192 بازدید

EP 13 (شکست) BREAK

سلام برو بچ من آمدم با قسمت 13 فقط یه نکته چون اکثریت لولوی لوس دوست ندارین من گریه هارو حذف کردم ولی بعضی جاها لازمه که لولو گریه کنه که حس به شما منتقل بشه بفرمایید ادامه

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون

 امشب كارم زاره سهون بابام منو ميكشه
سهون:آخه مگه چي به مامانت گفتي؟
-بهم گير ميده انگار من زندانيشونم…ميگه باهات نباشم از خونه بيرون نرم…خسته شدم سهون
سهون:ببينم تو دعوا كردي؟
-نه…فقط گفتم من پسرم و ميخوام هر جايي كه دوست دارم برم
سهون:خب
-ميدوني سهون خانواده ي ما زيادي سخت گيرن اصلا غير قابل تحملن…الان به خاطره اين جمله بابام لهم ميكنه
سهون پيشونيمو بوسيد:نميزارم كسي بهت دست بزنه
خنديدم:جك ميگي؟ اون باباي منه
سهون:هر كي ميخواد باشه نميزارم بهت دست بزنه
دستمو رو پيشونيش گذاشتم: تب كه نداري
سهون: من نميخوام ناراحت باشي
دستامو دوره گردنش انداختم و بغلش كردم:سهون برام مهم نيست چقدر قراره امشب تنبيه بشم مهم اينه كه كله روزو قراره پيشت باشم…
سهون لبخند زد: اگه تو تنبيه بشي من ميميرم
-گفتم كه معم نيس تازه تنبيه بدني موردي نيس من اصلا اونو نميگم تنبيهايي كه خيلي برام سختن
سهون:خب اونارو بيخيال الان چيكار كنيم؟
خنديدم:نميدونم
سهون دوباره به صورتم زل زد: تو واقعا خوشگلي…مخصوصا وقتي كه رو تخت ميخوابي و نگام ميكني
سريع بلند شدم و نشستم:اهم…بريم بيرون؟
سهون خنديد و آروم گونمو بوسيد
شكه شدم دستمو رو صورتم گذاشتم
سهون:ناراحت شدي؟
سرمو پايين انداختم:شكه شدم
سهون زمزمه كرد:دوستت دارم
لبخند زدم و به لباش خيره شدم سهون لباشو به لبام نزديك كرد…آروم چشمامو بستم و برخورد لباشو حس كردم…..
مشغوله بوسيدنه هم بوديم كه گوشيم زنگ زد
لبامو با كلي خجالت از رو لباش برداشتم و سرمو پايين انداختم
سهون نفس عميق كشيد:گوشيتو جواب نميدي؟
هول شدم و گوشيمو برداشتم و آروم گفتم:الو
بابام پشته خط بود از ترس زبونم بند اومده بود
-الو بابا
بابا:لوهان كجايي؟
-خ.خونه دوستم
بابا:سريع بيا خونه
-بابا آخه….
بابام فرياد زد:وقتي ميگم سريع بيا خونه بگو چشممممممممممم
آروم گفتم:باشه بابا الان خودمو ميرسونم…
گوشي رو قطع كردم و به سهون كه با نگراني نگام ميكرد خيره شدم
سهون:بابات چي ميگفت؟
آه كشيدم:خيلي عصباني بود سهون
سهون: چيكار كنيم لوهان؟
لبخند كمرنگي زدم:هيچي فقط بايد سريع برم خونه
سهون:باشه باشه حاضر شو خودم ميرسونمت
لباسامو يكم مرتب كردم كولمو انداختم پشتم:من آماده ام
سهون سوييشرتشو پوشيد و با هم سوار ماشين شديم
كله راه تو فكر بودم واقعا از اينكه قرار بود دعواهاي خونه رو تحمل كنم ميترسيدم
سهون: عشقم ميخواي بيام خودم بهشون توضيح بدم
-نه سهون فقط منو زود برسون خونه بايد تكليفمو با اينا مشخص كنم
سهون ده دقيقه اي منو رسوند دم خونمون
-ببخش اذيتت كردم
 سهون:من…ميترسم اذيتت كنن
خنديدم:سهون حالت خوبه؟ خخخخ اون بابامه خب حقم داره يه جورايي…هووووف نميدونم چي بگم
سهون موهامو بوسيد:دوستت دارم عشقم
-منم دوستت دارم فعلا

از ماشين پياده شدم زنگ زدم بابام با قيافه ي اخمويي نگام ميكرد
زمزمه كردم:سلام بابا
بابا:بيا تو
آروم درو بستم و به بابام نگاه كردم
بابا:بشين
رو مبل نشستم و به پاهام خيره شدم…
بابام:خب توضيح بده
-چيو بابا
بابا:اول اينكه به چه جراتي به مادرت كسي كه اينقدر دوستت داره بي احترامي كردي؟
-بابا من به مامان چيزي نگفتم….فقط بهش گفتم من پسرم و دوست دارم همش بيرون باشم با دوستام بگردم باشگاه برم….اين كجاش بي احتراميه؟؟؟
بابا:ببينم مگه تو درس و دانشگاه نداري كه كله روزو بيرون ول ميچرخييي؟؟هاااا؟؟
-بابا همه نمره هاي من بالاي ١٨ اس
بابا:لوهان خودت خوب ميدوني كه تو فاميلمون نه پسره لات داشتيم نه پسره درس نخون….همه به همه جا ميرسن همين پسر عموت جونگده داره دكتراشو ميگيره تو هنوز دازي تو خيابونا با دوستايي كه معلوم نيس كين ميگرديييييي
-بابا اجازه بدين منم حرف بزنممم….جونگده ٢٤ سالشه و هنوز دكتر نشده كه اونو تو سره من ميزنين…در ضمن اون افسرده اس چون همش تو خونه ميشينه و درس ميخونههه بابا من نميخوام همه زندگيم درس خوندن باشه نميخوام خونه نشين باشيم من پسرم بابا دختر نيستم ميخوام براي خودم بگردم بچرخم با دوستام برم بيرون هيچ كاره خلافي هم انجام نميدم اصلا نگران نباشين نه سيگار ميكشم نه مش.رو.ب ميخورم نه هيچ كاره ديگههههه…..بابا خواهش ميكنم باهام مثله بچه رفتار نكنيد من…ديگه بزرگ شدم و خودم تصميم ميگيرم بايد چيكار كنم…
بابا: چقدرم خوب بلبل زبوني ميكني چشمم روشن…تو هنوز ١٩ سالته و هر چي من بگم بايد همونكارو بكنيييي…در ضمن چرا فكر ميكني كه ما تو رو دختر ميبينيم!!
برا اينكه قيافم خوشگله
بابا:خودتم ميدوني كه فقط داري چرت و پرت ميگي
بابا من…
بابا:خب اين به كنار اين ماشيني كه ازش پياده شدي برا كي بووود؟
تعجب كردم:دوستم منو رسوند اينجا اينم لابد اشتباهه….
سيلي محكمي از پدرم خوردم و افتادم رو مبل دستمو رو صورتم گذاشتم و به زمين خيره شدم
بابام در حالي كه نفس نفس ميزد گفت: اون دوستت كيهههه كه تو رو از همه كارت انداختههههه؟؟؟
خيلي عصباني بودم نفس عميق كشيدم:بابا نمره هاي من همش عالين اونم دوسته صميميه منههههه ايرادش كجاس؟؟ بهم بگين
بابا:ايرادش؟؟ ميخواي بهت بگم؟؟ ايرادش اينه كه تو از صبح ميري پيشش و معلوم نيست دقيقا چه غلطي ميكني و شب ساعت ١٠ شب مياي خونهههه
آه كشيدم:بابا اصلا اگه بگم از اين خونه خوشم نكياد راحت ميشينننن؟؟؟
مامان:ياااا پسره ي بي ادب اين چه طرز حرف زدنهههه
-مامان همين كه گفتم من…
بابام سمتم اومد و شروع كرد به كتك زدنم
مامانم در حالي كه جيغ ميزد:ولشششششش كننننننننننننننن…..كشتيششششش
بعد از كلي تنبيه از طرف بابام تو اتاقم پرت شدم
بابا:حق نداري پاتو از در بيرون بزاري فهميدييييييي؟؟ بايد آدمت كنم پسره ي احمقققق
بابام اينو گفت و دره اتاقمو محكم به هم زد…
آروم گوشيم برداشتم و بهش نگاه كردم كه داشت زنگ ميخورد برش داشتم و زمزمه كردم:سهون
سهون:لوهان…لوهان چي شد؟؟
به زور خنديدم:خوبم نگران نباش
سهون:بابات چي گفت؟
-تنبيه شدم سهون…حالا حالاها تو اتاقم زندانيم شايد…فعلا نتونيم همو ببينيم
سهون:چ.چيييي!!!!
بغض كردم: دلم برات تنگ…ميشه….
سهون:چي داري ميگي ديوونه!!!
سهون بابام گفته نبايد…از خونه برم بيرون…دقيقا از اين تنبيهش ميترسيدم
سهون:من اگه يه روز نبينمت ديوونه ميشم لوهان
-فعلا فقط تحمل كن تا بتونم بابامو راضي كنم
سهون:چرا صدات ميلرزه؟ هااا؟؟
-خوبم هه…
سهون:كتكت زدن؟
چيزي نگفتم
سهون:آره؟؟
 نه زده باشنم مهم نيست الان فقط تنها چيزي كه برام مهمه تويي
سهون:عشقم خواهش ميكنم خودتو ناراحت نكن باشه؟؟ من قول ميدم ٢٤ ساعته پايينه پنجره نگات كنم چطوره؟
خندم گرفت:سهون اين ديوونه بازيارو كنار بزار
سهون:نميتونم من بهت عادت كردم
زمزمه كردم:منم همينطور
سهون:دوستت دارم…خواهش ميكنم خودتو ناراحت نكن خيلي زود دوباره همديگرو ميبينيم
-باشه هر جور شده بابامو راضي ميكنم كه اجازه بده از اتاقم بيام بيرون
سهون:باشه عشقم
ازش خداحافظي كردم و مشت محكمي رو تخت زدم خيلي داغون بودم…
يكم گذشت رو تختم دراز كشيده بودم كه مادرم وارد اتاق شد رومو ازش برگردوندم
ماما:پاشو غذاتو بخور
-نميخورم
ماما: هر جور كه دوست داري ميزارمش اينجا
-مامان شما نميتونين تا ابد منو اينجا زنداني كنين
ماما:تا آدم نشي تنبيت ادامه داره
-مامان من تصميممو گرفتم…ميخوام ازتون جدا شم..ميخوام مستقل زندگي كنم…گوش ميدي مامان؟
ماما:با كدوم پول؟؟ مگه كار ميكني؟
-يه كاريش ميكنم…نميخوام هنوز از بابا پول تو جيبي بگيرم…ميخوام رو پاي خودم وايسم
ماما: فك كردي الكيه؟؟ فك كردي دنياي بيرونم مثله من و باباتن كه لوست كنن و بهت بگن عزيزم بيا اينم پول؟؟؟ من و بابات از بچگي نزاشتيم يه لحظه احساس كمبود كني انقدر لوس بارت آورديم كه…
-مامان…من بابت همه كارايي كه كردين ممنونم…ولي من يه پسرم دلم نميخواد تو ١٩ سالگيم شما خرجمو بدين…
ماما:ببينم تا حالا مگه اعتراضي از طرف من يا بابات شنيدي؟؟؟هاااا؟؟ مگه يه بارم كه شده بابات بهت گفته لوهان برو بيرون كار كننننننن؟؟؟
سرمو پايين انداختم:مامان من….نميخوام مثله دخترا زنداني باشم….ميخوام با سهون باشم………..

Print Friendly, PDF & Email


99 Responses

  1. بیچاره لوهان حتی باهاشون بد یا بلند حرف نزد ولی اونا کتکش زدن. اصلا درست نیست کتک و تنبیه فقط همه چیزو بدتر میکنه :zardak (16):

  2. اصلا پدر و مادرای اینجوری رو درک نمیکنم.خیلی بده رو بچه ات دست بلند کنی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif
    هرچند حرفشون درست بود و صد در صد صلاح لوهانو میخواستن
    اما کتک /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (22).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif

  3. واقعاچطوردلشون میاد این آهو خوشگلو تنبیه کنن؟؟؟؟
    چطور دلمون میاد تو اتاق زندانی کنن؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالا سهون چ کار کنه؟؟؟؟
    نمیتونه دوری لوهانو تحمل کنه خو

  4. وات د فاز
    پسر ۱۹ساله رو کتک زدن …. چرا اینقد سخت می گیرن
    کلا برعکس سهون
    چه مامانی داره آه…
    بیچاره لولو
    ۱۹سالشه باید تو اتاقش زندانی شه
    حالا میفهمم چرا لولو اینقدر درس می خونه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/13.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif

  5. تنبيه بدني؟؟؟؟ اونم كي يه پسره خرس گنده؟؟؟ اين چه وضعشه اخه؟!
    حالم بهم ميخوره از اين پدر مادرا ك هي هرچي ميشه به دوستات گير ميدن و هي ميگن درس بخون. بيچاره لوووو

  6. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (15).gif
    یک, لوهان پسره
    دو, مثلا توی کره زندگی میکنن

    پس این مامان باباش چشونه؟؟؟ اییشششششششش دلم میخواد بگیرم جفتشونو اینقدر بزنمممممم…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (12).gif
    بیخود کرد با لوهان دعوا کرد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (2).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

    اوخیییی سهونی نذار هیچکی به لولو دست بزنه…
    هرچند یکی باید نذاره خود تو بهش دست بزنی… بی شخصیت!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    خدا میدونه کی میخوای لوهانو ول کنی!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (31).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (32).gif
    خاک تو سرت! اصلا خودم میرم میفرستمش با کای!!!/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (10).gif

    اهههههههممم بریم قسمت بعد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (44).gif

  7. داداش من ١٢سالشه تنبیه بدنی نمیشه اونوقت لوهان١٩سالشه تنبیه بدنی میشه؟!!!…اخخخخخخ…میخوام بابای لوهانو بکشمممم…واسمم مهم نیس ک پدرشوهرمه…

    ممنون سمی جونم

  8. داداش من ١٢سالشه تنبیه بدنی نمیشه اونوقت لوهان١٩سالشه تنبیه بدنی میشه؟!!!…اخخخخخخ…میخوام بابای لوهانو بکشمممم…واسمم مهم نیس ک پدرشوهرمه…

    ممنون سمی جونم

  9. اینقد بدم میاد ازین مامان باباهایی ک بچه های فامیلو میزنن تو سر آدم…بیچاره لولو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    اصن تقصیر همین مامان باباشه دیگه بچرو فراری دادن ک به اون سهون گودزیلا پناه برده دیگه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  10. لوهان که حرف بدی نزد چرا تنبیه ش کردن ..خب راست میگه ادم باید کنار درس خوندن یه کم تفریح داشته باشه ..
    مرسی عالی بود خسته نباشی

  11. یعنی تو بامن یکاری کردی این داستانو که میخونم دستام از ترس میلرزه!!!
    به خدا هی نگرانم سهون یه غلطی کنه نمیتونم تحمل کنم بعد لز اینهمه عاشقتم عاشقتم گفتنا خیانت کنه!!!
    فقط جون من هرغلطی میکنه نره با دخترا!!من دق میکنم
    عالییییی بود مخصوصا اینکه الان انقد عاشق همن!!!
    مامان لوهان خیلی رو نروه اون هی در گوش باباش خوند که باعث شد لوهان کتک بخوره!!زنیکه روانی!!
    من اعصابم خورده لوهان منو زدننننننن
    ابجی قسمت بعد زودتررررررر

  12. بابا شم یکم حق داره ولی نباید اینقد خشن برخورد کنند باهاش که مگه چی کرده بچرو بیشتر از خودشون فراری میدن/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    ممنون اجی خیلی خوب بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

  13. هق هق آجی الان که این قسمتو خوندم یاد تیزر افتادم .. لولو با خودش می گفت کاش حرف پدر مادرمو گوش می کردم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    ولی بازم .. اخه چراااااااا باباهه این جوری زدش ؟؟ تو 19 سالگی !! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    سهوووون زود باش بیا لولو رو نجات بده /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    سمیرا جون به نظر من گریه هاشو حذف نکن , به شخصیتش میاد .. حالا دیگه هر جور خودت می دونی .. مرسییییی عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

    • آره دیگه حالا بخونید ببینید چی میشه که لولو میگه کاش به حرف پدر . مادرم گوش میدادم
      خیلی ها هستن میزنن
      باشه عزیزم

  14. Khub shod zadesh,,, pesareye sar khod ….kheily khodesho vase sehun lus mikard hagheshe bud smile taze Alan narahate motmaenam ye chizi darmorede sehun mored dare ke badan ke lulu fahmid taze mire az babash tashakor Ham mikone……./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

  15. من دیشب ساعته سه و چهل دیقه تا پارته 13 خوندم..دیگه افتادم امروز تا بیدار شدم اومدم کامنتارو گذاشتم..واسه همشونم گذاشتم..
    این اخریه جی من تحمل اذیت شدناشو ندارماااا ..دسته باباش بشکنه که لولومو کتک میزنه…
    من با گریه هاش مشکلی ندارم دلم کباب میشه ولی داستانو احساسی میکنه حذفش نکن..
    خیلی حال داد تند تند میرفتم پارته بعدی ولی این دیگه اخریش بود دپرس شدم..یه بارم بخاطره من زود بذار بعدیووو پلییییییز
    بازم مرسیییییی عاشقتم عالی مینویسی

  16. اینجا چه خوشگل شده سمیرا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif
    من هنوزم به سهون حس خوبی ندارم.. دلم میخواد لوهان تو اتاقش زندانی بمونه اصلا /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif ولی خوب دلمم براش میسوزه /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif ممنون عزیز دلم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  17. هو مرد تیکه به چه جراتی دست رو پسر من بلند میکنی درسته اون زنیکه بزرگش کرده ولی من مادر واقعیشم یالغوز اگه یه بغر دیکه رو پسرم دست بلند کنی پسرموازت میگیرم خیانتکاره بیشعور بزار پسرم به حال خودش باشه…مرسی اجی میشه بگی اسم شوهرم چیه؟ اعصابمو خورد کرد همیشه کارش همینه..مرسی اجی عاشقتم بوس بای

  18. به به عجب شجاعتی داره این لولو
    این مامان باباشم عجب گیرین
    هییی حتما اخرش سهون ضد حال میزنه و لولو رو ول میکنه نه؟ اخه قسمت اول که لوهان داشت خاطراتشو میگفت اینطور نشون میداد
    مرسیییی اجی عالیییی بود

  19. Heeeeeghghgh….ey khodaaaaaaaa….akhe chera bayad ye pesare19 sale ro.bezanan?/?!elahi bemirammmmm….aji june ma zud zud ep haro b bzar…har lahze momkene netam ghat beshe….man ham k bedun ib dasi mimirammmmm…..buuuueeee mrc

  20. مادرو پدرش كلا داغونن..نه واقعا دلشون مياااد لولو رو بزنن..اين سهونم كلا تعادل نداره اعتباري بهش نيست..مرسي عزيزم قشنگ بوووود

  21. هیییییی چه مامانو بابایی…فک کردم فقط خودم اینجوریم
    قربون مامانو بابا خودم….اما تو جواب حاضزی بدتره لوهانم خخخخخ
    مرسی اجی خیلییی خوب بود
    هاااااا راستیییییی من حواسم نیس هم جا حساس کاتش کردی؟؟؟حالا بیام برات؟ها؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  22. Be nazaram pedar o madaresh khaili gir midan akhe kodom pedaro madari mian bache 19 salashono bezanaan badbakht luhann /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifsehuuuunn azizam cheqad mehrabooneee/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif merC azizam khaili qashang bod vali yekam bishtar beezarsmile

  23. واییییییییییییی عالیییییی بوووووود اجی مغسییییییییی:-*:-*:-*:-*:-*:-*
    الهیییییی برا لولوم بمیرممممممممم اخه من بچه اس ک میزنینششششششششش هق هققق هونهانمممممممممممممممممممم:'(:'(:'(:'(
    اجی بینظیر بود زودی ادامه رو بذار تا نمردم مغسیی بوووس:-*:-*:-*:-* *______*

  24. آخییییییییی لولو چرا اینقدر گیر بیخود میده باباش
    الان سهوووووووون چیکار کنه??? ?
    آخرشم مجبور میشن باهم فرار کنن
    مرررررررررسی آجی جون

  25. eeey dade bidaaad baba luhan nemitoni jolo zaboneto begiri ke kotak nakhoriii heeeq heeeeq
    man asan nemidonam chra b ebraze alaqe sehuno harf zadanesh be hame chish mashkokam mashkooooklaugh
    mrccc ajiii aliiii boood:**********

  26. لوهانه من دیگه زد به سیم آخر.. دیگه بچم مرد از بس عاشق شده!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    سهونی.. خوشم اومدا ازت.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    این مامان بابای لوهان بدجور رو اعصابنا!! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    آخه آدم به پسره 19 ساله گیر میده!! -___________-
    مرسییی آجی سمی پیشی جونم… خیلییییی خوب بود… /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif
    مرسییییییییییییییییییییییییییییییی عروسکم.. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  27. باباشه که باباشه….. غلط کرده رو آهو کوچولومون دست بلند کرده. دخترا بریم فکشو بیاریم پایین؟؟؟ بریم؟؟؟(اححح شکلک عصبانیم که نداریم) سمیرا جونم میشه یه کار کنی تو داستان که باباهه از شنیدن خبر گی بودن لوهان یه سکته ناقص بزنه کل سمت راست بدنش فلج شه؟؟باشه؟؟؟(الان اینجا چشمامو مثل گربه چکمه پوش توی شرک تصور کن)/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

  28. اخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بیچاره لوهاننننننننن هققققققققق:”(
    خب چرا اینطوری میکنن؟حق دارن نگرانش باشن ولی این کاراشون غلطه و نشونه ی خودخواهی خودشونهsadsad
    دلم سوخخخخخختتتتتتتتت یعنی چی میشهههههههههه؟!
    واییی سمیراجونم کلی خوشحال شدم گذاشتیش!لطفا زود بقیشو بزارممنووووووووووون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  29. آخه پسر 19 ساله رو تنبیهه بدنی میکنننننننن اونم لوهانو /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    لوهان راست میگه باهاش مثل دخترا رفتار میکنن حتی سهون
    خیلی قشنگ بود مرسی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  30. ینی چی؟؟؟!!!!…اونا ب چ حقی رو ی لولو دست بلند میکنن؟؟!!…مگه الکیه…مثلا لولو نوزده سالشه هااااا…
    ایشاالله ک سهون حقشونو کف دستشون بزاره….
    ممنون…قشنگ بود

  31. عجب والدین بد جنسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مگه یه بچه 19 ساله مثه یه بچه 6 سالهاس که با یه گوش پیچوندن و 10 دقیقه گریه زودی پشیمون بشه؟؟؟؟؟؟؟؟
    باباهه حق نداشت بزنتش!مگه چی کار کرده بود لولوی بیچاره؟؟؟؟؟؟؟معتاد نشده بود که اون جوری بیچاره رو زد…….
    اصلا عادلانه نیست!!!!!
    خوشم اومد از اون حرف سهون که گفت هرکی میخواد باشه نمیذارم بهت دست بزنه……..یعنی الان توانایی این که بره جلوی بابی لوهان واسه رو داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟مطمئنا بعد از رویاروییشون لوهان بی سهون میشه!!!!!!!!!!باباهه اعصاب نداره…..
    عالی مثل همیشه……خسته نباشی!
    قسمت بعدیییییییییییییییییی!پلیز!

  32. OMG!
    عررررر لوهاااااانیم=”((((
    چه مامان و بابا خشنی=\چه جوری دلشون اوند لولومو بزنن /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    عر هق عر هق مرسی اجی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gifخیلی خوب بود!
    اجی زودتر بذار….خــــــــــواهش=”)

  33. تنبیه بدنی؟؟؟ اونم یه پسر 19 ساله؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! -____________-
    واقعا که…همین کارارو کردن که لوهان تا سهون بهش محبت کرد انقدر عاشقش شد دیگه…تازه فکر میکنن که خیلی خوب رفتار کردن که لوهان الان لوس شده…اه اه اه -_-
    سهون عزیزم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif چقدر تو دوستن داشتنی هستی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    مرسی سمیرا جونی..مثل همیشه عالی عالی بود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  34. وااااااااا مگه هرکی گریه کنه لوسه…بعضی ها هم حرفایی میزنن یه ایرادایی میگیرن
    که ادم شاخ در میاره…من نمیدونم وقتی کسی کتک بخوره میخنده یا گریه میکنه
    ممنوننننننننننننن عزیزم مثل همیشه عالی بود…اه خیلی دردناک کسی حرفتو نفهمه..چه پدر و مادر گیری هم داره
    اخی سهون عاشق …
    داستانت خیلییییییییییییییییییییییییییییی قشنگههههههههههههههههههههههههههههه..
    عالی هم مینویسی لطفا دیگه چیزی حذف نکن….
    زودی هم ادامرو بزار
    ممنون اجی جونم
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  35. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif ینی چی ؟ ن واقعا ینی چی ؟! مگه لوهان بچس تنبیه یدنیش میکنن ؟ پسر 19 ساله رم کتک میزنن آخه ؟! بچم بمب ترکید تو شخصیتش ! ترور شخصیتی شد انتحاری شد خو ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    لوبیام لوبیا پخته نفخ زا شدددد /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اصلن از کار باباهه خوشم نیومد ! ×-[ چن افسرده ؟!؟! خخخخخ /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    سهونی ی کالی بوکون پلیز ! هونهااااااااااان ! /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    اونی جونم دمت داغ ! فرا منشوری بود این قسمت ! مفسی گلم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *