53 بازدید

EP 31 (شکست) BREAK

سلام دوستان اینم قسمت 31 

خب توجه کنید قسمت 32 رمزداره من دفعه ی قبل رمزو به همه دادم و حواسمم بود کیا رمز گرفتن و دیگه پیداشونم نشد و فک کردن قسمت رمزیا تموم شده خب کسایی که برامون نظر گذاشتن درخواست بدن منم با کمال میل رمز رو براشون میفرستم  

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

طراح پوستر:السا

آه بلندي از روي بغض كشيدم و نشستم رو زمين…باورم نميشد…من در حدي جلوي سهون ضعيف بودم كه سهون جرات كرده بود دو بار بهم سيلي بزنه…دستمو رو صورتم گذاشتم و گريه كردم….آخه چرا؟ سهون كه منو دوست داشت يهو چش شد….
اينقدر فكراي احمقانه كردم كه رو همون زمين سرد داشت خوابم ميبرد كه سهون بلندم كرد و رو تخت گذاشت اصلا نميخواستم چشمامو باز كنم
سهون دكمه هاي لباسمو باز كرد و پيرهنمو از تنم دراورد و لباس خوابمو بهم پوشوند قلبم تند ميزد سهون سينمو بوسيد:قلب جوجوم چه تند ميزنه
چشمامو باز كردم:به من دست نزن
سهون خنديد:چرا؟ چون زدمت؟ من همه ي اينا رو به خاطره خودت ميگم ديدي كه امروز چه بلايي سرت اومد اگه من نبودم يا دير ميرسيدم معلوم نبود باهات چيكار ميكردن…
بغضم تركيد و شروع كردم به هق هق كردن
سهون آه كشيد و سرشو پايين انداخت…مثله بچه ها گريه ميكردم دسته خودم نبود انگار قلبم يخ زده بود…
سهون دستشو زير سرم گذاشت و آروم بغلم كرد سعي كردم از بغلش بيرون بيام ولي نتونستم….
سهون:عزيزم گريه نكن…ببخشيد…اون لحظه در حد مرگ عصباني بودم اصلا نميفهميدم دارم چيكار ميكنم.
-ديگه…هيچي برام مهم نيست…
سهون:معذرت ميخوام لوهان
از بغلش بيرون اومدم:نه…اتفاقا خيلي هم كارت عالي بود به خودت افتخار كن…
سهون از رو تخت بلند شد و رفت بيرون…به آينه نگاه كردم صورتم سرخ بود آه كشيدم سهون سه تا آبميوه برام آورد و رو ميز گذاشت با يه دستمال مرطوب برا پاك كردنه خونه صورتم…
سهون:لوهان بخواب
با اخم بهش نگاه كردم:ميشه بزاري بخوابم؟؟
سهون:اينجوري نميشه صورتت خونيه بگير بخواب…
از رو ناچاري سرمو رو بالشت گذاشتم سهون دستمالو كشيد رو لبم
-آآآ…ميسوزه
سهون همه جاي صورتمو پاك كرد و گوشه ي لبم هم چسب زد…
سهون:حالا خوب شد اينارم بخور بعد بخواب
خيلي تشنم بود يكيشونو سريع خوردم و رفتم زير پتو و پشتمو به سهون كردم…
سهون دستشو رو كمرم كشيد:لوهان
-دستتو بردار
سهون:من كه عذر خواهي كردم…
آه كشيدم:مهم نيست من الان تو رو يه هيولا ميبينم
سهون خنديد:همه به من ميگن خوشتيپ تو به من ميگي هيولا؟
پوزخند زدم:چون اون روي واقعيتو نديدن
سهون:گفتم كه عصباني بودم…لوهان من اينهمه بهت گفته بودم خانوادتو فراموش كن تو بازم رفتي اونجا؟
-اونا خانواده ي منن
سهون:اينارو بايد قبلا فكرشو ميكردي نه الان
اشكامو پاك كردم:من فقط ميخواستم پدرمو ببينم نميدونستم قراره اينجوري بشه
سهون:اگه به خودم ميگفتي منم باهات ميومدم اونوقت اون پسره ي الدنگ هم جرات نميكرد دست روت بلند كنه
-در هر صورت مشتاي اونو ميتونم فراموش كنم اما سيلي هاي تو رو عمرا
سهون دستشو دور كمرم حلقه كرد:چيكار كنم فراموششون كني؟
-فراموش كردني نيست سهون
سهون:هر كار بگي ميكنم
-لازم نيست شب خوش
سهون گردنمو بوسيد خودمو تكون دادم:نكن
سهون:چرا؟ تو كه دوست داشتي!
-داشتم الان ندارم دس از سرم بردار
سهون:لوهان دو تا سيلي اينقدر هم چيزه عجيبي نيست كه من دارم دو ساعت نازتو ميكشم…
-هووووووف…ميشه من برم رو كاناپه بخوابم؟
سهون اخم كرد:نه لازم نيست من ميرم اگه خيلي اذيتت ميكنم
-آره آره اذيتم ميكنيييي برو يه جا ديگههههه نميخوام ببينمتتتتت
سهون:واقعا؟!
بالشتو محكم پرت كردم روش:برو سهون نميخوام ريختتو ببينم نميخواااااام
سهون بدون هيچ حرفي از اتاق بيرون رفت و درو بست…چند تا مشت به تخت زدم و شروع كردم به گريه كردن….اصلا نميتونستم اون سيلي ها رو هضم كنم…
يكم گذشت آروم شده بودم همه جا تاريك بود دستمو رو ميز كشيدم و چراغ خوابو روشن كردم…سرم به شدت درد ميكرد چشمامو بستم و بعد از چند دقيقه خوابم برد……

صبح زود چشمامو باز كردم و سهون رو ديدم كه پشتش به من بود و داشت يه سري كاغذو تو كيفش ميزاشت چشمامو بستم و خودمو به خواب زدم سهون رو تخت نشست و موهامو نوازش كرد و زمزمه كرد:بيداري؟
جوابي ندادم برخورد لباي سهون رو روي گونه ام حس كردم…اون لحظه خيلي ازش بدم ميومد سهون از رو تخت بلند شد و رفت بيرون….
ساعت نزديكاي ١ بود كه بيدار شدم سرم به طرز فجيحي درد ميكرد رفتم تو وان و آب گرمو باز كردم و چشمامو بستم…حس خوبي بود صورتم هنوز درد ميكرد…رفتم جلوي آينه و به صورتم نگاه كردم يكم لبم داغون بود وگرنه مثله هميشه خوشگل بودم….
لباساي تميز تنم كردم و يه كم به خودم رسيدم….
تا عصر دپرس بودم دلم ميخواست با مادرم حرف بزنم ميخواستم بفهمم حالش خوبه يا نه ولي واقعا ديگه تحمل يه دعواي ديگه رو با سهون نداشتم…
عصر رو كاناپه لم داده بودم و به تي وي نگاه ميكردم كه سهون درو باز كرد و وارد خونه شد اصلا سرمم برنگردوندم انگار كسي وارد نشده بود
سهون دستشو دور گردنم انداخت و منو بوسيد:سلام عزيزم
چيزي نگفتم
سهون:بهم سلام نميدي؟
بازم چيزي نگفتم
سهون آه كشيد:دلم برات تنگ شده بود…دلم برا چشماي قشنگت تنگ شده بود
اشك تو چشمام جمع شد
سهون رو به روم نشست و دستاشو رو صورتم گذاشت و به چشماي گريونم خيره شد:من…من معذرت ميخوام…عشقم گريه نكن خواهش ميكنم
-سهون دست از سرم بردار
سهون:لوهان خواهش ميكنم…اينجوري حرف نزن
آه كشيدم:سهون من ممكنه حالا حالاها به خاطره اين موضوع از دستت عصباني باشم
سهون:من معذرت ميخوام عصباني بودم باور كن
يه جورايي دلم براش ميسوخت
سهون يه جعبه ي شيك رو پام گذاشت:اينو برا تو خريدم بازش كن
اشكامو با دستم پاك كردم و به زور لبخند زدم
سهون: خوشت مياد مطمعنم…بازش كن عشقم…
نميخواستم دلشو بشكونم چون هنوزم در حد مرگ دوسش داشتم….
دستمو رو جعبه گذاشتم و بازش كردم چشمام ٤ تا شد تو جعبه يه توپ فوتبال خيلي زيبا بود
سهون:قشنگه؟؟ دوسش داري؟ اينو برا اين خويدم كه منو ببخشي و گذشته رو فراموش كني
توپو رو پام گذاشتم هميشه از ديدن توپ فوتبال ذوق زده ميشدم اون موقع هم اين احساسو داشتم
سهون لبخند زد:پس دوسش داري
بينيمو بالا كشيدم و آه كشيدم
سهون دستامو گرفت و بوسيد:بازم معذرت ميخوام عشقم…حالا مياي بغلم؟
از رو كاناپه بلند شدم و رو پاش نشستم…سهون محكم بغلم كرد و خنديد:آآآه…چقدر بده وقتي نميزاري بغلت كنم…الان واقعا حس خوبي دارم….
دستامو دور گردنش انداختم و زمزمه كردم:سهون
سهون:جونه دلم
-توپي كه برام خريدي…خيلي…قشنگه
سهون خنديد..منو از خودش جدا كرد و آروم لبامو بوسيد
دستمو رو لبم گذاشتم:آآه
سهون:درد ميكنه؟
سرمو تكون دادم:به لطف تو آره
سهون:ولي همشو كه من نزده بودم
دستمو رو توپ كشيدم و چيزي نگفتم
سهون: واقعا حرفي ندارم چون….
سرمو بلند كردم:نه سهون همه چيو تقصيره خودت ننداز…من خيلي فكر كردم هم كاره من اشتباه بود هم تو…من بايد به حرفت گوش ميدادم تو هم نبايد اينجوري عصبانيتتو سره من خالي ميكردي
سهون:ميدوني وقتي عصباني ميشم ديگه كنترلمو از دست ميدم…خودمم خوشم نمياد اينجوري باشم ولي…
-بايد خودتو درست كني سهون
سهون:باشه عزيزم تو فقط بخند قول ميدم آدم شم
لبخند كمرنگي زدم:عيبي نداره…برو لباساتو عوض كن و بخواب ممنون بابت توپ ميبرمش كلاس
سهون خنديد و بغلم كرد:باشه هر چي تو بگي زندگي من
از رو پاش بلند شدم و رفتم اتاق خواب و رو تخت دراز كشيدم هنوزم نميتونستم فراموشش كنم اما بايد سعيمو ميكردم…سهون بعد از يه ربع از حمام درومد و با حوله نشست رو تخت
سرمو برگردوندم:سهون…اومدي؟
سهون لبخند زد:ميخواستم تورم با خودم ببرم اما ديدم خوابيدي
-من صبح رفته بودم سهون
سهون صداشو صاف كرد:اهم…ميخوام كنارت بخوابم ميزاري؟
تعجب كردم:با حوله؟
سهون:خب…آره
-پاشو لباساتو بپوش بعد بيا استراحت كن
سهون از پشت بغلم كرد و خودشو رو تخت كنارم جا داد
اعتراضي نكردم سهون بينيشو رو صورتم گذاشت و نفس عميق كشيد:واااي چه بوي خوبيييي
به توپم نگاه كردم كه هنوز تو بغلم بود سعي كردم رو اون تمركز كنم تا تحريك نشم
سهون لباشو رو گوشم گذاشت و زمزمه كرد:لوهااان
-هوووم
سهون:ميخوامت
-حوصله ندارم
سهون لاله ي گوشمو آروم گاز گرفت
-نكنننن
سهون:بزار تي شرتتو درارم
اخم كردم:برا چي دراري؟؟ ولم كن سهون
سهون تي شرتمو بالا داد و دستشو رو بدنم كشيد
-يااااا نكن….دوس ندارممممم
سهون لباشو رو نوك سينه ام گذاشت دستمو رو شونه هاش گذاشتم و هلش دادم:يااااا نميخوااااام…الان دوست ندارممممممم
سهون:الان دوست نداري؟ من دوست دارم…لوهان من كه معذرت خواهي كردم…به غلط كردن افتادم چرا هنوز از من بدت مياد؟
داشتم زياده روي ميكردم به هر حال اون هزاربار ازم عذرخواهي كرده بود بلند شدم و رو تخت نشستم
سهون:باشه…نميخوام اذيتت كنم ميرم رو كاناپه بخوابم
دستشو گرفتم:سهون
سهون برگشت:بله
-بشين لازم نيست بري من تو رو بخشيدم ولي فقط اين يه بارو
سهون رو تخت نشست:ميخوام بازم مثله قبلت باشي
سرمو تكون دادم:باشه……..

Print Friendly

209 Responses

  1. سلام سمیراجون.من تازه با فن سایت و داستانات آشنا شدم به نظرم نویسنده فوق العاده ای هستی.موندم چرا رمان نمینویسی خودم همشو میخرم خخخخخ.
    میشه رمز قسمت 27 به بعدو برام بفرستی دارم دیوونه میشم
    09379302364

  2. عالییی بود،شخصیا لوهان وسهون به نظرم نازن
    خخ منم مثله بقیه رمز میخوام داستانات عالین همه داستاناتو خوندم امیدوارم بازم بنویسی
    09016705569

  3. من الان دارم میمیرم خواهش میکنم قسمتای قبلو ک ندادی مال اینو بفرست
    تقسیر من چیه دیر کشفت کردم
    خواهش ، یکنم بفرست اینم شمارمه
    09339075708

  4. وای عالیههههههه…قبلا تعریفشو شنیده بودم اما هیچ وقت حوصله ام‌ نمیشد!!چون ۱۰۰تا قسمته!!!اما واقعا قشنگههه…اگه تمام رمزارو هم برام بفرستی ممنون میشم

  5. وای عالیههههههه…قبلا تعریفشو شنیده بودم اما هیچ وقت حوصله ام‌ نمیشد!!چون ۱۰۰تا قسمته!!!اما واقعا قشنگههه…اگه تمام رمزارو هم برام بفرستی ممنون میشم

  6. من فقط یه چیزی میگم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

    لوهان خاک تو سرت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

    خمین/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (33).gif

    مرسیییییییییییییی خیلی خوب بود گناه داره این سهون به خدا درست نیست که من شبانه روز بهش فحش بدم بدبخت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

    میسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif

  7. آخخخخخخخخخخخخخخخخخ سمیرا اونی ی بارم ی کار کن لوهان اینو بزنه من دلم خنک شه ببین من بچه ام گناه دالم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifخخخخخخخخخخخخخخخخخ جونگده منم ک تو همه داستانات هست دیگه کلا عاشقتم ممنوننننننننننن عالی مث همیشه./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif

  8. وااااای لوهان ما یه چی بگم حرفی ندارم امیدم به بکهیونه (عشقم ) اگه اونم کاری نتونست بکنخ اخرش دیگه لوهان خودکشی چیزی میکنه. سهون که هیچی دیگه اخرش ولش میکنه. امیدوارم به خوبی و خوشی تموم بشه راستی رمز داستام رو میخوام.
    [email protected] خواهشا بفرست سمیرا جون من نخونم دق میکنم.

  9. [email protected]

    وای چه قدر سهون نازشو کشید تا ببخشتش البته سهونم کار بدی کرد نباید میزدتش.
    اجی رمزو میدی؟

  10. آخــــــــــی سهونی چقدر قشنگ منت کشی میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    لوهان عزیزم حتما خیلی عذاب میکشه..هم به خاطر خانوادش هم به خاطر اخلاقای عجیب سهون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    سمیرا جون بی زحمت برا منم رمز رو بفرست/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    مرسی عزیزم عالی بود مثل همیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  11. بی دلیل زدتش..نباید لولو ببخشدش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    ولی عشقم توپو دید از خود بی خود شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    وایییییییییییییییییییییییییییییی باز رمزییییییی من مرگ..از وایبر ازت مییگیرم اونی جونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif
    خسته نباشی عشقم ممنون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  12. چیییییییی .. لوهان آشتی کرد ؟؟؟!! من جای لوهان بودما تا چند روز هیچ کاری به کار سهون نداشتم .. این معذرت خواهی ها نمی تونه اون سیلی ها رو توجیه کنه .. آخه آدم کسی رو که انقد دوس داره اون جوری می زنه .. اونم اول ازدواج ..
    ولی به سهون میاد ناز بکشه ها خخخخخ .. مخصوصا ناز لوهانو ..
    عزییییزم توپ فوتبال .. عاشق کادوش شدم ..
    مرسی آجی خیلی قشنگ بود .. منم رمزززز .. به ایمیلم بفرست لطفا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  13. لوهاااااااااااااااان؟؟؟ به همین سادگی!!!!!!!!!!!!!با یه توپ فوتبال ساده؟؟؟؟
    واقعا متاسفم بزات…….یعنی دراین حد عشقش چشاتو کور کرده نچ نچ نچ
    ممنوتن خیلی قشنگ بود
    منم رمز میخوام برای منم بفرس لطفا …….ممنون

  14. سلام اجی به نظرم دلیل بدبختیه لوهان خودشه نه پسر من ….در ضنن اون سیلیاحقش بود تا لولو باشه سهونیمو اذیت نکنه مرسی اجی منم رمز میخوام بووووووس گنده از لپات

  15. سهون جان!!! برادر من!!! چرا عاقل کند کاری ک باز آرد غلط کردم؟!!!
    اون دستتو یه ذره کنترل میکردی ک اینجوری به زجه زدن نیوفتی خو!!!
    چقده این لوبیا دلش بزرگه!!! همه رو میبخشه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    سهون یه بار دیگه دست رو این بچه بلند شه من میدونم و تو!!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif

  16. وای من تو همه قسمتا نظر میذارم بازم اخر از همه باید بهت اس بدم ک رمز میخوام چرااااااا واقعا تو یه قسمت بدون نظر مننننننننن یافتی باخبرم کن
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gif

  17. اصلا مگه داريم همچين چيزى ؟ با يه توپ آشتى کرد ؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif لولو اين جا چند سالس دقيقا ؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    يه حسى ميگه سهون لوهانو فقط واسه نيازش ميخواد آخه بلافاصله تا آشتى کردن ميخواد ترتيبشو بده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif اگه سهون بخواد فقط ازش استفاده کنه و بعد يه مدت بزارتش کنار خودم ميکشمش . کم موضوعى که نيست احساسات لوهانه . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif خلاصه من گفتم ديگه با خودتونه اگه بى پيشى شدين . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    خيلى عالى مينويسى ممنون از زحمتت واسه اين داستان . خدايى خيلى داستان توپ و باحاليه آدم حسابى جذبش ميشه . ميشه به منم رمز بدى ؟ 09194454067 ميدونم زحمت زيادى داره ولى لطفا زود بزار من دارم ميميرم از فوضولى تازه بکى هم نيومده ما يکم از نقشش سر در بياريم . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif

  18. اشتی کرددددددددددددددددددددد
    با یه توپ…چرا لوهان اخه چرااااااااااااااااااا
    خذا به داد کتک برسههههههههههههه
    ممنون عزیزممممممممممممممممممممممم عالی بود عالیییییییییییییی
    یعنی نمیدونم چطور بگم عالیییییییییییییییییییییییییییی
    اجی رمز و یادت نره به منم بدی
    فداتتتتتتتتتتتتتتت…مرسی عشقمممممممممممممم

  19. سمیرا جان هنوز خیلی دیگه مونده تا شکست تموم شه آخه من میخوام وقتیکه تمومش کردی شروع کنم خوندن البته میدونم در حین نوشتنت اگه حمایت کنیم خیلی بهتره اما من با تموم شدش راحتترم در ضمن تو هر پارتم بعد از اینکه خوندم حتما کامنت میذارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif موفق باشی عزیزم

  20. الهی قربون این دوتابرم من… دعواکردنشونم ب آدمانمیخوره.. لولوهنوزعصبانیه….ایشالاقسمت بعدسهون جبران کنه صلوات…….راستی آجی رمزوواسه من یادت نره…شمارمم تاحالاصدباردادم بازم میدم09131468425/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

  21. لووووهااااان نبخششششش ميخووواداذىتتت کنه خوووو.اغاولى وقتى زددش ابوهتش منم گرفت چه برسه به لوهااان.اغااولى سهون مشکل عصبى اى چىزى داره ؟؟؟؟؟

  22. Luhannnn bemiram soratesh khoni shode boood/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    Sehun bazam luhano mizaneee?/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif
    Age 1 bar dg luhano bezane mn asaB misham dg gonah dare khob/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    Vali luhan karesh eshtebah nabod chon delesh tang shode bod/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    MerrC khaili qashang bod
    Man shomarato daram to viber behet pm midam merC^-^

  23. کار لوهان خیلی درست بود…خوشم اومد!لایک داری لولو….
    اینجوری دیگه سهون پررو نمیشه….
    اوخی!!!!!!دلش تنگ شده بود دیگه طاقت دوری نداشت زودی بخشیدش!!!!!!!چه قد متواضع!!!!!!!!
    وایییییییییی!منم عاشق توپ فوتبال گوگولیم!!!!!!!اصلا خیلی عشقن…….یکی توپ فوتبال یکیم کتونی خوشگل…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    آجی سمیرا!مثه همیشه پرفکتیییییییییی!!!یه دونه ای ……….به جون لولو!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    …..منم رمز موخوام….ایمیلم:[email protected]
    متچکر!

  24. salam aji joonam akhjoon ghesmate jadid hanooz nakhondamesh vali midonam ghashange rasti mishe ramzro vasam be gmailam befresti..man chon vase daneshgah miram shahrestan faghat akhare hafte ha hastam age didi faghat akhare hafte ha miyam narahat nashi ajii joonam man ashegh neveshte hatam khob dege beram ke shab biyam bekhonamesh…booooooos/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  25. اوووووووووو…..لولوی بیمزه لوس…..ولی یکم فقط یکم حق داشت….بنده خدا پیشی کچل کرد خودشو…..شمرم بود تاحالا بخشیده بود…./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif
    والا به خدا……..دیگه اینکه سمیرا جون خواهر گلم مثه همیشه محشر بودی که این دیگه گفتن نداره…و….همین دیگه…زود زود بزار حالمون خوب شه….بوووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif

  26. مرررررررررررررررررسی.. سمیرا جونم عالی بود مثل همیشه.. خیلی خوب بودش.. لولو کوشولو چه ذوقی کرد با توپش /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    بازم ممنونم عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  27. ایییییییی جوووووووووووونم لوهانمممممممممم همیشهههههه مهربون بوده و هستتتتتتت قربون قلبش برم که اینقد مهربونه و سهونمو بخشیددددددددددد بچه ام بدجوری عاشقهههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    واقعااا سهونم عاشقههههه؟؟؟من فکر میکنم یا بیش از اندازه عاشق یا بیش از اندازه زرنگههه نمیدونم حس خیلی خوبی ندارم اجی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    اجی جووووووونم الهیییییییییی قربونتتتتت برمممممم که اینقد منظم اپ میکنی ینی عاشقتمممممممم مغسییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    همیشه گل بودی و هستی واقعا ازت ممنونم بووووووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    داسی هم که اصلا نمیخواد بگمم بینظیرهههههههههههه DAE BAK♡♡♡من همیشهههه عاشق داسی هاتم حالا هرجور باشه چه غمگین چه شاد میدونم که عالی هستی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    اجی خوشملممممممممم بوووووووووووس مغسیییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  28. سلام آجی جونم…. چطوری؟؟…. عااااااااااالی بود …… مثل همیشه……. سهون اصن بهش نمیاد اهل ناز کشیدن باشه…. عین یخ سرده….. ولی خوشتیپ..‌‌ لوهانم که قیافش برای ناز کردن آفریده شده از بس نازه…… مررررررررررسی آجی منم رمز موخوام… تنکیو

  29. خخخخخخخخ آجی عکسمو حال کن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    سهووووووووووووووووووووووووووووون خیلی خوب آدم گول میزنیااا میخوایتم یه چیز دیگه بگم ولی حس کردم به لولو بی احترامی میشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    نوچ نوچ لوهان واقعا با یه توپ فوتبال؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه به من بگو آخه چرا؟؟؟؟؟؟
    ممنون آجی سمیرا
    منم رمز میخوام به منم میدی آیا؟

  30. لوهان با يه توپ اشتي كردي؟؟واقعاكه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gifولي خوشم اومدلولوخيلي منطقيه قبول كردكه تقصيرجفتشون بوداين قضيه ها/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    من همچنان طرفدارهمسريه خودم هستم تا آخرشم طرفدارش ميمونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    هوويي بووووووس بخلللللللللل خسته نباشي ببخشيد ديگه امروزاصلاحس كامنت گذاشتن ندارم نيدونم چرا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif

  31. سهون چقدر راحت از دل لوهان در اورد لوهانم خیلی راحت قبول کرد……مرسی عالی بود……میشه به منم رمز بدی؟من یکی دوقسمت نظر نذاشتم چون مسافرت بودم نت نداشتم ولی برای قسمت قبلو با قسمتی که رمزی بود نظر گذاشتم……

  32. خب اینم از نظر من : بسم الله الرحمن الرحیم …. یعنی خاااااااااک بر سرت لوهان /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif با یه توپ خرررر شدییییی؟؟؟؟ چند سالته خاله جون؟؟؟؟؟ یعنی من اگه بودم هاااا قشنگ یه پنج شش روزی به سهون بی محلی میکردم تا دهنش سرویس شه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    ببخشید آجی من سرما خوردم شدید الان اصلا اعصاب ندارم میخوام سر لوهان و سهون خالی کنم. سهون هم دلش برا کارای خاک برسری تنگ شده بوده نه چشمای قشنگ لوهان /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif
    آجی منم رمز میخوام فعلا برم از خودم شکایت کنم بعد بیام یه مقدار دچار خوددرگیری شدم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/sj.gif

    • آخه دوسش داره بچه هعییییییییییی
      عشق کور کرده بچمو
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ترکیدمممممم
      باشه میفرستم خخخخخ

  33. سلام سلام سلام من اومدمممممممممم. چطوری سمیرا جونم ؟ خوبی ؟ یدروز دوقسمت داستانت رو با هم خوندم ولی یه نظر گذاشتم …. ببخشید…. من واقعا باورم نمیشد سهون لوهان رو بزنه …. واقعا وقتی خوندمش هنگ کردم اونم دوبار . بیچاره صورت خوشگلش نابود شد خلی ذلم برای لوهان سوخید … ولی سهون خان باید میزدش یعنی چی واقعا ؟ چرا بدون اجازه رفته بود . قسمت بعدی هم که رمزیه و کلی باحال دوباره رمزه رو برام اس کن لطفا (09173192550) دستت هم مرسی … ایشالله قسمت های آینده زندگی این دو نوگل شکفته هم شیرین تر بشه… فعلا بای بای دوسییییییی گلم

  34. اخی لوهان گناه داره خب اوناخانوادشن.نمیشه ک کلاولشون کنه.لوهان چرا دیگه دانشگاه نمیره ؟حیف بود.شیومین چیشد؟؟سهون دیگه.حق نداره لوهانوبزنه-_-.یعنی چی که میگه عصبی میشم کنترلمو ازدست میدم؟لوهان باید این اخلاق سهون رو درست کنه
    منم رمززززز
    شمارم09377963788

  35. عالییییییییییییییییی بود اجی … اما خدای خیلی به سهون شک دارم … محل کارش خیلی عجیبه ..
    لولو لوسسسسسسسسسسسسسس چقد خوفی تو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

    راستی تو چت روم به من رمز دادی ااما یادم رفت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    میشه بفرستی وبمممممم؟ مخسیو

  36. سلام
    من جای لوهان بودم دنیا رو هم بهم میدادن به این زودیا باهاش آشتی نمیکردم… لوهان جان یه خورده قوی باش دیگه … بعد توقع داری بهت نگن دختر باور کن دخترا از تو قوی ترن…
    مرسی خیلی خوب بود
    رمزو به میدی؟
    اینم شمارم09384877402
    راستی کی قسمتاییی که بکهیون وارد عمل میشه میاد؟

  37. oooomluhan looos nasho dg ahhhhe…sehun inhame eltemaset kard ishhh kho sehunam gona dareeee
    heeeq sehun ch dastesh sangine eshqam khkhkh zade luku ro nakar karde akheeeey
    davaa namake zendegie baba iiiim
    mrcc ajii aliii bood
    mishe ramzob manam bedi????????
    shomaram k dari ajii boOos:*****

  38. عاقا ینی من مطمعنم لوبیا ی ذره ام ته دلش ناراحت باشه با قسمت بعدی کلن همه چی حل میشه ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    اینقد ک زود این خودشو وا داد کم کم سهونم رگ خابش دستش میاد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    بعدم اینکه منظور سهون از پسره ی الدنگ چن چن بود دیگه؟! خخخخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    لوهان: یکم لبم داغون بود و گرنه مث همیشه خشکل بودم ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif
    من دیوونه این تیکه شدم ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    بعدم ک سهون چرا گف ب غلط کردن افتادم ؟ من سهون سالاری میخاممم !/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    شعارمم بدم: سمی جون سمی جون سهون سالاری سمی جون ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    اونی جونی ادومه ادومه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  39. چقد عقشم مهربونه من بودم حالا حالاها نمیبخشیدمش قلفونش برممممممممممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    ینی سهونم واقعا بخاطره عقش این کارارو میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif
    اجی بکی پس کو چرا نمیاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    باورم نمیشه قسمته 31 هست من میدوسمممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    عالییییییییییییییییییییییییییییی بود هر چند که از لوس بازی خوشم نمیاد ولی نمودونم چرا از این رفتاره لولوم خوشم میاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    مغسی اجیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  40. اخ نباید به این زودی اشتی میکرد…لوهانی یخرده مقاومت کن خو
    سهونم که نمیتونه از اینکاراش دل بکنه تا یه بلایی سره لولوم نیومده..ای خداااا
    قسمته رمزی ینی دیگه کشتش..خدا رحم کنه به من
    اجی دوباره جیمیلمو بدم؟؟ شمارمو واست میفرستم اونجا بهم بده
    [email protected]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *