ep 2 (عشق بازی) love game

سلام سلام من اومدم با قسمته دوم ببخشید خیلی کمه میدونم ولی قسمته بعدی زیاده بچه ها این فیک مثله فیک آخرین آرزو نیست که آماده باشه و منم تند تند براتون بزارم من هنوز قسمته 4 رو ننوشتم پس ممکنه گذاشتنش طول بکشه خب برید بخونین در ضمن قسمته بعدی رمزداره و رمز به کسایی داده میشه که نظر بزارن برام  و رمز رو مثله سری های قبل با وایبر اس ام اس یا ایمیل ازم بگیرید 
 

صبح سهون چشماشو آروم باز کرد و سنگینیه چیزی رو روش احساس کرد چشماشو بازتر کرد و لوهانو دید که روش خوابیده شکه شد و سعی کرد لوهانو از روش کنار بزنه یکم زور زد ولی لوهان بیدار نشد….مجبور شد صداش بزنه…
لوهااان…لوهاااان بیدار شووو…خرهههه له شدددم…
لوهان یه تکون خورد و چشماشو باز کرد و زمزمه کرد:چیهههه!!! 
سهون:یااااا…از روم بلند شوووو له شدمممم وزنت شده اندازه ی یه بوفالو اححححح 
لوهان به قدری شکه شد که از از جا پرید و تعادلش از دست داد و دوباره افتاد رو سهون و خیلی ناگهانی لباش با لبای سهون برخورد کرد… هر دو با بهت و با چشمای گرد به همدیگه نگاه میکردن..تا اینکه لوهان سرشو عقب برد و با صورته قرمز به سهون نگاه کرد..اومد بلند شه ولی رو تختی به پاهاش پیچیده بود برا همین با هم افتادن پایین تخت ولی ایندفعه سهون بود که افتاده بود روی لوهان….
لوهان آب دهنشو قورت داد و خیلی آروم گفت:ب.ببخش…من..بلد..نیستم..مثله آدم بخوابم…هه…
سهون سعی میکرد رو تختی رو که گره خورده بود رو باز کنه:ع.عیبی نداره…فقط..این چرا باز نمیشه؟!!
لوهان مثله مجسمه به سهون نگاه میکرد:سهون..
سهون: هوووم..
لوهان:داری چه غلطی میکنی؟؟الان کای بیدار میشه 
سهون بلاخره روتختی رو از دوره خودش و لوهان دراورد…لوهان بلند شد و نشست:ااام…بازم…ببخش 
سهون خندید:عیبی نداره..کلی باهاش حال کردم 
لوهان با خشم گفت:چیییییییییی!!!! یااااااا صبر کنننننننن الان حالیت میکنم خرههههه 
کای بالشتو رو سرش گذاشت:یااااااا خفه شین…نفهمااا؟؟؟ خوابماااا مثلا!!!
لوهان:پاشو بابا کایییییی ظهره…خخخخ 
 
اون روز پسرا کلی خندیدن و کلی خوش گذروندن با هم هر کاری رو که نمیتونستن انجام بدنو انجام دادن و برگشتن خونه ی سهون
سهون:هعییی بچه ها یکم کمک کنید اینجا رو جمع و جور کنیم…
کای:من که حسش نیست..
لوهان:یاااا…مثله خر حال کردی الان باید کمک کنی،.
کای با بی حوصلگی بلند شد و هر سه شروع کردن به تمیز کردنه خونه….
ساعت ۴ بعد از ظهر بود که هر سه با هم تخمه میخوردن و فیلم نگاه میکردن بازم از همون فیلم ها که لوهان ازشون متنفر بود
لوهان خمیازه کشید:ببینم خسته نمیشید؟؟اینا که همشون شبیه به همن !!!
سهون:برا من که هیچوقت تکراری نمیشن…
لوهان با مشت کوبوند رو پای سهون:خیلیییی بیشعورییییی
سهون:چرااا؟؟؟ واقعا چرااا؟؟ من که نمیتونم هیچ دختریو…
لوهان دوباره زد رو پای سهون:ادامه بدی میکشمت…
خیلی ناگهانی کای سواله عجیبی کرد:لوهان نظرت راجع به گی بازی چیه؟؟
لوهان و سهون هر دو جا خوردن
لوهان:چ.چی؟؟؟!
کای:چیه؟؟چرا اینجوری نگام میکنین؟؟؟ تا حالا عشق بازیه دوتا مرد رو ندیدین؟؟
سهون از خنده روده بر شد لوهان زد تو سره سهون:خفه شو ببینم این چی میگه…
کای:سوال پرسیدم دیگه جواب بدین 
لوهان:کای تو همه مدله خلاف کردی این یه کارت مونده فقط…
کای با کنترل زد تو سره سهون:اححححح لال شو یه دقههههه
صدای آخ و اوخه فیلم هم به خنده های سهون اضافه شده بود لوهان کنترلو گرفت و تی وی رو خاموش کرد:ای مرررررض دختره ی عوضی انگار مجبوره…احححح 
کای: لوهان اینجوری نگام نکن خواهشا…
لوهان:میخوای برات دست بزنم؟؟بگم عجب پسره خوبی!!!
سهون:وای بچه ها خودمو خیس کردم..تو رو خدا بسههه..
کای:هوووی سهون فک کردی من دارم شوخی میکنم؟!! من دوست دارم امتحانش کنم..شما چی؟؟
لوهان تند تند پلک میزد و به کای نگاه میکرد…
سهون با مشت زد به سینه اش:ای بابا…بسه کای دلدرد گرفتم…
لوهان سرشو تکون داد:واقعا خجالت آوره
کای:کجاش؟؟
لوهان پوزخند زد:هیچ جاش 
کای:من میرم دس به آب الان میام
کای رفت و لوهان همچنان تو بهت بود 
سهون:لولو چته؟؟ بابا حالا اون یه چرتی گفت  تو چرا اینجوری شدی؟؟؟
لوهان دستشو رو لباش کشید:سهون…
سهون:هوووم
لوهان:اون..اون دیده 
سهون:چیو؟!
لوهان:قضیه امروز صبحمونو… لبامون خورد به هم حتما ما رو دیده…
سهون خیلی آروم زمزمه کرد:لولو…احساس کردم تو هم از اینکار خوشت اومده…
لوهان به چشمای سهون نگاه کرد:چ.چی؟!
سهون به لبای لوهان چشم دوخت و خیلی آروم سرشو نزدیک تر برد لوهان با بهت به سهون نگاه میکرد قدرته گفتنه یک کلمه رو هم نداشت…
لبای سهون حالا خیلی به لبای لوهان نزدیک بود:لولو…تو..واقعا خوشگلی…
سهون اینو گفت و لباشو آروم رو لبای لوهان گذاشت….
لوهان مثله برق گرفته ها به سهون نگاه میکرد…
در باز شد و کای اومد و بهت زده به سهون و لوهان نگاه کرد:یااااا…چیکار میکنید؟؟
سهون سرشو عقب کشید:هه..هیچی کای میخواستم به لوهان نشون بدم که گی بازی آنچنانم عجیب نیست…خخخخ 
کای خنده ی بلندی کرد و نشست پیشه لوهان
کای:خب حالا چطور بود؟؟
لوهان دستاشو رو لباش گذاشت این دومین بار بود که قلبش به تپش میفتاد…نمیدونست چرا ولی دوست نداشت سهون لباشو برداره…
لوهان:اااام…ف.فقط میتونم بگم خیلی خرید..جفتتونم خرید…
سهون خندید:لوهان..بیخیال
کای:بیخیاله چی؟؟ بیاید حالا که تنهاییم و فرصتشم هست به همدیگه حال بدیم..
لوهان؛چیییییییییییییی!؟؟؟!!
کای به سهون نگاه کرد و چشمکه خطرناکی بهش زد..
لوهان:من..من دوست ندارم..هه..میرم خونمون…درسام مونده…
سهون دسته لوهانو گرفت:کجاااا؟؟؟!!! 
لوهان:خونمون..یه شبه اینجام کار دارم همه درسام مونده…باید بخونمشون..
سهون دسته لوهانو کشید..لوهان افتاد رو مبل:یاااااا…من میخوام برم…شما هم بشینید اینقدر چرت و پرت بگید و ببینید تا جونتون دراد
کای به سهون اشاره ای کرد تا نزاره لوهان بره 
سهون:لوهان مگه ما چیکار کردیم که اینجوری ازمون فرار میکنی؟؟
لوهان:من فرار نمیکنم 
کای خودشو به لوهان چسبوند:ببین لولو…راستش…نمیدونم چه جوری بگم ولی…گی بازی واقعا حال میده…باور کن…تو هم که خوشگلی….
لوهان:کای…ولم کن 
سهون هم از اون طرف به لوهان چسبید و دره گوشش گفت:لولو…اگه باهامون همکاری کنی…واقعا بهترین رفیقه دنیایی…
لوهان با چشمای گرد به سهون نگاه کرد:چی داری میگی دیوونهههههه 
کای لباشو به گوشه لوهان چسبوند:واضحه…امروز باید بهمون حال بدی لوهان…در عوضش ما هم بهت حال میدیم..چطوره؟؟اینجوری هر سه میفهمیم چه رازی تو س.ک.س هست…
لوهان لرزشی کرد: کای..برو اونور بسه دیگه خیلی شوخیتون بامزه بود…ها ها ها…
ولی انگار سهون و کای تو یه عالمه دیگه ای بودن…
هر دو خودشونو به لوهان نزدیک تر کردن..لوهان اومد بلند شه که هر دو دستشو گرفتن…لوهان خیلی ترسیده بود:یااااا…بسه شوخییییی…من..درسام..مونده..میخوام برم…خواهش میکنم ولم کنید…
کای:لولو..کاریت نداریم کههه…دیوانهههه…
سهون آروم گوشه لوهانو بوسید:راس میگه..کاری نمیکنیم باهات..
لوهان کاملا بینه سهون و کای گیر افتاده بود…آروم پاهاشو تو خودش جمع کرد و آب دهنشو قورت داد…سهون گوشه راستشو میبوسید و کای گوشه چپشو…
لوهان خودشو تکون میداد:یااااا…ولم کنید..از این کارا بدم میااااد…
کای در یک حرکت لوهانو بغل کرد و به سهون اشاره کرد که درارو قفل کنه…
لوهان داد زد:یاااااا ولممم کننننن…کاااای…چیکار..میکنییییی؟!!! منو بزار زمیییییییییین!!!!
کای لوهانو برد اتاق خواب و انداختش رو تخت…لوهان کمرش درد گرفت و بلند شد و با لبای لرزون گفت:خیلی آشغالین…خیلیی…ولم کنین…میخوام برم…خجالت نمیکشین؟؟
کای:لولو…بزار کنار این بچه مثبت بازیارو…بزار حال کنیم این دو روزه رو…
سهون دره اتاقو بست و یه قوطی انداخت رو تخت بغل دسته لوهان..
لوهان وحشتزده به قوطی نگاه کرد:شما…بهترین دوستای منین…چطوری میتونید با من…یه همچین کاری..بکنید؟؟
سهون خندید:لولو مگه میخوایم چیکارت کنیم..بابا نترس احمققق…
کای از پنجره بیرون رو نگاه کرد و پرده ها رو کشید…
لوهان بلند شد و رفت سمته در و دستگیره رو چرخوند ولی در قفل بود…
یاااااااا…سهون بزار برررررم…
سهون رفت سمتش:لولو در قفله…از چیزی نترس قول میدم خوشت بیاد..
لوهان سهونو هل داد:درو باز کن سهون…حداقل از تو انتظار نداشتم…
سهون تعجب کرد 
کای سیگارشو خاموش کرد و لوهانو رو دو دستش بلند کرد و رفت سمته حموم 
کای:سهوون این دره حمومو باز کن 
سهون تعجب کرد:تو حموم میخوای…
کای:بیا درو باز کننننن 
لوهان:یاااا…میخواین باهام چیکار کنین؟؟ ترو خدا ولم کنین…
کای لوهانو هل داد تو حموم:خودتو حسابی تر تمیز کن لولو…
لوهان از زمین بلند شد و رفت سمته کای:یعنی چی!!! میخواین باهام چیکار کنین؟؟ برو کنار میخوام برم بیرووووون…
کای لپه لوهانو محکم کشید:فقط خودتو خوشگل کن لوهان…میخوایم همه با هم حال کنیم…
کای به چشمای وحشتزده ی لوهان نگاه کرد و دره حمامو بست و قفلش کرد…..

 

Print Friendly

347 Responses

    • بچه ها هر چقدر زور بزنید آجی سمی نمیتونه بهتون رمز بده چون سرش شلوغه ولی شایدم بتونه….حالا من رمز رو بهتون میگم……تمام قسمتها رمزش اینه…xoxo…..امیدوارم سمی ناراحت نشه…..

  1. واااااااااااااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دارم میمییییییییییییییییییییییییرممممممممممممممممممممممممممممممممممم لطفا این رمزو بفرست مردم از کنجکاااااااااااااااااااااااااااوووووووووووووووووووووووویییییییییییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif

  2. سلام دوست عزیز خواهش می کنم جوابم رو بده من تازه دارمم این داستانو میخونم شما توی قسممت اول رمزو گفتین ولی من وقتی میزنم ازم نام ککاربری با رمز می خواد میشه راهنمایی کککنید؟؟؟؟؟برا فیک های دیگه همم همین طوره ؟؟؟؟؟خواهشدممی کککنم راهنمایی ککنید

  3. :* :*slm…inam mese baqie alieeeeeeee
    ??mishe baram ramzaro befresti
    ([email protected])
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  4. من تازه شروع به خوندن فیکت کردم تا الان که با همه ی فیکا فرق داشت خیلی خوب بود میشه رمز همه ی قسمتارو وتسم بفرستی به جی میلم دستت درد نکنه ♥♡♥♡♥♡

  5. واااای خدای من….من که ازترس سکته کردم لوهان بدبخت که جای خودشوداره
    چقداین دوتانااااامردم…
    مرسی…3قسمت بعدی روواسم من نیس اصا
    میشه بگی چیکاکنم بیاد…میشه لطفارمزم ب ایمیلم بفرسی همینه ک نوشتم
    ممنون

  6. آقا جون من تو رو به خدا این تن بمیره من تف شم بچسبم به دیوار درسته دیر شروع به خوندن کردم ولی منم ادمم خو احساس دارم . تو رو خدا رمزو برام بفرس 09203058919

  7. Avatar for Admin ♛ Samira[email protected]@

    هیجانیه واقعا…من دلم واسه لوهان میسوزه این کای عجب آدمیه:(البته ذهن نویسنده خلاقه….باتوجه به داستان اخرین ارزو
    رمز لدفن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

  8. واااااای لطفا این رمزای این داستانو برام بفرس ب جی میلم لطفاااااااا هر چی [email protected]/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wow.gif

  9. واااااای لطفا این رمزای این داستانو برام بفرس ب جی میلم لطفاااااااا هر چی [email protected]

  10. سلام عزیزم من تازه سایتتو پیدا کردم محشره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    خیلی خوشم اومده
    اگه میشه همه رمزای این فیک رو برام بفرستی خیلی بهم لطف میکنی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif
    بی زحمت زود بفرست چون طاقت ندارم تو آمپاس بمونم!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif!!!!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    تو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    09351738940
    بازم خیلیییییی ممنونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  11. سلام خسته نباشی!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    فیکت محشره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    من تازه سایتتو پیدا کردم فوق العادس!!!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif
    میشه همه رمزای این فیک رو برام میفرستی؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif
    ازن ممنون میشم!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    اگه برام زود یفرستی لطف بزرگی میکنی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif
    09351738940
    بازم ممنون!

  12. سلام عزیزم بی زحمت رمزها رو واسم بفرست به ایمیلم ، میسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifفقط هرچه زودتر بهتر چون من همین امروز داستانت رو دیدم می خوام بخونم تا این جا که خیلی هیجانی بود

  13. سلام آجی…من خیلی تعریف این فیکو شنیدم…تازه شروع کردم ب خوندنش…خیلی باحااااااااااله…….میشه رمزاشو بهم بدی….قول میدم واسه همشون نظر بزارم…فقط توروخدا زود چون دارم دق میکنم از فضولی……مرسی جیمیلمم ک دادم …..مررررررررسی

  14. سلام آجی… داستانت خیلی قشنگه من تازه با اینجا آشنا شدم و میخوام داستان ها رو دنبال کنم
    یعنی واقعا اگه کسی این داستان رو نخونه نصف عمرش بر فناست!
    آجی جون من قسمت اول و دوم رو خوندم… تا اینجا واقعا عالی بود
    اگه میشه رمز همه قسمتا رو واسم بفرست به جیمیلم که دیگه نمیتونم صبر کنم واسه [email protected]

  15. سلام
    داستانت خیلی قشنگه
    من تازه با اینجا آشنا شدم و داستاناتو میخونم
    ممکنه رمز همه قسمتای اسن داستان رو بهم بدی؟
    ممنون
    لصفا به جیمیلم بفرست آجی جون

  16. سلام من از فیکاتون خیلیی خوشم میاد ماشاالله دست به قلمتون خوبه من قبلا این فیک رو میخوندم ولی یه مشکلی پیش اومد نتوستم بقیشو بخونم اگه میشه رمزای تمام قسمتارو برام بفرستید خیلی ممنون
    اینم شمارم:09172545766

  17. اینم ایمیلم زودتر بفرست.
    :[email protected]

  18. سلام سمیرا جون…. فک کنم این پنجمین نظریه که واسه این فیک میذارم ولی هنوز رمز به دستم نرسیده….. میشه کل رمزای فیکو بدین؟؟؟؟ خواهشا…… دیگه نمیدونم چند بار دیگه تو یه قسمت باید نظر بزارم….. ممنون میشم زودتر به جواب برسم:-)

  19. سلام تو درخواست رمزم نظر گذاشتم ولی نمیدونم اومد یا نه!؟!؟! اگه میشه به جیمیلم بفرستید رمزا رو لطفا…..خیلی بده بین داستان وقفه بیوفتههههه :-( :'(

  20. سمیرا جون زودتر بفرس اینرمزو دلم داره شور میزنه زود باش.
    ایمیلم:[email protected]

  21. سلام اونی سمیرا. وبت خیلی معرکه اس. به نظرم از وبسایت رسمی اکسو هم بهتره. فن فیکات که هیچی. من مردم و زنده شدم با فیک چشم های تو.
    میشه ازت درخواست کنم رمزای این فیکو بهم بدی؟؟؟ لطفا؟؟؟
    مرسی از وب عالیت

  22. سلام شما ک هیچ کدوم از رمزای اخرین ارزو رو بهم ندادین من تو خماری همه ی قسمتای رمز دار موندم لااقل میه رمزای اینو بدین؟
    من خسته نمیشم بازم ده دفعه دیگخ مث قبل پیام میدم
    شمارمم دادم ک تو وایبر بدین ایمیلم دادم [email protected]. 09301955203

  23. سلام رمزای اخرین ارزو رو ک هیچ کدوم رو نفرستادین من موندم تو خماری قسمتای رمزی خواهش میکنم لااقل اینو بفرستین. هم ایمیل دادم چن بار هم شمارمو ک تو.وایبر بفرستین من دیک دارم دق میکنم
    ولی خسته نمیشم بازم میدم
    [email protected] .com 09301955203

  24. مرسی باحال بود…خواننده جدیدم میشه برام رمزا رو بفرسی؟؟اینم جی میلم [email protected]

  25. وووای خداب لولومون رحم کنه آخه هردوتاباهم؟؟؟؟؟آجی رمزاروبزام [email protected]

  26. اجی سمی من رمز میخوام میشه رمز همه قسمتارو برام بفرستی وایبر و واتس اپم دارم اینم شمارم 09146306709 اجی تقریبا این چندمین باریه که من دارم برات درخواست رمز میزارم ولی تو رمزارو بهم نمیدی من قبلا رمزارو ازت گرفتم ولی از گوشیم پاک شدن واسه همینه که دارم درخواست میزارم اجی من از فیکت خیلی خوشم اومده و میخوام کامل بخونمش قول میدم حین خوندن هم برای هر قسمت نظر بزارم اجی خواهش میکنم برام بفرستشون مرسی

  27. وای !کای و سهون خیلی ..نمیدونم چی باید راجبشون بگمممممم الهی بمیرممم برای لوهانننننننننن

    من الان اشکم در میاد میشه زود رمزارو بفرستی به ایمیلم
    [email protected]

    ممنو میشممممممممممممم

    خسته نباشیییییییییییییییییییییییییی

  28. سلام آجی من تازه دارم داستانت رو میخونم میشه رمز قسمت های دیگه هم به شمارم بفرستی راستی داستانت خیییلی باحاله!!09385165383

  29. وااای این سهونو کایم ول کن نیستنا
    بیچاره لوهان داره سکته میزنه
    اجی قسمته بعد رمز داره,میشه تمامه رمزارو بم بدی؟
    ۰۹۳۸۴۹۲۹۷۳۵

  30. وای پس واقعا ببخشید عزیزم که اینطوری حرف زدم..ناراحت بودم اخه من چند من بار نظر میدادم و بعد که نظرام ارسال میشد مینوشت که نظراتتون بعد از تایید نشون میده(درست یادم نیست چی مینوشت) ولی بعد که میومدم میدیم نظرام نیست برای همین فکر میکردم پاکشون کردی اخه تو سایت های دیگه که نظرا پس از تایید نمایش داده میشه و وقتی نظر میدی تا وقتی که نظرا تایید نشده نظرت برات هست و فقط مینویسه درحال برسی یا هنوز تایید نشده نشده.درکل واقعا ببخشید عزیزم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif….و خیلی خیلی مرسی بابت رمز من برم بخونم../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif

  31. عزیزدلم دوست نداری بهم رمز بدی اشکالی نداره که..میتونی بگی که من دوست ندارم بهت رمز بدم ولی خیلی زشته اینطوری که هیچی نگی و هر نظری که میذارم رو بدون دلیل پاک کنی..برای خودم متاسفم واقعا که برای همچین ادم های نظر گذاشتم…

    • سلام دوسته عزیزم خوش اومدی واقعا معذرت میخوام به دلیل حجم بالای نظرات من هنوز نتونستم کامل چک کنم ما نظری رو اینجا پاک نمیکنیم خیالت راحت نظراتت باید توسط مدیریت تایید شه
      رمزارم فرستادم برات

  32. گلم دستت درد نکنه بابت داستانت..من تازه شروع کردم بخونم..تا اینجا که خوشم اومدش خداکنه تا آخرش نخاد مثل عشقی باشه خخخخ کای گناه داره خوب..
    گلم برام رمز و می فرستی.. ممنون میشم..رمزو به ایمیل می فرستی؟ از طریق وایبر چطوری ازت بگیریم؟

  33. سلام اگه میشه رمز رو بفرستید
    مرسی
    یه سوال نمیشه رمز همه قسمت های اینده رو که تا الان تو سایت کوجوده رو بفرستید؟
    یا یاید برا هر کدوم جدا گانه در خواست بدم؟

  34. خدا نسیب نکنه از این دوستا!!وای من دارم بجای لوهان سکته میکنم!
    اقا یه نفر بهش کمک کنه!!
    به لوهان کمک نمیکنید به منه عاجز کمک کنید من رمززززز میخوااااممممممممممم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: