EP 28 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 28 داسیمون فقط یه نکته قسمت بعد رمزداره رمزش همون قبلیه اس فقط اینو بگم که تا چند قسمت ما همینجوری رمزی داریم ایندفعه همون قبلیه دفعه ی بعد رمز عوض میشه پس کامنت هاتونو برام بزارید ^____^

طراح پوستر:فاییزه 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

ادامهههههه

صبح چشمامو باز کردم نور خورشید اتاق رو روشن کرده بود…کله بدنم درد میکرد به زور چرخیدم سمت سهون و لبخند زدم…سهون خواب بود موهای نرم و قهوه ایشو از رو پیشونیش کنار زدم…اون واقعا جذاب بود حتی اخم کردنش…
آروم چشماشو بوسیدم سهون چشماشو باز کرد و مثله ابله ها به من خیره شد
سرخ شدم:سلام سهون صبح به خیر
سهون چیزی نگفت
-اوووم چیزی شده؟
سهون:چشمامو که باز کردم یه لحظه فکر کردم فرشته ای به صورتم زل زدی با خودم گفتم این فرشته تو خونه ی من چیکار میکنه
خندیدم:یااااااا خخخخ
سهون دستمو کشید و محکم بغلم کرد و بوسید:وای لوهان خوشحالم پیشمیییی خوشحالم ماله منی
زمزمه کردم:منم خوشحالم سهون خیلی خوشحالم
سهون دستشو رو باسنم گذاشت از خدا خواسته چشمک خفنی بهش زدم
سهون خندید:اهم…پاشو بریم صبحونه بخوریم
-سهووووون
سهون:جونم
-خیلی مسخره ای
سهون:چرا عزیزم؟
لبمو گاز گرفتم:هیچی بیا بریم صبحونه
رفتم سمت آشپزخونه
سهون بدو بدو سمتم اومد و بلندم کرد
-یااااااااا چیکار میکنی؟؟؟
سهون بغلم کرد و منو برد اتاق خواب و رو تخت انداخت
دستمو رو سینم گذاشتم و با چشم های گرد نگاش کردم:سهون دیوونه شدی؟
سهون لباسامو دراورد و منو رو شکم رو تخت خوابوند تو دلم جشن به پا بود یه کوچولو برگشتم و به سهون که داشت لباساشو درمیاورد خیره شدم و پاهامو مثل بچه ها تکون دادم
سهون خودشو انداخت روم:تو آخر منو میکشی با این خوشگلیت…تقصیره خودته که اینقدر خوشگلی
خندیدم:سهون اوله صبح این چه کاریه آخه!!!!سهون:گفتم که تقصیره خودته
از ذوقم بالشته سهونو بغل کردم سهون پشتم خوابید و………….

این دومین س.ک.سمون بود دومین باری که در خد مرگ لذت میبردم…
سهون دکمه های لباسشو بست:لوهان لباساتو نمیپوشی؟
لخت رو تخت خوابیده بودم درد داشتم ولی مهم نبود
سهون:لوهان با توام
رو تختی رو کشیدم روم:میپوشم الان
سهون:پایین منتظرتم
سهون رفت بیرون و در رو بست به زور بلند شدم و لباسامو تنم کردم همه جای بدنم درد میکرد موهامو یکم مرتب کردم و رفتم پیش سهون
سهون:چی میخوری عزیزم؟
-اوووم نمیدونم
سهون:هرچی میخوای بگو برات درست کنم
-مگه بلدی؟
سهون:سفارش میدم خخخخ
-خسته نباشی خخخخخ
سهون برام نیمرو درست کرد و جلوم گذاشت:بخور عشقم باید تقویت شی
خندیدم:یااااا خخخخ خودتم تقویت شو جون بگیری خیلی تحرک داشتی
سهون بلند خندید و به لباسم نگاه کرد:این چیه پوشیدی؟
به خودم نگاه کردم:مگه چیه
سهون:برو تو آینه نگاه کن خودتو
-وا سهون مگه کورم
سهون:بیا با هم بریم
بهت زده شدم سهون دستمو گرفت منو جلو آینه برد
تو آینه به خودم نگاه کردم پیرهن نسبتا گشادی تنم بود که تا باسنم بود و آستیناش هم زیادی بلند بود و پاهامم لخت بود
سهون:خب
دستامو جلو دهنم گذاشتم و تو آینه به سهون خیره شدم:خب چی!!
سهون:برام توضیح بده
گیج شده بودم نمیدونستم ایراد چیه که سهون اینقدر جدی بهم خیره شده بود چشمم خورد به پاهام و لبمو گاز گرفتم:سهون پاهامو میگی؟ من نمیفهمم چی شده! خب اگه پاهامه که خیلی مسخره اس من پسرم و اینجا هم خونه اس کسی نمیبینه…کلا مسخره اس سهون
سهون:این لباسی که پوشیدی لباس کاره منه
دستمو جلو دهنم گذاشتم و خندیدم
سهون:الان چی خنده داره؟
خندم محو شد
سهون:این که لباسه منو پوشیدی و چروکش کردی اونم بی اجازه!
سرمو پایین انداختم:سهون معذرت میخوام…فکر نمیکردم لباس کارت باشه ببخشید
سهون چیزی نگفت و رفت سره میز نشست سریع رفتم تو اتاق خواب و دکمه های پیرهنه سهون رو باز کردم و پرتش کردم رو تخت
سهون درو باز کرد و وارد شد بهش اهمیت ندادم کمدو باز کردم و تی شرتمو برداشتم با یه شلوارک و خواستم برم بیرون که سهون دستمو گرفت:کجا؟!
-میرم لباس عوض کنم
سهون:همینجا عوضش کن
-نمیخوام
سهون:اینجا یه اتاق خواب بیشتر نداره
آه کشیدم:برو بیرون تا عوض کنم
سهون خندید:تو همسره منی از دیشب دو دفعه لخت دیدمت حالا از من خجالت میکشی؟
پوزخند زدم:نه خجالت نمیکشم…
سهون:لوهان
دلم نمیومد جوابشو بدم
سهون:لوهااان
-هووم
سهون:ازم ناراحتی؟
-چرا دروغ بگم آره هستم واقعا انتظار نداشتم به خاطره یه پیرهن اینجوری باهام رفتار کنی
سهون محکم بغلم کرد و موهامو بوسید:عزیزم ناراحت نشو من واقعا منظوری نداشتم
-باشه عیبی ندارم الان پیرهنتو میشورم و اتوش میکنم…
سهون:لباساتو بپوش سرما میخوری
تی شرتمو پوشیدم و شلوارکمم تنم کردم سهون همچنان به من زل زده بود
پیرهنشو از رو تخت برداشتم:میرم بشورمش اجازه هست؟
سهون خندید و دستشو رو صورتم گذاشت:عشقم چقدر زیبا شدی
آه کشیدم
سهون:لوهان…
به چشماش خیره شدم:بله
سهون کمدشو باز کرد و چندتا بلیز و لباس زیر از توش دراورد و گذاشت رو دستم بهت زده به لباسای کثیف نگاه کردم:اینا چیه!!!
سهون:تو که میخوای لباسمو بشوری خب اینارم بشور و اتو بزن
چندبار پلک زدم و از روی ناباوری خندم گرفت:چییییی؟؟؟؟؟!!!!!
سهون:بشورشون
لباسارو انداختم رو زمین:مگه من زنتم؟؟؟
سهون:زنم نیستی ولی همسرمی
-به من ربطی نداره لباساتو خودت باید بشوری نه منننننن
سهون:ببینم تو که نمیخوای بشوریش
-یااااااااااااا
سهون:منظورم ماشین لباس شویی بود اشتباه گفتم تو
چشمام گرد شد:هاااا
سهون خندید و لبامو بوسید:بدشون من خودم میندازمشون ماشین تو برو عزیزم
سهون خواست بره که صداش زدم:سهون
سهون برگشت:جونم
-لباسارو بده من…خودم میبرمشون
سریع لباسارو گرفتم و بردمشون بیرون از کارم خیلی بدم اومد حتی فرصت ندادم سهون حرفشو بزنه خیلی تند رفتار کردم
لباسا که خشک شد همشونو اتو زدم تا شاید از دلش دربیاد سهون وارد اتاق شد و از پشت بغلم کرد:خسته نباشی عزیزم
-سهون این آخرین باره که اینکارو کردما
سهون گردنمو بوسید:باشه عزیزم همشو خودم میشورم و اتو میکنم
خندیدم:آفرین پسره خوب….خب اینم لباسات
سهون:خب امروزو تعطیلم هر جا بگی میبرمت
-اوووم…نمیدونم…
سهون:کجا دوست داری بریم؟شهربازی سینما پارک باغ وحش کنار دریا
-سهون بریم باغ وحش؟
سهون تعجب کرد:باغ وحش؟؟
-آره من تا حالا اونجارو ندیدم
سهون:مگه میشه؟
-بابام منو اونجا نمیبرد میگفت مریض میشی
سهون:خودم میبرمت عشقم
بغلش کردم:دوستت دارم
سهون لبخند زد:منم دوستت دارم حالا پاشو حاضر شو
با خوشحالی یه دوش گرفتم و لباسامو پوشیدم سهون با دهنه باز نگام میکرد
تعجب کردم:سهون چیزی شده؟
سهون:تو خیلی خوشگلی
سرخ شدم:ممنون
سهون بهم نزدیک شد عقب عقب رفتم و چسبیدم به دیوار سهون دستاشو دو طرفم رو دیوار گذاشت و به چشمام خیره شد:وااای چه چشمای قشنگی
نمیدونستم کجارو نگاه کنم:سهون دیر نشه!
سهون بینیشو به صورتم چسبوند و نفس عمیقی کشید:واووو چه بوی خوبی میدی
بدنم مور مور شد…زمزمه کردم:درشون بیارم؟
سهون:چیارو
لبخند بزرگی زدم و چشمامو بستم:لباسامو
سهون:که چی بشه!
-که هر کار که دوست داری باهام بکنی
سهون محکم لبامو بوسید:یااا چشماتو باز کن چقدر سریع میری تو حس
چشمامو باز کردم:هااا
سهون خندید و دره گوشم زمزمه کرد:شب حسابتو میرسم
لبمو گاز گرفتم:تا شب چه جوری صبر کنم؟
سهون صداشو صاف کرد:اهم…خب خب دیگه بسه بریم؟
-یااااااا
سهون:یااا نداره!! بدو کفشاتو بپوش بدو
با بی میلی کفشامو پوشیدم و رفتم جلو در اصلا تو حال خودم نبودم نمیدونم چم شده بود ولی دوست داشتم همش رو تخت باشم….
سهون ماشینو روشن کرد و حرکت کرد
-سهون
سهون:جونم
-گوشیتو میدی!
سهون:چرا؟!
-به مامانم زنگ بزنم ببینم بابام حالش چطوره
سهون:با گوشی نمیشه پیدامون میکنن
-سهووووون
سهون:همین که گفتم
-من باید باهاش حرف بزنم
سهون:تلفن عمومی گیر آوردیم اونوقت
سرمو تکون دادم:باشه
سهون:مگه قرار نبود فراموششون کنی
-خب فقط میخوام یه خبر ازشون بگیرم نمیخوام که ببینمشون
سهون:همین خبرگرفتنات برامون دردسر میشه
چیزی نگفتم
سهون دستشو رو پام گذاشت:خب اول کجا بریم!
-اوووم…نمیدونم هر جا که خودت دوست داشته باشی منم میام
سهون:بریم سینما!
-فیلم چی؟
سهون:نمیدونم میریم اونجا هر کدومو خواستی میریم میبینیم
-باشه سهونی…یاااا دستتو بردارر
سهون خندید:از دست تو
-آخه نمیدونم چم شده این روزا قیافتم که میبینم تحریک میشم
سهون:ای بابا چرا آخه؟!
-چرا نداره تو نمیشی؟
سهون پیچید تو یه خیابون
-سهون با توام
سهون:من نه مثله تو ولی گاهی وقتا که معصومانه بهم زل میزنی یا وقتی بدنتو میبینم واقعا نمیتونم خودمو کنترل کنم
-راستی دوس داری موهام چه رنگی باشه؟
سهون:از این یه خورده روشن تر چون چشمات یه کوچولو روشنه یعنی آفتاب که به چشمات میخوره کاملا مشخصه که چشمات تیره نیست به نظرم موهاتم یه کم روشن تر باشه عالی میشی گرچه الان زیبایی
خندیدم:مرسیییی
سهون ماشینو پارک کرد:خب پیاده شو
خوشحال و خندون از ماشین پیاده شدیم و با هم سمت سینما رفتیم……

Print Friendly

168 Responses

  1. عالی من تازه به خوندن کردم ولی اونجایی که رمز دار و نتونستم بخونم لطفا رمز هارو به این شماره برام بفرست ممنون میشم 09908393640

  2. اخی عزیزم تاحالا باغ وحش نرفته
    ببرش سهونی بچه رو یکم فکرش ازاد شه همش درگیر سهون نباشه.ککککککککک
    مرسی ابجی
    منم رمممممممممممممممممممممز
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  3. وا چرا سهون سره یه لباس اینجوری کرد؟من رمز، هفته پیش گفتم آجی، چون هنوز دستم نرسیده بود نیومدم ادامشو بخونم ولی دیگه نتونستم تحمل کنم اومدم ولی رمز ندارم،اینم شماره09354432489

  4. وسلام اونی.من رمزو نگرفتم .نتونستم تحمل کنم اومدم.ادامه.این قسمتم عالی بود.من که عاشق این فیکم.لطفا رمزو به منم بده./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gifمن بازم میرم ادامه./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  5. من که نتونستم این سهون رو درک کنم تا الان والا معلوم نیست عصبی میشه بعد معذرت خواهی میکنه. اصلا چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif

  6. سهونم الکی شلوغش کردا چرا اونجوری با بچم حرف زد
    اخ اخ خاک تو سر مرد زلیلش کنن چ زودم کوتاه اومد هم شست هم اتو زد
    پسره منه دیگه فرشتس
    آره میدونم ،خودمم نمیدونم با خودم چند چندم
    خخخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gif

  7. سهون پررو…یه لباستو پوشیدا نخورد لباستو ک/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    لو هم ک ن به شب قبلش ک میگف الان صب میشه خجالت میکشم ن به این صب اول صبیو…لولو از دست رفت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif

  8. اه په سهون چرا اینجوریه ؟!از خداتم باشه لباساتو ب پوشه
    تا میام یکم ازش خوشم بیاد دوباره یکاری میکنه بهش شک کنم
    من مطمئنم یجای کار میلنگه ببین چقدر دار م میگم

  9. من از حالته منگلی و عقب ماندگی بیرون آمدم
    خیلی این لوهان رو داره بخدا نه ب اون لست ویشو لاو گیم ک اونقدر دردش میآمد ن ی این داسی ک روزی دو باااااارم چیزی نمیگه ک اون سهونه پررو کم آورده جلوش ایولللللللللللللل ایولللللللللللللل داش لویی رو ایول :-P
    ممنون عالی بود خسته نباشی قشنگم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif

  10. سلام سمیرا جون ببخشید یه چند روزی لپ تاپم خراب شد نتونستم بیام واقعا معذرت می خوام. خب حالا نظرم اینه که شغل سهون خیلی کنجکاوم کرد این پسره الان چیکارس واقعا میخوام بدونم. چه اشکالی داره حالا لباس کارشو پوشیده عصبانی شد…میرم بقیه قسمت ها نظر بدم.

  11. کلا تخت خواب نقش مفیدی رو تو داستان ایفا میکنه خخخ…این سهون من بهش مشکوکم برا یه لباس کار چکارا کرد…آین یه خبراییشههههه رو نمیکنه…مرسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  12. سر یک پیرهن سهون…
    عجببببببببببببببب…از حالا شروع شد..
    این سهون یک چیزی هست
    خودم کشف کردم نمیگم اما…
    ممنون اجی جونم عالی بود دست درد نکنه عشقممممممممممممم
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  13. salam golam ghable har harfi mikhastam begam taze emrooz your eyes ro tamoom kardam va on 2 taye ghablam khondam mahshar booooood koli gerye kardam ..dege nemdonam chi begam mekham in shoro konam ama ramze hich ghesmati ro nadaram metoni baram be gmailam befresti akhe man lino…nadaramo miram shahrestan va in tanha rahe ertebatiye mane

  14. سلام من تازه با داستانت اشنا شدم واقعا قشنگه اما من داستانتو با گوشی میخونم برا همین نمیتونم برات نظر بذارم اگه میشه رمز قسمتارو برام بفرست اگه بازم قسمت رمزی داری لطفا برام بفرست ممنون اینم شمارم 09014628569

  15. سهووون چرااا اینقد خشن شدیی عشقممم..خو لباستم پوشید مگه چیهه
    لولوم وایت شستش ا خییی
    وااای سهووون چه جذابهه عشقممم خدااا
    وووی لوهااان چه خوشش اومده ن ب اول که میگف نه اوو نه ب حالاا خخخخ
    مرسییی اجییی عالیی بود

  16. اجی من مررررررررررررررررگ من یه نظر خوشمل و بلند دادم اما مثل اینکه نیومده همون روز که رمز دادی خوندم و نظر دادم اما نیستشششششش ببخشیددددددددد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifخوب شد چک کردمااا
    اجی جوووووونم بینظیرررررر بود مثل همیشهههههه بوووووووس مغسیییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    بابت رمز هم خیلیییییییییی مغسیییی عاشقتممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    هونهانمممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  17. لوهان چیزی به اسم شرم داره؟
    بلده هه جی اش کنه؟ خخخخخخخ
    سهون نقش بلزی نمیکنه بچه از همون اول نشون میده چخ جونوریه خخخخخخ ولی لوهان…ن.چ نوچ نوچ ماشاالله/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif

  18. سلام سمیرا بهم زمان بده بدونم دقیقا چه روزای قسمت جدید میذاری … وایییی فک نمیکردم لوهان هم آره ولی نگو که لوهان “بله” دیگه کارش ار آره گذشته .ای خدا این لوهان ما که با نگاه کردن به قیافه سهون تحریک میشه رو به راست هدایت کن … نه نه نظرم عوض شد اونوقت داستان بیمزه میشه همینطوری عالیه

  19. ای بابا…من که هرچی کامنت بزارم بازم یا تایید نمیشه یا…..یا شایدم اصلابه دستتون نمیرسه….وایییییی ینی دوباره از اول….؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gifبابا سمیرا جون رمزو بهم بده دیگه…..09366781764/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif

  20. سلام من خواننده ى جدیدم و عاشق این داستان شدم . میشه رمز قسمت قبل رو برام بفرستى ؟ قول میدم از این به بعد نظر بدم . 09194454067
    راستى چرا سهون این قد مرموزه ؟ من ازش میترسم .

  21. سمیرا جان…خواهر گلم…این نظر کوفتی بنده رو نمیخوای یه جوابی، تاییدی، چیزی بکنی؟؟؟؟
    پوکیدم از بس هی چک کردم باو…اگه نمیدی لااقل بگو نمیدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  22. سمیرا دیگه شک ندارم چیز خورش کردین…اینجوری پیش بره که از لوهان هیچی نمیمونه…الان داغه نمیفهمه داره چه بلایی سرش میاد..
    خدا بهش رحم کنه..
    من همچنان سهون را درنمی یابم..
    مرسی اجی فوق العاده بود…

  23. وا این سهون چرا اینجوریه؟به خاطر لباس عصبانی میشی؟حالا خوبه شغلشم به ما نمیگه…
    لوهان که ماشالله جو گیر در حد چی بگم…
    مرسی خیلی قشنگ بود

  24. لوهان فک نمیکردم انقد بى جنبه باشه :‏|‏
سهون یه جوریه حس خوبى بهش ندارم دلم میخواد خفش کنم
    هعییى آجى مرسى بووووس
    من به خودمم حس خوبى ندارم درواقعیت اصن لوس نیستم خیلى تخسم نمیدونم چرا تو کامنت انقد لوس میشم اگه حالت بد شد ببخش دیگه
    راستى من عاشق داستانتم‏3‏>‏

  25. wow aslan man hangan engari in sehun ye chi be khorde lulu mide in lulu am amade darbiyaram chiro lebasamo asan aliiiiii vali on harkate sehun sare lebasasho harfesh darmorede ta…hrik shakhsiyatesho neshon dad vay bi sabrane montazere gh badam asanam monhref nistama

  26. خخخخخخ لوهانمون از دست رفت…بچم اب ندیده بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shakingh.gif
    دیدین دیدین گفتم سهون یه چیزیش هست…داره کم کم اخلاقایه خاصش دستمون میاد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    اجی مرسی که زود زود اپ میکنی بووووووووووس

  27. نظر قبلیه من اومده ایا ..
    ابجی چرا نظر طولانی میزارم این طوی قاط میزنه ایشششششششششششششششششششش…
    با کله برم تو دیواراااااااااا

  28. سلام . این داستان معرکست . واقعا معتادش شدم حتى نمیتونم صبر کنم دو روز بگذره بعد بیام سربزنم ببینم آپ شده یا نه . هر نیم ساعت سر میزنم . من از دیروز شروع کردم خوندنش و عاشقش شدم . دروغ چرا دیروز حوصلش رو نداشتم نظر بزارم اما قول میدم از این به بعد نظر بدم . میشه لطفا رمز قسمت قبل رو بهم اس بزنى . 09194454067
    در ضمن چرا بکى مثل پیام بازگانى یه دفعه میاد و میره ؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (49).gif یکم حضورشو پر رنگ کن بچه عقده اى نشه . /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif چرا همش احساس میکنم سهون عوضى میشه و ولش میکنه ؟ امیدوارم این طور نشه لولو گناه داره .

  29. عالی عالی عالییییییی…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    راستی احی من تا هفته دیگه نه میتونم بیام نت ب پی ام بدم کلا گوشیم خاموش:(
    ولی وقتی اومدم باز برا همه قسمتایی ک نخوندن کامنت میزارم..رمزام بعدا میگیرم ازت….تا هفته دیگه بووووی…ههههههههققققق/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  30. فازی هنرمندم… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    وایییی این لوهان چه خله.. چقد دیوانه هست.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif
    این سهونم هیی جدی میشه.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    ووااااااااااااااااای مرسییی سمی.. خیلیی باحال بود.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    دستت درد نکنه عزیزممم… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    بووووووووووووووووس بوووووووووووس… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  31. ای لوهان بووووووووووووووووووق…بیتلبییییت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif
    اهم اهم قربونش برررررررررررررم دلم براش ی ذره شده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    اجییییییییییی منم رمززززززززززززز/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    برا قسمت قبلی هر چی تلاش کردم کامنتم نرفت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  32. خخخخخ وای آجیییی انقدر سر اون تیکه که گفت من قیافتم میبینم تحریک میشم خندیدم که نگو /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif فک کنم سهون اون موقع قیافش این شکلی شده بود : :/
    سهون واقعا باید خدا رو شکر کنه که لوهان پسره اگه دختر بود همین اول کاری حامله میشد اونم ۸قلوووووو /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif من آجی نظرم عوض شد تا حالا فک میکردم سهون یه غلطی میکنه که لوهان ازش جدا میشه الان فک میکنم سهون بدبخته که از دست لوهان سر به بیابون میذاره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif همینجوری پیش بره فک کنم از کمر به پایین فلج بشه… آخه مگه اون بیچاره چقد جون داره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif این لوهانم احیانا احساس درد سستی خستگی و اینا نمیکنه ؟؟؟؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif وای عالی بود آجی همینطور ادامه بده تو میتونی من میدونم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif

  33. واااااااای اول صبح؟؟لوهان بدجوری منحرف شده ها.اخی دلم برای مامان بابای لوهان میسوزه.اصلا لولو چرادانشگاه و ول کرد؟؟؟؟؟جیف بود.

  34. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif

    vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay samira in luhan marekas kheyli khole

    che sariam mire to hes terekidam onja k goft dar biaram amadas bache faqat bezarish dar miare havakone kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk
    sehun o luhan kheyli khengan cheqad qashang ham digaro tahvil migiran vase ham noshabe baz mikonan eyne taze aroz domada bia taqviat sho luhan
    kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk na to taharok dashti sehun vaaaaaaaaaaaay eyne bab esfanjio patrikan in 2ta merccccccccccccccc sami

  35. نچ نچ لوهان دیگه از کنترل خارج شده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    بیچاره سر اون قضیه ی لباس سهون دلم براش سوخت .. این سهونم معلوم نیس چه مدلیه اولش عصبانی می شه بعد می گه ناراحت نشو منظوری نداشتم .. من تو کار این بشر موندم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    ای جانممممم لولو چه زود میره تو حس خخخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
    مرسی سمیرا جون عالی مثله همیشه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  36. وای من عاشقه لوهانم چقدبچه باحالیه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifوای من مرگ اون تیکه که گفت خیلی تحرک داشتی ام/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif هوویی خسته نباشی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gifمن برم خونمون میام بعد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

    • ابجی گل گفتی واقعا من داغونه اون تیک شدم../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifتحررررررررررررررررررررررررک/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
      واقعا من توهر داستانی میخوندم لولو میگفت درد داره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gifکلا یجوذری میپیچوند /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
      الان میگه دوس دارم همش رو تخت باشمممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
      نکنه سهون بهش چیزی داده تحریک کننده ای چیزی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif
      سمی خیلی عالی بود مرسی ادامه بدههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif
      راسی ابجی الی میشه چند راه موفقیت در اول شدن رو بهم گوشزد کنی../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif
      خیلی سیع میکنم ولی اول نمیشم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/ice.gif
      یه چنده را بیاموز بمنه فلک زده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif
      خخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifمن بروم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gifدر اوفق محووووووووووو شمممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

    • ابجی گل گفتی واقعا من داغونه اون تیک شدم../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifتحررررررررررررررررررررررررک/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
      واقعا من توهر داستانی میخوندم لولو میگفت درد داره /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gifکلا یجوذری میپیچوند /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
      الان میگه دوس دارم همش رو تخت باشمممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
      نکنه سهون بهش چیزی داده تحریک کننده ای چیزی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif
      سمی خیلی عالی بود مرسی ادامه بدههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif
      راسی ابجی الی میشه چند راه موفقیت در اول شدن رو بهم گوشزد کنی../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif
      خیلی سیع میکنم ولی اول نمیشم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/ice.gif
      یه چنده را بیاموز بمنه فلک زده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif
      خخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifمن بروم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (63).gifدر اوفق محووووووووووو شمممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: