغول نشه انگیزه ات رو بعدا خراب نکنم برای همین لازم نیست جدی بگیری.
    حدس من اینکه سهون یه کاری میکنه بعد لوهان با بکی فرار میکنه و از اون خوشش میاد و… بعد بکهیون هم یه کاری میکنه لوهان دوباره شکست عشقی میخوره و داستان به اشک های لوهان ختم میشه و اخرش خودکشی میکنه و تمام…
    منم اگه تونستم میخوام یه پوستر درست کنم وقت کردم از اینستا خصوصی میفرستم…
    مثل همیشه عالییییییی از 100 درصد 200 گرفتی شایدم بیشتر قسمت بعدی رو فردا بزار تازه خوشحالم که سهون اجازه داد بره فوتبال بیچاره دپرس شد.
    بسه داستان نوشتم… خخخخخخخخخخخخخخخخ… منتظر قسمت بعدی.

  17. ایندفه شکرخدادقت کردم همسایه روفمیدم آجی خخخخخخخخخخ…..لولومونم عجب تیکه ای تورکرده پس وضشون توپ توپه….ولی من هنوراضی نشدم….بایداطلاعات ییشتری بده ب همسایه هاش… چیکارکنیم فضولیم خوووووو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  18. luhan hanuzam sehuno doost dare ya faghat be khatere kelase footbal bahash khoob raftar mikone…..in che harfie ke mige sehuno kharesh mikonam…ehsas mikonam sehun hagh dare ke nemizare luhan bere biroon….luhan bachegoone raftaaar mikone sehun aaghelane….tuye dastan hatta baekhyunam be nazaram mashkooke nesbat behesh hesse khoobi nadaram
    kheyli ghashang bood merciiiiiiiiiiii
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  19. آخــــــــــــــــــــــــــــــی این قسمت چقدر خوب بــــود با آرامش گذشت…خیلی لذت بردم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    مرسی عزیزم..عالی بود مثل همیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  20. akheeey lulum badan dard gerefte khkh/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    kho taqsire khodetee/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    vooooy kam nayara in 2taaa lulu va xiu khkh cheqad fak mizana ooof/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    pole mobiletam k bayad sehune man bede/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    akheeeey elaaaahiii dasesh boride khkh kho bacham balad nis/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    bah bah sehunam ch aqaaast jigmalaam bet ejaze daaade qofonesh bram/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    mrcc ajooo aliiii bboood/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  21. چرا لوهان اصلا به سهون شک نمیکنه وقتی این همه مشکوکه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif این قد ماهایی که فیک میخونیم به سهون شک کردیم لوهان هم شک میکرد الان سهونی وجود نداشت . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif الان اهنگ مشکوکم شادمهر عقیلی بهترین توصیف احساسات ما نسبت به سهونه . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif من از دست سهون این فیک عصبانیم شدید کم مونده به لولو بگه برام بچه بساز . اخه چه انتظاری از یه پسر داره ./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif

  22. آخ جون شغل سهون رو فهمیدم رئیس شرکت باباشه… حالا رئیس چ شرکتیه مهمه! من فکر میکردم خلافکاره… ولی هنوزم نظرم تغییر نکرده رئیس شرکت خلافکاریه… بعدش سهون خل میزنه کدوم رئیسی ساعت 6 میره شرکت؟!
    آخی لوهانم دستش برید… لوهانی برگرد پیش خودم، خودم بهت ظرف شستن یاد میدم تازه سهونی که با من زندگی میکنه خیلی خیلی از سهون تو بهتره تازه من کای و کریس هم دارم… لوهان جان تو این همه مدت با سهون بودی الان میپرسی چ کارس؟! ببخشید چقده حرف زدم تاثیرات گشت و گزار با چانیول و بکهیونه.. مرسی عزیزم خیلی قشنگ بود…

  23. شرح زندگی سهون :
    کار،شرکت ،خونه ،تخت و…

    شرح زندگی لوهان :
    تخت ،تخت تخت،تخت تخت،تخت و….

    سهون دیگه براش توانی اصلا مونده واسه کار تو شرکت پدر گرامیشون که شده ماله خودش

  24. واااااااااااااااااااااااای یعنی پیرم در اومد چشام الان تو دستمه 3 قسمت باهم خوندم
    عاغا من این سهونو میخوام
    من اصلا عاشق اینجور پسرام
    سمیرا قبلا که گفتم بهت از داداشم
    اخلاق سهون کپی برابر سهونه اونم مثل این خوله دیونس
    منم که عاشق اینجور پسرا
    اصلا مرد باس میاد خونه درو با لگد باز کنه عروده بکشه ضعییییییییییییییییییییییفه شووووووووووووم کوووووووو
    بعد مثل بید به خودت بلرزی کلا این یکی از فانتزیامه
    الی بخدا نظر بدی من میدونمو تو
    خوب از بحث زناشویی خارج شیم
    عاغا اصلا نمیشه من عاشق اخلاق سهون شدم رفت تمــــــــــــــــــــــــام
    کلا همه چی یادم رفت
    من الان سهون میخوام مندس شرکت دار پولدار
    البته اضافه کنم من شرط اولم تو زندگی مشترک اخلاق حسنه و انسانیه
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif

    • فازاين سهون نیمه گمشده عزیزه منه یه تار از موهاشوباكل دنياعوض نميكنم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
      طرح فریب دادن پسرايي كه توشركت باباشون كارميكنن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
      فازسهونو بيخيال شومن به هووم گفتم جورش كنه واسه خودم تادارم مثل ادم باهات حرف ميزنم حرف گوش كن باش يه كارنكن تـغـیـیـر تـاکـتـیـک بدم ﻋـﯿـﻦ یـوزپـلـنـگ زخـمـی شـیـرجـه بزنم روت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif

  25. اجی الان همینو کپی کردم بعد پیست کردم اونجا دقیقا بعدم میزنم هیج اتفاقی نمیوفته حتی واسم پیجیو هم باز نمیکنه من با گوشی میام اجی خو چرا رمزی کردی خو :’ -( :’ -( :’ -( :’ -( :’ -( :’ -(

  26. اگه لوهان بخواد زنه خونه باشه بازم فک نکنم که نیازی به ظرف شستن باشه..مگه مردا ظرفارو نمیشورن؟؟؟؟؟
    منم فک میکردم سهون خلافکار باشه…پس چرا انقد مشکوکه…
    تا حالا لوهان خودشو براش خوشکل نکرده بود اینهمه بلا سرش اورد دیگه امشب میکشتش… وای لوهانم …ای واااااااای
    با تشکر ویژه از اجی سمیرا

  27. وای این قسمت خیییییلی قشنگ بود .. هونهانممم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    چقد خوبه وقتی این جوری در صلح و آرامشن با همدیگه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    دلم واسه لوهان می سوزه .. همه ی روز یا حوصلش سر میره یا دلش واسه سهون تنگ میشه .. دقتم که نمی کنه موقع ظرف شستن /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    اوخی سهونیممم عین بچه ها میمونه .. اونجا که تو بغل لوهان خوابیده بود خیلی ناز بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    بله قراره بره حموم خوشگل کنه واسه سهون چه شود خخخخخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/air.gif
    مرسی آجی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  28. عالییییییییییییییییییی بوووووووووود اونی…
    من نمیدونم واقعا آدمی که تو شرکت باباش که الان مال خودشه کار میکنه باید 6 صب پاشه بره..مشکوووکم.
    هعی…بازم اینا میخوان جو گیر شن…
    سهونم همچین میگه خوشگل کن امگار داره بلانسبت بلانسبت…اهم..بیخیال از نظر شرعی اشکال داره…
    مرسی نونا…
    منتظر قسمت بعدی هستم…این سری کجا قراره تجربش کنن خدا میدونه!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

  29. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    چه زندگیه قشنگی داره لوهاااااااننننننن منم موخوااااااامممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    میگما سهون زن میگرفت بهتر بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    خوش به حال لولو پیش سهونشه منم الان باید پیش کریس باشم نمیدونم اینجا چیکار میکنم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ممنون آجی جونمممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  30. سمیرا به لوهان بگو همسایه ها هنوز قانع نشدن /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif بگو بپرسه خو این شرکته کاربریش چیه دقیقا؟؟؟؟ شرکت ساختمانی؟خدمات کامپیوتری؟ مهندسی برق؟ تجاری؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif آفرین
    خب عرضم به حضور انورتون که لولو بسی بدبخته. اصلا من جاش بودم به سهون میگفتم خب منم میام تو شرکت پیش خودت کار میکنم خیالت راحت باشه، همش نشسته تو خونه خدمات جن.سی ارائه میده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif سهون رو اینکه لولو دوسش نداشته باشه حساسه،باید بهش بگه اگه نذاری کار کنم دیگه دوشت ندالم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif قسمت بعد لابد بازم بکی میاد یه پارازیتی اون وسط میندازه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif منتظر ادامه ایم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/999.gif

  31. فک نکنم بتونم الی رو شکست بدم من تا از مدرسه اومدم با سرعت نور اومدم دیدم باز دیر رسیدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif
    ولی بالاخره شکستش میدم فقط کافیه مدرسم تموم شه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (6).gif
    بریم سراغه بحثه اصلیییییییییییییییییییییییییییییییییی…..
    من که حرفه سهونو باور نمیکنم ینی واقعا تو شرکته باباش کار میکنه یجورایی درسته ولی یجورایی هم نادرسته /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif
    خخخخخخخ لوهان از زنا رد کرده چقد حرف میزنه انقد که توی این داسی با تلفن حرف زد من توی تمامه روزای زندگیم نزدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    پس این شیو چی شد مگه نمیخواست از مامی لولو خبر بیاره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    اوخیییییییییییییییییی سهون کوشولوووووووووووو……..بیا بغله خودم بخواب از ماله لوهان بهتره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    لوهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان دوباره گل از گلش شکفت چرا فکره سلامتیت نیستیییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    عالی بووووووووووووووووووووووووود مغسییییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  32. احساسي كه بچه هاي سايت نسبت به من دارن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifبه جون خودم امروز ديگه قصدنداشتم اول بشم عاقامن معذرت ميخوام ازهمه ي دوستان /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  33. یسسسس…. خب لوهان داره زن زندگی میشه خخخ…ولی لولومون خیلی manly..نه مثل دخترا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    الهی بگردم…./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    سهون ایشالله تو داستان (نه تو واقعیت) تصادف کنی…جیگرم خنک شههههه انقد لولومو اذیت کردی…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifدستشو برید..خب بلد نیست ظرف بشوره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gifزورهههههه
    سمیراااااا من از دست پیشیت نازاحتممممم نههههه خیلی عصبانی امممممم…./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    خودم طلاق لولو رو میگیرم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  34. آخی بعد از قرن ها این قسمت به نظرم خیلی قشنگو متفاوت بود
    این سهونم نوسان داره به خدا چشه؟ یه بار خوب یه بار بد
    هعیییییییییی هیف که نقش منفیه من این قسمت برا اولین بار از سهون این فیک خوشم اومد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    این قسمت هم یه جوری دلم برا لوهان سوخت درسته خره متلقه اما خب….. هعیییی چی بگم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  35. واقعاااااااااااااااااااااااا
    من فک کردم سهون خلافکاره
    مرسیییییییییییی اجیییییییییییییییییییییییی
    تو این قسمت همه چی اروم بود خداروشکر
    سهون اعصابش اروم بود
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    یعنی دیوانه ی این داستانم اجی
    ممنونم عزیزمممممممممممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

      • هوويي مشكلي نيست اگه لولوقدرنشناسه خدايي نكرده زبونم لال ازسهون جداشد بي زحمت شماره ي سهونه توي فيكوبه من بده خودم ميرم پيشش بچه تنهانباشه من قادرم بادوتاسهون باهم زندگي كنم چيكاركنم نميخوام بچه زحمت كش مردم معتادبشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  36. آخششششششش! من امشب سرمو راحت میزارم رو بالین! بالاخره فهمیدم چیکارس این سهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    میگما این لوهانم کدبانویی بوده واسه خودش ما خبر نداشتیم! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    به به ! امشبم ک قراره این دوتا رسم همسایه داری نشون بدن بهمون! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    راستی آجی ی سوال! بعدنا قضیه اون اتفاقات مشکوک ک تو قسمتای اول اتفاق افتاد مثلن ی بار لوبیا رف خونه سهون دید جلوبندی خونه اومده پایین یا اون قضیه عکسا مشخص میشه عایا؟ !؟!؟! من وظیفه دارم ب عنوان ی همسایه مسعولیت شناس و کااااملا فوضوللللل ب این مساعل رسیدگی کنم! بععععععععله! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    مرسی آجی واقعا ممنونم ک منو از گمراهی و جهالت درآوردی! اصن غذا از گلوم پایین نمیرف ک! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    خسته نباشی آجی منتظر قسمت بعدیم وحشتناااااااک /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *