EP 25 (شکست) BREAK

سلام بچه ها اینم قسمت 25 امیدوارم خوشتون بیاد

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

سهون رو كاناپه خواب بود و منم سرم رو سينه اش بود و داشتم فيلم نگاه ميكردم از شب بدم ميومد چون قرار بود زود صبح شه و سهون بره
سهون تكوني خورد و بيدار شد: لوهان
سرمو بالا بردم:هوووم
سهون:هنوز تموم نشده؟
-چي؟
سهون:فيلم
-تو كه همش خواب بودي
سهون:آره هه…خوابم ميومد يه خورده خسته ام
-منظورت اينه كه ميخواي بري بخوابي آره؟
سهون:هه…نه عزيزم…چيزي ميخوري برات بيارم؟
-نه…يعني آره ميخوام…
سهون خميازه كشيد و رفت سر يخچال
-سهووون
سهون:جوووون
-تو واقعا تنبل و بي حوصله اي
سهون يه خورده ميوه رو ميز گذاشت و محكم بغلم كرد:اوووم دوس دارم تا ابد بغلت كنم
خنديدم:سهون فردارو نرو سره كار بمون پيشم من حوصله ام سر ميره
سهون:عشقم پس فردا تعطيله ميريم خوش ميگذرونيم
گونه شو بوسيدم:سهون من فردا ميرم فوتبال
سهون: فوتبال دوست ندارم بازي كني
-ياااااا
سهون:ميترسم صدمه ببيني
-چيزيم نميشه خخخخخخ
سهون:ولي من ميترسم
-سهون تو هم كه مثل بابا و مامانم باهام مثله بچه ها رفتار ميكني
سهون:من فقط برات نگرانم
-نميخوام باشي
سهون: اون پسره ي عوضي وقتي زد به پات اون موقع نتونستي از خودت دفاع كني
-اون تو ماشين بود چه طوري ميتونستم بگيرمش
سهون:در هر صورت من نگرانم
-نگران نباش سهونم
سهون خنديد و بغلم كرد:خب بريم بخوابيم ….

بعد از چند دقيقه لباي سهون رو لبام بود…با لذت تمام ميبوسيدمش سهون لباشو برداشت و نفس نفس زنان گفت:لوهاان
چشمامو باز كردم
سهون:من دوست دارم باهات باشم
خنديدم:خب باش
سهون:يعني ميزاري؟
-معلومه كه نميزارم خخخخ
سهون:لوهان…بيا با هم ازدواج كنيم
خنديدم و لبمو گاز گرفتم:فقط به خاطره اون كار؟؟
سهون:نه…ميخوام مال خودم بشي
-من ماله توام
سهون:نه…نيستي
از حرفاش خوشم ميومد پاهامو از هم باز كردم سهون خودشو وسط پاهام جا كرد و گردنمو بوسيد
-سهون بسه بلند شو از روم
سهون سريع از روم بلند شد:باشه عزيزم
-خيلي ديوونه اي
سهون:معذرت ميخوام
-فراموشش كن…هه…بيا بخوابيم
سهون:ميرم بيرون يه سيگار بكشم بيام
-سهوووون سيگار ميكشي؟؟
سهون:آره…
-من از سيگار متنفرممم
سهون:اينقدر بيرون ميمونم تا بوش بره
-سهون….وايسا ديوونه…يااااااا
سهون رفت بيرون نميدونستم چيكار كنم رفتم بيرون و دسته سهونو گرفتم سهون برگشت و نگام كرد:برا چي اومدي بيرون؟
-ازم ناراحت نباش
سهون:ازت ناراحت نيستم عزيزم برو بخواب
-نه سهون اصلا يه جوري شدم
سهون دومين سيگارشم روشن كرد
-سهون
سهون:هوووم
-ميشه سيگار نكشي؟
سهون خنديد و سيگارشو خاموش كرد:باشه عزيزم بريم بخوابيم؟
-آره فقط…ازم ناراحت نباش من…خب سخته ميدوني….
سهون:عزيزم من از اون بابت ناراحت نيستم فقط ميخوام كه باهام ازدواج كني
سرمو پايين انداختم
سهون:باهام ازدواج ميكني؟
آه كشيدم:مسخره اس
سهون:رابطه ي الانمون مسخره تره معني نداره تو بموني خونه من برم سره كار…خب اينجوري ميموندي خونه خودت هراز گاهي هم به من سر ميزدي
-سهون خواهش ميكنم بهم فرصت بده
سهون: چقدر فرصت ميخواي؟
-نميدونم بايد روش فكر كنم…
سهون:منتظرم…من ميرم بخوابم…..

رو تخت خودمو تو بغلش جا دادم و نفس راحت كشيدم
سهون:شب به خير عزيزم
-شب به خير…
سهون خوابيد و من دوباره رفتم تو فكر نميدونستم اين كارو بكنم يا نه…من سهونو با تمومه وجودم دوست داشتم به خاطره اون خانوادمو ترك كرده بودم پس ازدواج باهاش چيزه بزرگ و عجيبي برام نبود…ميدونستم اگه جواب رد بهش بدم اونم منو پس ميزنه اونوقت مجبور بودم بدونه اون زندگي كنم…نه…اين امكان نداره…من به خاطرش هركاري ميكنم…تصميممو گرفتم و تو دلم بهش جواب مثبت دادم…..

صبح چشمامو باز كردم و بهت زده به سهون كه پيشم خواب بود نگاه كردم
-سهون…سهوووون
سهون:هووووم
-سهون خواب موندي؟؟؟
سهون خنديد:نه امروز نرفتم به خاطره تو
-به خاطره من؟؟ديوونه شدي؟؟
سهون:خودت گفتي نرو منم نرفتم
-هوووووف ديوونه
سهون دستاشو باز كرد:بيا اينجا گرم شي
رفتم تو بغلش و خنديدم:خوشحالم نرفتي
سهون موهامو بوسيد:عاشقتم
-سهووون
سهون:جونم
-امروز كلاس فوتبال دارم
سهون:ساعت چند؟
-ساعت ٢
سهون:با هم ميريم
-نه تو استراحت كن خودم ميرم
سهون:هوووووف باشه عزيزم
-سهون چقدر خوبه وقتي خونه اي و با هم بيدار ميشيم
سهون خنديد و به شونه ام نگاه كرد
حواسم نبود بليزم تا شونم پايين اومده سهون خم شد و شونه ي لختمو بوسيد از جام پريدم…
سهون بلند خنديد:چقدر حساسي
پيرهنمو صاف كردم:اهم…من…ميرم صبحونه بخورم….
سهون:برو منم الان ميام
سريع رفتم تو دستشويي و نفس راحت كشيدم قلبم هنوز تند ميزد نميدونستم چيكار كنم ميترسيدم كنترلمو از دست بدم…
قيافمو درست كردم و رفتم سر ميز نشستم سهون بهم زل زده بود حس بدي داشتم بدونه اينكه سرمو بلند كنم گفتم:از زل زدن بهم خسته نميشي آقاي اوه؟؟!
سهون خنديد:نه آقاي لو شما ميخواستي اينقدر زيبا نباشي
سعي كردم نخندم:نگام نكن
سهون:چي ميشه مگه؟
خنديدم:حس بد بهم دست ميده
سهون از جاش بلند شد و كناره من نشست
-همونجا صبحونتو ميخوردي
سهون:لوهان
-هووم
سهوم:باهام ازدواج ميكني؟
-هووووف…سهون بسه ديگه همش داري به اين موضوع گير ميدي
سهون:عزيزم باهام ازدواج كن قول ميدم زندگيمون بهتر شه
-من نميتونم با يه مرد ازدواج كنم سهوووون
سهون:چرا؟؟ پس چرا اومدي پيشه من؟
-من اومدم پيشت چون دوستت دارم ولي نميخوام اين دوست داشتن به ازدواج ختم بشه ميفهمي؟؟
سهون دستاشو رو سرش گذاشت:من اصلا نميفهمم اين زندگي چه معنيي ميده
-من و تو دو تا پسر مجرديم كه فقط با هم زندگي ميكنيم اگه اينجور بود همه مردا بايد همديگه رو ميگرفتن
سهون:من تو رو يه جور ديگه دوست دارم لوهان بفهمممم
-ميدونم ولي بهم حق بده من نميتونم باهات ازدواج كنم كه خواسته هاي تو رو براورده كنممممم
سهون تعجب كرد:چي!!!
رومو برگردوندم:هيچي
سهون:يه بار ديگه تكرارش كن
-ميخوام تنها باشم سهون
سهون:ببينم تو واقعا فكر كردي من به خاطره س.ك.س با تو ميخوام باهات ازدواج كنم؟؟هااا!!!!
-نميدونم شايد
سهون خيلي ناگهاني بلند شد و درو قفل كرد
تعجب كردم:چي كار ميكني؟
سهون سمتم اومد:بلند شو
-چرا؟؟؟سهون ديوونه شدي؟؟؟
سهون دستمو گرفت و بلندم كرد
-يااااااا دستمو ول كنننننن ديوونه شدييييي؟؟؟
سهون: راه بيفتتتتت
سهون منو به زور تو اتاقش برد و دره اتاقم قفل كرد
-چته ديووونههههههه
سهون هلم داد رو تخت و شروع كرد به دراوردنه لباسام
داد زدم:ولم كنننننننن….ياااااااااا….چيكار ميكني سهووووون
سهون دستامو گرفت و به صورته وحشتزده ام زل زد
-ولم كن سهون
سهون نفس نفس ميزد: ميبيني من بدونه ازدواج با تو هم ميتونم كارمو بكنم
داد زدم:دستامو ول كننننننننن
سهون دستامو ول كرد و رفت جلوي پنجره
قلبم اينقدر تند ميزد كه بهم اجازه نميداد بلند شم در حد مرگ ترسيده بودم….
سهون برگشت و بهم نگاه كرد:نترس كاريت ندارم فقط ميخواستم بهت ثابت كنم كه داري اشتباه ميكني و من هيچوقت به خاطره هوس خودم نميخوام باهات ازدواج كنم
سهون دستشو طرفم دراز كرد:دستتو بده به من
-ب.برو بيرون ميخوام تنها باشم
سهون رو تخت نشست و موهامو نوازش كرد
-به من دست نزنننننن برو بيروووون
سهون:فكراتو همين الان بكن و بهم جواب بده
داد زدم:من باهات ازدواج نميكنمممممم
سهون:پس برگرد خونت
چشمام از تعجب گرد شد:چييي؟!!
سهون:موندنت اينجا هم منو ناراحت ميكنه هم خانوادتو…برگرد خونت درستم بخون منم ميام هر روز بهت سر ميزنم و ميبرمت بيرون چطوره؟
اشك تو چشمام جمع شد
سهون:لوهان گريه نكن من فقط به خاطره خودت كه حوصله ات اينجا سر ميره ميگم
-دوست داري برم نه؟
سهون:نه عشقم…من هيچوقت نخواستم تو از پيشم بري!
-وقتي اينجوري حرف ميزني منظورت همينه…
سهون دستامو گرفت:لوهان آروم باش
-دستمو ول كن…نميخوام چيزي بشنوم
سهون:ببين لوهان خونه موندنه تو مسخره اس تو فقط آخره شبا منو ميبيني منم كه خوابم
-سهون مثلا ازدواج كنيم اين حالت عوض ميشه؟؟
سهون:عوض نميشه بهتر ميشه…خب چه جوري بگم من انگيزه پيدا ميكنم كه حداقل يكي دوساعت در روز بيام پيشت
-به خاطره س.ك.س آره؟
سهون:نه لوهان چرا اينقدر منحرفانه فكر ميكني؟
-سهون بسه…حرفتو زدي
سهون: لوهان خودتم ميدوني چقدر دوستت دارم
سريع بلند شدم و كولمو برداشتم و وسايلمو توش گذاشتم
سهون:چيكار داري ميكني ديوونه؟؟؟
-دارم ميرم خونمون
سهون آه كشيد:لوهااان
-چيه!!! خودت گفتي چيه نكنه نظرت عوض شد!!!!!
سهون بلند شد:ناراحت نشو عزيزم لازم نيست جايي بري من معذرت ميخوام
كولمو پشتم انداختم:اين درارو باز كن زود
سهون:لوهان عشقم من منظورم اين نبود
-سهون درو باز كننننن
سهون:باهام ازدواج كن مگه چي ميشه؟
دستمو رو سرم گذاشتم:فقطططط درو باز كنننننن
سهون:ميخواي كجا بري؟؟
-اونش ديگه به خودم مربوطههه
سهون درارو باز كرد سريع كفشامو پوشيدمو از در بيرون رفتم….
سهون دنبالم دوييد و دستمو گرفت برگشتم و با اخم نگاش كردم:دستمو ول كن
سهون:لوهان من معذرت ميخوام كجا داري ميري؟؟؟
-برم بهتره حداقل تنهايي بهتر ميتوني زندگي كني…
سهون از پشت بغلم كرد:لوهان نرو…تنهام نزار من عصباني بودم يه زري زدم ببخشيد
-سهون من حتي بمونمم باهات ازدواج نميكنم اينو تو گوشت فرو كن
سهون:باشه باشه ازدواج نكن فقط برگرد خواهش ميكنم…فك نميكردم جدي بگيريش
نميدونستم چيكار كنم اگه ميزاشتم ميرفتم كسي رو نداشتم پدر و مادرمم منو زنداني ميكردن پس مجبور بودم بمونم…
سهون دستمو گرفت:بيا بريم…….

Print Friendly

148 Responses

  1. سلام تروخدا رمز قسمت بعدی رو بدین

    ایمیل:[email protected]/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/ice.gif

  2. لوهان تو که توی دلت بهش جواب بله میده خب به خودشم بگو دیگه ….. سهون چرا یهویی قاطی میکنه …. این کجا کار میکنه که انقدر راحت تونست نره سره کار ….. نمیدونم ولی این حرفلوهان یه جوری بود : مجبور بودم بمونم ….. خب میتونست نره خونه خودشون …. میتونست بره یه جای دیگه …. دختر که نیست که نتونه خیلی از کارا رو انجام بده …. البته یکمم بهش حق میدم انقدر بابا و مامانش همه چیزو در اختیارش گذاشتن که بچه نمیتونه تنهایی کاری رو انجام بده ……. مررررررررسی عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. سلااام ادمین^_^
    واقن دستت درد نکنه واسه این داستانا،خییلییی خوبه^_^میشه رمزو ب من ایمیل کنی؟
    تازه ادرس سایت پیدا کردم^_^
    کنجکاوم هستم بدونم ک ادامش چی میشه
    خیلی ممنون
    ازین به بعد هم کامنت میذارم،خیالت راحته راحت.^_^/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  4. اونییی دیدی چه قد تا الان نظر دادم
    خوب بود
    میشه بهم رمز بدی خواهش میکنم
    اگه بهم رمز بدی قول میدم همین طوری بهت کامنت بدم
    قول میدم اونی ون
    خواهش میکنم اونی بهم رمز بدههش میکنم بهم زود رمز بده
    طول هفته درس زیاد دارم
    بعدشم اونی یه کارایدی گه هم داریم باور کن
    لطفا اونیییییی

  5. چه شخصییییییییییییییت مسخره ای داره این لوهان

    به خدا فقط من میتونم باش سر کنم چون منم مثه اونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    خب/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif

    میگم این سهون چشه پس؟؟؟

    ایششششششششششششششش اصلا معلوم نیست تو این فیک هرکی یه چیزیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gif

    هوووووووووووووفففففففففففففففففففففففففففففف حوصله منم سر رفت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif لوهااااااااااااااااااااان مثه آدم قبلو میکنی با سهون ازدواج کنی روشنه؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/312.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/309.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif

    من برم پارت بعدی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif

  6. لوهانم خو دوروز قهر کنه بره پیش شیو ای کسی این سهون آدم شه اصن…نه نه نره اون طوری سهون بدتر دیگه نمیزاره هیچ جا بره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gifمنم عین لولو به خوددرگیری مبتلا شدم خخخ

  7. aji vaghean ta alan har fic k neveshti ba on yeki motefavet bude
    va in dastanet kolan kheili take o b nazaram kheeeeili jalebe
    man vaghean dg nemidunam key vaght konam 2bare beshinam in hame bekhunam /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ghol midam ta onja k betunam nazar bezaram chon tanha kariye k azam bar miad
    va in k midunam khodai che ghad fic hat barat moheme
    dar kol khaste nabashi
    o mer33330000

  8. سلاااااام
    من تازه با سایتون آشنا شدم…خیلی خوشم اومده از داستاناش
    من ادرس ایمیلمو دادم…تا قسمت40 رمز داستان رو بهم بده
    از قسمت 40 به بعد برای پست داستان ها کامنت میذارم و نظرمو میگم
    ممنون از سایت خوبت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    موفق باشی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  9. واییییییییییییییییییی لوی بیچارههههههههههههههههههههههههههه لوبیاییییییییییییییییییییییییی هققققققققققققققققققققققققققققق/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  10. بابا لوهان جان پاشو برو پیش زنت عزیزم…نمیخوام مثل مادر و پدرت نصیحتت کنم ولی حداقل آون سویون بیچاره خیلی بهتر از سهون…وااااای آین سهونم گیر داده هاااا ول کن نیست…آقا آخر داستان غمگینه؟ با سویون میمونه زندگی میکنه؟ پیش سویون باشه بهتر امنیتش هم بالاتره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (41).gif
    می سی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  11. اااا وااا از اولش جنگ و دعوا اخرش پس چی میشه
    فک نکنم لولو بتونه تحمل کنه اونم مرده حتما زن بودن براش غیر قابل تحمله
    اجی خواهشاا اخرش بد بد نشههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

  12. واااااااااااااااااااااا سهون چجور ادمیه لوهان رو اذیت میکنه. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    سیگارم میکشه نچ نچ نچ نچ…….من دلم واسه لوهان میسوزه…چرا فرار کرد اخه این بچه…میموندی زندگیت رو ادامه میدادی ولی بدون دختره…فرار میکرد ولی بدون سهون…

  13. سهون چه گیری به ازدواج داده.اخی لولو گناه داره تو خونه حوصلته چدرسشو ول کرد؟حیف بودد.سهون یهو چش شد لولو گناه داره.

  14. ای بباابا سهوون چ گیری داده به ازدوااج/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    خو لوهان تو کووتا بیا قبوول کن..شبش که راضی شده بوود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    عاااااااالی بوود آجی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  15. نونا بار دهمه دارم امتحان میکنم..نظرم هی نمیاد..اححح…گیر میده هی…خب….عالی بود..قسمت بعدی رم خوندم برم نظر بزارم!

  16. عاقا من اصن نمیتونم بفهمم سهون خوبه یا بد. ….شیکار کنم عصابم خورد شد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    عاااااااااقااااااااااا لولوم همش تنهااااست خووووو گناه دارهههههه
    اهم اهم برا اینکه لولو تنها نباشه.بچم ی پیشنهاد دارم بگو چی!
    مننننن…. وقتیییبی….سهون نییییس. ..میرم پیش لولووووووووووووووووووو هییییی ایجوری تنهایم نییییس برم؟؟؟؟ اجییییییییییییییییییی اجییییییییییییییییییی اجییییی بررررم قوووول میدم قوووول میدم اذیتش نکنم بررررررررررررم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  17. دلیله اصراره بیش از حده سهونو واسه ازدواج نمیفهمم…
    من کلا هیچ وقت از کارای سهون هیچی نمیفهمم…
    لوهان رفت تو لونه ی شیر
    سمیرااااا یادم میمونه که چقد داری اذیتش میکنیا با این سهونه منحرفت -_-
    قربونت خیلی توپ بود واقعا smile))))))

  18. الان دیگه آموختم کامنت بزارم مثه آدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    خب..1..4..3…8..6 اهممم..
    اااااااااااییییییییییییییییییششششش چینجااااااا….لولو تا چه حدددد لوس بازی اخهههه؟هااااا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gifبچه خود درگیری گرفتییییی ها….دولش بهش جواب مثبت میده بعد میگه نه امکان نداره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    شیطونه میگه برم ببندمش ب تخت عاقد بیارم به زور عقدشون کنم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gifوالاااااااا…25قسمته مارو تو خماری یه بوق گذاشته این لولو خر/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif
    سهونم ک کلا تو هررررر فیکی و در هرررر حالتی کنترلشو از دست میده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    خو راسم میگههههه البتههه…تا کی باید فقط ببوسه لولو رو؟؟اه…سمیرا اجی تونستی مثه اخرین ارزو تو فیک عکسایی ک مربوط ب داسی بشه هم بزار…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif
    میگما اجی..رمرو بهم ندی…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    وای اجی اینو ببین حااان من….عجببببب هونهانیهههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif

    //upload7.ir/imgs/2014-10/83278607498758371463.gif

  19. وای وای خشم سهون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    لوهان ب سلامتی شده دوس دختر سهون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    ولی من ی چیزیو نفهمیدم..لوهان میگه گی نی ولی با سهون تحریک میشه..چرااااا؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    ولشششششششش کن..صبر میکنم تا اخر داستان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (44).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    خسته نباشی عزیزم..عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif

  20. Khob luhan vaghti inghadr tahrik mishe ,,,vaghti inghadr delesh mikhad khob be baleh bege ham maro shad kone ham Sehun ro /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

    In sehun vaghti vaghean mitoone karesho kone dg chera injury ezdevaj mikhad khob,,ino heyyy zendani mikone zanesh she dg chi mishe /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif

  21. من هر قسمت میگم الانم میگم این سهون واقعا مشکوک میزنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    لوهانم که اصلا تکلیفش با خودش مشخص نیست ولی خوبه که جلو سهون کوتاه نیومد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    الان اصلا نمیتونم حدس بزنم قراره چی بشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif
    مرسی اجی خیلی داستانتو میدوستم…راستی بابت اون قضیه هم ناراحت نشو میبینن سایتت موفقه طرفدار زیاد داره از حرص یه چیزی میپرونن

  22. yani sehun luhano dos dareee??????? k migevase …. nemikhamet???
    vaaay lulu dele adamo atush mizane ba in mazlomiatesh okhey
    lulu kho gof j mosbat midam pa yeho chi shod pashimon shod????????
    aqaaaa bekii key mia paaa??? shakhsiatesh bahaleeeee
    luhan jan khodet vel kon baba KHONEE
    MRC AJIII ALIII BOOOD

  23. یعنی وقتی شکست رو میذاری کلی ذوق میکنم فقط به خاطر سهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif چون اولین باره که از سهون بیشتر از لوهان خوشم میاد خخخخخ اول خواستم مراتب تشکر خودم رو نسبت بهت اعلام کنم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif
    خب نکته دوم اینکه آقا این سهون بدبختم راست میگه دیگه بدون ازدواج هم میتونه کارشو بکنه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif لوهان هم که…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif یکم سرم درد میکنه حال حدس زدن و فک کردن به اتفاقات بعدی رو ندارم شرمنده منتظر قسمت بعد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  24. اقا من جا لوهان دارم دیوونه این سهون میشم چقد این بشر جنتلمنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif
    لوهانم که معلوم نیس چشه تا بله رو بگه دق میده ادمو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    مرسییییی اجی عالی بود

  25. وااااا سهون نمیتونه دلیلشو ی جور یگه ب لوهان بفهمونهههههه؟؟؟؟؟؟/ایییشششش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/shut.gifمیگم ببخشید من کم نظر میذارم همیشه ک نظر میذارم ارور میده میگه کلمه ی عبورو اشتباه میزنم درحالیکه درسته دیگه دیوونه میشم از بس ی نظرو میذارم تا بیاد بالاخره
    فک کنم کامپیوتر ویروسی شده سعی میکنم با موبایل بیام ک بتونم مثه ادم نظر بذارم

    • سهون آخه اصلا منظورش اون نیس که خخخخخ
      عیبی نداره آجی جونم
      اگه اورو میده از اول باید رفرش کنی سایتو
      نه آجی اینترم نزن چون با اینتر قاط میزنه

  26. سهون خیلی بدجور گیر داده به قضیه ی ازدواج .. مشکوک می زنه .. ینی عاشقشمممممممم .. شخصیتش حرف نداره ..
    واااا لوهان شب گفتی بله رو میدی من ذوق مرگ شدم .. یهو صب نظرت برگشت ای بابااا ..
    فک کردم سهون داره جدی به لوهان میگه برو .. خداروشکر آخرش خودش اومد منت کشی ..
    خییییلی هیجانی شده داستان /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif بی صبرانه منتظر قسمت بعدم .. مرسی آجی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  27. جذبههههههههههههههههههههههههههههههه…
    بعلههه..مرررررد باید جذبه داشته باشه.. اصلا جیگرم حال اومد…
    سهون داشت باورم میشد ک میخوای…. اوووفففففففففففف اصلا قلبم تند تند میزد…
    مررررررررررررررررسی سمی جونم واقعا گل کاشتی…
    عالیههههههههههههههه.. ادامه

  28. اونیییییییییییییییی منم دلم یکی مثل سهونو میخواد دل منو مبخوای آب کنی؟؟؟؟؟؟
    لوهان دیگه اره شورشو در میاره خیلی لوس بارش اوردن سهون حق داره ولش کنه
    ممنون اونی

  29. احساسه من نسبت به سهون.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif
    احساسه من نسبت به لوهان.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    احساسه من نسبت به کله ماجرا.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif
    آجییییییییییییییییییییییییییییییییییی ای لوهان خود درگیرو جم کن!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    ای سهونم بدجور گیره!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    اوووووووووووووووووووففففففففف… اون موقع از دسته این لوهان حرص میخوردم الانم از دسته این سهون!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    چه گیری کردیم بابا!! خو بگو باشه دیگه!! تو که دلت میخواد!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif
    مرسییییییییییییییییییی آجیی جونکم… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  30. این سهون خیلی مشکوکه ها…
    واسه چی گیر داده به ازدواج اخههههههههههههه
    اخی لولو گناه داره
    چقدر بده ادم اینجور مواقع بی کس باشه
    ههههههههههههههههههههههههق
    ممنون عزیزم مثل همیشه عالی و قشنگ بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  31. با این کارای لوهان آخرش میمونه رو دستمون……..
    چقد خودت لوس می کنی آخه………
    بله رو بده دل همه رو شاد کن دیگه……..
    یه لحظه دلم واقعا برای سهون سوخت….اوخی!
    آجی سمیرا دستت طلا!!!!وقتی پست داسیتو دیدم کلی ذوق مرگ شدم…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  32. واااااااااااااااااااای هونهانمممممممممم از دستتتتتت رفتتتتتتتت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    لوهانمممممممممممم که کلا ناز میکنهههههههه سهونممممممممم که جوگیرهههههههه با این اوصاف خدا اخر عاقبت مارو بخیر کنههههه خخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    اج جووووووووونم حرررفففففففففف نداشتتتتتتتتتتتتت مغسییییییییییییییییییی بووووووووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (16).gif
    اجی بیا بخلمممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

  33. هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا سهون دست بکار میشود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (6).gif
    لوهانم حالا که بهت اجازه دادم بزار کارو تموم کنه دیگه فکر کردن نمیخاد که تا کی منتظر بمونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    سهون تو هم دیگه حواست به کارات باشه هااااااااااااااااااااااااااا یه وقت فک نکنی لوهان بی کس و کاره پس من اینجا چیکارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif(ازین شکلکه خیلییییییییییییییییییییی خوشم میاد گفتم بدون مناسبت بزارمش خخخخخخخ)
    مغسی اجیییییییییییییی هم عالی بود هم زود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  34. واااااااااااااااااای خدا…2روزه دارم داستانتو میخونم…قوه ی تخیلت منو مرررررررررررررررررررررررگ….
    فیکت باهاله …منو خواهرزادم باهم میخونیمش ….. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif

  35. این جذبه ی سهون تهش منو نابود میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    این لوهانم که…یعنی قشنگ خوددرگیری داره ها…شب میگه تو دلم جواب مثبت دادم صبح دعوا راه میندازه که نمیخوام ازدواج کنم…خوب کلک کارو بکن تموم بشه بره پی کارش دیگه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    بکهیونم کی دوباره میاد؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    مرسی عزیزم عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  36. واااای چقد جذاب بود!!!! خیلی قشنگ بود آجی واقعا مرسی که زود زود میذاری این خیلی خوبه بعضی از نویسنده ها اونقد دیر میذارن آدم موضوع داستان یادش میره مررررسی

  37. خخخخخ اولا ک سه هون ترسناک میشود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif
    دوما ک سه هون سه هون سه هون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif
    سوما ک احححح لوبیا لوس نشو دیگه. گیج شدن نداره ک اول آخرش ک این اتفاق میفته حالا زودتر اتفاق بیفته چی میشه روح سهون ذلیل نمرده هم شاد میشه ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    بعدن ی چیزی هم بگم اگه صلوات شمار دیجیتالیم دم دس بود ی دوتا میزدم تو سر سهون بابا اینقد ب این لوهان رو نده کمر بندتو درار دوتا سهون سالاری نشون بده دیهههه ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    من الان رو مود خبیث تشریف دارم مو هاهاهاها ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    راستی آجی نظر دو سه قسمت قبلم جمع کردم قسمت قبلی دادم ببخشید دیگه خانوم گلی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    عزیزم اونچه ک زیاده حرفه اصلن خودتو ناراحت نکن و همین جولی ادومه بده ما همه میدوستیمت و هواتو داریم ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif
    راستی اینم سهونه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/999.gif
    اینم لوبیاس /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    اینم من /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    اینم شومایی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    اینم باز منم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *