EP 23 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 23 فیکمون امیدوارم خوشتون بیاد 

بچه ها چون اینو دیشب گذاشتم خیلی ها ندیدن برا همین آوردمش بالا

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

 

سویون:بهتر از تو؟
-آره…
سویون:لوهان دوس داری زن زندگیت چه جوری باشه؟
-نچ…نصفه شبی سوالایی میپرسیا…خب راستش اصلا بهش فکر نکردم
سویون:کلا به سایز سینه فکر کردی؟
خندیدم:نه…
سویون:میخوام از امشب سعیمو بکنم لوهان میخوام دوستت داشته باشم
-نهههه…اینکارو نکن چون من قراره ازت جدا شم خودتو به من وابسته نکن
سویون:ولی…
-ولی نداره بگیر بخواب
سویون:لوهان بیا فقط یه بار سعی کنیم
-ششش…فردا ساعت ۵ باید برم سره کار
سویون اخم کرد:خیلی بدی
-هووووف دیر شد ساعت داره ٣ میشه شب به خیر
چشمامو بستم صدای بارون حس خوبی بهم میداد چشمام داشت گرم میشد که با صدای بلند و وحشتناکه رعد و برق از خواب بیدار شدم با رعد و برق دوم سویون بیدار شد و جیغ زد
-یاااااااا چرا هوار میزنی؟؟
سویون موهای بلندشو پشت گوشش گذاشت:ترسیدم
-بگیر بخواب
سویون:لوهان
-هوووووم
سویون:بغلم میکنی؟؟
-هه…تو که از من متنفر بودی چی شد یهو میخوای بغلت کنم؟
سویون: میخوام دوستت داشته باشم
-لازم نکرده من قرار نیست پیشت بمونم
سویون از پشت بغلم کرد واقعا دعا دعا میکردم زودتر این چند روز تموم شه و بتونم برم پیشه سهون از یه طرفم دلم به حاله این دختر میسوخت…چرخیدم سمت سویون و بغلش کردم
سویون شروع کرد به گریه کردن
-چیزی شده؟!
سویون: لوهان…میشه نری؟! میشه تنهام نزاری؟
-ببینم یهو چت شد تو!! ازم متنفر بودی
سویون:تو مرد منی…میخوام دوستت داشته باشم…
یاد حرف بابام افتادم که بهم گفت نامرد….
-من قرار نیست باهات بمونم پس سعی نکن دوسم داشته باشی
سویون دستشو رو صورتم کشید:لوهان کاش عاشق هم بودیم اونوقت منم آرزو میکردم که یه بچه ازت داشتم فرقی نمیکرد دختر یا پسر دوست داشتم فقط شبیه تو باشه
خندیدم:بخواب بابا بچه کجا بود من از بچه متنفرم
سویون:لوهان دوست داشتم چشماش شبیه تو باشه
آه کشیدم:تو با یکی بهتر از من ازدواج میکنی بچه دارم میشی حالا هم بگیر بخواب
سویون روشو ازم برگردوند و خوابید
به هیچی فکر نمیکردم فکر و ذکرم فقط سهون بود اینقدر عاشقش بودم که به هیچ چیزی تو این دنیا فکر نمیکردم حتی خودم……
صبح ساعت ٩ با صدای سویون از خواب بیدار شدم
سویون:لوهان…لوهان بیدار شو
-بیدارم بیدارم
سویون:کی برمیگردی؟
-نمیدونم
سویون:برا شام میای؟
-بهت زنک میزنم
سویون:ترو خدا آخره شب نیا من میترسم
سریع لباسامو پوشیدم
سویون:شنیدی چی گفتم؟
تمامه فکرم پیشه سهون بود اصلا متوجه نمیشدم سویون داره باهام حرف میزنه
سویون:لوهاااااان
به خودم اومدم:هاااان
سویون:زود بیا
-باشه اگه تونستم…بای
سویون سریع اومد سمتم و بغلم کرد:احساس میکنم دارم عاشقت میشم
سریع از خودم دورش کردم:همچین احساسی نکن فعلا

سریع یه ماشین گرفتم و رفتم خونه ی سهون درو محکم زدم
سهون بهت زده درو باز کرد:لوهاان اینجا چیکار میکنی؟
محکم بغلش کردم و بوسیدمش
سهون خندید:جونم….دلتنگ شده بودی؟
به صورتش خیره شدم و زمزمه کردم:آره…آره آره آره
سهون: کاش میمردم تو دلتنگ نمیشدی
لبامو رو لباش گذاشتم سهون همینجور که لبامو میبوسید بغلم کرد و درو بست…
دستمو دور گردنش انداختم و پاهامم دوره کمرش حلقه کردم سهون منو رو تخت خوابوند و به بوسیدنه لبام ادامه داد دیگه احساس کردم دارم خفه میشم دستمو رو سینه اش گذاشتم سهون لباشو برداشت و خندید:جونم
-سهون خفه شدم ههه
سهون:خب یه جا دیگه رو میبوسم خفه نشی!
خندیدم:یااااا…
سهون لباشو رو گردنم گذاشت….دستمو پشتش کشیدم و زمزمه کردم:دوستت دارم…دوستت دارمممم
سهون با چشمای خمارش به من که آروم نفس نفس میزدم نگاه میکرد
سهون:آروم باش عشقم…آروم باش
چشمامو بستم تپش های قلبم خیلی شدید بود داشتم از کنترل خارج میشدم…
سهون دستشو رو قلبم گذاشت آروم زمزمه کردم:سهوون
سهون:جونم
-اومدم که فقط بغلم کنی
سهون بغلم کرد:نگران نباش زود میارمت پیشه خودم
چیزی نگفتم
سهون:بسه دیگه اخم نکن
-خسته شدم تازه این دختره هم داره بهم وابسته میشه
سهون:بهش بگو نشه….دست که بهش نزدی
-نه بابا نزدم…
سهون:دروغ نگووو
-دروغ نمیگم
سهون گونمو بوسید:لوهان…باهام ازدواج میکنی؟
-سهون یه بار گفتی منم بهت گفتم که نمیخوام این رابطه به ازدواج ختم شه رابطمون مسخره اس مسخره ترش نکن
سهون:عزیزم ولی باید شناسنامتو حتما با خودت بیاری
-باشه اونو برمیدارم
سهون:عاشقتم
-منم همینطور منم عاشقتم…
سهون: اون دخترو زیاد به خودت وابسته اش نکن
-سهون دلم به حالش میسوزه
سهون:دلت به حاله خودمون بسوزه اون دختر میره با یکی دیگه ازدواج میکنه و تورم یادش میره
-امیدوارم
سهون:خب چیکار کنیم؟
-نمیدونم هر کار تو بگی
سهون دستشو رو سینه ام گذاشت:دوست دارم بخورمت
خندیدم:یاااا…مواظب باش من نخورمت
سهون:تا کی باید صبر کنم؟
تعجب کردم:هااان
سهون آه کشید: تا کی باید فقط ببوسمت؟؟
-یعنی چی؟؟
سهون: میخوام…اححح ولش کن
-سهون دیوونه شدیا خخخخ
سهون خنده ی کوتاهی کرد و چیزی نگفت….
ساعت نزدیکای ٨ بود که گوشیم زنگ خورد
سیبمو گاز زدم و گوشی رو برداشتم
-الووو
سویون:لوهان کجایی؟
-هوووم؟؟
سویون:کجایی؟؟
-۵ دقیقه دیگه میام
سویون:باشه بای
سهون:کی بود؟
-سویون بود باید برم سهون
سهون دستاشو دوره کمرم انداخت:دوستت دارم
-منم دوستت دارم
بوسیدمش و ازش خداحافظی کردم

بعد از چند دقیقه رسیدم خونه سویون رو به روم وایساد:سلام خسته نباشی
چشمک زدم:سلام ممنون ( بچه خیلی خسته شده از صبح عرق ریخته خخخخ)
سویون:چیزی میخوری برات بیارم؟
-چی شده مهربون شدی
سویون:خب میخوام زندگیمون شیرین باشه
-اووووو زندگی شیرین…الکی دلتو به این چیزا خوش نکن من رفتم بخوابم
سویون:شام نمیخوری؟
-نه خوردم
سویون: باشه…برو بخواب
لباسامو دراوردم و آویزون کردم کارامو انجام دادم و رو تخت دراز کشیدم چقدر امروز برام خوب بود به بوسه های سهون که فکر میکردم دلم یه جوری میشد…تو فکر بودم که سویون با یه لباس خواب خوابید پیشم و به صورتم زل زد:لوهااان
-هووووم!!
سویون:دلم برات تنگ شده بود
-دلت برا من تنگ نشه لطفا
سویون:من دارم بهت علاقه مند میشم
-ببین من بهت گفتم که نباید بهم علاقه مند شی چون من قرار نیست پیشت بمونم فهمیدی؟؟؟؟
سویون:لوهان چرا نمیتونی؟به خاطره اون دختره اس؟
تعجب کردم:کدوم دختره!
سویون:همونی که خیلی بهش میگی دوستت دارم
رومو ازش برگردوندم و پتو رو کشیدم روم
سویون دستشو دور کمرم حلقه کرد:لوهان جوابمو نمیدی؟
-خیلی خسته ام شب خوش
سویون:یاااا دارم باهات حرف میزنمااا
-بسه دیگههههههه بخواااااب
با دادی که سرش زدم اشک تو چشماش جمع شد آه کشیدم:چرا گریه میکنی؟؟ ترسیدی؟اره؟
سویون سرشو تکون داد:نه…راست میگی خسته ای بگیر بخواب
نمیدونستم چیکار کنم واقعا دخترا موقع گریه کردن میتونن راحت یه پسرو گول بزنن…چشمم خورد به بند تاپش که افتاده بود آروم بندشو رو درست کردم:گریه نکن من معذرت میخوام…
سویون:نه من معذرت میخوام که اذیتت میکنم…شب به خیر
دستشو گرفتم:یااا قهر نکنننن
سویون:فرقی نمیکنه ما همیشه با هم قهریم
مثله احمق ها گفتم:میای با هم بخوابیم؟
سویون اخم کرد:یااااااا
شونه هاشو گرفتم و خوابوندمش رو تخت: میخوام از دلت دربیارم
سویون خودشو تکون داد:ولم کنننننننن
-چرا؟؟ دوست نداری؟؟
سویون:نه ندارم…میخوای با من حال کنی به دوست دخترت بگی دوسش داری…از روم بلند شووووووو
از روش بلند شدم:باشه هر جور راحتی شب خوش بیدارم کنی میکشمت…..
سویون دیگه چیزی نگفت

تو یه روز باقیمونده به زور و بدبختی از سویون جدا شدم و بلاخره روز فرارم رسید سویون بعد از کلی جنگ و دعوا با من رفت خونه مامانش تا بیان و مثلا تکلیف منو روشن کنن…تو این فرصت کم همه چیمو جمع کردم تمامه لباسام تمام وسایلام شناسنامم برداشتم و تو ساکم گذاشتم و رو تخت نشستم سهون بهم زنگ زد
-الو سهون کجایی؟
سهون:سره کوچه زود بیا
همه چیمو برداشتم و از خونه زدم بیرون…

آره فرار کردم و اون دختره بیچاره رو تنها گذاشتم خیلی خوشحال بودم سره سوزن هم به فکره اون دختر نبودم که قراره چی به سرش بیاد….

سوار ماشینش شدم و خندیدم
سهون:بریم؟؟
سرمو رو شونه اش گذاشتم: بریم سهون فقط بریممممم
و این آغاز همه ی بدبختیام بود…….

سهون دره خونشو باز کرد:عزیزم به خونمون خوش اومدی
از خوشحالی نمیدونستم برم تو خونه یا بپرم بغله سهون
سهون خندید و بغلم کرد و منو داخل خونه برد باورم نمیشد همه ی وسایل خونه عوض شده بود بهت زده به سهون نگاه کردم:دیووونهههههه
سهون خندید:عشقم خب عوضشون کردم کاره بدی کردم؟
-چقدر هزینه ی اینا شده؟؟؟
سهون خندید:مهم نیست دوست دارم فقط اینجا شاد باشی
لباشو آروم بوسیدم:من با قبلی هم شاد بودم لازم نبود اینکارو کنی دیوونهه
سهون منو رو مبل گذاشت و به چشمام خیره شد دوست نداشتم به چشماش نگاه کنم سرمو پایین انداختم
سهون:سرتو بیار بالا و نگام کن
-نمیخوام
سهون چیزی نگفت
سرمو بلند کردم و به چشم های خمار ترسناکش نگاه کردم
سهون خندید:خیلی دوستت دارم
دستامو دوره گردنش انداختم:منم دوستت دارم
سهون:بیا بریم یکم استراحت کنیم…
سهون منو رو تخت گذاشت و به ساعتش نگاه کرد:اوه…دیرم شد
-مگه کجا قراره بری؟
سهون:باید برم محل کارم…زود برمیگردم عشقم تو استراحت کن
-میخوای اولین روز تنهام بزاری؟
سهون:نه عزیزم گفتم که زود برمیگردم میخوای باهام بیای؟
لبامو به لباش چسبوندم و بوسیدمش
سهون موهامو نوازش کرد و لباشو برداشت:تو یه دوش بگیر یکم غذا بخور منم زود میام
سرمو تکون دادم:باشه سهون
سهون:بگو چشم
خندیدم:عمراااا….حالا برو
سهون خندید و رفت بیرون و درو بست…

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

155 Responses

  1. آغاز بدبختی …..وااااااااااااااای مامان http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

    خوب شد با سویون دوباره کاری نکرد ….. دلم براش میسوزه ….. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    یکی به من بگه سهون که میره سرکار پس اون حرفهای لوهان توی قسمت اول چی بود پس ؟؟؟؟ اصلا کار سهون چیه دقیقا ؟؟؟؟؟؟ چرا این بچه انقدر مرموزه اینجا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif

    میییییییییییییسی عزیزم قشنگ بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  2. سویون ک میگفت اصلا کار خونه بلد نیس چیشد یهو اینقده کدبانو شد این. ولی خیلی دختر خوبیه حقش نبود این اتفاق براش بیوفته، اگه فقط سهون نبود شاید لوهان و سویون باهم خوشبخت میشدن. واقعا ک. ینی حتی یه درصدم ب اینده ی سویون فک نکرد. مطمئنم بعدا پشیمون میشه

  3. چرا بدبختییییییییییییییییییییییییی؟؟؟واااااااااای یعنی چی میییشه
    من تا اینجا یه سره خوندم دیگه وقت ندارم تا فردا ببخشید دیگه همه قسمتا کامنت نمیدم اخه تند تند میخونم
    کاش بتونی تا فردا رمزارو بدی بهم
    عالی بووود

  4. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif لوهااااااااااااااان

    بی شخصیتتتتتتhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif فقط به فکر سواستفاده از دختر مرم باشhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (12).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (32).gif

    سهون پس کجاس بیاد این لوهانو جمع کنه؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (27).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif

    مرسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

  5. ببخشیدا فحش میدم…دختره ی پرو مگه رئیسشی میپرسی کی میای؟ ایششششششششششششششششششش
    غلط میکنه علاقه مند میشه….بی ادب چقدر رک بهش میگه
    جایی که خوشحالم کرد این بود که بلاخره سهون و لوهان یعنی هونهان فرار کردند.
    هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

  6. هوووووف این سویونم جنسش داره خراب میشه ….سمیرا بندازش بیرون داره اعصابم خط خطی میشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    سهون خوش خیال فک کرده اینجوری لوهانمو ول میکنه اینم واسش خونه داری میکنه نمیدونه با سویون خوابیدهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (32).gif
    میسی اجی جوووووووووون

  7. اجی چند تا ترم واسه خماری گذاشتن ما پاس کردی…. مردم از بس حدس و گمان زدم… هنوز درگیر ربط دادن بکی تو داستانم… لولو داره به سهون خیانت میکنه که…واقعا شخصیت لوهانم نمیتونم درک کنم هم به دخترا علاقه داره هم به پسرا…خیلی عجیبه…سهون اخه به چه قصدی میخواد به لولو نزدیک بشه خدا میدونه منتظر قسمت بعدی هستم بدجور اجی مرسی مثل همیشه بیست بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  8. tablo mashkok mizane on az on 2roz k nabooood on az on k to edare polic ye esme dg goft on az onke fardash k ba baeki dava kard khonash beham rikhte boood on az onke vaghti lulu goshi nadasht ye modat gheybesh zade boood alanam k gir dade be shenasname

  9. من اخرین نفرم ههههههههههههههههههههههههههق
    چرا بدبختی..
    این شناسنامه یک چیزی هست..یک کاری میخواد بکنه با این پسر
    فک کنم زندانیش میکنه کتکش میزنه..
    وای اجی باید هرروز بزاری این و
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    دست درد نکنه اجی مثل همیشه عالی
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  10. اهان یه چیزی.. میگما اگه دختره قبول میکرد این لوهان دوباره عملیات میرفت به جان خودم بچشون 2قلومیشدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif سمیرا این تیکه های هونهانیش توحلقمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif لامصب ادمو به هوس میندازه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    به نظرمن حالاکه فرارکردن لطفا به لوهان بگو عین بچه ادم بشینه زندگیشوکنه به قول بچه ها گفتنی زنه زندگی بشه براسهون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif به جان خودم شوهربهترازاین پیدا نمیکنه خوشتیپ که نیست هست ..پول نداره که داره..مشکوک نیست که هست ….عاشق نیست که هست…باهوش وزرنگ نیست که هست …دیگه چی میخواد؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif اهان راستی هوویی به لولوبگو همسریمون خسته شد ازبس منتظرشدبله روبده دیگه بدبخت سهون نیازشوبرطرف کنه ترکید بیچاره… الان قبول کنه شاید بعد عملیاتت لولوزنده بمونه ولی اینکه چن قسمت دیگه سهونو تشنه نگهداره بعد بله روبده من نمیتونم تضمین بدم زنده بمونه ….http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (25).gif
    بله بانکات چگونه زن زندگی باشیم؟؟یاچگونه زندگی زیبا داشته باشیم همراهتون بودیم هرچندکم بود ولی قسمتای بعدی جبران میکنم مچکریم تا قسمت بعد خدانهگدارhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (25).gif

    • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
      هوووییییییی بگم سهون بیاد پیشت http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
      بله سهون همه چی تمومه فقط گوشی رو ول کنه ها خیلی عالی میشه
      http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  11. لوهان به همسریم دروغ گفتیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gif
    به نظرمن اصلاهم سهون مشکوک نیست همش تقصیرخوده لوهانه که بهش دروغ گفت البته حالا بعدا سهون بفهمه اساسی سرویسش میکنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    میگم لوهان خسته نشی یه وقت صبح تا شب با سهون اینجوریهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif بعدشبم میخواد دخل اون دختربدبختوبیارهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif

  12. vay ajiiiii mesle hamishe hichvaght adamo az khondane dastanat pashimon nemikoni mahshare ali yani adam kamelan mimone to khomari http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif vali in luhan chera enghade sha…h…vati akhe azizam inkara yani che khob khodeto contorl kon dg miyay baham bekhabi yani chehttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif vali man kamelan be sehun shak daram motmaenam in vasat ye chi hast engar k baekio beshnase engar k shart bandu bashe ya hata sooyon o beshnase engar ba ghasdo hadaf nazdike lulu shode

  13. آهااااا اما لولوی احمققققققق..چرا دختره رو …..بیشعوووور گناه داداش
    آهااااا حس خوبی به سهون ندارم منم. .حس میکنم دروغ میگ اجییییییییییییییییییی رووو ودی بیاااااا. .طاقت ندااارممممم
    دلم برا لولوم تنگیدهههههه اهع اهع اهع…قربونش برم ک نامرده ب سهون دروغ گف عفاف. .بد بد بد بد بددددددددhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (12).gif

  14. وایییییییییییییییییییییییییییییییی سمیراجونم واقعا شرمندم..نتم قط بود و الان تازه تونستم داستانو بخونم..2 قسمت قبل نظر نزاشتمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    حالا بریم سر داستان…عالی بوووووووودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    وای وای چرا بدبختی؟مشکوکه این لوهانhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    بیچاره دختر عموش..دلم سوخت براش..لوهان نامردhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    خسته نباشی عزیزمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  15. واااای آجی من خیلی استرس گرفتم خیلی نگران لوهانم
    هعیییی عاشقی بد دردیه آدمو بدبخت میکنه کاش لوهان یخورده عاقل بود
    باز دارم حرص میخورم باباش و عموش کم بودن خودشم اضافه شد
    ممنووون آجی جونم

  16. خدارو شکر فرار کرد اون دختره خیلی رو اعصابم راه میرفت چقده لوس بود…
    حالا فقط منتظر اینم ببینم که چی قراره سره لوهان بیاد… مرسی

  17. اغاز همه بدبختیام ینی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif من به سهون مشکوکمممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (27).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif به لوهانم مشکوکممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif به این دختره که زود پسر خاله شده هم مشکوکمممممممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif اصلا من به همه ی شخصیتای این داستان مشکوکمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif اجی داستانت عالیههههههههههههههههههههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gif قسمت بعدو سریع بزار که دارم از فضولی میمیرمممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif مغسیییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  18. vaaaaaaaay luhan dare b bicharegi nazdik misheeee heeeeq
    oooof in sehuuun kheliii mashkokeee asan khalafeee hheqq akheee chraaaa??????
    heeeq heeeeq sehun dare jonamo b delam miresone hheeeq
    khoda b kheir kone
    mrc ajiii aliii boood

  19. ابجی.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif..اخه یعنی چی اغاز بدبختی هاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    فک کنم بک به دختره مربوط میشه..اممممم..نکنه باردار بشه…نکنه بابکی دوست بده بعد باردار بشه الکی بگه بچه ماله لوهانه یا واقعا ماله لوهان باشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (9).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    سهون خیلی داره مشکوک میشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif.. کم کم دارم از عشقش بلولو نا اومید میشم…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif..
    هیهییی ابجی اخرش شاد باشه لطفاااااااا..http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (16).gif
    ممنونممممممممممممممممم..ادامهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  20. بعله دیگهه سهون خان شما اخرش عشقمو بدبخت میکنههه
    لوهانم که سادههه سهونم که مشکوووک. چه شووووود
    اجیییی خیلی حساس شداااااا من وحشتناک منتظر ادامه شم. جونه سهون زود بذار ……
    لوهاااااانم :'(
    فدااااات اجی مرسی

  21. تیکه های هونهانیش محشر بووووووووود…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif آجی فقط دختره باردار نشه آخه حالا که داستان به اینجا رسیده خوشم نمیاد یه بچه سرخر شه.خخخخخخخخ مرسی من ادامه احتیاج دارم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (33).gif

  22. ای جووووووووووونمممممم هونهانممممممممممممم بالاخره با هم هستننننن باورممممممم نمیشههههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    اجی جووووووونم خودت هوای هونهانمو داشته باش رحم کن اجی خخخخ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    اجی خوشملممممممم بینظیررررر بوووود مغسییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifبوووووووس
    من قسمت بعدی رو میخواممممممم…واااای اجی مدرسه ام دیر شد من برم فعلااااا اونی گلممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  23. آجی دستت درد نکنه…….خسته نباشی
    من الان نمی تونم داسیتو بخونم باید برم مدرسه ……مجبورم بعد مدرسه بخونمش………ولی مطمئنم مثل همیشه عالیهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  24. من نمیدونم این محل کار سهون کجاست نکنه اونم با یه دختر ازدواج کرده!!!! یه حسی بهم میگه بکی یه جورایی به سویول مربوط خواهد شد!!!!! عاااااالی بود مرسییییی

  25. خب خب اغازه بد بختیهایه لولو …الان سهون دیگه چهره واقعیه خودشو به لولو نشون میده…دلم برایه سویون سوخت قسمته بعدی باید خیلی باحال باشه..اجی یه سوال ما الان در فلش بک به سر میبریم یا نه داستان جریانش همینطوریه؟؟؟مرسی عزیزم خیلی داستانتو دوست دارم

  26. ای بابا این دختره که از لوهان متنفر بود حالا چی شد یهو 2 روزه بش علاقه مند شد .. راستش من اصن دلم براش نمی سوزه
    ای جانم من عاشق اون تیکه ی هونهانیش بودم
    ایولللللللل بالاخره فرار کردن .. ولی آخه چرا آغاز بدبختی هق هق .. هر چی فکرشو می کنم نمی فهمم اینا که انقد همو دوس دارن پس واسه چی لوهان از این فرار انقد پشیمون میشه
    سهونم همون روز اولی ول کرد رفت .. خیلی مشکوکه
    مرسی سمیرا جون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  27. اون دختره حامله هست؟! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    یه حسی اینو بم میگه!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif
    این لوهانه ماهم شده دختر باز!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (22).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    سهونم شده عاشقه دلباخته!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    ینی چی میشه که لوهان پشیمون میشه!!؟ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    این بکی بچم نمیخواد بیاد؟! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    مرسییی آجیی.. خیلیی خوب بود… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    پیشی آجیه من.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  28. دختره هم اینجا شد نخاله نه ولی دلم براش میسوزه گناه داره خخ نه نه دختر گناه نداره کلا خل شدم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    اووه اووه لوهانم فرار کرد..هاهاها از اینجا ماجرا شروع میشود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif مررسی عزیزممممممممم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: