12 بازدید

EP 20 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 20 داستانمون 

بچه ها دقت کنید آدرس بعدی ما در صورت فیلی شدن 

ohsehunfanss.in

یادتون باشه فقط یه 1 بهش اضافه میشه 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

تند تند تو خيابون راه ميرفتم و از عصبانيت دندونامو رو هم فشار ميدادم…سريع يه ماشين گرفتم و خودمو رسوندم خونه ي سهون و دستمو رو زنگ گذاشتم…
سهون سراسيمه درو باز كرد دستم هنوز رو زنگ بود سهون دستمو گرفت و از زنگ جدا كرد:سوخت لوهان…
-س.سهون
سهون:چي شده
-بغلم كن…بهت احتياج دارم
سهون دستاشو باز كرد خودمو تو بغلش جا دادم
سهون:بيا بريم تو خونه
با هم رفتيم داخل و رو مبل نشستم سهون انواع اقسام ميوه و آبميوه جلوم گذاشت:يكم بخور ببينم چي شده
-سهون بدبخت شدم
سهون:حرف بزن ببينم چي شدهههه
-بهم ميگن بايد ازدواج كني اونم با كسي كه اصلا دوسش ندارمممم
سهون:خب بهشون بگو كه نميتوني ازدواج كني
-سهون به نظرت قبول كرده بودن الان من اينجا بودم؟
سهون خنديد:وقتي عصباني ميشي خوشگل تر از هميشه اي
-برو بابااا
سهون:جدي ميگم
يهويي ياد اون عكس ها افتادم و آب دهنمو قورت دادم
سهون ليوانارو جمع كرد و نشست پيشم و خودشو بهم چسبوند..يكم جا به جا شدم
سهون:چيهههه نميخوام كه بخورمت
-الان اصلا حوصله ندارم سهون…
سهون گونمو بوسيد:عزيزم نگران نباش همه چي درست ميشه
-هيچي درست نميشه من ازدواج ميكنم و تو هنوز ميگي همه چي درست ميشه اححححح
سهون:من درستش ميكنم
-فقط بلدي حرف بزني سهون
سهون: حرف بزنم انجامشم ميدم
-خب بگو ببينم چيكار ميخواي بكني
سهون به چشمام زل زد آب دهنمو قورت دادم:چيههه
سهون:راهي نداره
-چييي!!!
سهون لباشو به گوشم نزديك كرد:جز يكي
هيجان زده شدم و زمزمه كردم:چي!!
سهون:فراررررر
بهت زده به سهون نگاه كرد: خيلي مسخره اس
سهون ابروهاشو بالا انداخت:تنها راهه نجاتت فراره لوهان تو يه بارم اينكارو كردي
-اون با اين فرق داره سهووون اين فرار من بايد هميشگي باشه ميفهميييي؟؟ فراره من مساوي با نديدن پدر و مادرم
سهون:و ازدواج با اون دختر مساوي با نديدنه من…كدومو انتخاب ميكني؟
احساس كردم قلبم يخ زد سهون راست ميگفت اگر قرار بود با سويون ازدواج كنم اونوقت هيچوقت سهونو نميديدم و اون روز يعني مرگ من….
سهون دستشو رو صورتم كشيد:فكراتو بكن لوهان يا پدر و مادرت يا من…..
-و.ولي سهون اگه من فرار كنم تكليف من و تو چي ميشه؟!!
سهون خنديد:من و تو با هم زندگي ميكنيم
-آخه چه جوري؟
سهون: با هم ازدواج ميكنيم چطوره؟!
دهنم از تعجب باز موند:چييييي!!!
سهون تقريبا منو رو مبل خوابونده بود و به صورتم نگاه ميكرد:ازدواج ميكنيم
-اهم…اولا كه از روي من بلند شو زوووود
سهون خنديد و از روم بلند شد
-دومااا حرفت خيلييي مسخره بود…
سهون:كجاش مسخره اس؟
-همه جاش ازدواج اونم دو تا پسر!!! خيلي طبيعيه هههههه
سهون:اگه منو دوست داري بايد باهام ازدواج كني لوهان و ماله من بشي
خنديدم:سهون بسهههه منو نخندوننننننن
سهون:من دارم جدي حرف ميزنم
-آخه چه جوري ميخواي من باهات ازدواج كنم؟؟؟ حالا فرض كن ازدواجم كرديم تو قراره چيكار كني من قراره چيكار كنم!!! به ايناش فكر كردي؟؟؟
سهون لبخند زد: حالا تو قبولم كن به اونا هم ميرسيم
-سهون شكه شدم شديد اصلا حالم خوب نيست
سهون دوباره گونه مو بوسيد:چرا آخههه!!
-ولم كنننن
سهون:ببينمت…لباتو نبوسيدم امروز
-سهون من تو چه فكريم تو چي داري ميگي
سهون لباشونزديك كرد و من اون چيزي رو كه نبايد ميگفتم رو گفتم….
-سهون برو عقب هنوز اون عكساي تو گوشيتو فراموش نكردمااااا
سهون چشماشو باز كرد و با اخم وحشتناكي بهم نگاه كرد فهميدم اشتباه كردم دستام ميلرزيد
سهون به دستام خيره شد:چيه…چرا ميلرزي؟
-اهم…نميلرزم
سهون:چرا….دستات داره ميلرزه
-من…خوبم…
سهون: ميدوني فضولي چقدر ميتونه بد باشه؟
-سهون باور كن من نميخواستم….
سهون:ششش
لبمو گاز گرفتم
سهون:من يادمه بهت گفتم تو فايلاي شخصي من نري درسته؟؟
-اونا عكساي من بووود
سهون داد زد:جوااااب سوالهههههه منو بدهههههههههههههههه
-سره من داد نزنننن منم بلدم داد بزنم حالا تو به سواله من جواب بدههه اون عكسارو چرا و كي از من انداختييييي!!!!
سهون:جوابشو بدم؟؟
-اره آرهههههه
سهون:چون تو منو به هوس ميندازي
چشمام گرد شد: چييييي!!! من…تو رو…
سهون:آره تو منو تحريك ميكني منم كه با تو كاري ندارم ازت عكس گرفتم اونارو نگاه ميكنم و….
داد زدم:نگاه ميكني و چيييييييي!!!!!
سهون:هيچي فقط حسرت ميخورم كه چرا پيشم نيستي
گوشي رو برداشتم و پرت كردم رو مبل:برش دار و همشونو پاك كن زوووووووود
سهون:آخه چرا؟؟
-سهون باورم نميشه…باورم نميشه
سهون:چرا عادت داري قضيه ي خيلي كوچيك رو اينقدر بزرگ كني؟
-سهون اين كوچيكه؟؟؟ تو تنهايي تو اين خونه هيچ معلوم هست چه غلطي ميكنيييي؟؟
سهون:درباره ي من بد فكر نكن لوهان من كاري نميكنم جز فكر كردن به تو…من ديوانه وار دوستت دارم و بهم حق بده كه به س.ك.س باهات فكر كنم
آه كشيدم
سهون:تو هم فكر ميكني لوهان مطمعنم فكر ميكني
آره سهون راست ميگفت من خيلي به اين موضوع فكر ميكردم…
سهون دستمو گرفت و منو رو پاش نشوند
سهون:لوهان
-مررررررض
سهون خنديد:به خدا عاشقتم چرا اينقدر اذيتم ميكني؟
-فعلا كه تو داري منو اذيت ميكني
سهون:معذرت ميخوام همشونو پاك ميكنم خوبه؟
دستامو رو صورتم گذاشتم:اصلا فكرشم نميكردم سهون
سهون:ببخشيد
سهون:بغلم كن عشقم خيلي سردمه
خندم گرفت و دستامو دوره گردنش انداختم و زمزمه كردم:سهون
سهون:هوووم
-ميخوام فرار كنم و بيام پيشت وقت فكر كردنو اينا ندارم همين الان تصميممو گرفتم
سهون:خوشحالم عزيزم
-كي مياي منو با خودت ببري؟
سهون:هروقت كه تو بگي اين روزا سعي كن مخ مامان و باباتو بزني اگه نتونستي هماهنگ ميكنيم و من ميام ميبرمت فقط شناسنامتو بردار
سرمو تكون دادم:باشه…
سهون:بگو چشم
-از اين كلمه بدم مياد
سهون بي مقدمه شروع كرد به بوسيدنه لبام منم اعتراضي نكردم سهون دستشو زير پاهام گذاشت و رو دو دست بلندم كرد و منو تو اتاق خواب برد و رو تخت خوابوند همچنان مشغوله بوسيدنه هم بوديم سهون دستشو رو باسنم گذاشت و من چشمامو باز كردم:يا يا يااا چيكار ميكني؟؟
سهون نفس نفس ميزد:ب.بخشيد…
خنديدم:نگران نباش سهون خيلي زود…اهم
شروع كردم به سرفه كردن
سهون:قلبم تند ميزنه
لباشو آروم بوسيدم:عزيزم من بايد برم
سهون:لوهان…تنهام نزار
-اينجوري نگو سهون خيلي زود برا هميشه ميام پيشت بهت قول ميدم…….

سريع خودمو به خونه رسوندم واقعا دلم نميخواست سهونو تنها بزارم بازم طبق معمول مامان و بابام وارد اتاقم شدن
-مامان اگه اومدين اون حرفاي مسخره رو برام تكرار كنين بايد بگم كه فقط دارين وقتتونو تلف ميكنين من ازدواج نميكنمممم
بابا:تو ازدواج ميكنيييييي حرفم نباشههههه پسره ي كله شقققق
اهميتي ندادم چون تكليفمو ميدونستم خيلي راحت رو تختم خوابيدم………

صبح با زنگ سهون از خواب پريدم به زور گوشي رو برداشتم
-الوووو
سهون:خواب بودي؟
-اوهووم
سهون: خب فكراتو كردي؟
-درچه مورد؟
سهون:فرار و ازدواج با من
-سهون اين دو تا كلمه بايد يه ماه سره هر كدوم روش فكر كنم
سهون:اينجوري ميشه دو ماه تو بچه دارم ميشي تا اون موقع
خنديدم:يااااا…
سهون:زود فكراتو بكن من طاقت ندارم
-سهون
سهون:جونم
-ميشه ازدواج نكنيم؟ ولي با هم زندگي كنيم
سهون:اينجوري كه خيلي بده
-خب اينجوري يه جوريه
سهون:هر چي تو بگي عزيزم
لبخند زدم:ممنون سهون كه دركم ميكني
سهون:من بايد برم عزيزم كارم دير شد دوستت دارم باي عشقم
خداحافظي كردم و دوباره رفتم زيره پتو نميدونم چرا ولي از ازدواج با سهون وحشت داشتم چون اگه باهاش ازدواج ميكردم بايد خيلي كارا براش انجام ميدادم يه نمونش س.ك.س كه واقعا نميتونستم بهش فكر كنم دوست داشتم امتحانش كنم ولي وقتي بهش فكر ميكردم خندم ميگرفت…
سه روز گذشت همچنان تحت فشار بودم ولي سهون بهم گفت كه باهاشون همكاري كنم تا زماني كه بتونيم با هم فرار كنيم…اينقدر عشق كورم كرده بود كه هيچي رو نميديدم حتي پدر و مادري كه روزي براشون ميمردم….
روز خاستگاري رسيد دستام ميلرزيد و سرمم همش پايين بود
عمو:خب لوهان داماد عزيزم چه خبرا!
سرمو بالا بردم و لبخند زدم
عمو:لوهان خودت كه ميدوني سويون دختره لوسيه
به سويون نگاه كردم جوري بود انگار ميخواست گريه كنه
عموم ادامه داد:تو الان قراره چيكار كني؟
بابا: لوهان قراره فعلا پيشه خودم كار كنه و درسشم بخونه
عمو: خوبه خوبه…
-عمو فك نميكنين ما براي ازدواج يكم زيادي….
عموم:نه لوهان بمونيد كه چي بشه؟؟ از الان زندگيتونو بسازين بهتره
سويون:بابا حداقل بزارين فكر كنيم
بابا:عروس گلم فكر كردنتون چيزي رو عوض نميكنه شما در هر صورت بايد با هم ازدواج كنين
چيزي نگفتم خيلي حالم بد بود فقط به اميد فرارم زنده بودم…….

Print Friendly

129 Responses

  1. ابجی من الان یاد اول داستانت افتادم که لوهان از همه کاراش پشیمون بود…….
    نههههههههههههههههه
    نکنه سهون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من طاقت ندارم……..
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  2. سهون مشکوکه خیلیم مشکوکه
    اوووف بیچاره لوهان
    بعد فرار سهون می خواد چی کار که باهاش
    دلم واس لولو نی سوزه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    مثه همیشه فیکت عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  3. انا لله و انا الیه راحعون…

    به جان خودم… یعنی … من, همین الان، رسما موفقت خود را با زندگی به شیوه ی اعراب دوره ی جاهلیت اعلام می دااااااااااااارمممممممممممممممم

    یاااااااااا یعنی چه؟؟؟؟

    ای جووووووووووووووووووووون سهون و لوهان فراررر

    عشقممممممممممممممممممممممم مرسی مرسیییییییییییی جیییییییییییغغغغغغغغغغغغ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغ آخرش من میمیرمممممممممممممممممم با این فیکهههههههههههههههههههههههههههههههههه

    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (35).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/dard.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

    مرسییییییییییییییییییییییییییی عزیز دلم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

    ووویییییی کی میشه این دو تا با هم ازدواج کنن؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  4. ببخشیدا ولی لوهان چه اکله یعنی نمیدونه وقتی با یه پسره بتید جواب نیازاشم بده لابا با دخترم باید یه کاری بکنی پسر که دیگه همجنس خودته

  5. ینی لوهان داره دوماد میشه کککک..بااااو اینا بچن هنوز بیخیال…عجب خانواده آی داره ها.. عمو هم از خدا خواسته دخترشو رد کرد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    عزیزم سویون… خیلی بچس/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  6. مرسییییییی اجی عالیییییی بود نمیدونم چرا موقعی سهونو لوهانباهم بودن یاد توای لایت افتادم خخخخخخ … اگه دیده باشیش میفهمی چی میگم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    اینقد ازین ازدواجای زوری بدم میااااااد که نگووو …خوبه دوتاشونم نمیخوان نه یکیشون هوووووف برادرن دیگه پدرو عمو کپ همن ایشششش
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif

  7. آدم هر چقد فکرشو می کنه نمی تونه بفهمه سهون دقیقا چه جور آدمیه و قراره چی کار کنه
    نچ نچ سهون می بینم که اون عکسا رو به یه منظور خییییلی خاص گرفته بودی .. لولو تو هم ؟؟ تو هم بش فک کردی ای شیطون خخخخخ
    خوشحالم که لوهان تصمیمشو گرفت و می خواد با سهون فرار کنه ولی از طرفیم یادم میاد که بعدا از این فرار پشیمون میشه
    بیچاره مامان بابای لولو از چیزی خبر ندارن هی عروس گلم عروس گلم می کنن خخخخخ
    مرسی سمیرا جون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  8. MerrC ali bod.sehunnne monharef.vali man kolan khaili mashkokam be sehun be nazaram doroq mige.be on aksa mashkok shodam asan.man az in be bad ba esm saXiu nazar mizaram chon didam bazam sara bod^_^merC

  9. اجی سر کنکور اینقد فکر نکردم که واسه شناخت شخصیت سهون دارم فکر میکنم… از داستانایه مرموز خوشم میاد… واقعا بکی چه نقشی میتونه داشته باشه….
    مرسی اجی جوووووون عالی بو

  10. Vaaaaay..Alan Dghighan ki khube?! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/20.gif
    nanebabash chi mihan akhe!!?/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif
    kharaye vahshi!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (26).gif
    in vasat sehunam gir dadehaa!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    mersii aji… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif
    aji,,, zudtar bezar ma namirim az daste in sehun!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif
    luhane maanaaaaaam bryne 2ghme vahshi gir karde!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif
    mersiiiiiiiiiii sami pishi junaam!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif

  11. یا یا یا یا واقعا جدی شد به خاستگاری هم رسیدن ؟؟؟؟ سهووون چقدر بدجنسه ایششششش…راستی اجی نقشه بکهیوون کی بیشتر میشه؟؟؟ مرسی عزیزم خیلی قشنگ بووود

  12. با اینکه من ب شدت از خونواده لوهان متنفرم اما ب نظرم سهون خطرناک تر هستش و صلاح لوهان اینه ک با خانوادش بمونه ولی از اونجایی ک صلاح مملکت خویش لوبیاها دانند و من عجییییییب طرف این سهونی مشکوکم خییلی با قضیه فرار کردن لوهانی حال کرده و موافقت خودم رو با رای بالا اعلام میکنم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/09.gif
    سهون سهون سهون سهون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/16.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif
    عالیییییییبیییی بوووود /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    اونننیییییی قسمت بعدیو زودی بذار تویوخدا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    مفسیییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif

  13. واااااااایی به این سهون مشکوکم خخخخخخخخفن
    نکنه یه بلایی سر لوهان بیاره !!!!!??????
    این بابا ایناشم که دلم میخواد بکشم
    مرررسی عزیزم

  14. خیلی از دست این خانواده ی لوهان حرصم میگیره.با اینکه میدونم در اخر به ضرر لوهانه ولی من میگم هرچی زودتر فرار کنن راحت شن!
    چقد خوب میشد اگه اخرش شاد تموم شه.عجیبه من پایان غمگین دوس دارم ولی برای هونهان فرق میکنه…
    ممنونم عزیزم عالی بود زودتر ادامشو بزار/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  15. استغفرالله دهنم داره باز میشه بابائه کم بود عمو هم اضافه شد ایششششششششش
    من واقعا نمیفهمم هدف سهون از اینکارا چیه؟اگه واقعا دوسش داره که هدفش معلومه اگه دوسش نداره پس چیه
    فکر کنم زر زدم :|
    اووووففففففف آجیییییی من خیلی فوضول شدم قسمت بعد و میخوام/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ممنووووون عالی بود مثل همیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  16. سمیررررررررررااااااااا من عاشق این سهونم. خیلییییی جذااابه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif. همین که مشکوکه جذابه دوست داشتنشم جذابه خواهش خواهش از لوهان جداش نکن. خب اگه زوج بکهان هم داریم که یعنی جدا میشن. حالا نمیشه یه مدت بکهان داشته باشیم بعد دوباره هونهان؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (14).gif باشه؟؟؟ مرسی عشقم راستی سایت هم خوشگل شده هر چند من تم قبلی رو بیشتر دوست داشتم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif ولی تنوع هم خوبه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif

  17. سهون چقد مشکوکه بیچاره لوهان ازیه طرف میخام باسهون باشه ولی ازیه طرفم به سهون اعتماد ندارم./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    ممنون اجی عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/27.gif

  18. هوويي من عاشقتم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/27.gif
    سهون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    لوهان ازدواج اجباري ..فرار…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (1).gif
    اعتراف ميكنم شوهرمون يه خورده مشكوكه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif
    الان لولو عشق كورش كرده اينجوريه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif
    هوويي خسته نباشي/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    تاقسمت بعد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

  19. مرسی خیلی قشنگ بود..
    سهون یهو عوض نشه میترسم بعداز فرار سهون بخواد خیلی کارا بکنه..
    خخخ منحرف خودتی.. بعله..
    مررررررررررررررررسی عالی بود ادامشو زود بزار

  20. من نظر گذاشتم قبلا ایا رسیده!??
    اگه اصلا ارسال نکرده که بای بگم اجی دست مریضا!
    واقعا عالی بود
    چرا این سهون انقد مشکوکه اخه!?!
    هعیییییییی
    طفلک لوهان
    از این سویون خوشمان می ایدsmile

  21. man ke migan in sehun vaghti luhan o bord pishe khodesh aval khodesh bash Hal mikone badam luhan e bad bakhto mide daste baghiye bash bashan…mese in faheshe ha midatesh daste baghiye…dide luhan khoshgele gofte entekhab khubiye…kolan sehun kheily moshkel jensi dare ehtemalan …fekr konam kare sehun tu fic Kolan ye chizi mese barde dari ya edareye xfaheshe khunast/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif

  22. این بابا ی لوهان از اون دسته بابا هایی که من حالم ازشون بهم میخوره
    دلم میخواد بزنمشون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    خوبه ما از اینا تو خانده نداریم خخخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gif
    ولی این سهون شدیدا داره میره رو اعصابم نمیتونم کشفش کنم واین بیشتر عصبیم میکنه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    ولی به هر حال به هم میرسیم سهون خان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

  23. اجی باید یک 10 قسمت جدا بزاری شهصیت سهون و واسه ما بازگو کنییییییییییییییییییییی
    یعنی چی…سهون از مشکوکم مشکوکتره…
    وای عالی بود عزیزممممممممممممممممممممممگخیلی قشنگ بود ممنون اجی
    زودی ادامههههههههههههههههههههههههههههه
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif

  24. از خانوادشون متنفرمممممممممم…..نفرتتتتتتت دارم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/20.gif واای من دلم خوش نیس لوهان با سهون فرار کنه حس خوبی ندارم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23.gif لوهیییییی من /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif مررررررررررررررررررسی عشقم عالی نوشته بودی دلم میخاد زود به جای حساسش برسه دیگه اووف طاقتم تموم شد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/17.gif مرسی گلم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/27.gif

    • الان دقیقا اون اتفاقی که دوست دارم افتاده ها خخخخخخخ نمیدونید سهون خوبه یا خانواده لوهان kkkkkkkkkkkkk
      فدات آجی گلم قربونت

  25. woooooooooOoooooooow
    اونی جووووووونم عاااااااالی بود مغسییییییییییییی♥♥♥
    واییی دلم میخواد مامان و بابای لولو رو خفه کنم این دیگ خیلییییی نامردیههههه بمیرم برا عشقمممم…
    هونهانمممممممممم من بدرقم برای لوهان نگرانم نمیدونم چی میشهههه هیییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    بازم مغسی اجی جوونم عاشقتمممم زودی ادامه تا دق نکردممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  26. معلوم نیس این سهونه موذی و خوشمل چه نقشه ای براش کشیده/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif این خانواده لوهان رو اعصابن کی بشه من حالشونو جا بیارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif بیچاره لوهانییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif مغسی اجی عالیییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  27. به خدا اینقدر که خانوادش لوهانو تحت فشار گذاشتن اس ام نذاشته….
    من هر چقدر فکر کردم نفهمیدم سهون میخواد با لوهان چ کار کنه؟
    میخواد ازش سواستفاده کنه بعد ولش کنه؟درسته آیا؟
    راستی شغل سهون چیه؟

  28. اووووففففف یعنی این خانواده ی لوهان -____- /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    امیدوارم بعد از فرار رفتار سهون یهو از این رو به اون رو نشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    بیچاره لوهانیم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسی سمیرا جون…خیلی عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/32.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *