216 بازدید

EP 1 (شکست) BREAK

سلام دوستای گلم خوبین؟من اومدم با قسمته اول فیک شکست یوهاهاها تعجب نکنید چون فقط قسمته اولو میزارم چون این فیک به درخواسته آرمینا جونه و خواستم ببینم آرمینا و شما دوستای گلم چقدر ازش استقبال میکنین

خب من توضیح کوتاهی درمورد این فیک بدم بعد برین ادامه:

بچه ها این فیک خیلی آروم آروم پیش میره مثلا ممکنه تو دو سه قسمتش اصلا اتفاقی نیفته ولی اتفاقاشم زیادی اتفاقه خخخخخخ 

فیک دو کاپل داره هونهان بکهان و ممکنه بعضی از قسمت هاش رمزی بشه 

قسمته دومه این فیک بعد از فیک چشم های تو در سایت قرار میگیره

همین دیگه منتظره نظراتتون هستم بفرمایید ادامه

xgroojn8msr79v7g05bh Teaser (شکست) Break

 

يادمه…خوب يادمه…١ سال پيش وقتي با پدر و مادرم دعوا كردم و بهشون گفتم قراره با يه پسره بيكار و علاف ازدواج كنم خيلي احمق بودم…واقعا به احمق بودنم ايمان آوردم…كاش همون موقع كه داشتم به خاطره يه پسر مثله خودم تو روي پدرم وايميسادم پدرم با كمربندش تيكه تيكه ام ميكرد كاش اون موقع كه وسايلمو جمع كردم كه باهاش فرار كنم مادرم ميومد تو اتاق و مچمو ميگرفت…اما همه ي اينا گذشته…
من ١٩ ساله بودم كه تو راهه دانشگام هميشه پسري قدبلند رو ميديدم كه بهم زل ميزد…موهاي قهوه اي و پر پشتي داشت كه هميشه به سمته بالا درستش ميكرد پوسته سفيد و چشماي خمار كه هميشه ازش ميترسيدم….ولي اون چشماي عجيب انگار كلي حرف باهام داشت كلي حرف كه خودم بايد كشفش ميكردم….

خاطراته لوهان….

ژيومين دوسته صميميم دستمو فشار داد:هي لوهان
سرمو از رو ميز بلند كردم:كلاس تموم شد؟!
ژيو:آره…ميگم ميشه امروز از يه راه ديگه بريم؟!
تعجب كردم:چرا؟! خودت ميدوني كه اين نزديك ترين راهه
ژيو لباشو به گوشم نزديك كرد:از..از اون پسره ميترسم
كدوم پسره؟؟
ژيو:همون كه هميشه مياد وايميسه ما رو ديد ميزنه اححححح
خندم گرفت: ژيو ميزنمتا خخخخ ما به اون رواني چيكار داريم آخه؟!
ژيو:ولي يه جوريه خيلي ترسناكه فقط هم زل ميزنه به تو
دستامو كردم لاي موهام و يكم مرتبشون كردم:بزار اينقدر زل بزنه تا چشاش دربياد
ژيو با حسرت به من نگاه كرد:خدايي منم جاش بودم بهت زل ميزدم
تعجب كرد:ديوونه شدي ژيو؟!
ژيو:واقعا خوشگلي
كولمو پشتم انداختم:چرت و پرت گفتن بسه ديگه بدو ديرمون شد
ژيو:واي خدا الان همون جاس من مطمعنم

با هم از دره دانشگاه خارج شديم پوزخند زدم:نگاش كن ترو خدا…اين كارو زندگي نداره
هرچقدر بهش نزديك تر ميشديم تپش هاي قلبم بيشتر ميشد…پسر سرشو بلند كرد و بازم با قيافه ي بي حالتي فقط به من زل زد..نه لبخندي نه چشمكي نه حرفي فقط به صورتم زل ميزد واقعا نميتونستم تحمل كنم دلم ميخواست برم جلو و دو تا تيكه بارش كنم ولي…اون چشم ها…ازشون ميترسيدم

بدونه هيچ حرفي از كنارش رد شديم سعي كردم اصلا نگاش نكنم ولي كنجكاوي مسخره ام باعث ميشد چشمامو يه كوچولو بچرخونم و نگاهش كنم…با اينكه ازش بدم ميومد ولي پسره خوشتيپي بود گاهي وقتا دوست داشتم يكم بيشتر نگاش كنم ولي اين ديگه ته اسكل بازي بود…

ژيو:واي ديديش؟! پسره ي عوضي دلم ميخواست برم بزنم فكشو بيارم پايين
خنديدم:خودتو كنترل كن ژيو خخخخ…شايد منتظره دوس دخترشه به ما هم نگاه ميكنه
ژيو:تو ديگه چقدر ساده اي لوهان اون پسره به هيچكس جز ما نگاه نميكنه مگه نديديش فقط تا ما رد شديم سرشو بلند كرد من بهش مشكوكم
بيخيالش بابا…ژيو مامانم كيك درست كرده مياي خونمون؟
ژيو با خوشحالي دستاشو به هم زد:چرا كه نهههههه
چند روز بعد از اون امتحانامون شروع شد و اون پسر هم غيب شد…يه جوري بودم نه ناراحت بودم نه خوشحال…يه جورايي ناراحتيم بيشتر از خوشحاليم بود شايد چون يكي پيده شده بود كه بهم توجه ميكرد يا شايدم نميكرد و من فقط چون خوشگل بودم فقط بهم خيره ميشد و به قوله ژيو همش منتظره دوس دخترش بوده…روزها گذشت و من بلاخره اون پسره مرموز رو از ذهنم بيرون بردم و رو درسام تمركز كردم و تونستم امتحانامو با موفقيت پشته سر بزارم ده روز استراحت و كيف و حال با دوستا و بلاخره دوباره ترم جديد دانشگاه شروع شد و بازم اون پسر سر و كله اش پيدا شد…
ژيو:باورم نميشههههه لوهان اين بازم اينجاس كههههه
لوهان:اصلا بهش نگاه نكن
داشتيم از بغلش رد ميشديم كه پسر صدامون كرد جفتمون مثله برق گرفته ها سره جامون وايساديم…سعي كردم خودمو عصباني جلوه بدم ولي ژيو زودتر از من برگشت و با لحن تندي گفت:چيههه
پسر خنديد:چه بداخلاق
ژيو:كارتو بگو
پسر:ميشه سه كلام باهات حرف بزنم سه تا كلمه بيشتر نيست
tumblr_n9t7hnDSIE1riav2to1_1280قلبم تند ميزد يعني اينهمه مدت اون به ژيو نگاه ميكرده!!
ژيو:خب بگو
پسر كاغذي رو از جيبش دراورد و به ژيو داد:اينو بده دوستت
ژيو به كاغذ نگاه كرد:اين چيه؟!
پسر:بده بهش خودش ميفهمه چيه
ژيو:ببين آق پسر تو باعث شدي دوستم خيلي عصبي شه از دستت ميشه اينقدر بهش زل نزني؟!
پسر:كم حرف بزن اينو بهش بده…راستي اسمم سهونه…اوه سهون
ژيو:كه چي!!
سهون:ممكنه كاغذو پاره كنه اگه پارش كرد بهش بگو اسمم چيه
ژيو:مگه چي نوشتي توش؟!
سهون:حالا تو بهش بده خودش تصميم ميگيره پاره اش كنه يا نه…شماها خيلي شبيه دخترا رفتارميكنيد
ژيو:يااااا…
سهون خنديد و رفت
خيلي كنجكاو بودم ببينم اون پسر چيا به ژيو گفته و دقيقا ازمون چي ميخواد..ژيو با قيافه ي عجيب سمتم اومد
خب…چي ميگفت ژيووو؟!
ژيو كاغذه مچاله شده اي رو تو دستم گذاشت : بازش كن
تعجب كردم:اين چيه؟!
ژيو:پسره داد بدم بهت
ميخواستم كاغذو باز كنم ولي انگار يه حسي بهم گفت الان بازش نكنم به قيافه ي كنجكاوه ژيو نگاه كردم:اااام…ژيو ميخوام بعدا بازش كنم بهت زنگ ميزنم ميگم چي بود باشه؟!
ژيو:وااااي لوهان من مردم از فضولي بازش كننننن من دلم ميخواد بفهمم چي ميخواد
خنديدم:چي ميتونه بخواد حتما پول ميخواد از اون زورگيراي احمقه حتما تهديدمون كرده
ژيو:هوووووف ولي قيافش اصلا به زورگيرا نميخوره
كم كم داشتيم به خونه نزديك ميشديم با ژيو دست دادم:فردا كلاس فوتبال ميبينمت ژيووو
ژيو:باي باي يادت نره بزنگياااا…
سريع رفتم خونه
مامان ناهارمو حاضر كن دارم ميميرم از گشنگي
سريع رفتم تو اتاقم و درو بستم و با كلي استرس نشستم رو تخت و كاغذو از جيبم دراوردم و آروم بازش كردم و چشمام از تعجب ٤ تا شد
اون پسر شماره ي مبايلشو بهم داده بود و پايينش نوشته بود حتما زنگ بزن عاشقتم
از خنده پخشه تخت شدم باورم نميشد يه پسر عاشقم شده سريع رفتم جلو آينه و بلند خنديدم:واي خدا يعني اينقدر خوشگلم!!
معني خنده بلندم رو نميفهميدم خندم از رو خوشحالي بود يا مسخره كردن!…حسه عجيبي داشتم ولي واقعا دلم ميخواست بدونم اون پسر چه فكري كرده اينو به من داده احساس كردم مسخره ام كرده با اينكارش بهم ثابت كرده كه من شبيه دخترام
گوشيمو برداشتم و شمارشو گرفتم تپش هاي قلبم بيشتر ميشد جوري كه نتونستم دكمه ي تماس رو فشار بدم…
شماره ي ژيو رو گرفتم
الو ژيو سلام خوبي؟
ژيو:سلام لوهان چي شد بازش كردي؟!
آره
ژيو:خبببب
اون منو مسخره كرده ژيو
ژيو:چييي؟!
ژيو:اون آشغال بهم شماره داده با خودش چي فكر كرده؟ نكنه فكر كرده من دخترم يا خواسته بهم بفهمونه كه مثله دخترا خوشگلم..
ژيو:ببين لوهان درسته خوشگلي ولي مثله دخترا نيستي فردا حاليش ميكنم پسره ي عوضي آشغال
نه ژيو خودم فردا جوابشو ميدم
گوشي رو قطع كردم واقعا عصباني بودم دلم ميخواست فردا زودتر برسه
چند بار خواستم بهش زنگ بزنم ولي نتونستم با هزارتا فكر و خيال و هزارتا سوال خوابيدم……

ژيو:خجالتمنكشيد عوضي!!
ژيو امروز حالشو ميگيرم
ژيو:از طرفه منم بگير پسره ي مسخره

كلاس تموم شد و سريع از دانشگاه خارج شديم و دوباره ديديمش كه به ماشينش تكيه داده بود…با ديدنه من لبخند كوتاهي زد
لجم گرفت تند تند رفتم سمتش و دقيقا رو به روش وايسادم و به چشماش زل زدم اينقدر تند تند نفس ميكشيدم كه احساس كردم الانهكه سكته كنم…
پسر بدونه اينكه پلك بزنه به چشمام نگاه كرد: چرا زنگ نزدي؟!
با اين حرفش فشارم رفت بالا: راهه درستي رو برا مسخره كردنم انتخاب كردي داداش ولي ميدوني من ظاهرمو دوست دارم فك كردي شماره بدي من از خودم بدم مياد؟! به خودم ميگم واي من چرا بايد قيافم اينقدر خوشگل باشه كه آدماي آشغالي مثله شما بايد بهم گير بدن…دفعه ي بعد بياي اينجا و منو نگاه كني با همين دستام خفت ميكنم…
پسر نگاهه بي تفاوتي بهم انداخت و زمزمه كرد: ميشه اسمتو بدونم؟
داد زدم:چرا بايد اسممو به تو بگمممم؟!!! ببينم خجالت نمكشي اومدي تو اينهمه دانشجو گير دادي به من؟!!! تو كلاسمون چندتا دختره فوق العاده خوشگل هستن ميخواي بهت معرفيشون كنم؟!
پسر همچنان به چشمام نگاه ميكرد:نه…من فقط تو رو ميخوام…اسمت چيه؟!
عصباني شدم: من پسرم الاغ يه پسر مثله خودتتتتتتت…دست از سرم بردار
پسر: شمارمو پاره كردي پسر خوشگله؟
تو واقعا پر رويي!! اگه يه بار ديگه اينجا بياي به پليس زنگ ميزنم
پسر:تو اسمه منو ميدوني ولي من نميدونم
تعجب كردم:اسمت؟! كي گفته من اسمتو ميدونم؟!
پسر به ژيو كه با دهنه باز بهمون نگاه ميكرد گفت:بهش نگفتي؟!
ژيو:يادم رفت
اصلا كاره خوبي كرده اسمتو ميخوام چيكااار!!!!
پسر:اسمم سهونه…اوه سهون…ميشه فقط اسمتو بدونم؟!
ببين من قراره با يه دختر دوست شم حالا برو پي كارت
سهون: خب منم ميشم دوستت…مثله هميني كه الان باهاش دوستي!
داد زدم:دست از سرم بردااااااار
سهون:ولي باهام دوست ميشي پسر خشگله من دست از سرت برنميدارم…………

 

Print Friendly, PDF & Email


217 Responses

  1. سلاااااااااااااااام
    من تازه بااین وب اشناشدم
    وب باحالی دارین
    میشه فیکایی ک تموم میشه واسه دانلود بذاری؟
    این داستانومیخونم توهرقسمت نظرمیذارم
    خیلی خوب بود ممنون آجی

  2. بلاخره تموم شد این فیک . حالا میتونم با خیال راحت بشینم بخونم اخه من اصلا نمیتونم صبر کنم ادامشو بذارن واسه همین سعی میکنم بعد اینکه فیک تموم شه شروع کنم به خوندن .
    این فیک فک کنم خیلییییییییییی قشنگ باشه . مرسییییییییی

  3. خوشم میاد که همه جا سهون نقش خطرناکو بازی میکنه
    قیافه بچه به این مظلومی نمیشه لوهانو جاش بزارین
    ولی خیلی خوب شروع کردی ابجی
    مسیییییییییی
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (47).gif

  4. آجییی من امروز شروع ردم به خوندن فیکــت /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif خسته نباشم خیلی زوده smile)
    /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif
    وای عالی بود سهون جذااب مرگههه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (51).gif
    میشه رمز قسمتای رمزی رو بفرستی ایمیلم؟؟؟ عایااا؟؟بسیار مچکر میشوووم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/flirty4-smiley.gif

  5. واییی خیلی عالی بود ممنونم سمیرا جون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    ولی سهونم زیادی سیریشه ولی باحاله/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/11.gif
    ممنونم اونی جون خسته نباشی راستی من اول خوندم داستانو تا یه چند قسمتی بعدش اومدم که حالا برا همشون نظر بدم ، من کلا زیاد فیک نمیخونم ولی فیکت خیلییییییی عالی بود سمیرا جون بد جوری معتادش شدم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif
    پس لطفا اگه میشه رمز قسماتای رمزیو بده بهم این شمارمه 00584160556025 ایمیلمم هست به هرکدوم خواستی بفرست ممنونم!

  6. وااااااااااااااااااااای خیلی باحال بود …. من اولش که تیزرو خوندم فکر کردم از زبون سهونه ….. ولی بعد از قسمت اول فهمیدم اشتباه کردم ….. خیلی خوجل بود عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (11).gif

    با توجه به حرفهای لوهان یعنی سهون یه کارایی میکنه ….. هییییییی روزگار /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (24).gif

  7. واااای سمیرا جون خدا وکیلی فوق العادس نوشتنت. واقعا میگم. چون من خودمم مینویسم. آخرین آرزو و چشم های تو روهم خوندم عالی بود. راستی اگه شد رمزه این فیکم بم بده، احتمالاً الان وقت نمیکنم بخونم ولی بی صبرانه منتظر پایان امتحانام. اینم شمارم09354432489عاشقتمممممم

  8. سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
    من تازه دیروز با این سایت آشنا شدم
    امروزم داشتم سایتو زیرورو میکردم که…..
    به فیک تو برخورد کردم
    وااااااااااااااااااااااااااای خیلی عالی بود…منطورم اینه که قسمت اولش که خیلی عالی بود معلومه داستانه جالبیه
    اماااااااااااااااااااااا مشکل این جاست که همین جور که داشتم یه نگاهی به قسمتای بعد مینداختم دیدم که قسمتای رمزی زیادی داره
    حالا میشه ازت یه خواهشی بکنم : میشه رمزای قسمتای رمزی رو بهم بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خواااااااااااااااااهش
    اینم ایمیل:xnmx.kim@gmail.com

  9. سلام من تازه با وب اشنا شدم
    خواننده ی جدیدم….میشه رمزارو به منم بدی؟
    قسمت اولو خوندم عااالی بود خیلی خوشم اومد خسته نباشی
    …ولی ادامه نمیدم چون رمزیه میمونم تو خماری وسطاش من شروع کنم تا تهشو باید بخونم
    لطفا به ایمیلم بده مرسی

  10. سلام من تازه به اکسو الا پیوستم و با سایت خوب شما آشنا شدم و امروز اولین قسمت شکست رو خوندم خیلی خوب بود اما دیدم برخی قسمت ها رمزی هستن برا دریافت رمز چیکار باید بکنم؟؟؟

  11. سلام سمیراونم خوبی؟!
    من سمانه ام البته میدونم یادت نیس..اما با فیک آخرین آرزو و عشق.بازیت کلی خاطره دارم و هیچوقت از یادم نمیرن..واقعا فوق العاده بودن..الانم میخوام این فیکتو شروع کنم و مطمئنم که اینم عالیه..خیلی ممنونم و خسته نباشی عزیزم.بووووس

  12. سلامممممممممممممممممم

    من تعریف این فیکو زیاد شنیدم میخوام بخونمش با اجازه تون/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (25).gif

    سهون کیه دقیقا؟؟؟؟؟؟؟؟
    نقشه مقشه که نداره اگر خدا بخواهد؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/picts01p _14_.gif

  13. سلام سمیرا جان
    من تازه شروع کردم این داستانو بخونم یعنی اولین فیک از اکسوئه که دارم میخونم
    قشنگ بود قسمت اولش دوست داشتم
    فقط گفتی ک بعضی قسمت رمزیه
    من چطور باید رمزا رو بگیرم؟؟؟

  14. عالیییی بود قسمت یک /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak2 (32).gif
    اما سهون خدایی خیلی گیره فداش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    من از هونهان انتظاری ندارم

    راستی سمیرا کریستال گفت دیگه نمیتونه بیاد برای داستانا/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/far.gif
    من اومدم جاش /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (9).gif

  15. سلام اونی خوفی ؟ من یه مدت نسبتا طولانی نتونستم داسیرو دنبال کنم حالا میخوام از اول بخونم میدونم یه بار نظر گذاشتم من تو قسمت درخواست رمز میتونم رمزای breako بگیرم؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (60).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  16. لولو ازین سوسولای مثبته ها خخخ
    چقدم بی اعصابن این شیو و لو اصن خوبه ک زورشون نمیرسه و میترسن وگرنه سهونو قیمه قیمه میکردن خخخ
    مرسی اونی من برم قسمت 2/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (41).gif

  17. vaaaaay khodaye man kheili vaght bud nabudmaaa
    kheili khosh halam k bargashtam rastesh mikhastam bade az in konk0re felan felan shode biam valy khob…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    kheili dlm bara fic hat tang shode bud neshatsam 2bare lastwish ro khundam (kheili bikaram akhe/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif
    kkkk kheili khob man beram badi

  18. من این فیکو شروع کردم خوندم تا قسمت 12 حالا اومدم نظراتمو عرضضضضض کنم خخخخخخ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    قسمت 1 جالب بود ممنون^^
    وااااای ولی همزرم خیلی هیزه هووییییییی لولو رو خولد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

  19. اقاااا بنده تازه شروع کردم خوندن داستان/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif…داره خوشم میاد…لولو چه بهش بر خورده آوه آوه لوهان عصبانی میشود/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/1 _51_.gif..ولی خیلی باحال بود قسمت یکش..به خصوص آون ریکشن چشم سهون هی زل میزد… منم بودم عصبی میشدم…الهی بگردم ژیو.. چه ترسوعه…/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif
    یه سوال.. ینی اول داستان گفته لوهان خیلی پشیمونه با یه پسر ازدواج کرده… ینی آخرش بهم نمیرسن؟… یا قراره با یه دختر خوشگل ازدواج کنه؟
    مرسی من برم قسمت 2 زودی

  20. slm azizam
    man taze in vebo peida kardamo kolan az vebeton khosham omad..
    dastane ghashangiye..
    hatman mikhonamo nazar midam…
    sharmande ke dir khondam dastaneto
    ye saal!!
    in dastan kolan darbareye khaterate luhane???
    chon man bande avalesho motevajeh nashodam
    yany bande avalesh marbot mishe be bad az khaterate luhan??

  21. از این شرو کردم به خوندن smile))
    شخصیت سهونی خیلی بامزه شده مثه خواستگارای سمج… smile)))))
    لولو که دیگه اووووووووف
    عالیییییییییییی بود من سریع میرم پارته بعدی

  22. تابستون نبودم کلا…..تازه رسیدم!!!!!!!!فیکتو الان شروع کردم!!!!!!!!سهونم گاهی اوقتا عجب سیریشی میشه ها!!!!!!خیلی قشنگه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  23. وایییییی عزییزممم چه داستان بانمکیه!من تازه وبتونو پیدا کردم از قسمت اولم نظر میذارم که یهو رمزی شد رمزشو بهم بدین!!مرسیییییی
    خیلی باحاله
    من هونهان شیپر سع اتیشه ام!!اصلا خوده اتیشم!!عاشق داستانتم عالیه من برم قسمت بعدیشو بخونم

  24. خخخخخخخخ شیو بخوادباسهون دعواکنه قدش تا سرشونش بیشتر نیس بچه م واای ولی حساب کن بخوادبره دعوااااااااا وااااااایییییییییییی.مررررررسی اجی

  25. خخخخخخخخخخ حساب کنین شیو بخوادبره باسهون دعوا قدش تا سرشونش بیشترنیس.خخخخخخخخ. مرسییییییییییی اجییییییییییی :-* :laugh: :silly: :beauty: :rotfl: :lashes:

  26. واااااای عالییییییی بود … خیلی خوشم اومد … من فیکایی رو که آروم آروم پیش می رن خیلی دوس دارم … الهی سهونیم همین اول عاشق لولو شده :inlove: چه رکم هست همون اول کاری نوشته عاشقتم laugh
    انقده خوشم میاد وقتی لولو عصبانی می شه laugh
    ممنون سمیرا جون /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  27. خخخخخخخخخخخ سهونی به کل خل شــــــــــــــــــــــــــده
    لولو الان سکته میزنه…..ارااااااااااااااام اراااااااااااااااااااااااااااااام
    پیشی دررو تا با دمپایی نیوفتاده دنبالت صدا بزغاله بدی
    میسی میسی

  28. عررررررررررر اجی چرا دوشو نمزاری .من میخوامم.اجی بزار ممونمممممممممم.امروز نمیزاری….
    عررررررررر بزار.
    مرررررررررررررررسی عشقم

  29. اجیییییییییییییییییییییییییییییی جوووووووووووون. کی ادومشو میزاری؟؟ زود زود آپشن کن!! خیلی خوب میشه هروز بزاری… یا دو سه روز درمیون… آخه خیلی خیلی قشنگه میخوام بخونمش. ممنونممممممممممممم عزیزم /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifک

  30. سلام سمیرا .. خوبی .. خیلی وقته نیومدو اینجا البته به خاطر گم کردن ادرس بود که بهم ایمیل زده بودی …
    من از این داستان خیلی خوشم میاد مرسی .. میشه زودتر بزاری

  31. Samiraaaaaa jiiiiq man in dastano Mikham ajiiii asheqe in sabke dastanetamlaugh hameye dastanato yani dos daram aliiii minvisi ajiii Vali chra baqiasho nemizari man daram sekte mikonam zood parte2 ro bezarrrrrrr vaaay kheli kheli kheli bahal booood zoq kardaam ziiaaaaad ooof *:Zoood bezaaar bboooos mrc

  32. Samiraaaaaa jiiiiq man in dastano Mikham ajiiii
    asheqe in sabke dastanetamlaugh hameye dastanato yani dos daram aliiii minvisi ajiii
    Vali chra baqiasho nemizari man daram sekte mikonam zood parte2 ro bezarrrrrrr
    vaaay kheli kheli kheli bahal booood zoq kardaam ziiaaaaad ooof
    Zoood bezaaar bboooos mrc:*

  33. سیلااااااااااااام واییییییییییییییییییییییی میسیییییییییییییییییییییییی عالی بود سمیراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خیلی قشنگ بود…………
    سهوناااااااااااااااا چیکار داری به لوهانمن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    برو خونتو……………..
    الی و بچه ها چشم به راهننننننننننننننن………………..خخخخخخخخخخ
    هققققق کاش اول این فیکو میزاشتییییییییییییییییی..من از اینا خیلی میدوستم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  34. ااااااااااااااااااااا چقد کامنت :||||||||
    چرا اینقدر سهونمو اسکل نشون دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif
    شیومینهههههه شیوووووووووووووو شششش
    ژیو نیست 😐 چقد من حرص میخورم سره اسمه این sad(((
    مرسی باحال بئد/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  35. سمیراااااا اخه چرا الان دادی؟؟؟؟اخه من سکته میزنم تا چشمهای تو تموم شه خدابگم چکارت نکنه دختر اما شخصیت سهون واقعا جالب بود خیلی خشگل بود بزم فائزرو خبر کنم ذوق مرگ میشه

  36. /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifعالی بود مرسی راستی من کامنت نگار جونو خوندم بینهایت ذوق مرگ شدم کلی جیغ و داد کردم رفتم tv روشن کردم دیدم کانال next1 قطع شده… یعنی ضدحال از این بدتر ؟؟؟

  37. واووووووووو….عالی مثل همیشه.منتظر ادامشم آجی.میگما میدونم عصبانی میشی ولی این دفعه دوست داشتم جا لولو بودم سهون و بکی دوسم میداشتن.خخخخخخ….مرسی آجی…قلفونت..راستی خبر داری کانال nex1 قراره یه برنامه واسه kpop بذاره؟؟؟؟؟؟من که بی نهایت خوشحالم و منتظرم ببینم چه جوریه…یوهاهاهاهاها…خیلی خوبه خوده کانال های کره که از این برنامه ها ندارن که پشت سر هم اهنگ بده.من که بی نهایت هپی میباشم

  38. اوه سهووووون برو رد کارت لوهان میخواد منو بگیره…ای بابا
    اجی کارت حرررررررررررف نداره….سعی میکنم ی روز کارگردان شم داستاناتو فیلم کنم….با تیپا از ایران پرتم میکنن بیرون
    خخخخ از شوخی بگذریم واقا خیلی خوب مینویسی اجی جونم بیا ماچت کنم

  39. منم با نظر زهرا جون موافقم…. منم ccrazy love رو خیلی دوست داشتم ولی یادم نیست نویسنده اش کیه. هر کی هست بهش بگو منتظر ادامه هستیم هااااا./wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

  40. راستی آجی بقیه داستانا دیگه آپ نمیشه؟من خیلی دلم میخواد بقیه crazy love و eshgh dar rali و one chance بخونم.لطفا به نویسنده های گل این داستانا بگو داستانارو آپ کنن
    مرسیییییییییییییییییییی /wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  41. واااااااااااااااااااای اونی عالیییییییی بووووووودdae bak/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif
    من عاشقش شدمممممم خیلی خوشمل بود سریع چشمای تو رو تموم کن البته اونو هم میدوسم ولی خوب هونهانیم دیگ/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    ولی خیلی باحال بود بدجور گذاشتیم تو خماری/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    مغسییییییییییییی اونیه خوشملم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    هونهانممممممممممممم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif

  42. به به…فیک باشه,هونهان هم باشه,بکهیونم هم توش باشه,سمیرا هم نویسندش باشه…دیگه چی میــــشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif خیلی هم عالی بود مثل همیشه/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif مرسی منتظر قسمت دومش میمونم,البته بعد فیک چشمهای تو/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  43. واوووووووووو خیلی باحال بود اونی بسی خوشم اومد.کاش میشد دوتا فیکو هم زمان بذاری اما خب میدونم سخته.هی هی در انتظار ادامش/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif

  44. فک کنم سهون آدم ناجوری باشه هااااااا.مشکوکه……خیلی خشگل بود. ولی بدجور آدم میمونه تو خماری هااااا..حالا کو تا چشمهای تو تموم شه…../wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif

  45. سهون کوان بیا جونه مادرت
    میدونم قراره تو این فیک حسابی داداشمو فوش بارون کنم
    زود چشمای تو رو تموم کن که با این سهون کار دارم/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *