137 بازدید

ep 2 (آخرین آرزو ) last wish

قسمت دوم

از دید سهون:
امروز تمرین داشتیم فوق العاده سخت بود من كه مردم تا بفهمم چی به چیه خیلی حالم بد بود رفتم و نشستم رو زمین نفسم بالا نمیومد چند تا مشت زدم به سینه ام لوهان اومد و كنارم نشست : سهون آب میخو..
نزاشتم حرفشو تموم كنه آبو از دستش گرفتمو تا ته خوردم
لوهان با دهن باز نگام میکرد:خواستم بگم دهنی بود
بهش نگاه كردم خندیدم:عیبی نداره آهو كوچولو
با بطری زد تو سرم دستمو گرفت و محكم پیچوند
لوهان:به من نگوووو آهوووو كوچولوووو الان كه كتك خوردی میفهمی نباید بگی
شروع كرد به زدنم و منم دستاشو گرفتمو آروم كوبوندمش زمین و رفتم روش
من از تو قوی ترم خوشگله
با تعجب نگام میكرد و نفس نفس میزد
از روش بلند شدمو تكیه دادم به دیوار لوهان هنوز رو زمین دراز کشیده بود و تند تند پلک میزد
چیه لوهان حالت خوبه؟حالا خوبه محكم نزدمت پسر پاشو
لوهان بلند شد و اومد كنارم نشست و به زمین خیره شد
چیه هیونگ باز قهر كردی؟دستمو انداختم دور گردنش و سرشو به سرم چسبوندم
بكی اومد و سرشو گذاشت رو پام و شروع كرد خودشو باد زدن
بكی:اح اح میخوام این كای رو خفه كنم وااای خیلی خسته شدم اوووووف
-خسته نباشی شما
بکی:یاااا من از همه شما بیشتر تمرین کردمااا
-بلی میدونم
بکی سعی میکرد انگشتشو تو گوشم بکنه
-هیییییییی نکن میزنمتااااا…..
با هم شروع کردیم به خندیدن
لوهان یهو پا شد
-تعجب کردم:كجا؟
لوهان:م..میرم شام فعلا
منو بکی براش دست تکون دادیم و لوهان رفت
بکی پوزخند زد:اینم با خودش درگیره ها
آه کشیدم و بطری خالی تو دستم نگاه کردم
بکی:سهون یه 5 مین همینطوری باش یکم بخوابم
– پاشو باباااااااا
بکی:فقط 5 مین
بعد دو دقیقه دیدم بكی خوابیده دلم نیومد بیدارش كنم منم همونجا خوابیدم
یك ربع بعد:
سه هون…اوه سهون پاشو چرا اینجوری خوابیدید؟
چشمامو باز كردمو دیدم چانی صورتشو جوری آورده نزدیك من كه نزدیك بود دماغش به دماغم بخوره
-چیه چانی اححح ترسیدم
چانی یه نگاه عاشقانه به بكی انداخت:نگاه ترو خدا مثل بچه ها خوابش برده
میدونستم چانی خیلی بكی رو دوست داره برام عجیب بود ٢تا مرد اینقدر همو دوست داشته باشن آخه مگه میشه پوزخند زدم:چانی خانمتو بردار ببر پام شكست
چانی بكی رو بغل كرد و برد و منم تركیدم از خنده
یه چند لقمه شام خوردمو رفتم تو اتاق و شروع كردم به خوندن كتاب لوهان اومد تو اتاق و درو محكم بست با تعجب نگاش كردم
-لوهان فك كنمااا فك كنم داشتم كتاب میخوندم
لوهان:هیییسس اصلا با من حرف نزن اعصابم خورده
كتابو بستم و رفتم سمتش و نشستم رو تختش
-چرا آهو كوچولو
لوهان سرشو بالا آورد و بهم نگاه كرد
-چیه هیونگ این روزا بدتر از من تو اصلا اعصاب نداری
لوهان:نمیدونم چمه سهون
-لوهان بگیر بخواب هیونگ زیاد فكر نكن مخت منفجر میشه خخخ
بهم خندید و چشماشو بست به صورتش خیره شدم
-ووووه چقدر خوشگلی لوهان
لوهان چشماشو باز كرد:چیزی گفتی؟
-نه نه بگیر بخواب پتوشو كشیدم روش و خودمم رفتم خوابیدم دست كشیدم رو سینم قلبم هنوز میزد …
پس فردا اجرا داشتیم و روز قبلش حسابی تمرین كردیمو آماده شدیم عرق كرده بودم بدجور تا خواستم برم حمام لوهان دستمو گرفت:سهون ترو خدا بزار اول من بررررم
-به چه دلیل؟
لوهان:چون…چون..چون من از تو بزرگ ترم
-بفرما هیونگ بزرگ
یه ربع بعد لوهان با حوله اومد بیرون و من رفتم بعد بیست دقیقه از حموم درومدم و دیدم لوهان خوابه همه پنجره هارو بستم و خوابم برد
ساعت نزدیكای ٦بود كه بكی بیدارم كرد دلم میخواست تمام زندگیمو بدم فقط بزارن بخوابم گیج و منگ رفتم دیدم بچه ها برا دستشویی صف بستن منه بدبختم رفتم ته صف انگار دی او تو دستشویی گیر كرده بود
كای:اااااحححح كیونگ سووو چه غلطی داری میكنی؟بدو تركیدیم
خوابم میومد سرمو گذاشتم پشت چانی و چشمامو بستم
لوهان با مشت کوبوند پشتم:هوی بی تربیت من از تو بزرگ ترما تو باید بیای پشت من
برگشتم نگاش كردم و پوزخند زدم
-كی گفته؟قد تو از من كوتاه تره
رفتم دره گوشش و گفتم:آهو كوچولو سره جات وایسا
لوهان اخم کرد:اصلا هم شوخیات بامزه نیستن اوه سهون
خلاصه كه تا ما برسیم دستشویی خودمونو خیس كردیم
یه چیزی پوشیدمو رفتم تو ماشین بكی و چانی هم اومدن پیشم
بكی:چانی حالم از مدل موهات به هم میخوره
چانی:تو بگو چه جوری درستش كنم عسلم؟
بكی:هر جور درست. میكنی درست كن غیر از این مدلی
چانی:چشم عسلم
از مكالمه ی این دوتا خندم گرفته بود چانی برگشت و نگام كرد
چانی:سهون تنت میخاره؟
-نه بابا باور كن به شما نمیخندیدم
چانی:آره منم باور كردم بكی انگار تنش میخاره لباساشو درار
-بابا من غلط كردمممممم
جفتشون ریختن سره منه بدبخت تا مثلا لباسامو دربیارن چانی یه چندتا ساعت رو بدن من درست كرد و بكی هم رو ده بر شده بود از خنده منم كه دیگه هیچی ….
بلاخره رسیدیم و رفتیم زیر دست آرایشگرا
آرایشگر:خب سهونی امروز میخوام مدل موهاتو خاص درست كنم دوست داری هواداراتو یه كوچولو خوشحال كنی؟
با بیحالی شونه هامو بالا انداختم:فقط آبی نباشه
مدل موهام اصلا برام مهم نبود چون خوشبختانه هر مدل و رنگی بهم میاد بعد از یه ساعت
آرایشگر:خب آقای خوابالو تموم شد
بی حوصله بلند شدم رفتم جلو آینه باورم نمیشد خدای من شده بودم مثل یه دلقك موهام رنگین كمونی شده بود
-این چه رنگیه زدی به موهای من؟
آریشگر:خیلی بی ذوقی خیلی هم قشنگه
یكم نكاه كردم به آینه بدم نبود
یه بلیز بافت سفید پوشیدم با یه جین و یه كلاه سفیدم سرم گذاشتم و رفتم جلو آینه قدم اصلا به سنم نمیخوره یكم ژست گرفتمو دیدم كریس مات و مبهوت داره نگام میكنه دوست داشتم همونجا ناپدید شم سرخ شدم
كریس:پسسسر موهات خیلی باحال شدههه
-باحاله؟به نظرم زیاد جالب نیست
كریس:بیا بقیه بچه ها هم ببیننت
رفتم بیرون و بچه ها همه اومدن سمتم چانی اومد دست بزنه به موهام كه خودمو عقب كشیدم
چانی:خب بابا فهمیدم خوشت نمیاد
خندیدمو برگشتم و چشمام گرد شد لوهان وایساده بود رو به روم فوق العاده زیبا شده بود موهاشو قرمز كرده بود و تی شرت سفید تنش بود با یه جین مثل ابله ها داشتم نگاش میكردم
اومد جلو:واااای سهون موهات خیلی خوب شده میخوام دست بزنم
بكی هوار زد:لوهان سهون از اینكار خوشش نمیاد
دلم میخواست كفشمو درارم محكم بكوبونم تو سره بكی
لوهان به قیافه ی ابلهانه ی من نگاه کرد:چیه چرا اینجوری نگام میكنی؟
رفتم دره گوشش:عجب آهویی شدی
لوهان افتاد دنبالم و بچه ها همه روده بر شدن از خنده
یكم از بچه ها دور شدیم لوهان نفس نفس میزد :
س..سهون وایسا كاریت ندارم نفسم بند اومد
رفتم سمتش
-چی شد آهو كوچولو؟چه زود خسته شدی
لوهان:خسته نشدم آقای دلقك فقط داریم از بچه ها دور میشیم
رفتم دستشو گرفتم لوهان پرید و دستشو عقب كشید
-چی شد؟نكنه برق دارم
لوهان سرشو انداخت پایین:نه شوكه شدم خخخ
خندم گرفت رفتم یكم اذیتش كنم دستمو انداختم رو شونش
-خب اینورا آهو خوشگلارو شکار میکنن میدونستی؟
لوهان:سهون خفه شو
-خو آهویی دیگهههه خخخخ
لوهان:اگه من آهوام تو دلقكی اونم از نوع بی ریختش
-من بیریختم؟دس شما درد نكنه…حالا خوبه بهت نگفتم گوریل اینقدر ناراحت میشی
لوهان:سه هون ببند
-چشم آهوی بی اعصاب
لوهان:آدم نمیشی سه هون نه به مننننن نگوووووو آهووووووو؟
-چشم آهو كوچولو..اوا از دهنم پرید
لوهان:خفه شو دلقك زشت و بدتریب و بیشعور
-خیلی نامردی بدتركیب و بیشعورم بهم اضافه شد؟
لوهان یه كم من من كرد:سهون..
-بلی
لوهان:شوخی كردمااا ناراحت نشی خخخخ
-ناراحت!!
لوهان یهو دستمو گرفت:یعنی ناراحت شدی؟؟
با تعجب بهش نگاه كرد:اهم اهم یه كوچولو
لوهان دستشو از تو دستم بیرون كشید و سرخ شد: ببخشید
-عممرا نمیبخشم
لوهان عصبانی شد:چییییی؟؟؟؟نبخشششش…اصلا خاك تو سره بی جنبت كنن دلقك مسخره
-باشه بابا باشه غلط كردم خخخخخخ چقدر عصبی بودی تو خبر نداشتم
لوهان تند تند راشو گرفت و رفت
-یاااااا آهووووو كوچولوووو كجا میری؟؟صب كن دیوونهههه
Print Friendly, PDF & Email


50 Responses

  1. ببین کاش تا آخر همینجوری تو سر و کله هم میزدم منم اینقدر گریه نمیکردم حالم بد شه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifولی خداییش من هرت این موهای رنگین‌کمان سهون رو میبینم خنده م میگیره خخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gifهیچ وقت نفهمیدم فازش چیه خخخ

  2. خیلی باحال بود این قسمت …. کلی از دست کاراشون خندیدم …. من انقدر این رنگ موهای سهونو دوسش داشتم …. خیلی بانمک شده بود …. اصلا این سهون میگه اهو کوچولووووووو من کلی ذوق میکنم چه برسه به لوهان …… مررررررررسی عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  3. من میخوام لوهانو ببلعم….بعد دوباره نوشخارش کنم…./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/drool-smiley.gif
    اخه این چه وضعشه!!!!با این توصیفات دیگه اهویی واسه من نمیمونه که/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifهمه میخورنش!!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/ice.gif
    اجی مرسیییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gifعاولییییییییییییییییییییییییییییی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (54).gif

  4. عالییییییه :yes: با اینکه فقط دو قسمتش خوندم جوگیر شدم :rotfl: ادامه بده بهترینی
    اونی اگه میشه رمز بفرستی ایمیلم ممنونت میشم :inlove:

  5. عجب وضعیتیههههه به خدااااا همش این دوتا دارن دعوا میکننن با با این دوتا که دست بکیولم از پشت بستن امید.ارم هر چه زود تر دعواها شون تمومممممم شههه دارم عصبی میشمممممممممم

    اه…اه…..حالم داشت بهم میخورد از طرز حرف زدن چانیول لوسسس :-/ :-/

    ممنوننننننننننننننننننننننننننننننن

  6. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.. میخوام این سهونو بکشمااااااااااااااااااااا…مردم از خنده .مرسی عالی بود.اجی من بعدیو بوخونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *