EP 17 (شکست) BREAK

خببببب اینم از داسی زود گذاشتم نه؟؟خخخخ برید بخونید منم برم نظرارو ج بدم اگه نظری جا موند ببخشین 

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

04532843082849229499 EP 16 (شکست) BREAK

به دستام نگاه کردم یخ زده بود باورم نمیشد اگه بابا و مامانم اینجا منو با سهون میدیدن کارم زار بود بلند شدم و خیلی جدی گفتم:من شمارمو نمیدم
پلیس:نترس پسره خوب الان میترسی بعدها ازم تشکرم میکنی
-من نمیخوام کسی برام دل بسوزونه
پلیس:من اجازه نمیدم دو تا گ.ی راه بیفتن تو پارک ها و با هم هر کاری خواستن بکنن
-من که گفتمممم دیگه سمته این پسر نمیرممم
پلیس:صداتو بیار پایین پسره ی بی تربیتتت
سهون دستمو گرفت:لوهان بشین
آروم نشستم و با اخم به سهون نگاه کردم: یعنی چی سهوون مامان بابام بیان اینجا بدبخت میشم میفهمییی؟؟؟
سهون:هووووف…تنها راه از اینجا بیرون رفتن همینه لوهان…نگران نباش بازم فراریت میدم…
-سهون دارم دیوونه میشممم چرا هیچی برامون جور درنمیااااد
سهون:چون جفتمون پسریم…
-لعنتیییی…
پلیس:میگین یا بفرستمتون یه جا دیگه!
سهون:من کسی رو ندارم آقا…مادر و پدرم ترکم کردن و تنها زندگی میکنم…از ده سالگی خودم کار کردم اگه باور نمیکنین میتونین بیاین خونمو ببینین
پلیس به سهون نگاه کرد: عجیبه قیافت آشنا میزنه
سهون ابروهاشو بالا برد:ولی من اولین بارمه شمارو میبینم
پلیس:خب تو شمارتو بده
چاره ای نبود شماره ی خونمونو بهش دادم و اونم زنگ زد از بخت بدم سریع مادرم گوشی رو برداشت
پلیس:سلام خانم از اداره ی پلیس زنگ میزنم پسرتون لوهان پیشه ماس لطفا سریع خودتونو برسونید

سهون زمزمه کرد:قوی باش لوهان من کنارتم
-دیگه همه چی تموم شد سهون فکر نکنم بتونیم همدیگه رو ببینیم
سهون:این حرفارو نزن لوهان من…
سرمو بلند کردم و به چشماش که برق میزد نگاه کردم:تو چی
سهون زمزمه کرد:مثله سایه مواظبتم
لبخند کمرنگی زدم
بعد از بیست دقیقه پدرم درو باز کرد و وارد شد هیچی برام مهم نبود سرمو پایین انداخته بودم که پدرم رو به روم وایساد و داد زد:بلند شو وایساااااااا
با اکراه بلند شدم و رو به روش وایسادم
پدرم کشیده ی محکمی زیر گوشم زد چیزی نگفتم فقط به زمین نگاه کردم
بابا:کصافتتتتتتت
پلیس:آروم باشید آقا پسرتونو نمیتونید با کتک ادب کنید باید باهاش حرف بزنید
بابا:حرف؟؟؟ چقدر حرف بزنمم؟؟؟ باور کنید من هر کاری که میکنم هر بدبختیی که میکشم فقط به خاطره این احمقههههه…
پلیس:بشینید لطفا
بابا:نمیتونم بشینم فقط میخوام بدونم به چه دلیلی پسره منو اینجا آوردین؟؟
پلیس: بشینید
آروم یه گوشه نشستم و دستامو لای موهام کردم سهونم سعی میکرد از جلو چش بابام دور شه ولی نمیتونست
بابا:آقای پلیس من تا الان پام به همچین جایی باز نشده بود که این پسره ی احمق با این کاراش منو وادار به اینکارا کرده
پلیس: لطفا آروم باشین…بلاخره بچه ها کاره خطا هم میکنن
بابا:ولی پسره من اینجوری نبود آقای پلیس پسره من درس میخوند و هدفش این بود پزشک بشه خیلی نقشه ها براش داشتم ولی این پسررررر
پدرم انگشتشو به سمت سهون گرفت:باعث شد تمام آرزوهام به باد برن
سرمو بلند کردم:تقصیره اون نیست بابا همش تقصیره خودمهه
بابا:ساکت شووو که کارت زاره
پلیس:خب پسرتونو ما به اینجا آوردیم چون داشت یه کاره غیر قانونی انجام میداد
بابا:غیر قانونی؟؟؟
پلیس:من باید اینو به شما بگم چون شما پدرشی آقا پسره گلتون داشتن این پسر رو تو پارک عمومی میبوسیدن
با این حرفش احساس کردم یخ زدم حتی جرات نداشتم سرمو بلند کنم
بابا:دارید شوخی میکنید مگه نه؟
پلیس:این کار شوخی نیست آقا گ.ی بودن تو کره ی جنوبی جرم سنگینی داره میتونن تو خونه اینکارو بکنن ولی بیرون جلوی عموم نه
مادرم که از اون اول فقط به یه نقطه خیره شده بود سرشو بلند کرد:باورم نمیشه
پلیس:نیازی نیست نگران شین و خیلی هم بهش سخت نگیرین فقط باهاش صحبت کنید و ببرینش پیش یه مشاوره کتک زدن راه درستی نیست
مادرم سمتم اومد و با گریه گفت:این بود!!! این بود جواب همه ی زحمتای ما مگه نه!! لوهان واقعا از اینکه پسرمی شرمنده ام….
مادرم رفت و درو محکم بست
پلیس:خواهش میکنم از کتک استفاده نکنین ما الان از ایشون یه تعهد میگیریم که اگه بار دیگه اینکارو انجام بده اونوقت مجازات میشه
بدون هیچ حرفی امضا کردم و به سهون خیره شدم…یعنی همه چی تموم شد! یعنی دیگه قرار نیست سهونو ببینم!
پدرم:برو تو ماشین منم میام
 از در بیرون رفتم و سوار ماشین شدم مادرم همچنان گریه میکرد خیلی بی تفاوت بهش گفتم:مامان گریه نکن
مامان:دهنتو ببنددددد
-مامان من اون پسرو نبوسیدم داشتیم شوخی میکردیم یهو پلیس سرکله اش پیدا شد
مامان:لوهان…ازت این یه چیزو انتظار نداشتم…
-مامان گفتم که همش الکیه من گ.ی نیستم
مامان:حیف اون صورته قشنگت نیست که اینجوری داری در اختیاره اون پسره ی….میزاری
-مامان اینقدر بهم این حرفارو زدی که اعتماد به نفسم کم شده و شدم مثله دخترا…من نمیتونم از کسی مراقبت کنم…اگه با یه دختر بخوام دوست بشم همش ترس دارم نکنه نتونم از پسش بربیام…مامان شما منو نابود کردین…
مامان:لوهان فکرشم نمیکردم اینکارو بکنی
پدرم دره ماشین رو باز کرد و نشست پشت فرمون:از اون پسره ی حروم زاده هم شکایت کردم امروز فردا حالشو جا میارن
چشمام از تعجب گرد شد:چیییی!! شما چیکار کردییییین؟؟؟ اون تقصیری ندارهههه باباااا
بابام برگشت و خواست دوباره بزنه تو گوشم که مامانم دستشو گرفت:نکن اینکاروو
-باباااا منو له کن اما اون پسر گناهی ندارههه به خدا راست میگممم…بابا خواهش میکنم شکایتتو پس بگیررر بابا
بابا:تو به فکره خودت باش که میکشمت
-بابا منو بکشش ولی اون هیچکسو نداره بابا همش تقصیره من بود باور کن اون پسره خوبیه
پدرم حرکت کرد دره ماشینو میکوبیدم و بلند داد میزدم پدرم مجبور شد نگه داره:لوهان به خدا میگیرمت جلو اینهمه آدم میزنمتاااا اونوقت تحقیر میشی پسره ی نفهمممممممم
-بابا شکایتتو پس بگیر اگه پس نگیری فرار میکنم همین الان دیگه هم خونه برنمیگردم
بابا:داری منو تهدید میکنیییی!!!
-بابا دارم خواهش میکنمممم
بابا:لعنتیییی اون پسر چی داره که اینجوری دوسش داری؟؟؟
-بابا من دوسش ندارمممم اون فقط بهترین دوست منهه
ماما:برو شکایتتو پس بگیر من کم آوردم
بلاخره بعد از کلی خواهش و اصرار پدرم شکایتشو پس گرفت کل راه سرمو به شیشه چسبونده بودم و تو فکر بودم…دلم میخواست با سهون باشم…فقط با اون…

رسیدیم خونه و من سریع رفتم تو اتاقم و درو بستم گوشیمو یواشکی برداشتم و بهش زنگ زدم
سهون:الو لوهان
-سهون چی شد؟؟؟
سهون:هیچی آزادم کردم الان تو خونه ام تو چی
-منم تو اتاقمم…سهون چه جوری ببینمت؟
سهون:میام میبرمت
-نمیشه سهون پنجره ام قفله کلا نمیتونم از پنجره بیرونو نگاه کنم
سهون: باورم نمیشه کاش اونکارو نمیکردیم
-سهون حالم خوب نیست یکم میخوابم بعد بهم زنگ بزن
ازش خداحافظی کردم و گوشی رو قطع کردم…

دو هفته بعد…

گوشه ی اتاقم نشستم و به برگ های نارنجی و زرد خیره شدم…خیلی غم انگیزه احساس میکنم زمین و آسمون دارن به حالم گریه میکنن….تقریبا دو هفته اس تو اتاقم زندانیم پدرم منو کلاس های مختلف ثبت نام کرده و هر روز با پدرم از این کلاس به اون کلاس میرم تا بلکه آدم شم…روزای سختی دارم خطم و گوشیم توسط پدرم ازم گرفته شد و اینترنت خونه هم برای همیشه قطع شد…واقعا من چطوری زنده ام!! تقریبا دو هفته اس هیچ خبری از سهون ندارم…از کسی که در حد مرگ دوسش دارم…شاید اون منو فراموش کرده! نه امکان نداره منو فراموش کنه…اون منو به این روز انداخته اون منو عاشقه خودش کرده مگه میشه فراموشم کنه!!!
همه ی کارم شده بود از پنجره بیرونو نگاه کردن به امید اینکه…شاید بیاد….سهون تو که آدرس خونه ی مارو بلدی پس چرا نمیای!! چرا نمیای و منو با خودت ببری!! من هرثانیه منتظرتم…تا شاید ماشینتو پایین ببینم…

در باز شد و مادرم وارد شد:پسره قشنگم زود حاضر شو میخوام بریم بیرون
زمزمه کردم:من نمیام…خودتون برید
ماما:اوا چرا عشقه مامان؟؟
-مامان من بچه نیستم باورش کن التماست میکنم باهام مثله بچه رفتار نکنننن
ماما:باشه عزیزم حالا بلند شو لباسایی که تازه خریدیمو بپوش باید بریم بابات یه جای خوب تو کره رو رزرو کرده
دوباره به کوچه نگاه کردم اثری از سهون نبود لباسامو پوشیدم و نشستم عقب ماشین
بابا و مامانم به هم نگاه کردن و بلاخره بابام گفت:لوهان…
تو فکر بودم
بابا:لوهاان
به خودم اومدم:بله
بابا:پسرم تو از رانندگی خوشت نمیاد؟
-نه
بابا:تو پسری باید اینجور چیزارو دوست داشته باشی
سرمو به شیشه چسبوندم: من هیچی دوست ندارم بابا
بابا:درست میشی پسرم…به حرفمون گوش بده ما صلاح تو رو میخوایم…
-منم هیچ مقاومتی نکردم بابا…هر کلاسی خواستین منو نوشتین من که چیزی نگفتم
ماما:ببینم الان مشکلت چیه عشقم؟؟
زمزمه کردم:من مشکلی ندارم
بابا:به خاطره اون پسره اس آره؟
-بابا گفتم که مشکلی ندارم میشه بریم؟من خیلی گشنمه
کل راهو سکوت کرده بودیم بارون شروع کرده بود به باریدن…دلم گرفته بود نمیتونستم خودمو کنترل کنم اشک هام آروم آروم رو گونه ام میریخت…قلبم درد میکرد دلم برا سهون تنگ شده بود اینقدری که میخواستم فقط یه ثانیه ببینمش……شمارشو حفظ بودم فقط نمیدونستم چه جوری باید بهش زنگ بزنم چون مادر و بدرم همه جوره کنترلم میکردن…
اون شب شام رو تو سکوت خوردم و از بخت بدم عموم و خانواده اش هم اونجا بودن…
عموم:عههههه شما هم که اینجایینن
سرمو بلند کردم و به زن عموم و عموم نگاه کردم
زن عموم لپمو کشید و خندید:لوهاااان چرا اینقدر خوشتیپ میشی روز به روز
زن عموم به دخترش اشاره کرد که بیاد سره میزه ما
زن عمو: لوهان بزا سویون هم اینجا بشینه عزیزم
بدونه اینکه بهش نگاه کنم یکم از نوشابم خوردم
سویون:لوهان چقدر ساکتییی
پوزخند زدم:سلام دختر عمو خوبی؟
سویون:مسخرهههه…الان خیلی احساس بانمکی بهت دست داده نه!
-من از اون اولشم بانمک بودم نه!!
سویون:ایشششش
پسر عموم جونگده نشست رو به روم:سلام لوهااان خوبی؟؟ کم پیدایی چقدررر
-سلام جونگده بد نیستم…تو چطوری با درسا چه میکنی؟
جونگده:میخونم دیگه دو سه ترم دیگه مونده تموم کنم تو چی دانشگاه رو چیکار کردی؟ اصلا قراره چیکار کنی آینده؟
-هووووف حالا خیلی مونده جونگده فعلا نمیخوام بهش فکر کنم
سویون:لوهاااان ازدواج چی! ازدواج نمیکنی؟؟
-نه من هنوز بچه ام
سویون:ولی لوهان هر چقدر سریع تر ازدواج کنی بهتره
جونگده:من که خوشم نمیاد از ازدواج هووووق
سویون:یاااا اگه دختره خوشگل باشه پولدار باشه چی؟؟؟
جونگده:بازم هووووق
بعد از دو هفته یه کوچولو خندیدم:حالا دعوا نکنین هم تو زن میگیری هم تو شوهر میکنی
سویون:اهم…منظورت چیه؟؟؟
-منظوری نداشتم واقعیتو گفتم….

اون شبم تموم شد دوباره رو تختم دراز کشیدم و به سهون فکر کردم یعنی کجا بود! چیکار میکرد دلم شور میزد نکنه اتفاقی براش افتاده!! سعی کردم به چیزی فکر نکنم شایدم فراموشم کرده….
بالشتمو بغل گرفتم و چشمامو بستم وخوابیدم…….

طبق معمول ساعت ۵ صبح بلند شدم و به پنجره نگاه کردم خندم گرفت حتی ۵ صبح هم منتظرش بودم….
در باز شد و پدرم وارد اتاق شد:لوهان بابا بیدار شدی؟
سرمو تکون دادم
بابا:بگیر بخواب
تعجب کردم:چی!
بابا:بخواب امروز باید استراحت کنی
-بابا…
بابا:بله
-میشه گوشیمو بهم برگردونی؟
بابا:هنوز بهت اعتماد ندارم…میخوای بازم به اون پسره زنگ بزنی؟؟
-نه بابا اون پسره ناپدید شده
بابا: لوهان به حرفه من گوش بده من پدرتم
چاره ای نبود دوباره رو تختم خوابیدم دلم شور میزد……….

 

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

88 Responses

  1. چرا قیافه سهون واسه ی پلیسه آشنا بود …… چرا این بچه اینجا انقدر مرموزه ….. پدرو مادر لوهان چیمیگین این وسط ….. الان یعنی پسرشون درست میشه ….. روانی شدم از دستشون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif

    مرررررررررررررسی عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

  2. سمیرا جون.ممنون.من واسه این قسمت انقدر گریه کرم.نمی دونم واسه قسمت بعد قطره اشکی مونده بریزم؟؟؟حتی وقتی چیز گریه داری هم نیست من گریه می کنم….http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifکلا با خودم در گیرم سر این داستان.

  3. من دیدم نسبت به خانواده لو عوض شد. نه مثله اینکه اینا همچین بدم نبودن.
    و من باز هم میگم این پسره سهون یا لی هیونمین یا هرچیزه دیگه ای ادم خوبی نی.
    کلا خیلی ادم خوبی بنظر میرسه ولی یه جوریه، اووووف نمیدونم والا

  4. بیچاره رو چیکار کردن انگار اسباب بازیه هی میکشنش این کلاس هی میکشنش اون کلاس آدم وقتی حالش اینجوریه پرفسور هم یاد بهش درس بده هیچی یاد نمی گیرهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  5. سهون کو؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    ینی کجاس؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    چیکار میکنه؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    هیییییییحححححححححح نکنه لوهانو کلا ول کرده؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifواااااااااااااااااااااای

    یا نکنه حتی رفته باشه با یکی دیگه؟؟؟ جییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif

    مرسیییییییی من برم بعدیییییییییییییی جیییییییییغغغغغغغغغغغغغغhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gif

  6. سهون کو؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    ینی کجاس؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    چیکار میکنه؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    هیییییییحححححححححح نکنه لوهانو کلا ول کرده؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gifواااااااااااااااااااااای

    یا نکنه حتی رفته باشه با یکی دیگه؟؟؟ جییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif

    مرسیییییییی من برم بعدیییییییییییییی جیییییییییغغغغغغغغغغغغغغhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (33).gif

  7. اقا من با سه هون مشکل ندارم هاااا اتفاقا خیلی هم دوستش دارم . کلا من همه اعضا رو از اوله اول یه اندازه دوست داشتم تااااا حالا
    اجی نزنی هاااااا ولی بیشتره بیشتره بیشتر بهش مشکوک شدم …. از دست بابای لوهان خودشو قایم می کرد !!!! ولی شاید اون همه هم پسر بدی نباشه یعنی ته حسم اینو بهم میگه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    یعنی سه هون کوحاست تو این دو هفته ؟؟؟ اگه هوو بیاره سر لوهان من یکی دو شقه اش می کنم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (60).gif
    ولی کم کم داره حساس میشه قصیهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif

  8. میگم تو مملکت شما نوکیا عهد بوق در دسترس نیست یکی بگیری برا همچین مواقعی خیلی به درد میخوره تو فیلمای ما که همینجوریههههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif

  9. سه هون خیلی مشکوک شدهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (51).gif
    الهی بگردم بچه هام جدا شدن هققققققققhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    نکنه سه هون رفته با یکی دیگه؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ینی پلیسه میشناختتش؟0.0
    شاید بازم پلیس گرفتتش با یکی دیگه؟هقققققققققققققق
    ممنون^^

  10. ای واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی منننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن سهون مشکوک میزنه خیلیییییییییییییییییییییییییییییی

  11. آقا نت نداشتن بد دردیه..http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif.اصن آدم افسرده میشه… نتش قطه هیییییی…این دختر عموعه چه خودشو میجسبوند…چه گیر داده به لوهان ککک بابا این بشر هنوز بچس بچههههه

  12. باز چه خوابی برای لوهان دیدن؟؟؟ چرا باید استراحت کنه؟؟ لوهان لوهان!لوهان وای لوهان دیگه تو اکسو نیست مثله یه کابوس میمونه….مرسی اجی خیلی دپرسم امیدوارم اخبارشو که میزاری حالمو بهتر کنه

  13. ممنون ک گذاشتیییییی
    اوخهههههه لوعانم چقد اذیت میشه
    مامانو باباش عین ٣ساله ها رفتار میکنن
    ولی خوب پدرو مادرن دیگ…درکشون میکنم خخخخخخخ

  14. من آمده امممممم باز ^____^
    اوف چه حالی داد بعده ی هفته درسو،اتاقو،دبیر بیای بریک بخونی
    خیلی قشنگه آجی ممنوننننننننننن
    فقط این مامان بابای لوهان.چشونه؟دیوونه شدن؟
    اوفففففففففف چنه منم که همیشه تو داستانات هست سمیرا.اصلا روحم شاد میشه هر دفعه نکه عشقممممممممممم درس خونم هست :))
    خیلی گناه داره لوهان
    سهون چرا نمیاد حالا اه.:|
    ممنوننننننننننن مثه همیشه عالیی بوسسسسسسسسس

  15. لوهان وعضش دیگه از بدبختو بیچاره هم گذرونده……سهون کجا رفت؟اول که اسمشو عوض کرد بعدش پلیسه بهش گفت قیافش اشناست حلا هم که ناپدید شده…..لطفا زوتر ادامهههههههه……عالی بود مرسیییییییییی……http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/09.gif

  16. عررررر اجی قراره چه اتفااااقی بیوفته سمیییییرااا قراره جونمونوبه لبمون برسونی نع=||||||¿؟¿؟!
    عررر زود تر بذااار…
    سهون کجایی=|||

  17. Valla maman o babash zud bakhahidanesh,,, mikhay man hamin Alan be shukhi na hatta jedi begam lesam kole khanevade mano bebaran kanune eslahe nojavanan…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    .in sehun e aldang baz kojast? In bacharo vel karde donbale che kariye az lulu vajeb tar????http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/20.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif

  18. حالا اگه پلیسای ایران بودن جای مامان باباهه میزدن هر دو رو فلج میکردن http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif
    سهون نه خیانت کرده نه لوهان رو فراموش کرده فقط منتظر یه فرصت که بیاد لو رو از دست این پدر مادر عصاب خورد کنش نجات بدهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/01.gif
    پس بکهیونم کی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیاد؟؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    دستت درد نکنه سمیرا عسلی…عالی بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/05.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/27.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/32.gif

  19. این سهون کجا غیبش زده…..
    از اولشم میدونستم لوهانو اذیت میکنه….
    آخه اینم زندگیه که لوهان داره….
    کلا داستان خیلی غمگینه من همش غصه میخورم هر وقت میخونم…..
    خیلییییی خووووووب بووووود مرسیییییی
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  20. من یا خودمو میکشم یا بابای لوهانو احححح دیگه شورشو دراورده
    سهون کدوم….هستی آخه پسر این لوهانه بخت برگشته داره بال بال میزنه تورو ببینه کجاییییییی؟
    آجی من از بس حرص خوردم این قلبم درد میکنه
    ممنونhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  21. واییییییییییی…اونییییییییی…مرسی که زودی گذاششششتییی….عالیییییییییییییییی بوووووووووووود….
    فقط ادامه رو هم مثل این زود بزاااار!مرسییی!خیلی برای ادامه کنجکاوم!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  22. اوخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی لوهانمممممممممممممممممممممممممممممم بمیرم براش با این مامان باباهه چی میکشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif نکنه سهون خلافکاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عززززیزززمممممممممممممممممممممم خلافکاری بهش میادhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gif مغسی اجی عالیییییییییییییییی بود

  23. من———-» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/17.gif
    لوهانی————» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    سهونی———–» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gif
    بابای لوهانی———–» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    احساس من به کل این ماجرا———-» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    احساس من به آجی سمیرا————–» http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/31.gif

  24. چه عجب این بار باباعه نگرفتش زیر مشت و لگد http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    دست پلیسه درد نکنه با این سفارشاتش! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif
    سهون کجا غیبش زده؟؟؟
    زودتر این ادامه رو بزار تا تلف نشدیم ما http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/01.gif

  25. سهون سهون سهون ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/16.gif
    من ب نظرم سهون خیانت نکرده. رفته ی نقشه ای چیزی بکشه تپلللل ! بعد ب حالت سوپر سهون ( همون سوپر من خودمون!! ) میپره میاد لوبیارو می نجاته ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gif
    این سویون چی میگه ؟! ازدواج چی ؟ ازدواج می کنی ؟ ایشششش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif
    خوب شد این آقای پلیس گور ب گوری سفارش لوهانیو ب باباش کرد و گرنه این بابای نیمه محترمش داده بودتش زیر دستگاه پرس !http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/07.gif
    مرسی اونیییی من ذوق مرگگگگ !http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifمفسی ک زودی گذاشتی ! عالییییی بووود! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    ادومه ادومه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

  26. واااااااای اجی من مردممممممممممم هققق هققققققق
    هونهانممممممممم چی شدن؟؟؟الان دوحالت وجود داره یا سهونیم خیانت کرده کلا بیخیال شده یا اتفاقی براش افتاده که درهرصورت من به فنا میرمم….
    مغسیییی اجی گلممم مثل همیشهههه عاااااالی بود♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
    ادامه رو یکم زودتر بذار تا من دق نکردممممم مغسییییی خسته نباشی اجی جوونم♡♡♡♡

  27. به جان خودم من جا لوهان بودم یااینارو میکشتم با خودمو
    ههههههههههههههههههههق
    ای وای نکنه سهون خلافکاره
    مرسی عزیزم عالی بود مثل همیشه..خسته نباشی اجی جونم..ایشالله بعدی هم زودی میزاری
    خخخخخخخخخخخخخخhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/04.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/30.gif
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: