EP 21 (شکست) BREAK

سلام برو بچ من اومدم با قسمت 21 داسیمون چون فردارو خونه نیستم نمیتونم داسی بزارم امشب میزارم حالشو ببرین خب میبینم که هیچکدومتونم نمیتونین حدس بزنید داسیو خخخخخ من بدم اینو سریال کنن خخخخخخ به هر حال امیدوارم تا آخرش خوشتون بیاد و ازش خسته نشین بفرمایید ادامه 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

رفتیم یه جای خلوت که مثلا با هم حرف بزنیم به سویون خیره شده بودم که اشک میریخت
سویون:لوهان…من…من نمیخوام الان ازدواج کنم…به خدا بچه ام هیچی هم بلد نیستم…نه بلدم غذا درست کنم نه بلدم خونه تمیز کنم کلا هیچی بلد نیستم…
آه کشیدم: یعنی یه تخم مرغم بلد نیستی درست کنی؟
سویون:نه…
خندم گرفت:به نظرم دیگه وقتشه یاد بگیری
سویون:یااااا…تو باید این قضیه رو کنسل کنی نه اینکه ازم بخوای یاد بگیرم
خیالم از بابت همه چی راحت بود الان فقط دوست داشتم یه خورده دخترعمومو اذیت کنم خیلی جدی بهش نگاه کردم:چاره ای نیست باید با هم ازدواج کنیم تو هم تو مدتی که نامزدیم همه نوع غذاهارو یاد میگیری کیک شیرینی بستنی همه چی باید یاد بگیری چون من عاشقه خوردنم
سویون بهت زده بهم خیره شده بود و منم تو دلم میخندیدم
سویون: لوهان من نمیتونم اینارو یاد بگیرم
-یاد میگیری دختری دیگه بیکارم که هستی
سویون:من باهات ازدواج نمیکنمممممم
-تو با من ازدواج میکنی در ضمن من آدمی هستم که تا حالا تو زندگیم ظرف و لباس و اینا نشستم پس ازم انتظار کمک نداشته باش
اشک تو چشم های سویون جمع شد:من تازه میخواستم خوش بگذرونم…نمیخوام نمیخواااام
خندم گرفت:خوشگذرونی تموم شد دیگه ..فقط حالا که ما قراره با هم ازدواج کنیم میتونم یه سوال بپرسم؟
سویون اشکاشو پاک کرد
-میتونم؟!
سویون:بگووووو
نیشخند زدم:سایز سینت چنده!!!
سویون سیلی جانانه ای به صورتم زد و با هق هق گفت: ٧۵ خوبههههه؟؟؟دوس داری!! باهاش حال میکنیییی؟؟؟
اینو گفت و رفت بیرون و درو محکم بست
شونه هامو بالا انداختم:هووووف دخترا دیوونه ان ولی نسبت به سنش بدم نیس خخخ

مراسم تموم شد شاد و خوشحال به سهون زنگ زدم:الووووووو
سهون:سلام عزیزم
-سلامممم سهونییییی
سهون:چیزی شده! چرا اینقدر شادی!
-اوووم شدیدا امروز خوشحالم دلم میخواد داد بزنممم
سهون:حالا میگی چی شده یا نه
-سهون رفتم خاستگاری دختر عموم خخخخ
سهون:یاااا…نکنه عاشق اون شدی!!
-خب چه جوری بگم یه جورایی آره سهون من پشیمون شدم…مرد و مرد با هم اصلا نمیشه همچین چیزی تو هم زن بگیر سهون…
سهون سکوت کرده بود
خندیدم:سهون…سهون زنده ای؟؟
سهون:لوهان واقعا گفتی؟ یعنی میخوای ازدواج کنی؟
-آره باید بیام رو در رو حرف بزنیم الان خونه ای؟
سهون:آ.آره خونه ام
-اوکی پس فعلا
گوشی رو قطع کردم و بلند خندیدم خیلی سریع خودمو رسوندم خونه ی سهون و در کمال تعجب دیدم سهون جلوی در خونه نشسته و دو تا بطری مشروب کنارشه تعجب کردم و دوییدم سمتش و نشستم رو به روش
-س.سهووون
سهون به زور سرشو بلند کرد…چشم های گریونش شکم کرد دستامو رو صورتش گذاشتم:سهوننننن چی شدهههه؟؟؟ چرا گریه میکنی؟؟؟ اتفاقی افتاده؟؟؟؟
سهون چیزی نگفت فقط مثل بچه ها گریه میکرد
به زور بلندش کردم و بردمش خونه و رو تخت خوابوندمش
-دیوونههههههه همین یه ساعت پیش داشتیم با هم حرف میزدیم تو این یه ساعت چه بلایی سره خودت آوردییییی؟؟؟
سهون همچنان گریه میکرد
اشکاشو با دستم پاک کردم:سهونم گریه نکن بگو چی شدههه؟؟
سهون در حد مرگ مست کرده بود نمیدونستم چیکار کنم فقط سرشو بغل کردم و باهاش حرف زدم تا شاید خوابش ببره..
-سهون بخواب دیگه گریه نکن من اینجام
سهون زمزمه کرد:لوهاان
-چیزی میخوای؟
سهون:نرو
-نمیرم تازه اومدم…نگران نباش تو فقط بخواب
سهون چشماشو بست:میخوای…منو تنها بزاری
-کی گفته سهون!! این حرفا چیه دیوونه
سهون:باهام…ازدواج نمیکنی…
لبخند زدم:بخواب دیوونه حالا تا اونجاها خیلی مونده عشقم
سهون خندید و خوابش برد….
پتو رو روش کشیدم و به صورته اخموش نگاه کردم:اوووه چه اخمی…خداروشکر من عاشق همین اخمت شدم سهونه اخمووو…
بوسه ی آرومی گوشه ی لبش زدم و رفتم بیرون یکم خونه رو مرتب کردم و منتظر موندم بیدار شه دو ساعت بعد سهون با قیافه ی ژولیده از اتاق بیرون اومد
-سهووون بیدار شدی؟؟
سهون نشست کنارم رو مبل و سرشو رو شونم گذاشت:کی اومدی؟
 خندیدم:دو ساعتی میشه…حالت خوبه؟
سهون:نه خیلی
-چرا مست بودی؟؟
سهون:وقتی بهم زنگ زدی و اون حرفارو زدی داغون شدم
شکه شدم:چیی!!!
سهون:دوسم نداری
بلند شروع کردم خندیدن:یاااااا من فقط شوخی کردم دیوونهههههه خخخخخخخ
سهون:هوووم؟؟!!!
-دیوانه شوخی بود فقط ..تو هم جدیش گرفتی مست کردی؟؟؟
سهون اخم کرد:خیلی شوخی مسخره ای بود
محکم لپشو کشیدم:ببخشید…نمیدونستم در این حد جدی بگیریش
سهون خندش گرفت
-سهووووون یه کم بخند
سهون: بوسم کن
-اووووم…الان دارم فیلم میبینم مزاحم نشو
سهون:یعنی فیلم مهم تر از منه؟؟
-آره چرا که نه خخخخخ
سهون دستاشو زیر پام گذاشت و بلندم کرد:ولی من الان میگم که باید منو ببوسی
یاااا…چرا بلندم کردی؟
سهون:میخوام ببرمت اتاق خواب
-نه اونجا نمیام
سهون:چرا عزیزم؟
-چون…چون
سهون:چون ازم میترسی؟
-نه نمیترسم من از هیچکس نمیترسم
سهون:ولی از من میترسی
-نمیترسممممممم
سهون:باشه میزارمت رو مبل اونوقت میبوسمت خوبه؟
سرمو تکون دادم
بعد از چند ثانیه من رو مبل دراز کشیده بودم و مشغول بوسیدنه سهون بودم…دلم یه جوری بود دوست داشتم لباسامو دربیارم و لخت بشم دوست داشتم سهون به جای بوسیدنه لبام لختم کنه با دستای خودش…..
چشمام نیمه باز بودن و لب پایینم تو دهنه سهون بود خیلی حسه خوبی بود سهون لبامو آزاد کرد و بهم لبخند زد: عزیزم چشماتو باز کن
با کلی شرمندگی چشمامو باز کردم
سهون:واقعا..خیلی خوشگلی
-سهون من دیگه باید برم…
سهون زمزمه کرد:نرو لوهان
موهاشو نوازش کردم: میام پیشت و برا همیشه پیشت میمونم
سهون خندید…..

شاد و خندون خودمو رسوندم خونه
ماما:لوهان خودتو آماده کن برا پس فردا
-برا چی؟؟
ماما:پس فردا قراره ازدواج کنی دیگه
-مامان چرا اینهمه عجله دارین؟؟؟ نگران نباشین ازدواجم میکنم
ماما:میخوام تو لباس دامادی ببینمت پسره خوشگله مامان
-هوووووف…میبینی مامان نگران نباش
ماما:الانم برو یه زنگ بزن به دختر عموت البته دیگه میشه همسرت…
-مامان الان خسته ام حالا فردا بهش زنگ میزنم
ماما: واااا کی میخواین لباس عروس و این چیزارو بخرین؟؟؟؟
-مامان من مگه قراره لباس عروس بپوشمم؟؟؟ خودش میره میخره دیگه
ماما:پسره ی احمققق تو شوهرشی باید باهاش بری دیوونه
-باشه باشه میرم واااای
مامانم خندید و گونمو بوسید
دستامو پشتش گذاشتم و بغلش کردم از اینکه قرار بود ترکش کنم عذاب وجدان داشتم ولی چاره ای نداشتم عشق کورم کرده بود
-مامان
ماما:جونم پسره خوشگلم
-مامان من عاشقتم
ماما:مگه من نیستم؟!
بغض کردم: منو ببخش مامان اگه اذیتت کردم اگه چرت و پرتی گفتم اگه…به حرفت گوش ندادم
ماما:چی شده لوهان؟
-چیزی نشده همینجوری فقط خواستم خودمو خالی کنم
ماما:نگران نباش عزیزه دلم تو فقط خوب زندگی کن این برا من همه چیزه
پیشونیشو بوسیدم:باشه مامان
ماما:حالا برو و به همسرت زنگ بزن
خندیدم:باشه

سریع رفتم اتاقم و به خاطره مامانم به سویون زنگ زدم
سویون:الو
-سلام خوبی؟
سویون:خوب نیستم لوهان
-چیزی شده؟
سویون: پس فردا عروسیمونه به نظرت باید شاد باشم؟
-خب مگه من خواستم که باهام ازدواج کنی!
سویون:تو باید با مامان و بابات حرف میزدی لوهان باید اونارو منصرف میکردی
-هه…حرفای مسخره نزن
سویون:باشه باشه الان اصلا حاله حرف زدن ندارم
-راستی فردا باید بریم خرید
سویون:لوهان خیلی بیخیالی ها
-بسه دیگه تمومش کن ما اول و آخر باید با هم ازدواج کنیم لازم نیست اینقدر غر بزنی منم تو رو دوست ندارم ولی چاره ای نیست
سویون:میشه داد نزنی!!
-هووووف…فردا ساعت ١٠ میام اونجا بریم لباس عروس و کوفت و زهرمار برا پس فردا بخریم
سویون:باشه الان حالم خوب نیست فعلا
قطع کردم و به سهون زنگ زدم
سهون: سلام عزیزم
-سلام سهون خوبی؟
سهون:عالیم عشقم
-سهون کی میای؟
سهون:کجا عشقم؟
-دنبالم دیگه مگه قرار نبود منو ببری؟؟
سهون خندید:حالا چرا اینقدر عجله داری؟
-میخوام بیام پیشت خب
سهون:عشقم اینجوری بهت شک میکنن با اون دختر ازدواج کن دو سه روز بعدش میام میبرمت
-سهوووون دو سه روز؟؟؟؟؟
سهون:عشقم یه کم باید کارامو جفت و جور کنم بعد بیام پیشت و ببرمت
آه کشیدم:باشه هر چی تو بگی
سهون:فقط یه کلمه بهم بگو چشممم
-برو بابا
سهون:هوووف…اوکی عشقم برو به کارت برس دوستت دارم فعلا
-منم همینطور بای
رو تختم دراز کشیدم دوست داشتم بشینم و فقط دقیقه ها رو بشمارم تا این چند روز تموم شه و برم پیشش……..

 

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

92 Responses

  1. اخییییییییییی سهونی گریه کرد شک ام بهش کمتر شد
    البته هرکاریم بکنه من دوسش دارم
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (47).gif
    مسیییییییییییی خیلی خیلی اجی سمیرا این قسمتم قشنگ نبشتیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  2. خب چرا سویونو اذیتش میکنه ….. بهش میگفت که قرار نیست خیلی پیشش بمونه …. البته همون بهتر که نگفت شاید لو میداد ولی دیگه اذیتشم نمیکرد ….. یعنی من موندم سهون چیکار میکنه که اول داستان لوهان اون حرف ها رو میزد …. اصلا نمیتونم توی مخیلم بگونجونم که سهونی که به خاطر یه شوخی لوهان این جوری میکنه لوهان ترک کنه …. واااااااااااای دارم دیوونه میشم …. مررررررررررسی عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. خب نمیشه با دختره ازدواج نکنه شناسنامش خراب میشه خو.دلم براش میسوزه.والدینشون خیل زورگون.خدا به دادشون برسه.واییییییییییییییییییییییییییییییییییی هونهان.http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (66).gif

  4. چه بیخیاله لوهان :\
    این سویون خنگه خنگگگگگ من دارم اینجا کله مو می کوبونم به دیوار بعد میگه نمیخواد باهاش ازدواج کنه -____-
    -_____________-
    بیچاره سهون…. ولی یه چیزی اینجا میلنگه… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif

  5. منم الان به طرز عجیبی بسی احساس رضایت و خرسندی را حس کرده در وجودم میکنم…

    چی گفتم… شما جدی نگیرhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif به معنیش توجه کنhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

    امیدوارم خراب نشه… هعیییییی زوووووووووود این دو سه روز رو توی یه قسمت … نه توی یه خط تموم کنیم بریم عروسی لولو و سهون

    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif کاش کای یه دفعه این وسط پیداش میشد میومد لوهانو میبرhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif
    هرچند این هونهانه ولی خبhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

    امیدوارم خوشبخت شین…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif به دور از تائوhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

    مرسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif بوسسسسسسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  6. خب من آمدم نظره چند تا پستو با هم بزارم موهاهاهاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    خخخخ بدبخت دختره
    سایز سینه شو چی کار داری چش در اومده؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    واااای لولوی بد بچمو اذیت نکننننننhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif
    بعد از ازدواج میبرتش؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    ممنون^^

  7. لوهان منحرفففففhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif بی ادب اخه این چه سوال هایی از دختر مردم میپرسی بیچاره داشت سکته میکزد از ناراحتی…لوهان چقدر خوشحاله خخخ بگردم…از یه طرف سهون از یه طرف سویون..کمت نباشد لولو جان خخخخhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/doden-smiley.gif

  8. الهی بمیرم برای سهونم تاحالا فکر میکردم سهون لوهانو داغون کنه ولی ماجرا داره برعکس پیش میره!
    من برم قسمت بعد تا از دهن نیفتادهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (16).gif

  9. الهیییییییییییی سهونم مست کرد .. فک کرد لولو داره تنهاش می ذاره .. من فدای این احساساتش بشم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif
    کاش می شد لوهان با این دختره عروسی نکنه و همین جوری با سهون فرار کنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif
    مرسی سمیرا جون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  10. اه این مامان بابای بوهان چه گیرییین اههه
    دختره بیچارههه…لوهان بشیم سر جات اینقد اذیت این دختره نکن اووچف چه گیریم داده ب سایز سینش قوفونشش برکم شیطونهه
    این سهون منو دیونه میکنه اخررر معلوم نیس دوسش داره بهیرهه داره الکی بازی در میارههه
    اجییی حرف دله منو زدییی بده سریالش کنننن عالیهه داسیت
    مرسیی مثه همیشه فوق العاده بود ماااچ ماااچ

  11. واییییی..نوناااا…..مثل همیشه عالیه عالی بووود…
    وای من دوس دارم بدونم سهون تا کی میخواد عقب بندازه قضیه ی فرارووو….بی صبرانه منتظر ادامم!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  12. الهیی لولوووووو
    من به سهونی بسی شک دارم…
    کاراش فیلمه نه. ای بابا.. لوهانمو ساده گیر اورده..
    بیچاره نه از سهون شانس اورد نه از مامان باباش
    قربونت سمیرا جووون تن تن بذار دیگه … بدجنس -_-
    مرسییییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  13. salam azizam man az haminemroz shoro kardam be khondan dastanye in sit va be nazaram vaaghean aliii boodan chon shahrestan miram faghat akhar hafte ha mitoonam bargardam …hamin farda ham dobare bayad beram …line nadarm va chon nistam nemitonam ba chat beyam ramze dastaneto bgiram mitoni ramzesho be emailam befresti? ramze hameye ghesmathaye last wish va dastan haye degato midonam darkhaste zeyadeye ama manm ghol midam akhare hafte ha jobran konamhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/05.gif…avar kon age vasm momken bood jore dege ee migreftam ama nemitonam…bazam mamnoonamhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

  14. من فک کنم اخرش لوهان سهونو ترک کنه و بره پیش بکی
    اون موقه سهون شکست میخوره و اسم داسی میشه شکستتتتتتتتتتتتتتت
    نگا چ باهوشممممممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif

  15. من هنوزم میگم این سهون یه چیزیش هست خیلی مشکوکه اصلا کارش چیهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif اصلا تعادل نداره انگارhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (49).gif دلم واسه سویون سوخت اخه چرا لوهان داره به بازی میگیرتش ….مرسی اجی من الان کاملا تو خماری به سر میبرم لطفا زودتر از این حالت درم بیااااار مرسیییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  16. این سهون خیلی مشکوکه خیلییییییییییییییی هووووووففففف
    لوهان ساده خیلی بیچارس اعصابم از اینهمه سادگیش داره خورد میشه
    ممنووون آجی جونم

  17. چه سورپرایز خـــــــــــــــــــــوبیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    آره واقعا که اصلا نمیتونم بفهمم چی میشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    مرسی عزیزم عـــــالی بود مثل همیشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  18. هی میخوام اینو بگم یادم میره اخه دختر 75م شد سایز ؟//اونم واسه چینیاوو کره ایا….دختر این سایزی که تو گفتی که اگه راس باشه اندازه باسن سهونه کhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    هییییییی فازیم اومد….انگار پیاممو نخوند خخخخخ شانس اوردمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  19. اجی شرمنده دوهفته نت نداشتم نبودم…از شانس گندمم همین دوهفته کی پاپ زیرورو شد بخدا اگه به منه حتی اگه بگم فازیو عشقه اونم یه بلایی سرش میاد….البته اگه اینجوری میشد غمی نداشتم خخخخخخخ
    مرسییییی خیلیییییییی قشنگ بود اما کاشکی قبل ازدواجش فرار میکرد هییییی تا دختر میاد تو داسی آمپرم میاد بالاhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  20. نظر فیکس من در مورد آجی سمیرا که نویسنده این داستانه آجی ذاتا نویسنده به دنیا اومدی عاااااااااااااالی بود جییییغ هووووررا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif

  21. خخخ من اصن نمیتونم داستانو حدس بزنم چون این داسی خیلی مرموز میزنه برای همین نظری ندارم …..خییییلی خوب بود….این سهون مرمووووز میزنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (31).gif ایشش دختره بوق http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (32).gif مررررررسی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif

  22. سهووووووووووونییییییییسسسییییییمممممم گریههههههه کرد برای لولوووومممممممم من مرررررررگhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/47b20s0.gif
    اجی جووووونم بینظیرررررر بود مغسیییییییییییییییییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  23. همین الان یه 4 حالت دیگه اومد ذهنمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gif
    6-لوهان شب بخوابه صبح بلند تا عههههه اینا ک همش خواب بووووده…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    7-هونهان کارشون نشه بعد بکی بیاد لولو رو از افسردگی در بیاره براش یه ماشین زمان بسازه ببرش گذشته تا لولو باز با سهون باشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    8-لولو بره پیش سهون بعد مثه بالا همو ماچ کنن یهووووو وسط ماچ قیافه سهون این شکلی بشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gifبعدم…………….لولو هم ک زیاد دردش گرفته سهونو ول میکنه میره با بکی تا چش سهون درااااااااد
    9-بکی و سهون یه سر و سری با هم دارن…بعد لولو میفمه…بعد افسرده میشه..بعد خودکشی میکنه..

  24. خب اول ی چی بگم ک انتظار داشتم لوهان قبل ازدواج دربره اما انگار از سهون بخار بلند نمیشه ! بعدم اینکه ب نظرم بکی ی جوری از همین قضیه ازدواج وارد میشه امیدوارم ک خیت نکاشته باشم ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/05.gif
    بعدم اینکه من بازم میگم سهون سهون سهون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    و اضافه کنم ک احساسات لوهان بسی تو حلقیه و گاهن تو لوزالمعده ای ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    و اینکه اونی فدات روحم شاد شد ک زود گذاشتی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif ادومه ادومه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

  25. اخجون دمت گرم عزیزمممممممم..همیشه زود بزار فدات شم …
    سهون خیلی مشکوکهههههههههههه..وای چرا اصلا نگران نیست لو داره ازدواج میکنه
    لوهان گناه داره چقدر خوش خیاله…
    واقعا نمیشه حدس زد..خخخخخخخخخخ اجی حتما بدی ها …سریال معروفی میشه نویسندگیت حرف نداره

    ممنون عزیزم مثل همیشه عالی دست درد نکنه..

  26. اجی عالیییییییی بود…اهنگه ب این قسمتش نمیومد البته:/
    خب ب نظر من ادامه از این 5http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (25).gif حالت خارج نی…
    1-لولو میاد فرار کنه مچشو میگرن
    2-لولو موفقدب فرار میشه ولی وسط راه تصادف میکنه سقط میشه(زبونم لال.دوووور از جونششش)
    3-فرار میکنه با سهون ازدواج میکنه بعد بکی میاد لولو رو میدزده و سهونم دنبالش میره و ….
    4-فرار میکنه با سهون ازدواج میکنهبعد یه اتفاقی میوفته ک توش لولو رو تهدید میکنن اگه با سهون بمونه سهون فلان بلا سرش میاد…پس ب خاطر خود سهون سهون رو ول میکنه میره با بکی
    5-فرار میکنه ازدواج میکنن خوشبخت میشن و دوتا پسر دوقلوهم ب اسم های پرویز و چنگیز ب دنیا میارن..در این بین هم بکی با چانی اشنا شده و ب راه راست هدابت میگردد..سلامتی این هدایت شده صلوااااااااااااتتتتتتت

  27. جیییییییییییییییییییییییییغ..
    ممنونم عالی بود.. میترسم از سهون یهو نیاد دونبالش… هیهیییییی
    منتظره ادامشم

  28. آخیییششش چه حالی بهمون دادی.خدا از این حالا بهت بده ان شاالله http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (37).gif سهونیی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif قابل توجه اونایی که میگن سهون نقشه شوم واسه لوهان داره. آخه این بدبخت که با یه شوخی اینجوری خودشو داغون میکنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (15).gifاصلا از این کارا نمیکنه که!! خب حالا حدس من اینه که لوهان فرار میکنه میره پیش سهون بعد سهون دیگه عشقش به جنون میکشه. لوهان هم میذارتش تیمارستان خودش و بکی هم میرن پی زندگیشون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif بعد سهون از تیمارستان فرار میکنه بکی رو میکشه و دوباره عشقشو به دست میاره http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (27).gif حال کردی؟ خداییش فیلمنامه بشه میزنه رو دست کارای هیچکاک خخخ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  29. این لوهان یهو خر ذوق شده!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    من فداش بشمم اینقد ناز ذوق میکنه!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif
    همسرکممم…. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    خب من دیگه قبول کردم سهون لوهانو دوس داره!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (47).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (41).gif
    اولش باور نمیکردم ولی خب الان دیگه قبول کردم…. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif
    مرسییی آجییی پیشیی جونم… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif
    عالییی بود… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif
    و مثه اینکه اولم!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gif
    ای افتخارو به خودم تبریک میگم… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (54).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (16).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: