56 بازدید

BREAK EP 33

سلام بچه ها اینم قسمت 33

توجه:قسمت بعد رمز داره و رمزش همون رمز قبلیه و اینم بگم که داستان به این قسمت های رمزی گره خورده یعنی الکی اینهمه رمزدارش نمیکنم ^___^

طراح پوستر:آرمینا

 

وحشتزده به بيرون نگاه كردم يه نفر با انگشتاش به شيشه ي ماشين ميكوبيد….
سهون زمزمه كرد:برو كنار لوهان
سريع از رو پاش بلند شدم و كنار رفتم درد داشتم…موقع س.ك.س از حال خودم خارج ميشدم و به سهون اجازه ميدادم هر كاري ميخواد باهام بكنه ولي بعدش درد همه جاي بدنمو ميگرفت….
سهون شلوارشو پوشيد و به من كه داشتم از ترس سكته ميكردم نگاه كرد:تو نيا پايين برم ببينم چي ميگه
دستشو گرفتم:سهون نري باهاش دعوا كنيااا
سهون:باشه
سهون از ماشين پياده شد و درو بست….
نگران بودم شيشه ي ماشينو پايين دادم…
سهون:جونم كاري داشتين؟؟
مرد جووني سرتا پاي سهون رو نگاه كرد:تو ماشينت چه غلطي داشتي ميكردي؟؟؟
سهون: شما؟؟
مرد:من يه رهگذر…تو ماشين چه غلطي ميكرديييي؟؟؟
سهون:به تو چه ربطي داري؟؟
مرد:به من چه ربطي داره؟؟؟ الاغ ماشين جا كردنه؟؟
سهون:حرف دهنتو بفهم عوضييييي
مرد:گمشو تو خونت گوه كارياتو بكن آشغاااااال
سهون:ببين دلم خواست همينجا تو ماشينم حالمو كردم به تو چه…مشكل داري چشتو بنداز يه جا ديگه
از ماشين پياده شدم مرد بهت زده به من نگاه كرد:با…با اين داشتي…
سهون داد زد:مگه نگفتم از ماشين بيرون نيااااااااااا
سريع تو ماشين نشستم و درم بستم…قلبم تند ميزد…
بعد از چند دقيقه سهون و اون مرد شروع كردن به كتك زدن هم…دستمو رو شيشه ميكوبيدم و فرياد ميزدم ولي فايده اي نداشت…….
بلاخره اون مرد از سهون ترسيد و از اونجا رفت
سهون دره ماشينو باز كرد و نشست پشت فرمون
هيچي براي گفتن نداشتم همش تقصيره من بود
سهون از شدت خشم ميلرزيد:تو…تو چرا به حرفه من گوش نميدي؟؟
-سهون معذرت ميخوام…
سهون:هميشه كاراتو ميكني بعدش ميگي معذرت ميخوام…چرا نميفهمي لوهان چراااااااااا؟؟؟؟؟!!!!
لبمو گاز گرفتم و زمزمه كردم:معذرت ميخوام
سهون دستاشو محكم رو فرمون كوبيد و آه كشيد…زيرچشمي بهش نگاه كردم…لبش خون ميومد و كتش هم خاكي شده بود…
-س.سهون….
سهون سرشو رو فرمون گذاشت
دستمو گذاشتم پشتش و آروم نوازشش كردم:سهوون
سهون:بگو
-معذرت ميخوام…همش…همش تقصيره من بود
سهون سرشو از رو فرمون برداشت و بهم خيره شد:تو خوبي؟
سرمو تكون دادم:آره
سهون ماشينو روشن كرد
-بريم خونه ديگه ديروقته خودم يه چيزي درست ميكنم برا شام
سهون ماشينو روشن كرد و رفت سمتيم سمت خونه….
خسته و گشنه رو كاناپه افتاديم دلم ميخواست از گرسنگي فرياد بزنم…
سهون:من ميرم لباس عوض كنم
-باشه عزيزم الان منم يه چيزي درست ميكنم بخوريم…
زياد إشپزي بلد نبودم يه شكلات تو دهنم گذاشتم و رفتم سره يخچال و تخم مرغ و يه سري خرت و پرت از توش دراوردم…
بعد از يه ساعت يه غذاي فوق العاده افتضاح درست كردم كه اصلا به غذا شباهت نداشت
سهون از حمام برگشت و اومد پيشم:لوهان چي درست كردي؟
-ااام…حموم بودي؟
سهون:آره عشقم…خب چي درست كردي؟
-سهون…چيزه…بشين الان ميارمش
سهون خنديد و نشست سر ميز:در حد مرگ گشنمه
غذارو بردم سر ميز و با نيشخند به سهون نگاه كردم
سهون با ديدن غذا چشماش گرد شد:اين…چيه؟
-خب سهون من پسرم بلد نيستم كه غذا درست كنم خيلي ناراحتي برو خودت تخم مرغ درست كن
سهون خنديذ:اوه اوه چقدر جوش آوردي فقط اسمشو خواستم
دست به سينه نشسته بودم و به زمين نگاه ميكردم:اسم نداره
سهون يه كم از غذاش خورد و دستشو جلو دهنش گرفت
-بدمزه بود؟
سهون:اهم…نه عزيزم خيلي هم عاليه
يكم از غذا چشيدم و عق زدم:سهون نخورششششش
سهون بلند خنديد
-خيلي…بدمزه اس
سهون بلند شد و خودش دست به كار شد و بلاخره ما تونستيم خودمونو سير كنيم…

ساعت ١٢ شب بود مسواكمو زدم و به سهون خيره شدم كه رو تخت لم داده بود و كتاب ميخوند لباس خوابمو پوشيدم ولي دكمه هامو نبستم….كناره سهون دراز كشيدم و سرمو رو شونه اش گذاشتم
سهون لبخند زد: چيه باز شيطون شدي؟
اخم كردم:ياااا…نخيرم هيچم نشدم…خيليم منحرف نيستم
سهون خنديد و موهامو بوسيد:ولي من فكر ميكنم تو زيادي شيطوني
-نخيرم نيستم…سهون ميزنمتا
سهون:امشب خوابم نميبره…
به لبش نگاه كردم كه زخمي شده بود…
انگشتمو رو لباش كشيدم:درد ميكنه؟
سهون خنديد:نه عشقم…تو رو كه ميبينم دردام همه فراموش ميشه
ذوق كردم:واقعا؟؟!
سهون:آره عزيزم
سرمو رو سينه اش گذاشتم و چشمامو بستم:ميخوام تا صبح اينجوري بخوابم
سهون:بخواب عزيزه دلم
-تو نميخوابي؟؟
سهون: نور اذيتت ميكنه؟ الان ميبندمش
-نه نه سهون من خوبم فقط….
سهون سريع برقارو خاموش كرد و بغلم كرد و پتو رو روي جفتمون كشيد…آه كه چقدر تو بغلش آروم و راحت بودم…….
به چشماش نگاه كردم:سهووون
سهون:جونم
-نميدونم چه جوري كلمه ي دوستت دارمو بهت بگم
سهون خنديد
-دوستت دارم فقط در حد يه كلمه اس ولي من دوست داشتنم خيلي بزرگ تر از يه حرفه….تو واقعا بهم آرامش ميدي…گاهي وقتا با خودم فكر ميكنم اگه نميومدي جلو در دانشگاه الان من نداشتمت
سهون:آره…اگه نميديدمت الان منم تو رو نداشتم
بهش نزديك تر شدم و لباشو بوسيدم
سهون:عاشق بوسه هاي يهوييتم
خنديذم:ديوونه
سهون:بخواب عشقم…ببخشيد كه نشد ببرمت يه رستورانه خوب و….
-نه سهون همش تقصيره من بود…منه منحرف
سهون:خب عيبي نداره عوضش فهميديم س.ك.س تو ماشين چه لذتي داره
سرخ شدم و لبمو گاز گرفتم
سهون:حالا چه جوري بود؟
از خجالتم دستامو دور گردنش انداختم و مثل چسب بهش چسبيدم
سهون خنديد و شونمو بوسيد:من كه خيلي دوست داشتم…تو چي؟
با صداي خفه اي گفتم:سهون خفه شو
سهون:ببينم تو دردت نميگيره من هزارمين باره كه باهات ميخوابم…
-نميخوام جواب بدم
سهون:يعني اين شيطونه منه كه اينجوري خجالت ميكشه!!!!
خندم گرفت:وقتي اينطوري زل ميزني بهم…خب معلومه سرخ ميشم….
سهون موهامو نوازش كرد:نگفتي دردت نميگيره؟
-چرا ميگيره ولي خب لذت بخشه
سهون گردنمو بوسيد:اي شيطون
چشمامو آروم بستم:ميدوني سهون…من واقعا از اينكار لذت ميبرم تو كه نميدوني چه كيفي ميده چون نميدوني نميفهمي من چي ميگم…
يه لحظه احساس كردم سهون خوابيده
زمزمه كردم:سهون…سهووون
از تو بغلش بيرون اومدم…سهون خواب بود بوسه ي آرومي به لباش زدم و پتو رو روش كشيدم:خوب بخوابي سهونا خيلي دوستت دارم خيلييي…
سهون:منم دوستت دارم
-ياااااا ترسيدم…فكر كردم خوابي
سهون بدون اينكه چشماشو باز كنه خنديد
سيلي آرومي به صورتش زدم:زهرمار نخند
سهون:لوهان چقدر از اينكه دارمت خوشحالم…واقعا احساس خوشبختي ميكنم
-منم همينطور عزيزم حالا بگير بخواب فردا بايد زود پا شي
بوسيدمش و سرشو بغل كردم:اينجوري بخواب خخخخ
سهون:اينجوري كه تا صبح گردنم خشك ميشه
-حرف نباشهههه بخوااااب
سهون تو بغلم خوابيد…نفساش به گردنم ميخورد و بدنمو مور مور ميكرد…موهاشو جند بار بوسيدم و خنديدم واقعا حس خوبي داشتم……….

چند روزي گذشت تو فوتبال كاملا راه افتاده بودم خودم ميرفتم و برگشتني سهون ميومد دنبالم تا تنها نباشم و من از اين بابت هميشه غر ميزدم ولي سهون اصلا بهم توجه نميكرد…..
مثل هميشه تو ماشين در حال برگشت به خونه بوديم سرمو به شيشه ي ماشين تكيه داده بودم و بيرونو نگاه ميكردم
سهون:عروسكه من چرا اينقدر ساكته؟
آه كشيدم
سهون:چيه چرا دپرسي؟
-امروز باعث شدم گل بخوريم
سهون خنديد
-كجاش خنده داشت؟
سهون:اينكه به خاطره اين چيز مسخره خودتو ناراحت ميكني
-برا تو شايد مسخره باشه ولي برا من نيست
سهون:اوه..معذرت ميخوام نميدونستم قراره سر من خالش كني
-من كي سره تو خاليش كرد
سهون:عصباني هستي معلوم نيس از كي…
-سهون چرا نميزاري خودم تنهايي برگردم؟؟
سهون:چون اجازه نميدم تنهايي برگردي
-ياااااااا اين جوابه منه؟
سهون:آره اين جوابته
-با من درست حرف بزنننننن
سهون:مگه چي گفتم؟
دستمو رو سرم گذاشتم:ميخوام خودم برگردممممم
سهون:لوهان اون پارك خطرناكه ميفهمي؟؟؟
-مثلا اونا ميخوان چيكار كنن؟؟؟ سهون بزار رو پاي خودم وايسم
سهون ماشينو نگه داشت و بهم خيره شد:كيا؟؟
دستمو جلو دهنم گذاشتم چيزي گفته بودم كه نبايد ميگفتم
سهون:گفتم كيا؟؟؟؟
چند بار پلك زدم:ههه اونا منظورم آدماي پاركن
سهون:تو كه ديگه اون پسره بكهيون رو نديدي؟
سرمو تكون دادم:نه نه…ههههه اونو ببينم بهت ميگم سهون
سهون چيزي نگفت و دوباره حركت كرد
-سهون
سهون:هووم
-من…ميخوام…
سهون:نميخوام چيزي بشنوم….ديگه حرف نباشه
سرمو پايين انداختم و با توپ جديدي كه سهون برام خريده بود بازي ميكردم….
سهون:به خانوادت كه زنگ نزدي
-نخير
سهون:خوبه
-برا تو خوبه براي من نه
سهون:فراموششون ميكني
-خانواده رو نميشه فراموش كرد
سهون:ميشه
-نميشههههه
سهون:با من بحث نكن لوهان…سعي كن با من خيلي بحث نكني
-آره چون هميشه حرف حرفه خودته…
سهون:همينه كه هست
-الان احساس ميكني من زنتم نه؟!!
سهون:هر جور دوست داري فكر كن
دستامو مشت كردم:من زنت نيستم سهون
سهون به صورتم نگاه كرد:ولي زيره مني
چشمام از تعجب گرد شد:چييي!!!
سهون:خب دروغ ميگم؟سنت از من كمتره خوشگل ترم هستي
ديگه چيزي نگفتم اينقدر حرف سهون روم فشار آورد كه ميخواستم خودمو از ماشين پرت كنم پايين…………..

 

Print Friendly, PDF & Email


198 Responses

  1. وای من الان سکته میکتم
    چرا زود تر کشفت نکرده بودم
    داستانت خیلی عالیه
    ولی خیلیاش رمز داره خیلیم دیر دارم میخونم ولی اگه تونستی خواهش میکنم رمز قسمت بعدیو بفرست اینم شمارم 09339075708

  2. آجییییی عالییی بود دل تو دلم نیست برم بعدی رو بخونم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    ولی آجی کاش لوهان یکم کمتر گریه میکرد
    موندم چقد جون داره همش گریه میکنه بچم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

  3. اینقدر از این خوشونت سهون خوشم میاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (15).gif…من جای لوهان بودم هر روزم کتک میخوردم اهمیتی نمیدادم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif…به هر حال سهونه الکی که نیست/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    یعنی کتکم میخوری از دست سهون باشه هااا میچسبه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif

  4. جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغ

    سیصد خط تایپ کرده بودم حواسم نبود زدم بستم پنجره رو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

    • هعییییییییی

      مرسیییییییی اجی خیلی خوب بود کلی به سهون فحش دادم و حال کردم واقعا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif

      وایییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif لوهااااااااااااننننننننننننن
      این دو تا که پس فردا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gif

      یااااااااااااااااااااااااااااا پس این چه پدر و مادری بود که لوهان داشت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif این پسره تحویل جامعه دادن؟ والا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

  5. ای وای مردم یه کم آب بم بده زودباش ماشاالله چه میکنن این نظرات تا از اولسون بخوای بیای آخرون نفست میگیرهههههه داسی های سمرا جونه دیهههههههههههههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  6. اوه اوه اوه واقعا حرفش سنگین بود
    {ولی زیره منی}
    حرفش دو پهلو بود
    یه جورایی هم منظورشو بهش فهموند تا حساب کار دستش بیاد هم سریع رنگش کرد که ناراحت نشه
    ههههههههههه بدجنس ناقلا

  7. سلام اونى.بابت داستان ممنون واقعا عالى و قشننگه
    راستى اگه من ى نظر دادنام قطع و وصل ميشه واسه اينه که اينترنت زياد در دسترسم نيست(بم نميدن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif )خواستم معذرت خواهى کن.
    بازم بابت داستان ممنون
    Fighting♥

  8. سلام سمیرا جون رمزش نیومده اگه میشه میتونی از اینستا واسم بفرستی عکس خصوصی بفرست یا توی یکی از عکسا کامنت بزار من پاکش میکنم.
    ببین جیمیلم رو یه بار دیگه بدم //www.exolover014@gmail.com
    اینم اینستاگرام exopinklover014

  9. وااااااااااا سهون چرا این پسر 180درجه عوض میشه.
    لوهانم کاش خودشو پرت میکرد راحت میشد
    اخه این چه حرفیه که میگه میشه خانواده رو فراموش کرد مگه میشه

  10. آجی سمیراااااااااااااااااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    من بعد 7روز نتم وصل شده میخوام قسمت 32 و بخونم ولی نیست امگار نابود شده من میخوااااااااامممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  11. اوه اوه لوهان واسه چی دروغ گفتی که بکی رو ندیدی .. تو که دیگه اخلاق سهونو میدونی بعد بعدا بفهمه دوباره کلی عصبانی میشه هاااا ..
    وااای سهووون این چه حرفی بود ؟؟ البته لوهانم خیلی بحث می کنه ها ولی خوب حق داره نمی تونه خانوادشو فراموش کنه ..
    مرسی عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  12. از دیروز تا حالا واسه باز شدن سایت ارور میداد دیگه اعصابم داغون شده بود .. تا اینکه گفتی مودمو خاموش کنم اینبار وقتی روشنش میکردم وصل نمیشد .. دیگه شدم گرفتار ..
    خیلی وقته نخوندم داستان رو .. خیلیم عقبم … مرسی خسته نباشی

  13. ایول سهون خوب حالشو جا اورد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    واییی چقد سهونی بداخلاقه..البته لولوام خیلی غررررررررر میزنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    واییییییییییییییی اخ جووووووووووون رمزی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (41).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    حسته نباشی سمیرا جون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  14. aaaaa yakhodaaa in ke bekii naboOOOd…ahhhe akhe man nemidooOnam b to ch martike k ina daran chikar mikooonan ahh..sehun bayad mizadi az rOoO zamin mahvesh mikardiiii khkhkh
    okheeey lulum balad nis qaza doros koneee khkh vaaay kheli khandaaan khkhkh:d
    aaaa seeeehuuun eshqaaam in vh harfiii bOOOd ke zadii?????????? zeshte eeeeeakhheeey luhaaaan heeeeeq gonaa dareee heeeq/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

    • داغ کردم!!!!!میخوام کلمو بکوبونم به دیوار!مادر این بچه کیه ؟؟؟؟؟؟؟خانمم اعلام حضور کن………
      ای بابا!این لوهان هم که شده خدای سوتی و ضایه بازی…….فقط بلده آبروریزی کنه!!!!!!
      این قرصای قلب من کوش؟؟؟؟؟
      خوبه حالا بکی اونجوری وارد داستان نشده هنوز این همه دعواس …..اون که بیاد قشنگ بکش بکش میشه!!!!!!
      آجی سمیرا!مثه همیشه پرفکت!حرف نداشت…..بی نظیر!در حد ثبت تو گینس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  15. لوهان انقد یه موضوعو کشش میده که یا از دهن خودش یه چی میپره یا از دهن سهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    حالا خوردی لوهان؟ تف کن هستشو خاله جون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif

  16. لامصب امروزرومودازخودگذشتي بودم اولين كامنتونذاشتم بهم بايد افتخاركردهمچين آدم ازخودگذشته وبا انصافيم من /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (6).gif

  17. هعییی شانس عاوردن رهگذر بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    سهون خعلی حرسمو درعاورد تو این قسمت مخصوصا عاخرش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    هر چی فک میکنمم نمیتونم بفهمم ک قراره چی بشه دقیقن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    ولی من هنوز درگیره بکیم خخخخ
    مرسی خعلی قشنگ بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  18. وااااای یه ساعته درگیرم…صفحه باز نمی شد….. حالا بریم تو فاز داسی…. به قول بروبکس آجی این پیشیت چقد بی تلبیته…. لولو کوچولوی منو باز عصبانی کرد…. آجی قسمت بعدو فردا میذاری؟؟ مررررررسی …عالی بود…

  19. واییییییییی خداااااااا از دست این سهون…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gifبشررررررر این چه حرفیههههه؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gifوای دیگهههه استیکر ندارییییییممممممم اخه من چییییی بگم…..اون یارو چقد پررو بود که به این دوتا گیر داده…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gifلوهانم باید به سهون میگفت من بکی رو میبینم….اون وقت یه دعوای خفن صورت میگرفت و داستاننننن خفففففنننن تر از همیشه میشد خخخخ…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gifخواهر گلم سمی جووووون…عالیییییییی پرفکت محشر فوق محشر اصلا رو به عرش….بالای عررررشششش…..ما دوستتان میداریمممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifزیااااادددد……همین دیگه…..من هر کاری میکنم از رمان کمتر امکان ندارررههه چه می شود کرد دیگه….اینام برا سمیرا…./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

  20. وااای اجی من میرم از دسته سهون قرصه اعصاب بخورم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif
    زیره منی؟؟؟؟؟؟زیره منی؟؟؟نه اخه واقعا زیره منی؟؟؟؟؟؟؟ نه من متوجه نمیشم زیره منی؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif
    دلم از دسته لولو کبابه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    مرسی اجی من ادامه می خواااام این سهون واقعا با فشار خونه من بازی میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif

  21. دوباره این سهون امپر زد بالا هرچی از دهنش در اومد گفت……لوهانم که فقط یه بحثو زیادی کش میده……ممنون……مثل همیشه عالی بود……/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  22. لوهااااااااااااااااااان؟ چرا وقتی ازت پرسید بکی رو دیدی گفتی نه؟ چزا دروغ گفتی؟
    حالا همین میشه واست دردسر ………..ببین من کجا گفتم!
    سهونه بده بی تلبیت چرا این حرفو زد؟ی …….نمیگی لوهان دلش میشکنه؟؟؟
    منتظرادامم ممنون

  23. خبببببببببببببببببببببببببببببب…….. خدارو شکر به خیر گذشت خخخخخ ایول هیچکس فکر نمیکرد که یه رهگذر باشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif
    هوففففف بعضی از رهگذرای فضول تو داستانم ولمون نمیکنن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    من واقعا توش موندم چرا این سهون انقد دو روئه معلوم نیست واقعا لوهانو دوس داره یا نه هر دفعه یه چیزه میگه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    سهوووووووووووووووووووووون حرفش منم داغون کرددددددددددددددد…. حالا خوبه اول خودش التماس میکرد که لولو قبول کنه باهاش دوست شه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    اجی این داستان ممکنه تا کی طول بکشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا قبل از امتحانا که تموم میشه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مغسییییییییییییییییییییییییییییی عالیییییی بووووووووووووووووووووووووود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

    • خخخخخخخخخخخخخخ یوهاهاهاها
      بازم نتونستین حدس بزنین
      نه بچه زیادی غیرتیه خخخخخخ
      فک نکنم آجی زیاده ممکنه حتی 100 قسمتم بشه

  24. اهم اهم جمله اخر سهون بی تلبیت رومنم تاثیرگذاشت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    لولو بیا باهم بپریم پایین… ن ن ن من با لولو نمیرم جایی…بی تلبیت …منحرف…عامل فساد جامعه../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif
    اجییییییییییییییییییییییییی 33 قسمت گذشت من هنونفهمیدم نقش بکی چیه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    اجیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی نقش بکی چیههههههههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

  25. واااااای اخیششششششششش بخیر گذشتتتتتت اجی به فنامممم دادییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif
    هونهانمممممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    سهونمممممممم لوهانممممممممم من مرگگگگگگ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    بکی میخوامممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    اجی بینظیر بووووود بوووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  26. سهون چرا اين قدر رو بکی حساسه من بايد بفهمم اخه خيلی مشکوکه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif لوهان چرا اين جوری ميکنه چند وقت يه بار ميخواد رو پاش وايسه هی ميره رو مخ شوهرش /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif بعدم آدم که شوهرش سهون باشه نه تنها نبايد صداش در بياد تازه بايد هر روز خدا رو شاکر باشه . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif از حق نگذريم حرف آخر سهون خيلی بد بود قبلا کجا بوده ببينه لوهان بعد ازدواج با دختر عموش رو کار بوده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif مرسی بابت داستان ولی خدايی تو داستان غم نبود تا حالا بيشتر ژانر داستان رمزآلود شده تا غمگين /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif

    • نه دیگه خب یادتون نیس بکی اولش به لولو تیکه انداخت از اون موقع ازش بدش میاد
      قربونت یسسسسسسسس هنو نرسدیم به اونجاها

  27. وایییی خدا …

    این لوهان چه منحرف شده یهو … بش نمیاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    سهونم ماشالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    بکی کی وارد میشه عایاااا؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    میگم من کلا مشکوکم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif

    قسمت بعدددددددددددد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

  28. سهون : اگه نمیدیدمت الان تورو نداشتم!
    سهون: عاشقه بوسه های یهوییتم !
    سهون: عروسک من چرا ساکته ؟!
    سهون: اجازه نمیدم تنهایی برگردی !
    سهون: همینی ک گفتم حرف نباشه!
    سهون: با من بحث نکن لوهان !
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    عاقا اینجانب سرکارم عایا ؟! ن ب اون پپسی وا کردناش ن بی این سهون سالاریاش /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    ب نظرم سهون داره ظاهرشو حفظ میکنه و همچنین ب نظرم شخصیت واقعیش بسی تنفر آمیز خواهد بود ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    ب من چه اصلن مبارکه لوبیاش باشه ! خدا از هم نگیرتشون ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    لوبیا فرزندم ب نظر روزهای خوشان خوشان جنابعالی رو ب اتمام است حالا بیبین و بیاموز ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif سهونم چقد مرتیکه شده بود تو این قسمت /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif اثن ادب کمالات اون رهگذره در اعماق پانکراسم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    سمی جون سمی جون سمی جون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    ادومه ادومه ادومه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  29. سهونه بیتربیت این چه حرفی بود زد؟؟ زیره منی ینی چی؟؟؟ لوهان بهش اجازه میده هر کاری بکنه این دلیل نمیشه لوهانم نتونه مثه سهون باشه که
    اخ اگه نوشتنش دسته من بود با کمک لولو بلایی سره سهون میاوردم که از این حرفش پشیمون بشه
    حیف حیف حیف
    مردم چه فضولن..داخله ماشینه اونارو چرا نگا میکنه اخه

    اجی من شدیدا منتظره بعدیم…اگه دیروز اینو گذاشته بودی فردا قسمته بعدی بود..خیلی بدی
    قهرم تا قسمته بعد..
    لوهانم با خودم میبرم
    با تشکررر

  30. چقدر الکی واسه خودمون حدس زدیم اونم با اطمینان که یارو که میزنه شیشه بکیه. یا اینکه پلیسه نگو یه رهگذر سااااده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif چقدم بی تربیت بووود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/air.gif خب من نفهمیدم این سهون چرا رو بکی حساسه اصلا چه جوری اسمش یادش مونده لوهان که بهش نگفته بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif پس نتیجه میگیریم که سهون بکی رو میشناسه….. خب از اتاق فرمان اشاره میکنن تو لازم نیست حدس بزنی. تو کی حدسات درست بوده که الان باشه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif آجی اینقد این داستانت مرموزه هااااا بعضی وقتا احساسم بهت اینجوریه با عرض شرمندگی : /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif خودمم اینجوری: /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif سهونم خیلی بی تربیت شده هااا یعنی چی زیره منی؟ من جا لوهان بودم یه سیلی آبدار بهش میزدم حالش جا بیاد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif با تشکر و امتنان فراوان نسبت به نویسنده گرانقدر /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  31. بیچاره لوهان دلم واسش میسوزه….بیچاره دانشگاه نبایدبره خونوادشوبایدفراموش کنه تنهابیرون نره تنهابرنگرده باسهون بحث نکنه تازه وقت بیوقتم بایدهی دردبکشه…البته تقصیرخودشم هست…بعلللللللله/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif

  32. عجببببب چقد بحث میکنن اینااااا…،این مردم شدن نخوده هر آش،به شما چه خو????/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    خو لوهان چشه هی روی پای خودم وایسم،رو پای خودم وایسم?????عجباااااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    اوه اوه عجب جمله ای سهون گفت،من که بدجور بهم برخورد../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    مرسیییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  33. man fk mikardam oni k be shishe zade baeki ama az ye chi ye jooorayi motmaen shodam baeki az lulu khoshesh miyad onja k goft ezdevaj kardiiiiii in hes behem talghin shod mibini man che nabegham :3 vase in gh ham hanoz ghalbam dare tond mizane sehun in che harfi boood ta alan fk mikardam harfa kara sehun vase hesadate ama alan sad narahat shodam.ajiiii harchi gh ramzi bishtar behtar smile asanam monharef nistama

  34. من واقعا نمیدونم چرا الان حس میکنم سهون خیلی بده..
    هووم…واقعا دوس دارم بزنم لوهانو جر بدم تو خجالت نمیکشی به آقات نگفتزی اون عرازلو دیدی؟
    هعیییی….حرف سهون خیلی منو به فکر فرو برد..
    آره لوهان خودتو بنداز پایین ماهم از شر سوتیات و بی فکریات راحت میشیم..همون اول برادر من…
    میسی اونی♡♡♡

  35. اجییی ،منو که میشناسی اصلا شما هر قسمت رمزیش کن ببین اصلا حرفی میزنم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

    اون تیکه زیره منی خیلی سنگین بود ،،،کمرم شکست /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif

    تا لوهان باشه اینقدر از سهونو وقت و بی وقت نخواد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif

  36. نمیدونم.چرانظرام نمیاد
    ازحرف سهون زورم امد-_-خیلی به لوهان زورمیگه
    دانشگاه نرو
    من بایدبیام دنبالت
    به خانوادتم زنگ نزن
    ااااا خوب لوهان هم گناه داره
    خیلی عالی بود.منتظرقسمت بعدی م
    فک کنم 5م شدم
    خخخخ

  37. ازحرف سهون زورم امد-_-خیلی به لوهان زورمیگه
    دانشگاه نرو
    من بایدبیام دنبالت
    به خانوادتم زنگ نزن
    ااااا خوب لوهان هم گناه داره
    خیلی عالی بود.منتظرقسمت بعدی م
    فک کنم 5م شدم
    خخخخ

    • پنجمممممممممممممممممممممممم…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
      هی همینم خودش غنیمته/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
      اصلا روحیم نابود شد…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
      دپرس شدم…برم خود کشی..کسی با من کاری نداره..
      خدا نگهداااااااااااااااااااار/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif

  38. سهون خر است/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    لوهان خر است/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    بکی لات است/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    چن دکتر است/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    عجببببببببببببببببببببببببببببببببببب/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif
    تازه لوهان لوس هم است/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gifو منحرف/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/air.gifیکمم وراج/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    قسمت بعدی لطفااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

  39. خاک عالم سهون این چه حرفی بود زد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نچ نچ نچ…الکی نیس لولو رفتا.خخخخخ
    اقا این سهون زیادی مردونس شبیه مردا زمون شاه میده.خخخخه
    مخسی همسری^_________^

  40. وای اخجوووووووووووووووووون…شکست خیلی خوشحالم
    وای خدارو شکر ره گذر بود…
    به به این سهون هم حرف حرف خودشه ها…
    وای عالی بود اجیییییییییییییییییییییییییییییی عالییییییییییییی
    دست درد نکنه عزیزمممممممممممممممممممممممم
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *