EP 15 (شکست) BREAK

سلامی دوباره خوبین؟من با بدبختی تمام دارم این داسی رو میزارم خخخخخخ اگه بعضی جاهاش ایراد داشت ببخشین ^____^ راستی بازم میگم که قسمت های رمزدار فقط به خواننده های ثابت داده میشه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

26884202112138667751 EP 10 (شکست) BREAK

صبح چشمامو باز کردم و دوباره بستمشون چه خوابه خوبی بود سهون پیشم بود منم تو بغلش خواب بودم دستمو رو سینه اش میکشیدم و از ذوقم نخودی میخندیدم….تو فکره خوابم بودم که یه نفر آروم لبامو بوسید..سریع چشمامو باز کردم و چشمم به سهون افتاد که داشت بهم میخندید اولش گیج بودم دوباره چشمامو بستم سهون بوسه ی دیگه ای به لبام زد و وحشتزده بلند شدم و رو تخت نشستم 
سهون خندید:سلام عزیزم صبح به خیر
سریع بلند شدم و از پنجره بیرونو نگاه کردم
سهون:عزیزم دنبال چی میگردی؟
آروم رو تخت نشستم:سهون هنگم 
سهون:چرا عشقم؟ 
-نمیدونم…تو چرا اینجایی؟؟
سهون:به خاطره تو اومدم دیگه
-میدونم میدونم الان برو دیگه مامانم اینا بفهمن منومیکشن
سهون:آخه من تو رو چه جوری ول کنم برم؟
-سهون…من زود میام بیرون…تو برو از کارتم عقب نیفتی
سهون:مامانت و بابات رفتن نیستن…
-رفتن؟؟تو از کجا میدونی؟
سهون: ماشینتونو دیدم…
-هووووف…باشه بمون…فقط کمکم کن اینجارو یکم مرتب کنم…
سهون سرشو تکون داد:باشه 
سریع با هم اتاق رو جمع و جور کردیم ساعت نزدیکای ٢ بود که سهون پنجره ها رو بست و خندید:عزیزم…من باید برم شب دوباره میام پیشت…
آه کشیدم:باشه سهون مواظب خودت باش 
سهون بهم زل زد سعی کردم به چشماش نگاه نکنم….
سهون:منو نگاه کن
زمزمه کردم:برو سهون…دیرت میشه
سهون:چرا نگام نمیکنی عشقم؟ از من بدت میاد؟
لبخند زدم و به چشماش خیره شدم…رازی تو چشماش بود یا من با دیدن چشماش لرزه به تنم میفتاد
سهون خندید:دوستت دارم 
سریع سرمو پایین انداختم تا صورتش و چشماشو نبینم:من..منم دوستت دارم…
سهون لباشو نزدیک لبام آورد و لبامو بوسید
سرمو برگردوندم:برو سهون…
سهون با حرص شونه هامو گرفت و تکونم داد:چرااااااا؟؟؟!! چرا لوهاااان مگه دوسم ندارییییی مگه عاشقم نیستییییی؟؟؟ 
-سهون آروم باش…
سهون:اگه دوسم نداری بهم رک بگوووو…تو حتی نگامم نمیکنی…چرا؟؟ از من بدت میاد؟؟ ازم میترسی؟؟ خب بگووو
-هووووف هیچ کدومه اینا نیست سهون من فقط…میدونی هنوز گیجم…آخه چطور ممکنه دوتا پسر عاشق هم بشن
سهون:حالا که میبینی ممکن شده…
-باشه آروم باش من…من معذرت میخوام…بیا یه بار دیگه همدیگه رو ببوسیم…
سهون سرشو تکون داد:من باید برم میترسم برات دردسر درست کنم…
-نه سهون اینجوری نرو ناراحتم میکنی
سهون لبخند کمرنگی زد: راست میگی…باید بیشتر بهش فکر کنیم…من دارم میرم 
دستشو گرفتم و بهش خیره شدم:سهون اینحوری نباش…من منظوری نداشتم 
سهون:میدونم عزیزم…دیگه اینکارو نمیکنم…قرل میدم ناراحتت نکنم 
دستمو دور گردنش انداختم و لبامو به لباش چسبوندم 
سهون منو از خودش دور کرد:لازم نیست این کارارو بکنی…من از هیچی ناراحت نیستم…حالا میتونی درو باز کنی؟
بغض گلومو فشار میداد آه بلندی کشیدم و زمزمه کردم:میخوای بری؟
سهون:آره عشقم…دلم برات تنگ میشه 
-باشه…برو…ولی من برعکسم دلم اصلا برات تنگ نمیشه…حالا برو و تنهام بزار 
سهون:عشقم آخه چرا اینجوری شدی؟ ببین تو الان تو وضعیتی هستی که خودتم نمیدونی چی میخوای…تنها بمون و خوب فکر کن…آره بهت حق میدم دوست شدنه دو تا پسر کاملا مسخره اس ولی من مشکلی باهاش ندارم…من عاشقتم…پس خوب فکر کن بعد بهم جواب بده 
آه کشیدم:اگه جوابم منفی باشه چی! اونوقت میری سراغه یکی دیگه!!
سهون:نه…نمیرم لوهان 
-نمیدونم نمیدونم هنوزم هنگم دارم دیوونه میشمممم…این رابطه ی مسخره ی من و تو قراره تا کجا پیش بره!!؟
سهون: من تو رو دوست دارم بیا بامن زندگی کن لوهان
-باز زد به سرت!! 
سهون:جدی میگم…تو اون خونه با هم زندگی میکنیم…من و تو با هم 
خندیذم: من اینارو به مامانم و بابام گفتم که به این روز افتادم دیگه…
سهون:خب من الان چیکار کنم؟من میخوام کنارت باشم 
-برو خونت منم اینارو راضی میکنم نگران نباش…
سهون:خواهش میکنم اینقدر منو شکه نکن خوب روش فکر کن 
-باشه سهون 
سهون لباشو گوشه ی لبم گذاشت و بوسید:عاشقتم
آه بلندی کشیدم و محکم بغلش کردم
سهون خندید:خودتم الان نمیدونی دقیقا چته
موهای سرشو نوازش کردم:از یه طرف دیوانه وار دوستت دارم…از یه طرفم یاد این میفتم که این رابطه هیچ سرانجامی نداره…برا همین خودمم گیج شدم…هه
سهون:نگران نباش درستش میکنم…
لبخند زدم 
سهون لبامو بوسید دستمو دوره گردنش انداختم و باهاش همکاری کردم…خیلی لذت بخش بود مشغول بوسیدنه هم بودیم که احساس کردم یه نفر داره دستگیره ی در رو میچرخونه……
اینقدر ترسیدم که رو زمین افتادم سهون بلندم کرد:نگران نباش خودم درستش میکنم…
در بلاخره باز شد و مامانم با چشم های کرد وارد اتاق شد…
ماما:لوهان….
-مامان بزار توضیح بدم 
ماما:مگه بابات نگفت حق نداریی با دوستات رفت و آمد کنییییی!!!
سهون:آآ…سلام…من سهون هستم دوسته صمیمی لوهان
مامانم یه نکاه به سرتا پای سهون انداخت:خوشم باشههه چشمم روشنننننن دوستت با هلی کوپتر تشریف آورده اینجا!!
-نه مامان 
مامانم هوار زد:پس چه جوری اومدهههههه؟؟؟؟؟؟
سهون سرشو پایین انداخت
-مامان یه دقه داد نزن دوستم نگرانم شده بود اومد منو ببینه همین 
ماما: لوهان من واقعا نمیدونم تو کی قراره آدم بشی…
سهون:خانم همش تقصیره منه لوهان خیلی اصرار کرد نیام ولی من حرف گوش ندادم معذرت میخوام 
-ببین پسر جون لوهان باید پزشک بشه باید منو سربلند کنه تو فامیل…ما تا حالا تو خانوادمون پسره تنبل احمق نفهم نداشتیم پسره من قبلا اینطوری نبود فقط تو اتاقش یه گوشه مینشست و درسشو میخوند اما الااااان از وقتی که با شما دوست شده درسو کنار گذاشته یه ریز تو فکر میره و حواسشم پرته…٢۴ ساعته هم خونه ی شماس من نمیخوام پسرم اینجوری باشه لطفا نزدیک پسره من نیاااا اون با تو فرق میکنه من نمیدونم شما از چه خانواده ای هستی ولی از اولین روزی که لوهان پاشو تو مدرسه گذاشته خودم دوستاشو براش انتخاب کردم الانم نمیزارم پسرم بدبخت بشه فهمیدی؟؟؟؟
سهون:ولی…ما که کاره خلافی نمیکنیم فقط با هم بیرون میریم همین من از این پسرای لات نیستم که دربارم اینجوری فکر میکنین
از رو تخت بلند شدم:سهون برو بیرون بعدا حرف میزنیم 
ماما:حرف میزنی؟؟؟تو بیخود میکنییییی جرات داری بازم با این پسر بگرد اونوقت خودم میفرستمت کانادا اونجا درس بخونی دسته این پسره هم بهت نرسهههه فهمیدی یا نهههه
دیگه واقعا عصبانی شدم:بسه مامان بسهههههههه دیگه دارم دیوونه میشم از دستتون…من دختر نیستمممممم چرا باهام مثله دخترا رفتار میکنیییید خسته شددددددم…اصلا جفتتون برید بیروووون نمیخوام کسی رو ببینممممم برید بیروووون میخوام تنها باشم….
سهون دستشو رو شونم گذاشت:لوهان…آروم باش
ماما:دستتو به پسره من نززززن…پسره من هیچوقت باهام اینطوری حرف نمیزد هیچوقت….ولی تو باعث شدی سرم داد بزنه
سهون:خانم من مگه چیکار کردم!! 
بلند شدم:برید بیرون نمیخوام کسی اینجا باشه 
سهون گوشیشو از رو میز برداشت و رفت بیرون 
ماما:لوهان عزیزممم
سرمو رو تخت گذاشتم و زمزمه کردم:فقط…تنهام بزارین
همه رفتن بیرون و تنها شدم….گوشیم زنگ میخورد به زور برش داشتم
-الوو
سهون:لوهان من واقعا معذرت میخوام همش تقصیره من بود منو ببخششش 
-چیزی نشده سهون تو کجایی؟
سهون:من تو پارکم خیلی دلم گرفته 
-فک کنم تا یه ماه اینجا زندانیم 
سهون:من میارمت بیرون نگران نباش عشقم…
-نمیشه سهون فراموشم کن بای
گوشی رو قطع کردم و شروع کردم به گریه کردن حالم از همه چی به هم میخورد از خودم این اتاق حتی مامان و بابام…
سهون دوباره به گوشیم زنگ زد با حرص گوشی رو برداشتم:چی میگیییی
سهون:لوهان من نمیتونم فراموشت کنم چرا اینقدر نامردی
-سهون وقتتو سره من هدر ندههه دیدی که مامانم چی گفت باید درس بخونم و دکتر شم تو هم برو پی زندگیت و منو فراموش کن…
سهون:اما…اما من دوستت دارم…من عاشقتم…تو هم منو دوست داری مطمعنم…
بغض کردم:آره دوستت دارم ولی چاره چیه! من و تو به درد هم نمیخوریم سهون ما دوتا اشتباهی عاشق هم شدیم….فراموش کردنه من یه هفته بیشتر طول نمیکشه من دیگه از اون دانشگاه میام بیرون و تو هم هیچوقت دنبالم نیا سهون فهمیدی!! فکر کن لوهانی وجود ندارهههههه 
گوشی رو قطع کردم و تا میتونستم گریه کردم…………
The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

118 Responses

  1. این لوهان… من الان گریه کنم؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif نمیخواااااااااااااااممممممممhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    پس این چه مامان بی درک و بی شعوری داره ایشششششششششhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    ای خداااا… لوهاااااااااانhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    این چه مامانیه؟؟ ایششش خب بفرستش کانادا بعدشم سهون بره کانادا دیگه این دفعه دست مامانش بهشون نمیرسهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

    ولی فعلا که نمیفرستهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    مرسیییییی

    واقعا فکر قلب منم بکن به خدا گناه دارمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif

  2. اقا مامان لوهان کم مونده طفلی بچه رو قورت بده که !!! مادر جان خونسرد باش ریلکس ریلکس ریلکس تر http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (25).gif
    ولی اون جمله رو خیلی باحال گفت ….. دوستت با هلی کوپتر تشریف اورده http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif
    من قسمت به قسمت نومودونم چرا به سه هون دارم بیشتر مشکوک میشم !!!! دلیل داره ایا ؟؟؟ حس درسته ؟؟؟ نادرسته ؟؟؟ هیچ کدوم ؟؟؟؟ همه موارد ؟؟؟؟
    نکنه لوهان میره کانادا ؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/6543a6e2a35774bc91e39188b028d1f5.gif

  3. واه واه واه…. عجب خانواده ای داره… دوستاشم مامانش انتخاب میکنهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    بسم ال…. دیگ من موندم از اول مدرسه تا الان برای بچه دوست هم انتخاب کردن..خدا رحم کنه بیخود نیست بچه اینجوری شده هااااا…

  4. سلام اجی من ماه پیش حدودیشو خوندم از فیکت و خوشم امد اما چون با گوشی بودم و وقتمم کم بود نتونستم نظر بزارم الان امدم نظر بزارم
    وباید بگم ک واقعا عالیه خیلی خیلی خیلیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (10).gif

  5. خاندم خاندم …. بسی تووووووووووپ …. لولو رو بگیرم بکشم عایا؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (32).gif …. اجی ببخشید من برا همه ی قسمتا نظر نمیزارما بخدا سختمهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak  (24).gif

  6. آاااااااااااجی…..خ قشنگ بوووود…..ببخشید ک من نت ندارممممممم نمیشه بیام بخونم……آقا خ دردناک بود….دلم سوخت….جون من اگ رمز داشت بهم بده….بازم ببخشیددددددد نظرندادم.:'(

  7. اه مردشور مامان لوهانو ببرن چقد رو مخه لعنتی
    ابجی داستانت فوق العادس ولی این مامانه رو باید حسابشو برسم به بچه ی من توهین میکنه???
    تو فقط به من ج بده این داستان پایان خوشی داره یانه??

  8. اوووووووف من چرا فک میکنم عشق سهون واقعی نیس؟ امیدوارم اشتباه فک کنم
    این مامان لوهانو بزنم فکشو بیارم پایین والااااا
    مرسی عزیزمممم

  9. واییییی من عاشق این دوتا عاشقو معشوقم…
    سهون چقد لوهانیمو لوس میکنه
    اه مامان بابای لوهان دارن حرصمو درمیارن…الان میرم خفشون میکنم…خو بزارین بچه راحت ب زندگیش میرسه..والاااااااا
    مممنون اونی خیلی قشنگ بود..خسته نباشیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  10. نههههههههههههه این نامردیهههههه..این بیمعرفتیههههههههههههه لولووووووووhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    نکن این کاروووووووووووhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    نه نموخاااااام آجیییییییی…عجب مامانه الاغییییییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  11. واییییی نظرم ثبت شد بالاخره http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gifآجی من نظر میذاشتم اما وقتی فرستادن دیدگاهو میزدم میگفت رمز امنیتی رو اشتب وارد کردی ولی من درست وارد کرده بودمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gifخلاصه به این دلیل یکی دو قسمت اگه نظر نزاشتمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gifداستانت عالیه فایتینگhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

    • اوخیییییییییییی
      آجی نظرت ثبت نمیشه رفرش کن کد جدید بده بهت و اینتر هم نزن هیچوقت رو ثبت نظر کلیک کن
      قربونت عزیزمممم

  12. 1_لوبیا تکلیف خودشو و سهون و ما خاننده ها رو مشخص کنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    2_سهونی بره عخششو بنجاته. چ میدونم برش داره ببره خونه خودش ( ک ب نظرم همینطور میشه ) http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    3_مامان بابای لوهان برن بمیرن !http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    4_از آبجی سمیرا ب شدتتت تشکر میشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    5_من واقعا اعصاب ندارم! لوبیا چقدداره اذیت میشه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    هیچی دیگه اینجوریاس فعلا O_o

  13. هووووف این مامانه چقد سیستم دفاعیش فعاله؟؟؟مگه جن دیده؟؟؟سهوم بیچاره هییییی…لوهانم دیه زیادی ناز میکنه مگه سهون چی کم داره؟؟؟…..مرسییی عخشممممم

  14. واه واه واه عجب مامانی داره :|||
    دکتر شه نچ نچ خخخخ
    سهون همش قصدش درست کردنه ولی خب موفق نیست :|||
    مررررسی آجی جووونم

  15. ههههق هههقققق اخه چرا این دو تا ی روزه خوش ندارررن هههق
    واای از دسته مامانه لوهاننن هر چی تونست ب سهونه خخخخ گفتتت اههه بده بده بدددد
    مرسی اجییی عالی بووود منتظر ادامشم

  16. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    لوهانننن الهی بمیرم واستتتتتتتتتتتت….خب خودتم مقصری..ی کم رو کارات فکر میکردی کار ب اینجا نمیکشید!
    هعیی الهی بمیرممممممممممممم
    چقدر بد حرف میزنه مامانه لوهان..سهون و خورد!اح اح
    مرسی آجیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  17. واااااا لوهان یه چیزی میگیا آخه چطوری فراموشت کنه??
    مرسی عزیزم عالی بود
    من قسمت قبلی رو هم خوندم ولی هر کاری کردم نظرم فرستاده نشد

  18. واای اونی الان گریه امممممممم گرفتهههههه بدرقممم چقدر دلم برای سهون میسوزهههhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مامانه رو اعصابمه بدرقممممم هققققhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اجی مغسییییی عالیییییی بووود مثل همیشه خودت هوای هونهانممممم رو داشته باش بووووسhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  19. وای من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    خیلی قشنگ بود..
    اخی لولو گناه داره از هیچی شانس نداره بچم..
    وای اجی ترخدا زود زود بزار اینو…دارم خل میشم….
    هههههههههههههههههههههههههق
    ممنون عزیزممممممممممممممممممممممممم
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  20. از این سهون داره خوشم میاد… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    منلی میباشد… خخخخخخخخخخ
    اوخیییی.. چرا اینقد همسرمو اذیت میکنه اون عفریته!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    لوییه من خوب شو دیگه من فدات شم… سهونی نجاتت میده!! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مرسیییی آجی سمی پیشیش جونکم… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  21. سمیرا…
    هق هق.. چرا اینجوریه؟ چرا لوهانی اینهمه اذیت میشه؟ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    سمیرا زود قسمت بعدی رو بزاااار… این داستانو زود زود بزار ببینیم اخرش چی میشه اخه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
    سمیرا من رمز میخوام.. سمیرا چرا دیگه منو دوست نداری http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    من برم محو بشم تو افق اصلا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif
    قبلش شمارمو بزارم بعد برم محو بشم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    09336721995

  22. اوخیییییییییی من الان حال روحیم خوب نیس هههققققققققق ابن داستان با روح روان من بازی میکنه ولی عاشقشم
    لولو سهون بمیره برات آخه چرا تو همه ی داستانا انقد بدبختی
    ولی کار لولو بچه بازی بود که به سهون گفت فراموشم کن
    ممنوووووون آجی

  23. یعنیا دوس دارم این مامان بابای لو رو از وسط نصف کنم…مثلا اسم خودشون رو هم گذاشتن پدر مادر با فرهنگ که خوبی بچشونو میخوان -_- اوفففففف جدایی شروع شد دیگه از همین الان..اه اه اه…
    دستت درد نکنه سمیرا جونی…عالی بود عزیزم مثل همیشهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  24. وایییی اووونیییی اهههه…خیلییی بدهههههه…نههههههه….
    نباید اینجوری میشدددد.ااهههه..
    اونی دلم خیلی برا لوهان و سهون میسوزه…
    اونی ادامه رو یادت نره…سعی کن زودی بزاری…
    فایتینگ☆

  25. نننننننننننننننن….
    لوهان پیاده شو باهم بریرم….
    چی چیو فراموشم کن…
    باخودت گاز میدی پاتو از رو گاز برادار ببینم….
    سهون توهم باید عینه کنه بچسبی بهش…
    مرسی اجی عالی بود…
    اجی اگه رمزی کردی ب شمارم بفرس 09305956306
    چون من نمیدونم چجوری باچته کارکنم…
    اگه بتونی کمکم کنی عالی میشه…
    راسی اجی اگه میشه بهم تک زنگ بزنی شمارت بیفته داشته باشم…. اگه خواستی….
    ممنونممممممممممممم

  26. واااااااااا …این چه وضعشه؟؟؟؟ مغزم الان هنگه….این لوهانم درگیره خب زودتر میگفتی این سهون بدبختم شده عروسک خیمه شبازی…اصنم ازخانوادشون خوشم نمیاد…..متنفرم از این خانواده ها ….. دستت درد نکنه در ضمن خیلیم دیر میذاری اصن فجیه دیر میذاری اونوقت انتظار نظرم دارییییی؟هق هق….اینطوری پیش بره دیگه اصن نظر نمیذارم مطمئن باش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif مرسییی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  27. اهه اخر چیکاره لولو دارن والا الان با دخترا اینطوری رفتار نمیشه از یه طرف هم خوب شد لولو دکتر شه بعدا به عشقه اولش برسه ..سریال کره ای زیاد دیدم خخخخخخخ…مرسی عجقم بووووووس

  28. وای نههههههههه …لولو این حرفا چیه می زنی ؟؟!!! ههههههههههق .. ینی چی فراموشم کن .. چه جوری دلت میاد این جوری حرف بزنی .. بیچاره سهون http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اون جا که مامانه تو اتاق بود خیلی طبیعی بود .. حرفاش واقعا درست بود .. لولو از وقتی با سهون آشنا شده تو یه عالم دیگس http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif خوب بچم عاشق شده چی کار کنه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    خیلی قشنگ بود سمیرا جون .. منتظر قسمت بعد هستم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  29. چرا لوهان تکلیفشو با خودش روشن نمیکنه خودشم نمیدونه چی میخواد

    این روزا حالم زیاد خوب نیست پشت سر لوهان شایعه خیلی زیاد شده
    دوست ندارم شایعه ها رو باور کنم ولی اگه لوهان از اکسو بره واقعا دیگه
    از غصه دق میکنم امسال خیلی بلا سرشون اومد طاقت این یکیو دیگه
    ندارم کاشکی زودتر خوب بشه
    مرسی که داستانو گذاشتی دلم میخواست سر خودمو گرم کنم حواسم پرت شه
    فکرای بد نکنم
    خیلی قشنگ بود مرسی
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: