240 بازدید

ep 20 (آخرین آرزو ) last wish

خب دوستان اینم قسمته 20 نظر یادتون نرههه

تو راه برگشت بودیم به سرم زد برم فروشگاه
لوهان:سهونا كجا میریم؟
-میریم فروشگاه باید یكم خرید كنیم
لوهان:خریده چی؟؟
-یه چیزی باید بخرم الان میام همینجا بمون
لوهان دستمو محكم گرفت:سهوناااا نرووو من میترسم
دستاشو بوسیدم:عزیزم از چی میترسی؟؟الان میام دیگه
لوهان سرشو تكون داد:نرووو ترو خدا نرووو
-باشه …باشه عزیزم آروم باش نمیرم…اصلا باهم میریم داخل
رفتیم داخل فروشگاه
-لوهان
لوهان:بله
-پشمك میخوری؟
لوهان خندید:دیوونههه مگه بچم؟؟؟
-پشمك برا بچه هاس؟؟
لوهان:بیشتر دسته بچه ها دیدم
-عیبی نداره حالا یه بارم به یاد كودكیت پشمك بخور چی میشه مگه
لوهان اخم كرد:ببینم حالا چه اصراری داری پشمك بكنی تو حلقه من؟؟
-چون مرض دارم هعییییی
یه پشمك گنده خریدم و دادم دست لوهان بخورش خیلی خوشمزس
لوهان:دیووونههههههه
لوهان شروع كرد به خوردن منم رفتمو دقیقا مثل همون دستبند رو برا لوهان خریدم بدونه اینكه خودش بفهمه….برگشتم پیشش
-خببببب خوشمزه اس؟
لوهان:اره خیلییی خخخ میخوری؟
-یه كم
لوهان یكم از پشمك كند و تو دهنم گذاشت
-اووووم بد نیست…ولی تو یه چیز دیگه ای
لوهان ابروهاشو بالا انداخت:از چه لحاظ؟؟
-ااام هیچی..اهم اهم…خب بریم؟
لوهان:چیزی كه نخریدی سهون
-خریدم عشقم میریم خونه نشونت میدم
تو راه بودیم لوهان سرشو سمته من برگردوند:سهوناا
-جونه دلم
لوهان:با یه دست سختت نیست منو هل میدی؟؟ كاش ماشین میگرفتیم
-نه عزیزم نگرانه من نباش
لوهان با قیافه ی پكری برگشت
رسیدیم خونه بچه ها هنوز نیومده بودن… بغلش كردم و گذاشتمش رو تخت
-خب خوش گذشت آقای لوهان؟
لوهان:آره سهونی خیلییییی خوش گذشت واقعا داشتم تو این خونه خفه میشدم
-هه..پشمكم كه خوردی
لوهان اخم كرد:یاااااااا حالا هی مسخره ام كننننن
لپشو كشیدم:حالا دستتو جلو بیار
لوهان دستشو جلو آورد و دستبند رو دستش انداختم
لوهان با تعجب به دستبند نگاه میكرد
-خب اینم دستبندت امیدوارم این یكی رو گم و گور نكنی
لوهان خودشو انداخت بغلم و هق هق گریه میكرد
-اححححح هر چی میشه مثل بچه های دو ساله گریه میكنه
لوهان:س.سهوناااا خیلی خوشحالم
-من نفهمیدم الان خوشحالی یا ناراحتی
لوهان:خوشحالللللللممممم
-یعنی اینقدر اون دسبندو دوست داشتی؟؟
لوهان:آ.آره
لپشو بوسیدم:آهو كوچولوی منننننن
لوهان سرشو بالا آورد و خیلی سریع لبامو بوسید و پتو رو كشید رو خودش
خندم كرفت:هه..چقدر این بوست شیرین بود لوهان
لوهان زیر پتو خندید
پتو رو آروم از روش كشیدم كنار لوهان با دستاش صورتشو پوشونده بود
-اوه اوه صد بار بوسیدمتا این حركات یعنی چی؟؟!
دستاشو از رو صورتش كنار زدم
لوهان داشت از خنده منفجر میشد:سهوناااااااا
-هه…چتهههه؟؟؟چرا میخندی؟؟
لوهان:غلط كردم
-چرا اونوقت؟؟
لوهان:نمیخواستم ببوسمت از دستم در رفت
خندم گرفت: بلههه بلههه كه از دستت در رفت چه جالب
لوهان چیزی نگفت و سرخ شد
لبامو گذاشتم رو لباش و محكم بوسیدمش
-تا تو باشی نزاری چیزی از دستت در بره
لوهان چشماشو خمار كرد:سهوناا
لبامو چسبوندم رو گوشش:جووووووون
لوهان چشماش بسته شد:ه.هیچی
گونه اشو بوسیدم
-هه..مطمعنی نمیخواستی چیزی بگی؟!
لوهان:اوهوم
-خب حالا بخواب عشقم شبت به خیر
لوهان:شب به خیر ……
امروز قرار بود دخترا برگردن ایران واقعا بهشون عادت كرده بودیم… همه دپرس بودیم ولی دپرس تر از همه فقط چانی بود خیلی دوست داشتم بدونم اون روز چانی و آیدا با هم چیكار كردن….
كریس:اوووووو بابا چانی برمیگردن دیگههههه…نچ نچ نیگا قیافه رو
چانی:احححح كریس ولم كن اصلا اعصاب ندارم
دخترااومدن نشستن پیشمون
فاییزه:وااااا چرا قیافه هاتون اینشكلیه؟؟
بكی:كی برمیگردید؟
هلیا خندید:میایم دوباره
نسیم نشست پیشه چانی:چانی مواظبه خودت باش
چانی:به محض اینكه برگشتی كره با هم ازدواج میكنیم باشه؟؟
لی شروع كرد به دست زدن:لی لی لی لی
كریس:شما دو تا واسه خودتون بریدین و دوختین دیگههههه
چانی خندید
فاییزه:لوهان سعی كن زود خوب شی باشه؟؟
لوهان:سعیمو میكنم هه هه
باهاشون خداحافظی كردیم واقعا دلم براشون تنگ میشد….
دو هفته بعد…
-لوهانی..
-لوهانم بیدار شو
لوهان چشماشو باز كرد:سهونا چی شده؟
-بیدار شو دكتر اومده گچامومونو باز كنه
لوهان چشماشو بازتر كرد:واقعا؟؟؟!!!!
بغلش كردم:آرهههههه
لوهان از خوشحالی نمیدونست چیكار كنه
رفتیم پیش دكتر و نشستیم رو مبل
دكتر:به به پسرای گل چه طورین؟
دكتر گچ دستمو باز كرد:خب دستتو تكون بده ببینم
دستمو تكون دادم احساس سبكی میكردم دستم كامل خوب شده بود خیلی خوشحال بودم دكتر گچ های لوهانم باز كرد خوشبختانه مشكلی نبود و ما شده بودیم عین اولش
لوهان مثله بچه ها دوره اتاق میدویید:سهوناااا ببین میتونم بدوامممم…
چن:خخخخ نگاش كن مثله آهو اینور اونور…
محكم زدم پشته چن:میگم امروز هوا خیلی خوبه هااا نه هیونگ؟؟
چن با تعجب نگام كرد:آآآ…آره خیلی..هوا عالیه
نمیدونم چرا ولی از اینكه بچه ها لوهانو نگاه میكردن خوشم نمیومد…
كریس:خخخخخب امشب به افتخار خوب شدن دو عضو اكسو میریم صاحححححل و جشن میگیریم
همه یه هورای بلند كشیدن
كای:سهون و لوهانم شام مهمونمون میكنن ها ها ها
به كای نگاه كردم و كای بهم چشمك زد منم بهش لبخند زدم
من و لوهان رفتیم تو اتاقمون تا حاضر شیم
لوهان پرید و محكم بغلم كرد..تعادلمو از دست دادم و با هم افتادیم رو تخت لوهان از روم بلند نمیشد به چشمام خیره شده بود
-هه…چیه آهو كوچولوو..
لوهان:سهوناااا….باورم نمیشه خوب شدم
-خدارو شكر وزنتم انگار زیاد شده..دارم …له
میشم خخخخ
لوهان چشماش گرد شد:اومو..ببخشییید … لوهان اومد بلند شه كه نزاشتم
لوهان:انگار دوست داری له شی خخخخ
-من كه له نمیشم …تو له میشی
لوهان چشماش گرد شد
كمرشو سفت گرفتم و چرخوندمش رو تخت و خودم روش خوابیدم
لوهان خندید:دیوونه پا شو باید حاضر شیم
خم شدمو لباشو گاز گرفتم
لوهان:یااااااا…چیكار میكنی؟؟
از روش بلند شدم دستاشو گرفتمو بلندش كردم…محكم سرشو تو سینه ام فشار دادم:خیلی…برات خوشحالم لوهان..خوشحالم از اینكه میتونی راه بری میتونی بخونی..دوباره میتونی با من باشی
لوهان خندیدیه بوس كوچولو از لپم كرد و رفت تا حاضر شه
همه خوشحال و خندون رفتیم صاحل بچه ها شیطونی میكردن و آب رو هم میپاشیدن
چن:هییییی چانییییی چیكار میكنییی خیسم كردی
چانی:كیا موافقن چنو بندازیم تو آب؟؟؟؟
چن هوار زد و فرار كرد
كریس خندید:بابا ولش كنید بچه رووووو
داشتم از خنده رو ده بر میشدم:وای خدا خیلی باحالین…
لوهان خم شده بود و صدف جمع میكرد رفتم و از پشت بغلش كردم
لبمو گذاشتم رو گوشش:چیكار میكنی عشقم
لوهان از جاش پرید:یاااااا…ترسیدم
-احححح نترررس بابا خخخ
لوهان:سهونا چرا تو گوشم حرف میزنی همیشه؟؟!!! خب تنم مور مور میشه
گوششو بوسیدم:بشه مگه چی میشه؟
لوهان یكم جا به جا شد:ه.هیچی…دوست نداررررم
محكم گونه شو بوسیدم
لوهان چشماش گرد شد:سهونااااا نكن بچه ها میبینن روانییییی
-بزار ببینن
لوهان:یاااااااااااا
آب پاشیدم روش لوهان افتاد دنبالم
لوهان:وایسااااا دعا كن نگیرمتتتتت سهوووووون وایسااااااا…یاااااااااااا
اینقدر دوییدیم تا از بچه ها دور شدیم و رسیدیم یه جای خلوت كه پر از صخره بود خیلی جای قشنگی بود
لوهان نفس نفس میزد و سرفه میكرد رفتم سمتش
-لوهان خوبی؟
لوهان:آ.آره..خوبم بیا برگردیم خیلی دور شدیم
-اینهمه دنبالم كردی كه چیكار كنی؟
لوهان محكم زد تو پام:اینكارو
-اوخ اوخ پااااام
لوهان:بیا بریم دیگهههه اینجا یه جوریه
لوهان وایساد یه گوشه و ناخوناشو جویید
آروم رفتم سمتش و بغلش كردم لوهان ترسید
-هه..نترس نمیخورمت
لوهان چشماشو گشاد كرد:و.واقعا فكر كردی ترسیدم سهون؟ مواظب باش من نخورمت
لبخند شیطانی زدم:بیا اینجا ببینننننممممم
لوهان:هر هر هر خندیدم بیا بریم سهون
خیلی ناگهانی بغلش كردم لوهان شكه شد
لوهان:سهونا حالت خوبه؟
-نه خوب نیستم دیگه نمیتونم لوهان…دیگه طاقت ندارم
لوهان:چی داری میگی..ب.بیا بریم پیش بچه ها
با دستم صورتشو گرفتم و لبامو گذاشتم رو لبش
لوهان سرشو عقب كشید:سهون چیكار.. میكنی؟آدمارو نمیبینی؟
نفس نفس میزدم:هه..كدوم آدما؟؟من آدمی نمیبینم
برام مهم نبود فقط میخواستمش دوباره بغلش كردم و با قدرت بیشتری لبامو رو لبش گذاشتم لوهان با دستش سینه مو هل میداد
لبمو از رو لبش برداشتم..لوهان نفس نفس میزد:ولم كننننننن دارم با زبونه خوش باهات حرف میزنم سهون…برو كناااار
لبامو رو گردنش گذاشتم لوهان پاش گیر كرد به سنگا و خورد زمین خیلی ترسیدم لوهان!!!خوبی؟؟؟
لوهان صداش میلرزید:لطفا..دیگه…به زور منو نبوس سهون…
دستشو گرفتم و بلندش كردم لوهان با دستش هلم داد و خواست بره ولی من از پشت بغلش كردم: لوهان ببخشید… نتونستم..خودمو كنترل كنم
لوهان:ولم كننننن…حالت بده انگار
-چرا..فقط یه بار دركم نمیكنی؟؟من دوستت دارم چرا نمی…
لوهان پرید وسطه حرفم :سهونا من..من عاشق بوسیدنتم ولی اینجا..
-ببخشید میدونم زیاده روی كردم
لوهان خندید و دستمو گرفت:عیبی نداره بیا بریم پیش بچه ها
دست همو گرفتیم و راه افتادیم
دستشو تو دستم فشار دادم لوهان خندید
-نخند دیوونم كردی
لوهان:خوب كردم ها ها ها
-نامرد
لوهان:خودتی اوه سهون
-لوهان اعصابم خورده.. پرتت میكنم تو آب هااا
لوهان:هیااااا من شنا بلدم
-تا تو شنا كنی كوسه ها میخورنت
لوهان:مسخره اینجا كوسه نداره
-از كجا میدونی تو؟
لوهان:كوسه نداااااره
-درسته كوسه نداره ولی یه آهوی خوشگل مثل تو بپره تو آب كوسه ها میان كه بخورنش
لوهان اخم كرد:یعنی میشه یه روز تو بهم نگی آهو كوچولو؟؟!!!
-چیه نكنه هنوزم وقتی اینجوری صدات میكنم قلبت تند تند میزنه؟؟
لوهان:نخیرم هیچم تند نمیزنه
-هه یاده حموم افتادم یادته مثله نی نی كوچولوها گریه میكردی…سهونااا هق هر هق وقت هق بهم هق میگی آهو كوچولو هق من قلبم تند تند..
لوهان با دستاش جلو دهنمو گرفت:خفهههه شووووووو سهووووووون
دستاشو از جلو دهنم برداشتم:ها ها میبینی چه خوب یادمه
لوهان سرشو انداخت پایین
-بزا ببینم الانم تند میزنه!!
لوهان:نكن سهون كتك میخوریاااااا
-اوه اوه میترسم راهی بیمارستان شم
لوهان:یه جور میزنمت راهی بیمارستان شی دلقك
-موهام قهوه ایه لوهان احححح
لوهان:سهونا
-بنال
لوهان:چییییی؟؟!!!!! خجالت بكش بی شعور
-اوه ببخشید…خجالت كشیدم الان
لوهان:میزنمتا
-خب چی میخواستی بگی؟
لوهان:واقعا فكر كردی بهت میگم؟!
– آهوی خوشگلم بگو دیگههههههه
لوهان:سهون دلقك میخواستم بگ خیلی خیلی خیلی دوستت دارم ولی الان پشیمون شدم..خیلی خیلی ازت بدم میاد
-این بود چیزی كه میخواستی بگی؟
لوهان:آرهههه كه چی؟؟!!!
-هه..
دستشو رو شونه اش گذاشتم و سرمو نزدیك بردم و بوسه ی آرومی به لباش زدم لوهان قرمز شد:یااااااااا…جرات داری وایسااااااااااااااااااا
اینم آهنگاییی که باعث شدن من داستانمو بنویسم

 

Print Friendly, PDF & Email


108 Responses

  1. سلام.خسته نباشین واقعا^^
    واقعا خیلی زحمت میکشین و کارتون عالیه…
    من ریحانه هستم نویسنده سوشی فاید..دوستم سارا تازه این فنسایت عالی رو بهم معرفی کرده و من علاوه بر اینکه هر روز اخبارو دنبال میکنم،شروع کردم به خوندن داستان آخرین آرزو!!
    خیلی عالیه!!من رمز قسمت21 رو میخوام…ممنونم میشم به جیمیلم ارسال کنین.

  2. راستی این وبتونا خیلی کار خودتونه؟!؟!؟!
    و اگه ممکنه رمزو برام بفرست تو خماری داستان موندددددددددددددددم…;-)
    آسیه:۰۹۰۱۳۴۶۵۵۱۵

  3. سلام من جدیدا چندروزه متوجه سایت شدم…باید بگم داستان خیلی خیلی پخته تر از your eyes به نظر میرسه که واقعا جای تبریک داره…فقط جهت پیشرفتتون میگمراستش به نظرم میاد شخصیتا زیادی دخترن یعنی مثلا بیش از حد گریه میکنن…درسته که هنرمندا همیشه احساسین اما فکر میکن از حد گذشته…ولی در مجموع میتونم محکم بگم که عالیه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif

  4. سلام اجی ببخشید ولی من پیام فرستادم دیروز نیومد انگار اگه میشه رمزای این فیک رو برام بفرست :09374134299
    من برای داستان عشق بازی هم درخواست دادم نویسندش خودت بودی ولی به جی میلم نفرستادی اگه میشه به شماره ی بالا بفرست /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  5. سلام ممنون از این فیکاتونون
    میشه ب من رمز بدین اخه اونایی ک دادین رو هرچی میزنم باز نمیکنه قسمت 21 رمز داره موندم تو خماری
    این ایمیلم لطفا بفرستین رمزارو برام ، مرسی
    silent65@chmail.ir

  6. خیلی قشنگ بود تا این جا ولی من نمیتونم رمزارو بزنم ینی میزنماااااا ولی خوب نمیتونم بخونم به خاطر همین خیلی اعصابم خورده چی کار کنم؟

  7. سلام عزیزم من عاشقه رمانت شدم خیلی خیلی قشنگه میشه لطفا رمز قسمتای رمز دار بعدیو واسم بفرستی لطفا لطفا سری واسم بفرسسسسسس خواهش چون خوندم تا این جا الانم منتظر قسمت بعدیممممم خواهششش
    ولی خیلی رمانت قشنگه ممنونم ازت/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  8. خیلی عالی بود
    سهون چقدر شیطووون شده
    فیکات خیییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگن
    توروخدا این رمز رو بفرست ~(@^_^@)~
    o (∩ ω ∩) o
    اینم شمارمه 09376248391

  9. ســـلام این قســمت هــم عــالی بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    مــن رمــز قسمــت بعــد کـه رو خودش هســت ر و میزنــم نمیاد sad
    میشــه رمز قسمــت بعــد و بقیــه قسمــتا رو بــه ایمیلــم بفرســتی؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    ممــــــــــــــــــــــــــــــــــنون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  10. خب دوباره رسیدم به این قسمت ….. با این ارسال این سومین اره که برای این قسمت مظر میزارم ….. دلم برای سهون میسوزه …. کاملا از دست رفت بچه …. چه ذوقی کرد که دوباره سهون براش دستبنده رو خرید ….. بازم ممنون عزیزم …. قشنگ بود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  11. خب الان تازه متوجه شدم که رمزه 21 توی عنوانش هست، یعنی نمیدونم دقیقا چشام کجا رو میبینه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif ….. من برم ادامشو بخونم دوباره برمیگردم

  12. من دارم دوباره از اول میخونم این داستانو ….. نمیدونم چرا ولی خیلی دوسش دارم ….. اصلا با دونستن آخره داستان خوندنش یه چیزه دیگست /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    میشه رمزه قسمت بعدی (21) رو واسم بفرستی عزیزم؟؟؟؟؟؟
    اینم جیمیل من : hyori.park1990@gmail.com

  13. عالی بوددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد ماه عشق
    کایم که همینجوری واسه همه خرج میندازه هااااااااااااااااااااا خخخ ممنون

  14. سلام اجی سمیراااا
    من‌تا این قسمت همه ی رمانو خوندم‌ولی چون افلاین‌میخوندم نمیتونستم نظر بزارم
    رمانت عااااالیه
    میشه‌رمز قسمت ۲۱ و‌بدی؟

  15. سلام عزیزم من بدجور طرفدار hunhan هستم و تازه وب تو پیدا کردم از فیک last wish هم خییییییییییلی خوشم اومد اومد لطفا رمز ها رو بهم بده خواهش خواهش خواهش
    09017444167
    یا به این شماره یا ب ادرس ایمیلم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *