387 بازدید

ep 2 (عشق بازی) love game

سلام سلام من اومدم با قسمته دوم ببخشید خیلی کمه میدونم ولی قسمته بعدی زیاده بچه ها این فیک مثله فیک آخرین آرزو نیست که آماده باشه و منم تند تند براتون بزارم من هنوز قسمته 4 رو ننوشتم پس ممکنه گذاشتنش طول بکشه خب برید بخونین در ضمن قسمته بعدی رمزداره و رمز به کسایی داده میشه که نظر بزارن برام  و رمز رو مثله سری های قبل با وایبر اس ام اس یا ایمیل ازم بگیرید 
 

صبح سهون چشماشو آروم باز كرد و سنگینیه چیزی رو روش احساس كرد چشماشو بازتر كرد و لوهانو دید كه روش خوابیده شكه شد و سعی كرد لوهانو از روش كنار بزنه یكم زور زد ولی لوهان بیدار نشد….مجبور شد صداش بزنه…
لوهااان…لوهاااان بیدار شووو…خرهههه له شدددم…
لوهان یه تكون خورد و چشماشو باز كرد و زمزمه كرد:چیهههه!!! 
سهون:یااااا…از روم بلند شوووو له شدمممم وزنت شده اندازه ی یه بوفالو اححححح 
لوهان به قدری شكه شد كه از از جا پرید و تعادلش از دست داد و دوباره افتاد رو سهون و خیلی ناگهانی لباش با لبای سهون برخورد كرد… هر دو با بهت و با چشمای گرد به همدیگه نگاه میكردن..تا اینكه لوهان سرشو عقب برد و با صورته قرمز به سهون نگاه كرد..اومد بلند شه ولی رو تختی به پاهاش پیچیده بود برا همین با هم افتادن پایین تخت ولی ایندفعه سهون بود كه افتاده بود روی لوهان….
لوهان آب دهنشو قورت داد و خیلی آروم گفت:ب.ببخش…من..بلد..نیستم..مثله آدم بخوابم…هه…
سهون سعی میكرد رو تختی رو كه گره خورده بود رو باز كنه:ع.عیبی نداره…فقط..این چرا باز نمیشه؟!!
لوهان مثله مجسمه به سهون نگاه میكرد:سهون..
سهون: هوووم..
لوهان:داری چه غلطی میكنی؟؟الان كای بیدار میشه 
سهون بلاخره روتختی رو از دوره خودش و لوهان دراورد…لوهان بلند شد و نشست:ااام…بازم…ببخش 
سهون خندید:عیبی نداره..كلی باهاش حال كردم 
لوهان با خشم گفت:چیییییییییی!!!! یااااااا صبر كنننننننن الان حالیت میكنم خرههههه 
كای بالشتو رو سرش گذاشت:یااااااا خفه شین…نفهمااا؟؟؟ خوابماااا مثلا!!!
لوهان:پاشو بابا كایییییی ظهره…خخخخ 
 
اون روز پسرا كلی خندیدن و كلی خوش گذروندن با هم هر كاری رو كه نمیتونستن انجام بدنو انجام دادن و برگشتن خونه ی سهون
سهون:هعییی بچه ها یكم كمك كنید اینجا رو جمع و جور كنیم…
كای:من كه حسش نیست..
لوهان:یاااا…مثله خر حال كردی الان باید كمك كنی،.
كای با بی حوصلگی بلند شد و هر سه شروع كردن به تمیز كردنه خونه….
ساعت ٤ بعد از ظهر بود كه هر سه با هم تخمه میخوردن و فیلم نگاه میكردن بازم از همون فیلم ها كه لوهان ازشون متنفر بود
لوهان خمیازه كشید:ببینم خسته نمیشید؟؟اینا كه همشون شبیه به همن !!!
سهون:برا من كه هیچوقت تكراری نمیشن…
لوهان با مشت كوبوند رو پای سهون:خیلیییی بیشعورییییی
سهون:چرااا؟؟؟ واقعا چرااا؟؟ من كه نمیتونم هیچ دختریو…
لوهان دوباره زد رو پای سهون:ادامه بدی میكشمت…
خیلی ناگهانی كای سواله عجیبی كرد:لوهان نظرت راجع به گی بازی چیه؟؟
لوهان و سهون هر دو جا خوردن
لوهان:چ.چی؟؟؟!
كای:چیه؟؟چرا اینجوری نگام میكنین؟؟؟ تا حالا عشق بازیه دوتا مرد رو ندیدین؟؟
سهون از خنده روده بر شد لوهان زد تو سره سهون:خفه شو ببینم این چی میگه…
كای:سوال پرسیدم دیگه جواب بدین 
لوهان:كای تو همه مدله خلاف كردی این یه كارت مونده فقط…
كای با كنترل زد تو سره سهون:اححححح لال شو یه دقههههه
صدای آخ و اوخه فیلم هم به خنده های سهون اضافه شده بود لوهان كنترلو گرفت و تی وی رو خاموش كرد:ای مرررررض دختره ی عوضی انگار مجبوره…احححح 
كای: لوهان اینجوری نگام نكن خواهشا…
لوهان:میخوای برات دست بزنم؟؟بگم عجب پسره خوبی!!!
سهون:وای بچه ها خودمو خیس كردم..تو رو خدا بسههه..
كای:هوووی سهون فك كردی من دارم شوخی میكنم؟!! من دوست دارم امتحانش كنم..شما چی؟؟
لوهان تند تند پلك میزد و به كای نگاه میكرد…
سهون با مشت زد به سینه اش:ای بابا…بسه كای دلدرد گرفتم…
لوهان سرشو تكون داد:واقعا خجالت آوره
كای:كجاش؟؟
لوهان پوزخند زد:هیچ جاش 
كای:من میرم دس به آب الان میام
كای رفت و لوهان همچنان تو بهت بود 
سهون:لولو چته؟؟ بابا حالا اون یه چرتی گفت  تو چرا اینجوری شدی؟؟؟
لوهان دستشو رو لباش كشید:سهون…
سهون:هوووم
لوهان:اون..اون دیده 
سهون:چیو؟!
لوهان:قضیه امروز صبحمونو… لبامون خورد به هم حتما ما رو دیده…
سهون خیلی آروم زمزمه كرد:لولو…احساس كردم تو هم از اینكار خوشت اومده…
لوهان به چشمای سهون نگاه كرد:چ.چی؟!
سهون به لبای لوهان چشم دوخت و خیلی آروم سرشو نزدیك تر برد لوهان با بهت به سهون نگاه میكرد قدرته گفتنه یك كلمه رو هم نداشت…
لبای سهون حالا خیلی به لبای لوهان نزدیك بود:لولو…تو..واقعا خوشگلی…
سهون اینو گفت و لباشو آروم رو لبای لوهان گذاشت….
لوهان مثله برق گرفته ها به سهون نگاه میكرد…
در باز شد و كای اومد و بهت زده به سهون و لوهان نگاه كرد:یااااا…چیكار میكنید؟؟
سهون سرشو عقب كشید:هه..هیچی كای میخواستم به لوهان نشون بدم كه گی بازی آنچنانم عجیب نیست…خخخخ 
كای خنده ی بلندی كرد و نشست پیشه لوهان
كای:خب حالا چطور بود؟؟
لوهان دستاشو رو لباش گذاشت این دومین بار بود كه قلبش به تپش میفتاد…نمیدونست چرا ولی دوست نداشت سهون لباشو برداره…
لوهان:اااام…ف.فقط میتونم بگم خیلی خرید..جفتتونم خرید…
سهون خندید:لوهان..بیخیال
كای:بیخیاله چی؟؟ بیاید حالا كه تنهاییم و فرصتشم هست به همدیگه حال بدیم..
لوهان؛چیییییییییییییی!؟؟؟!!
كای به سهون نگاه كرد و چشمكه خطرناكی بهش زد..
لوهان:من..من دوست ندارم..هه..میرم خونمون…درسام مونده…
سهون دسته لوهانو گرفت:كجاااا؟؟؟!!! 
لوهان:خونمون..یه شبه اینجام كار دارم همه درسام مونده…باید بخونمشون..
سهون دسته لوهانو كشید..لوهان افتاد رو مبل:یاااااا…من میخوام برم…شما هم بشینید اینقدر چرت و پرت بگید و ببینید تا جونتون دراد
كای به سهون اشاره ای كرد تا نزاره لوهان بره 
سهون:لوهان مگه ما چیكار كردیم كه اینجوری ازمون فرار میكنی؟؟
لوهان:من فرار نمیكنم 
كای خودشو به لوهان چسبوند:ببین لولو…راستش…نمیدونم چه جوری بگم ولی…گی بازی واقعا حال میده…باور كن…تو هم كه خوشگلی….
لوهان:كای…ولم كن 
سهون هم از اون طرف به لوهان چسبید و دره گوشش گفت:لولو…اگه باهامون همكاری كنی…واقعا بهترین رفیقه دنیایی…
لوهان با چشمای گرد به سهون نگاه كرد:چی داری میگی دیوونهههههه 
كای لباشو به گوشه لوهان چسبوند:واضحه…امروز باید بهمون حال بدی لوهان…در عوضش ما هم بهت حال میدیم..چطوره؟؟اینجوری هر سه میفهمیم چه رازی تو س.ك.س هست…
لوهان لرزشی كرد: كای..برو اونور بسه دیگه خیلی شوخیتون بامزه بود…ها ها ها…
ولی انگار سهون و كای تو یه عالمه دیگه ای بودن…
هر دو خودشونو به لوهان نزدیك تر كردن..لوهان اومد بلند شه كه هر دو دستشو گرفتن…لوهان خیلی ترسیده بود:یااااا…بسه شوخییییی…من..درسام..مونده..میخوام برم…خواهش میكنم ولم كنید…
كای:لولو..كاریت نداریم كههه…دیوانهههه…
سهون آروم گوشه لوهانو بوسید:راس میگه..كاری نمیكنیم باهات..
لوهان كاملا بینه سهون و كای گیر افتاده بود…آروم پاهاشو تو خودش جمع كرد و آب دهنشو قورت داد…سهون گوشه راستشو میبوسید و كای گوشه چپشو…
لوهان خودشو تكون میداد:یااااا…ولم كنید..از این كارا بدم میااااد…
كای در یك حركت لوهانو بغل كرد و به سهون اشاره كرد كه درارو قفل كنه…
لوهان داد زد:یاااااا ولممم كننننن…كاااای…چیكار..میكنییییی؟!!! منو بزار زمیییییییییین!!!!
كای لوهانو برد اتاق خواب و انداختش رو تخت…لوهان كمرش درد گرفت و بلند شد و با لبای لرزون گفت:خیلی آشغالین…خیلیی…ولم كنین…میخوام برم…خجالت نمیكشین؟؟
كای:لولو…بزار كنار این بچه مثبت بازیارو…بزار حال كنیم این دو روزه رو…
سهون دره اتاقو بست و یه قوطی انداخت رو تخت بغل دسته لوهان..
لوهان وحشتزده به قوطی نگاه كرد:شما…بهترین دوستای منین…چطوری میتونید با من…یه همچین كاری..بكنید؟؟
سهون خندید:لولو مگه میخوایم چیكارت كنیم..بابا نترس احمققق…
كای از پنجره بیرون رو نگاه كرد و پرده ها رو كشید…
لوهان بلند شد و رفت سمته در و دستگیره رو چرخوند ولی در قفل بود…
یاااااااا…سهون بزار برررررم…
سهون رفت سمتش:لولو در قفله…از چیزی نترس قول میدم خوشت بیاد..
لوهان سهونو هل داد:درو باز كن سهون…حداقل از تو انتظار نداشتم…
سهون تعجب كرد 
كای سیگارشو خاموش كرد و لوهانو رو دو دستش بلند كرد و رفت سمته حموم 
كای:سهوون این دره حمومو باز كن 
سهون تعجب كرد:تو حموم میخوای…
كای:بیا درو باز كننننن 
لوهان:یاااا…میخواین باهام چیكار كنین؟؟ ترو خدا ولم كنین…
كای لوهانو هل داد تو حموم:خودتو حسابی تر تمیز كن لولو…
لوهان از زمین بلند شد و رفت سمته كای:یعنی چی!!! میخواین باهام چیكار كنین؟؟ برو كنار میخوام برم بیرووووون…
كای لپه لوهانو محكم كشید:فقط خودتو خوشگل كن لوهان…میخوایم همه با هم حال كنیم…
كای به چشمای وحشتزده ی لوهان نگاه كرد و دره حمامو بست و قفلش كرد…..

 

Print Friendly, PDF & Email


351 Responses

  1. واااااااااااااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دارم میمییییییییییییییییییییییییرممممممممممممممممممممممممممممممممممم لطفا این رمزو بفرست مردم از کنجکاااااااااااااااااااااااااااوووووووووووووووووووووووویییییییییییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/g022.gif

  2. سلام دوست عزیز خواهش می کنم جوابم رو بده من تازه دارمم این داستانو میخونم شما توی قسممت اول رمزو گفتین ولی من وقتی میزنم ازم نام ککاربری با رمز می خواد میشه راهنمایی کککنید؟؟؟؟؟برا فیک های دیگه همم همین طوره ؟؟؟؟؟خواهشدممی کککنم راهنمایی ککنید

  3. من تازه شروع به خوندن فیکت کردم تا الان که با همه ی فیکا فرق داشت خیلی خوب بود میشه رمز همه ی قسمتارو وتسم بفرستی به جی میلم دستت درد نکنه ♥♡♥♡♥♡

  4. واااای خدای من….من که ازترس سکته کردم لوهان بدبخت که جای خودشوداره
    چقداین دوتانااااامردم…
    مرسی…3قسمت بعدی روواسم من نیس اصا
    میشه بگی چیکاکنم بیاد…میشه لطفارمزم ب ایمیلم بفرسی همینه ک نوشتم
    ممنون

  5. آقا جون من تو رو به خدا این تن بمیره من تف شم بچسبم به دیوار درسته دیر شروع به خوندن کردم ولی منم ادمم خو احساس دارم . تو رو خدا رمزو برام بفرس 09203058919

  6. هیجانیه واقعا…من دلم واسه لوهان میسوزه این کای عجب آدمیهsadالبته ذهن نویسنده خلاقه….باتوجه به داستان اخرین ارزو
    رمز لدفن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

  7. سلام عزیزم من تازه سایتتو پیدا کردم محشره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif
    خیلی خوشم اومده
    اگه میشه همه رمزای این فیک رو برام بفرستی خیلی بهم لطف میکنی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (66).gif
    بی زحمت زود بفرست چون طاقت ندارم تو آمپاس بمونم!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif!!!!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    تو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    09351738940
    بازم خیلیییییی ممنونم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (17).gif

  8. سلام خسته نباشی!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/yes-smiley.gif
    فیکت محشره/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    من تازه سایتتو پیدا کردم فوق العادس!!!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif
    میشه همه رمزای این فیک رو برام میفرستی؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (10).gif
    ازن ممنون میشم!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    اگه برام زود یفرستی لطف بزرگی میکنی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (15).gif
    09351738940
    بازم ممنون!

  9. سلام عزیزم بی زحمت رمزها رو واسم بفرست به ایمیلم ، میسی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gifفقط هرچه زودتر بهتر چون من همین امروز داستانت رو دیدم می خوام بخونم تا این جا که خیلی هیجانی بود

  10. سلام آجی…من خیلی تعریف این فیکو شنیدم…تازه شروع کردم ب خوندنش…خیلی باحااااااااااله…….میشه رمزاشو بهم بدی….قول میدم واسه همشون نظر بزارم…فقط توروخدا زود چون دارم دق میکنم از فضولی……مرسی جیمیلمم ک دادم …..مررررررررسی

  11. سلام آجی… داستانت خیلی قشنگه من تازه با اینجا آشنا شدم و میخوام داستان ها رو دنبال کنم
    یعنی واقعا اگه کسی این داستان رو نخونه نصف عمرش بر فناست!
    آجی جون من قسمت اول و دوم رو خوندم… تا اینجا واقعا عالی بود
    اگه میشه رمز همه قسمتا رو واسم بفرست به جیمیلم که دیگه نمیتونم صبر کنم واسه بقیش!karen.exo.lu@gmail.com

  12. سلام
    داستانت خیلی قشنگه
    من تازه با اینجا آشنا شدم و داستاناتو میخونم
    ممکنه رمز همه قسمتای اسن داستان رو بهم بدی؟
    ممنون
    لصفا به جیمیلم بفرست آجی جون

  13. سلام من از فیکاتون خیلیی خوشم میاد ماشاالله دست به قلمتون خوبه من قبلا این فیک رو میخوندم ولی یه مشکلی پیش اومد نتوستم بقیشو بخونم اگه میشه رمزای تمام قسمتارو برام بفرستید خیلی ممنون
    اینم شمارم:09172545766

  14. سلام سمیرا جون…. فک کنم این پنجمین نظریه که واسه این فیک میذارم ولی هنوز رمز به دستم نرسیده….. میشه کل رمزای فیکو بدین؟؟؟؟ خواهشا…… دیگه نمیدونم چند بار دیگه تو یه قسمت باید نظر بزارم….. ممنون میشم زودتر به جواب برسمsmile

  15. سلام تو درخواست رمزم نظر گذاشتم ولی نمیدونم اومد یا نه!؟!؟! اگه میشه به جیمیلم بفرستید رمزا رو لطفا…..خیلی بده بین داستان وقفه بیوفتههههه sad :'(

  16. سلام اونی سمیرا. وبت خیلی معرکه اس. به نظرم از وبسایت رسمی اکسو هم بهتره. فن فیکات که هیچی. من مردم و زنده شدم با فیک چشم های تو.
    میشه ازت درخواست کنم رمزای این فیکو بهم بدی؟؟؟ لطفا؟؟؟
    مرسی از وب عالیت

  17. سلام شما ک هیچ کدوم از رمزای اخرین ارزو رو بهم ندادین من تو خماری همه ی قسمتای رمز دار موندم لااقل میه رمزای اینو بدین؟
    من خسته نمیشم بازم ده دفعه دیگخ مث قبل پیام میدم
    شمارمم دادم ک تو وایبر بدین ایمیلم دادم fateme.villa@gmail.com. 09301955203

  18. سلام رمزای اخرین ارزو رو ک هیچ کدوم رو نفرستادین من موندم تو خماری قسمتای رمزی خواهش میکنم لااقل اینو بفرستین. هم ایمیل دادم چن بار هم شمارمو ک تو.وایبر بفرستین من دیک دارم دق میکنم
    ولی خسته نمیشم بازم میدم
    Fateme.villa@gmail .com 09301955203

  19. اجی سمی من رمز میخوام میشه رمز همه قسمتارو برام بفرستی وایبر و واتس اپم دارم اینم شمارم 09146306709 اجی تقریبا این چندمین باریه که من دارم برات درخواست رمز میزارم ولی تو رمزارو بهم نمیدی من قبلا رمزارو ازت گرفتم ولی از گوشیم پاک شدن واسه همینه که دارم درخواست میزارم اجی من از فیکت خیلی خوشم اومده و میخوام کامل بخونمش قول میدم حین خوندن هم برای هر قسمت نظر بزارم اجی خواهش میکنم برام بفرستشون مرسی

  20. وای !کای و سهون خیلی ..نمیدونم چی باید راجبشون بگمممممم الهی بمیرممم برای لوهانننننننننن

    من الان اشکم در میاد میشه زود رمزارو بفرستی به ایمیلم
    farzane_farzam@yahoo.com

    ممنو میشممممممممممممم

    خسته نباشیییییییییییییییییییییییییی

  21. سلام آجی من تازه دارم داستانت رو میخونم میشه رمز قسمت های دیگه هم به شمارم بفرستی راستی داستانت خیییلی باحاله!!09385165383

  22. وااای این سهونو کایم ول کن نیستنا
    بیچاره لوهان داره سکته میزنه
    اجی قسمته بعد رمز داره,میشه تمامه رمزارو بم بدی؟
    ۰۹۳۸۴۹۲۹۷۳۵

  23. وای پس واقعا ببخشید عزیزم که اینطوری حرف زدم..ناراحت بودم اخه من چند من بار نظر میدادم و بعد که نظرام ارسال میشد مینوشت که نظراتتون بعد از تایید نشون میده(درست یادم نیست چی مینوشت) ولی بعد که میومدم میدیم نظرام نیست برای همین فکر میکردم پاکشون کردی اخه تو سایت های دیگه که نظرا پس از تایید نمایش داده میشه و وقتی نظر میدی تا وقتی که نظرا تایید نشده نظرت برات هست و فقط مینویسه درحال برسی یا هنوز تایید نشده نشده.درکل واقعا ببخشید عزیزم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif….و خیلی خیلی مرسی بابت رمز من برم بخونم../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif

  24. عزیزدلم دوست نداری بهم رمز بدی اشکالی نداره که..میتونی بگی که من دوست ندارم بهت رمز بدم ولی خیلی زشته اینطوری که هیچی نگی و هر نظری که میذارم رو بدون دلیل پاک کنی..برای خودم متاسفم واقعا که برای همچین ادم های نظر گذاشتم…

    • سلام دوسته عزيزم خوش اومدي واقعا معذرت ميخوام به دليل حجم بالاي نظرات من هنوز نتونستم كامل چك كنم ما نظري رو اينجا پاك نميكنيم خيالت راحت نظراتت بايد توسط مديريت تاييد شه
      رمزارم فرستادم برات

  25. گلم دستت درد نکنه بابت داستانت..من تازه شروع کردم بخونم..تا اینجا که خوشم اومدش خداکنه تا آخرش نخاد مثل عشقی باشه خخخخ کای گناه داره خوب..
    گلم برام رمز و می فرستی.. ممنون میشم..رمزو به ایمیل می فرستی؟ از طریق وایبر چطوری ازت بگیریم؟

  26. سلام اگه میشه رمز رو بفرستید
    مرسی
    یه سوال نمیشه رمز همه قسمت های اینده رو که تا الان تو سایت کوجوده رو بفرستید؟
    یا یاید برا هر کدوم جدا گانه در خواست بدم؟

  27. خدا نسیب نکنه از این دوستا!!وای من دارم بجای لوهان سکته میکنم!
    اقا یه نفر بهش کمک کنه!!
    به لوهان کمک نمیکنید به منه عاجز کمک کنید من رمززززز میخوااااممممممممممم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *