137 بازدید

EP 23 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 23 فیکمون امیدوارم خوشتون بیاد 

بچه ها چون اینو دیشب گذاشتم خیلی ها ندیدن برا همین آوردمش بالا

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

 

سويون:بهتر از تو؟
-آره…
سويون:لوهان دوس داري زن زندگيت چه جوري باشه؟
-نچ…نصفه شبي سوالايي ميپرسيا…خب راستش اصلا بهش فكر نكردم
سويون:كلا به سايز سينه فكر كردي؟
خنديدم:نه…
سويون:ميخوام از امشب سعيمو بكنم لوهان ميخوام دوستت داشته باشم
-نهههه…اينكارو نكن چون من قراره ازت جدا شم خودتو به من وابسته نكن
سويون:ولي…
-ولي نداره بگير بخواب
سويون:لوهان بيا فقط يه بار سعي كنيم
-ششش…فردا ساعت ٥ بايد برم سره كار
سويون اخم كرد:خيلي بدي
-هووووف دير شد ساعت داره ٣ ميشه شب به خير
چشمامو بستم صداي بارون حس خوبي بهم ميداد چشمام داشت گرم ميشد كه با صداي بلند و وحشتناكه رعد و برق از خواب بيدار شدم با رعد و برق دوم سويون بيدار شد و جيغ زد
-ياااااااا چرا هوار ميزني؟؟
سويون موهاي بلندشو پشت گوشش گذاشت:ترسيدم
-بگير بخواب
سويون:لوهان
-هوووووم
سويون:بغلم ميكني؟؟
-هه…تو كه از من متنفر بودي چي شد يهو ميخواي بغلت كنم؟
سويون: ميخوام دوستت داشته باشم
-لازم نكرده من قرار نيست پيشت بمونم
سويون از پشت بغلم كرد واقعا دعا دعا ميكردم زودتر اين چند روز تموم شه و بتونم برم پيشه سهون از يه طرفم دلم به حاله اين دختر ميسوخت…چرخيدم سمت سويون و بغلش كردم
سويون شروع كرد به گريه كردن
-چيزي شده؟!
سويون: لوهان…ميشه نري؟! ميشه تنهام نزاري؟
-ببينم يهو چت شد تو!! ازم متنفر بودي
سويون:تو مرد مني…ميخوام دوستت داشته باشم…
ياد حرف بابام افتادم كه بهم گفت نامرد….
-من قرار نيست باهات بمونم پس سعي نكن دوسم داشته باشي
سويون دستشو رو صورتم كشيد:لوهان كاش عاشق هم بوديم اونوقت منم آرزو ميكردم كه يه بچه ازت داشتم فرقي نميكرد دختر يا پسر دوست داشتم فقط شبيه تو باشه
خنديدم:بخواب بابا بچه كجا بود من از بچه متنفرم
سويون:لوهان دوست داشتم چشماش شبيه تو باشه
آه كشيدم:تو با يكي بهتر از من ازدواج ميكني بچه دارم ميشي حالا هم بگير بخواب
سويون روشو ازم برگردوند و خوابيد
به هيچي فكر نميكردم فكر و ذكرم فقط سهون بود اينقدر عاشقش بودم كه به هيچ چيزي تو اين دنيا فكر نميكردم حتي خودم……
صبح ساعت ٩ با صداي سويون از خواب بيدار شدم
سويون:لوهان…لوهان بيدار شو
-بيدارم بيدارم
سويون:كي برميگردي؟
-نميدونم
سويون:برا شام مياي؟
-بهت زنك ميزنم
سويون:ترو خدا آخره شب نيا من ميترسم
سريع لباسامو پوشيدم
سويون:شنيدي چي گفتم؟
تمامه فكرم پيشه سهون بود اصلا متوجه نميشدم سويون داره باهام حرف ميزنه
سويون:لوهاااااان
به خودم اومدم:هاااان
سويون:زود بيا
-باشه اگه تونستم…باي
سويون سريع اومد سمتم و بغلم كرد:احساس ميكنم دارم عاشقت ميشم
سريع از خودم دورش كردم:همچين احساسي نكن فعلا

سريع يه ماشين گرفتم و رفتم خونه ي سهون درو محكم زدم
سهون بهت زده درو باز كرد:لوهاان اينجا چيكار ميكني؟
محكم بغلش كردم و بوسيدمش
سهون خنديد:جونم….دلتنگ شده بودي؟
به صورتش خيره شدم و زمزمه كردم:آره…آره آره آره
سهون: كاش ميمردم تو دلتنگ نميشدي
لبامو رو لباش گذاشتم سهون همينجور كه لبامو ميبوسيد بغلم كرد و درو بست…
دستمو دور گردنش انداختم و پاهامم دوره كمرش حلقه كردم سهون منو رو تخت خوابوند و به بوسيدنه لبام ادامه داد ديگه احساس كردم دارم خفه ميشم دستمو رو سينه اش گذاشتم سهون لباشو برداشت و خنديد:جونم
-سهون خفه شدم ههه
سهون:خب يه جا ديگه رو ميبوسم خفه نشي!
خنديدم:يااااا…
سهون لباشو رو گردنم گذاشت….دستمو پشتش كشيدم و زمزمه كردم:دوستت دارم…دوستت دارمممم
سهون با چشماي خمارش به من كه آروم نفس نفس ميزدم نگاه ميكرد
سهون:آروم باش عشقم…آروم باش
چشمامو بستم تپش هاي قلبم خيلي شديد بود داشتم از كنترل خارج ميشدم…
سهون دستشو رو قلبم گذاشت آروم زمزمه كردم:سهوون
سهون:جونم
-اومدم كه فقط بغلم كني
سهون بغلم كرد:نگران نباش زود ميارمت پيشه خودم
چيزي نگفتم
سهون:بسه ديگه اخم نكن
-خسته شدم تازه اين دختره هم داره بهم وابسته ميشه
سهون:بهش بگو نشه….دست كه بهش نزدي
-نه بابا نزدم…
سهون:دروغ نگووو
-دروغ نميگم
سهون گونمو بوسيد:لوهان…باهام ازدواج ميكني؟
-سهون يه بار گفتي منم بهت گفتم كه نميخوام اين رابطه به ازدواج ختم شه رابطمون مسخره اس مسخره ترش نكن
سهون:عزيزم ولي بايد شناسنامتو حتما با خودت بياري
-باشه اونو برميدارم
سهون:عاشقتم
-منم همينطور منم عاشقتم…
سهون: اون دخترو زياد به خودت وابسته اش نكن
-سهون دلم به حالش ميسوزه
سهون:دلت به حاله خودمون بسوزه اون دختر ميره با يكي ديگه ازدواج ميكنه و تورم يادش ميره
-اميدوارم
سهون:خب چيكار كنيم؟
-نميدونم هر كار تو بگي
سهون دستشو رو سينه ام گذاشت:دوست دارم بخورمت
خنديدم:ياااا…مواظب باش من نخورمت
سهون:تا كي بايد صبر كنم؟
تعجب كردم:هااان
سهون آه كشيد: تا كي بايد فقط ببوسمت؟؟
-يعني چي؟؟
سهون: ميخوام…اححح ولش كن
-سهون ديوونه شديا خخخخ
سهون خنده ي كوتاهي كرد و چيزي نگفت….
ساعت نزديكاي ٨ بود كه گوشيم زنگ خورد
سيبمو گاز زدم و گوشي رو برداشتم
-الووو
سويون:لوهان كجايي؟
-هوووم؟؟
سويون:كجايي؟؟
-٥ دقيقه ديگه ميام
سويون:باشه باي
سهون:كي بود؟
-سويون بود بايد برم سهون
سهون دستاشو دوره كمرم انداخت:دوستت دارم
-منم دوستت دارم
بوسيدمش و ازش خداحافظي كردم

بعد از چند دقيقه رسيدم خونه سويون رو به روم وايساد:سلام خسته نباشي
چشمك زدم:سلام ممنون ( بچه خيلي خسته شده از صبح عرق ريخته خخخخ)
سويون:چيزي ميخوري برات بيارم؟
-چي شده مهربون شدي
سويون:خب ميخوام زندگيمون شيرين باشه
-اووووو زندگي شيرين…الكي دلتو به اين چيزا خوش نكن من رفتم بخوابم
سويون:شام نميخوري؟
-نه خوردم
سويون: باشه…برو بخواب
لباسامو دراوردم و آويزون كردم كارامو انجام دادم و رو تخت دراز كشيدم چقدر امروز برام خوب بود به بوسه هاي سهون كه فكر ميكردم دلم يه جوري ميشد…تو فكر بودم كه سويون با يه لباس خواب خوابيد پيشم و به صورتم زل زد:لوهااان
-هووووم!!
سويون:دلم برات تنگ شده بود
-دلت برا من تنگ نشه لطفا
سويون:من دارم بهت علاقه مند ميشم
-ببين من بهت گفتم كه نبايد بهم علاقه مند شي چون من قرار نيست پيشت بمونم فهميدي؟؟؟؟
سويون:لوهان چرا نميتوني؟به خاطره اون دختره اس؟
تعجب كردم:كدوم دختره!
سويون:هموني كه خيلي بهش ميگي دوستت دارم
رومو ازش برگردوندم و پتو رو كشيدم روم
سويون دستشو دور كمرم حلقه كرد:لوهان جوابمو نميدي؟
-خيلي خسته ام شب خوش
سويون:ياااا دارم باهات حرف ميزنمااا
-بسه ديگههههههه بخواااااب
با دادي كه سرش زدم اشك تو چشماش جمع شد آه كشيدم:چرا گريه ميكني؟؟ ترسيدي؟اره؟
سويون سرشو تكون داد:نه…راست ميگي خسته اي بگير بخواب
نميدونستم چيكار كنم واقعا دخترا موقع گريه كردن ميتونن راحت يه پسرو گول بزنن…چشمم خورد به بند تاپش كه افتاده بود آروم بندشو رو درست كردم:گريه نكن من معذرت ميخوام…
سويون:نه من معذرت ميخوام كه اذيتت ميكنم…شب به خير
دستشو گرفتم:يااا قهر نكنننن
سويون:فرقي نميكنه ما هميشه با هم قهريم
مثله احمق ها گفتم:مياي با هم بخوابيم؟
سويون اخم كرد:يااااااا
شونه هاشو گرفتم و خوابوندمش رو تخت: ميخوام از دلت دربيارم
سويون خودشو تكون داد:ولم كنننننننن
-چرا؟؟ دوست نداري؟؟
سويون:نه ندارم…ميخواي با من حال كني به دوست دخترت بگي دوسش داري…از روم بلند شووووووو
از روش بلند شدم:باشه هر جور راحتي شب خوش بيدارم كني ميكشمت…..
سويون ديگه چيزي نگفت

تو يه روز باقيمونده به زور و بدبختي از سويون جدا شدم و بلاخره روز فرارم رسيد سويون بعد از كلي جنگ و دعوا با من رفت خونه مامانش تا بيان و مثلا تكليف منو روشن كنن…تو اين فرصت كم همه چيمو جمع كردم تمامه لباسام تمام وسايلام شناسنامم برداشتم و تو ساكم گذاشتم و رو تخت نشستم سهون بهم زنگ زد
-الو سهون كجايي؟
سهون:سره كوچه زود بيا
همه چيمو برداشتم و از خونه زدم بيرون…

آره فرار كردم و اون دختره بيچاره رو تنها گذاشتم خيلي خوشحال بودم سره سوزن هم به فكره اون دختر نبودم كه قراره چي به سرش بياد….

سوار ماشينش شدم و خنديدم
سهون:بريم؟؟
سرمو رو شونه اش گذاشتم: بريم سهون فقط بريممممم
و اين آغاز همه ي بدبختيام بود…….

سهون دره خونشو باز كرد:عزيزم به خونمون خوش اومدي
از خوشحالي نميدونستم برم تو خونه يا بپرم بغله سهون
سهون خنديد و بغلم كرد و منو داخل خونه برد باورم نميشد همه ي وسايل خونه عوض شده بود بهت زده به سهون نگاه كردم:ديووونهههههه
سهون خنديد:عشقم خب عوضشون كردم كاره بدي كردم؟
-چقدر هزينه ي اينا شده؟؟؟
سهون خنديد:مهم نيست دوست دارم فقط اينجا شاد باشي
لباشو آروم بوسيدم:من با قبلي هم شاد بودم لازم نبود اينكارو كني ديوونهه
سهون منو رو مبل گذاشت و به چشمام خيره شد دوست نداشتم به چشماش نگاه كنم سرمو پايين انداختم
سهون:سرتو بيار بالا و نگام كن
-نميخوام
سهون چيزي نگفت
سرمو بلند كردم و به چشم هاي خمار ترسناكش نگاه كردم
سهون خنديد:خيلي دوستت دارم
دستامو دوره گردنش انداختم:منم دوستت دارم
سهون:بيا بريم يكم استراحت كنيم…
سهون منو رو تخت گذاشت و به ساعتش نگاه كرد:اوه…ديرم شد
-مگه كجا قراره بري؟
سهون:بايد برم محل كارم…زود برميگردم عشقم تو استراحت كن
-ميخواي اولين روز تنهام بزاري؟
سهون:نه عزيزم گفتم كه زود برميگردم ميخواي باهام بياي؟
لبامو به لباش چسبوندم و بوسيدمش
سهون موهامو نوازش كرد و لباشو برداشت:تو يه دوش بگير يكم غذا بخور منم زود ميام
سرمو تكون دادم:باشه سهون
سهون:بگو چشم
خنديدم:عمراااا….حالا برو
سهون خنديد و رفت بيرون و درو بست…

Print Friendly, PDF & Email


155 Responses

  1. ابجـــــــــــــی دیگه کم کم دارم باور میکنم که اصلا پیامامو نمیخونی
    من رمز سه تا داستانو خوستم بهم ندادی اخه چرا؟
    من اخرین ارزو قفلاشونخوندم عشق بازیو این داستانم همینطور اخه چرا نمیدی؟
    این ایمیلم
    aa.sh50@yahoo.com
    اینم جیمیلم
    amber.na79@gmail.com

  2. آغاز بدبختی …..وااااااااااااااای مامان /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

    خوب شد با سویون دوباره کاری نکرد ….. دلم براش میسوزه ….. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    یکی به من بگه سهون که میره سرکار پس اون حرفهای لوهان توی قسمت اول چی بود پس ؟؟؟؟ اصلا کار سهون چیه دقیقا ؟؟؟؟؟؟ چرا این بچه انقدر مرموزه اینجا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/308519_huhsmileyf3.gif

    میییییییییییییسی عزیزم قشنگ بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. سويون ك ميگفت اصلا كار خونه بلد نيس چيشد يهو اينقده كدبانو شد اين. ولي خيلي دختر خوبيه حقش نبود اين اتفاق براش بيوفته، اگه فقط سهون نبود شايد لوهان و سويون باهم خوشبخت ميشدن. واقعا ك. يني حتي يه درصدم ب اينده ي سويون فك نكرد. مطمئنم بعدا پشيمون ميشه

  4. چرا بدبختییییییییییییییییییییییییی؟؟؟واااااااااای یعنی چی میییشه
    من تا اینجا یه سره خوندم دیگه وقت ندارم تا فردا ببخشید دیگه همه قسمتا کامنت نمیدم اخه تند تند میخونم
    کاش بتونی تا فردا رمزارو بدی بهم
    عالی بووود

  5. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif لوهااااااااااااااان

    بی شخصیتتتتتت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif فقط به فکر سواستفاده از دختر مرم باش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif

    سهون پس کجاس بیاد این لوهانو جمع کنه؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (27).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/screaming.gif

    مرسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

  6. ببخشیدا فحش میدم…دختره ی پرو مگه رئیسشی میپرسی کی میای؟ ایششششششششششششششششششش
    غلط میکنه علاقه مند میشه….بی ادب چقدر رک بهش میگه
    جایی که خوشحالم کرد این بود که بلاخره سهون و لوهان یعنی هونهان فرار کردند.
    هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

  7. هوووووف این سویونم جنسش داره خراب میشه ….سمیرا بندازش بیرون داره اعصابم خط خطی میشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    سهون خوش خیال فک کرده اینجوری لوهانمو ول میکنه اینم واسش خونه داری میکنه نمیدونه با سویون خوابیده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    میسی اجی جوووووووووون

  8. اجی چند تا ترم واسه خماری گذاشتن ما پاس کردی…. مردم از بس حدس و گمان زدم… هنوز درگیر ربط دادن بکی تو داستانم… لولو داره به سهون خیانت میکنه که…واقعا شخصیت لوهانم نمیتونم درک کنم هم به دخترا علاقه داره هم به پسرا…خیلی عجیبه…سهون اخه به چه قصدی میخواد به لولو نزدیک بشه خدا میدونه منتظر قسمت بعدی هستم بدجور اجی مرسی مثل همیشه بیست بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  9. tablo mashkok mizane on az on 2roz k nabooood on az on k to edare polic ye esme dg goft on az onke fardash k ba baeki dava kard khonash beham rikhte boood on az onke vaghti lulu goshi nadasht ye modat gheybesh zade boood alanam k gir dade be shenasname

  10. من اخرین نفرم ههههههههههههههههههههههههههق
    چرا بدبختی..
    این شناسنامه یک چیزی هست..یک کاری میخواد بکنه با این پسر
    فک کنم زندانیش میکنه کتکش میزنه..
    وای اجی باید هرروز بزاری این و
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    دست درد نکنه اجی مثل همیشه عالی
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  11. اهان يه چيزي.. ميگما اگه دختره قبول ميكرد اين لوهان دوباره عمليات ميرفت به جان خودم بچشون 2قلوميشد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif سميرا اين تيكه هاي هونهانيش توحلقم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif لامصب ادمو به هوس ميندازه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    به نظرمن حالاكه فراركردن لطفا به لوهان بگو عين بچه ادم بشينه زندگيشوكنه به قول بچه ها گفتني زنه زندگي بشه براسهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif به جان خودم شوهربهترازاين پيدا نميكنه خوشتيپ كه نيست هست ..پول نداره كه داره..مشكوك نيست كه هست ….عاشق نيست كه هست…باهوش وزرنگ نيست كه هست …ديگه چي ميخواد؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif اهان راستي هوويي به لولوبگو همسريمون خسته شد ازبس منتظرشدبله روبده ديگه بدبخت سهون نيازشوبرطرف كنه تركيد بيچاره… الان قبول كنه شايد بعد عملياتت لولوزنده بمونه ولي اينكه چن قسمت ديگه سهونو تشنه نگهداره بعد بله روبده من نميتونم تضمين بدم زنده بمونه …./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif
    بله بانكات چگونه زن زندگي باشيم؟؟ياچگونه زندگي زيبا داشته باشيم همراهتون بوديم هرچندكم بود ولي قسمتاي بعدي جبران ميكنم مچكريم تا قسمت بعد خدانهگدار/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

    • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
      هوووییییییی بگم سهون بیاد پیشت /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/76519_n7.gif
      بله سهون همه چی تمومه فقط گوشی رو ول کنه ها خیلی عالی میشه
      /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  12. لوهان به همسريم دروغ گفتي/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (33).gif
    به نظرمن اصلاهم سهون مشكوك نيست همش تقصيرخوده لوهانه كه بهش دروغ گفت البته حالا بعدا سهون بفهمه اساسي سرويسش ميكنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    ميگم لوهان خسته نشي يه وقت صبح تا شب با سهون اينجوريه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif بعدشبم ميخواد دخل اون دختربدبختوبياره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif

  13. vay ajiiiii mesle hamishe hichvaght adamo az khondane dastanat pashimon nemikoni mahshare ali yani adam kamelan mimone to khomari /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif vali in luhan chera enghade sha…h…vati akhe azizam inkara yani che khob khodeto contorl kon dg miyay baham bekhabi yani che/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif vali man kamelan be sehun shak daram motmaenam in vasat ye chi hast engar k baekio beshnase engar k shart bandu bashe ya hata sooyon o beshnase engar ba ghasdo hadaf nazdike lulu shode

  14. آهااااا اما لولوی احمققققققق..چرا دختره رو …..بیشعوووور گناه داداش
    آهااااا حس خوبی به سهون ندارم منم. .حس میکنم دروغ میگ اجییییییییییییییییییی رووو ودی بیاااااا. .طاقت ندااارممممم
    دلم برا لولوم تنگیدهههههه اهع اهع اهع…قربونش برم ک نامرده ب سهون دروغ گف عفاف. .بد بد بد بد بدددددددد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif

  15. وایییییییییییییییییییییییییییییییی سمیراجونم واقعا شرمندم..نتم قط بود و الان تازه تونستم داستانو بخونم..2 قسمت قبل نظر نزاشتم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    حالا بریم سر داستان…عالی بوووووووود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    وای وای چرا بدبختی؟مشکوکه این لوهان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    بیچاره دختر عموش..دلم سوخت براش..لوهان نامرد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    خسته نباشی عزیزم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  16. واااای آجی من خیلی استرس گرفتم خیلی نگران لوهانم
    هعیییی عاشقی بد دردیه آدمو بدبخت میکنه کاش لوهان یخورده عاقل بود
    باز دارم حرص میخورم باباش و عموش کم بودن خودشم اضافه شد
    ممنووون آجی جونم

  17. خدارو شکر فرار کرد اون دختره خیلی رو اعصابم راه میرفت چقده لوس بود…
    حالا فقط منتظر اینم ببینم که چی قراره سره لوهان بیاد… مرسی

  18. اغاز همه بدبختیام ینی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif من به سهون مشکوکممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (27).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif به لوهانم مشکوکمممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif به این دختره که زود پسر خاله شده هم مشکوکممممممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif اصلا من به همه ی شخصیتای این داستان مشکوکم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif اجی داستانت عالیهههههههههههههههههههههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif قسمت بعدو سریع بزار که دارم از فضولی میمیرممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif مغسیییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  19. vaaaaaaaay luhan dare b bicharegi nazdik misheeee heeeeq
    oooof in sehuuun kheliii mashkokeee asan khalafeee hheqq akheee chraaaa??????
    heeeq heeeeq sehun dare jonamo b delam miresone hheeeq
    khoda b kheir kone
    mrc ajiii aliii boood

  20. ابجی./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif..اخه یعنی چی اغاز بدبختی ها/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    فک کنم بک به دختره مربوط میشه..اممممم..نکنه باردار بشه…نکنه بابکی دوست بده بعد باردار بشه الکی بگه بچه ماله لوهانه یا واقعا ماله لوهان باشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    سهون خیلی داره مشکوک میشه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif.. کم کم دارم از عشقش بلولو نا اومید میشم…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif..
    هیهییی ابجی اخرش شاد باشه لطفاااااااا../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (16).gif
    ممنونممممممممممممممممم..ادامه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  21. بعله دیگهه سهون خان شما اخرش عشقمو بدبخت میکنههه
    لوهانم که سادههه سهونم که مشکوووک. چه شووووود
    اجیییی خیلی حساس شداااااا من وحشتناک منتظر ادامه شم. جونه سهون زود بذار ……
    لوهاااااانم :'(
    فدااااات اجی مرسی

  22. تیکه های هونهانیش محشر بووووووووود…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif آجی فقط دختره باردار نشه آخه حالا که داستان به اینجا رسیده خوشم نمیاد یه بچه سرخر شه.خخخخخخخخ مرسی من ادامه احتیاج دارم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (33).gif

  23. ای جووووووووووونمممممم هونهانممممممممممممم بالاخره با هم هستننننن باورممممممم نمیشهههههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    اجی جووووووونم خودت هوای هونهانمو داشته باش رحم کن اجی خخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    اجی خوشملممممممم بینظیررررر بوووود مغسیییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifبوووووووس
    من قسمت بعدی رو میخواممممممم…واااای اجی مدرسه ام دیر شد من برم فعلااااا اونی گلمم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  24. آجی دستت درد نکنه…….خسته نباشی
    من الان نمی تونم داسیتو بخونم باید برم مدرسه ……مجبورم بعد مدرسه بخونمش………ولی مطمئنم مثل همیشه عالیه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  25. من نمیدونم این محل کار سهون کجاست نکنه اونم با یه دختر ازدواج کرده!!!! یه حسی بهم میگه بکی یه جورایی به سویول مربوط خواهد شد!!!!! عاااااالی بود مرسییییی

  26. خب خب اغازه بد بختیهایه لولو …الان سهون دیگه چهره واقعیه خودشو به لولو نشون میده…دلم برایه سویون سوخت قسمته بعدی باید خیلی باحال باشه..اجی یه سوال ما الان در فلش بک به سر میبریم یا نه داستان جریانش همینطوریه؟؟؟مرسی عزیزم خیلی داستانتو دوست دارم

  27. ای بابا این دختره که از لوهان متنفر بود حالا چی شد یهو 2 روزه بش علاقه مند شد .. راستش من اصن دلم براش نمی سوزه
    ای جانم من عاشق اون تیکه ی هونهانیش بودم
    ایولللللللل بالاخره فرار کردن .. ولی آخه چرا آغاز بدبختی هق هق .. هر چی فکرشو می کنم نمی فهمم اینا که انقد همو دوس دارن پس واسه چی لوهان از این فرار انقد پشیمون میشه
    سهونم همون روز اولی ول کرد رفت .. خیلی مشکوکه
    مرسی سمیرا جون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  28. اون دختره حامله هست؟! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    یه حسی اینو بم میگه!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    این لوهانه ماهم شده دختر باز!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    سهونم شده عاشقه دلباخته!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    ینی چی میشه که لوهان پشیمون میشه!!؟ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    این بکی بچم نمیخواد بیاد؟! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif
    مرسییی آجیی.. خیلیی خوب بود… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    پیشی آجیه من.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  29. دختره هم اینجا شد نخاله نه ولی دلم براش میسوزه گناه داره خخ نه نه دختر گناه نداره کلا خل شدم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    اووه اووه لوهانم فرار کرد..هاهاها از اینجا ماجرا شروع میشود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif مررسی عزیزممممممممم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *