(Eng Sub) 161101 新浪音乐 Sina Music Interview with 张艺兴 Zhang Yixing LAY

دانلود مصاحبه ی لی با سینا 

همراه با ساب انگلیسی 

ادامه

hhj

The following two tabs change content below.

40 Responses

    • اجی نگین کوجاعی تو؟مثه اینکه نیستی…..عررررررررررررررررر دلت میاد اجیتو تنها بزاری :jhsdhugF: اجی پس امروز نمیتونی بیای….هعییییی من دارم میرم کلاس زبان امشب ساعت هفت ونیم بیا بحرفیم.خدافظ اجی کوچولو حتما بیایا اخه خبر دارم مشاوره میخوام ازت عرر بای

          • امروز دی او اومده بود پیشم بخاطر کار دیروزش ازم عذر خواهی کنه اما من درو واسش باز نکردم بعد از حدود یک ساعت فکر کردم رفته اما وقتی درو باز کردم دیدم ی گوشه وایساده تا اومدم درو ببندم خودشو عین امازونیا انداخت تو خونه درم بست تو دستش یک دسته گل رز قرمز و مشکی بود
            سریع تر کارتو بگو برو گمشو بیرون
            سلام
            مرض سلام بگو چیکارم داری؟
            از دستم ناراحتی؟
            ن انقد خوشحالم میخام بیام بقلت ماچتم کنم!!!!
            چرا که ن پسر ب این خوشتیپی و پولداری تازه عاشقم هس
            مزه نریز کاری نداری برو بیرون
            ن اومدم بخاطر کار دیروزم معذرت بخام خیلی متاسفم
            هه متاسفی تو میدونی داشتی چه گهی میخوردی
            ببخشید ولی به خدا من منظور خاصی نداشتم!!!
            تو منظور خاصی نداشتی؟……خفه شو برو بیرون
            خواهش میکنم منو ببخش بیا این گلارو واسه تو خریدم میدونستم گل رز دوس داری واسع همین واست خریدمشون
            نمیخوامش ارزونی خودت میخاستی نخری
            (گلارو گذاشت رو میز)گفتم ک منظوری نداشتم اون بوسه از سر دلتنگی بود
            (با جیغ)برو بیرون کثافت بعد گلاشو که خدایی خیلی معرکه و خوشگل بودنو انداختم سطل اشغالی
            گمشو فقط گمشو
            اخه سارا ….
            سارا بی سارا برو پیش کای جونت..
            ن تو اشتباه میک…
            برو بیرون و هولش دادم بیرون و درو بستم ی نیم ساعتی پشت در نشست بعد رفت
            عررررررررررررررررر اجی عذاب وجدان گرفتم کار بدی کردم ن؟اجی من ادم بدیم اون فقط اومده بود ازم عذر خواهی کنه عررررررررررررررررر ریدم اجی اجی نمیتونم بخابم عذاب وجدان داره دیوونم میکنه نکنه بلایی سر خودش بیاره؟؟عرر چیکار کنم حالا دلشو بدجور شیکوندم عرررر :jhsdhugF:

          • عرررررررررررررر سارا تو چیکار کردی؟؟ تو چیکار کردی باهاش کثافت بدجوری شکوندیش(به جان تو دارم گریه میکنم دی اووو) چرا اینکارو کردی چرا دلشو شکنودی میدونی از وقتی اومده خونه چند بار میخواسته قرص برنج بخوره جلوشو گرفتم؟؟ میدونی چند بار میخواست خودشو از بالکن پرت کنه جلوشو گرفتم؟؟/ میدونی اینقدر خرد شده که همش میگه متاسفم؟؟؟؟؟/ میدونی؟؟؟؟؟؟ میدونی اینارو؟؟؟؟؟ میدونی امروز حدود ده بار اومد پشت خونتون نشست تا تورو ببینه ؟؟؟ میدونی از سرما خودشو جمع کرده بود؟؟ میدونی صورتش سرخ شده بود از سرما ؟؟/ میدونی مردم فک میکردن گدایه و بهش پول میدادن؟؟/ میدونی لعنتی؟؟ میدونییی؟؟؟؟؟/ تو بدجوری دلشو شکستی اولیش کای بود و دومیش تو حالا اون دیگه هیچ چیزی برا از دست دادن نداره چون بهترین کسایی که تو عمرش دوسشون داشته اونو خردش کردن و مثل اشغال دورش انداختن عرررررر :jhsdhugF:

          • فین فین فین …….. این حرفا دیگه فایده نداره بیا اینجا برو تو اتاقش بعد براش یه کادو بخر بعد رفتی تو اتاق بهش بگو میتونم باهات حرف بزنم؟؟ اگه جواب نداد برو کنار بشین و بغلش کن و گریه کن و بگو متاسفم من نبایذ مشکوندمت و بهش بگو که دوسش داری اگه جوابتو داد یا گفت برو بیرون بهش بگو من متاسفم واقعا نمیخواستم اینطوری شه حالا مساوی شدیم تویه معذرت خواهی بهم بدهکاری منم یکی به تو بعد بگو راستی گل هایی که بهم دادی رو تو اتاقم گذاشتم متاسفم من عصبانی بودم ولی حالا خوبم خب؟؟؟؟؟ برو همین الان اینکارو بکن بهم خبر بده زود باش منتظرم

          • عررررررررررررررر اجیییییییی امروز یه اتفاقیم برا من افتاد یه لحظه دلم برا چانی سوخت ینی گریه افتادم از کارش

          • خودمم میخاستم همین کارو کنم فقط اجی لطفا میشه از خونه بری میخام دو تایی تنها باشیم بهتر باهم حرف بزنیم ی چهل و پنج دقیقه ای برو بیرون چمیدونم برو بیرون یچیزی بخور بهت زنگیدم بیا خونه باشه اجی جونی؟

          • اجی تا تو بنویسی منم داستانمو میگم امروز از مدرسه اومدم داشتم کلید مینداختم تو در یه دیدم صدا میاد گوش دادم صدا چیه(یه جاییم از طرف نویسنده داره میگه خخ) چانیول: بهم گوش کن بکی: ولم کن من زنمو دوست دارم چانیول: ینی من برات مهم نیستم اینقدر ازم بدت میاد من دوستت دارم لعنتی چرا هر وقت عاشق میشم باید خرد شم؟؟ چرا هر وقت عاشق میشم طرف مقابلم حالش ازم بهم میخوره چرا همش عاشق میمشم همه از من بدشون میاد؟؟؟ چرااا؟؟؟(گریه میکرد و داد میزد) بکی: من از تو بدم نمیاد بکیم متقابلا داد زد بکی: میانه…سارانگه (متاسفم..دوستت دارم) چانیول: دروغ گو تو یه دروغگویی همش بهم دروغ گفتی بهم گفتی دوستم داری ولی لهم کردی بهم گفتی عاشقمی ولی همش خردم میکردی بهم گفتی رویامی ولی بهم لقب اشغال کثافت دادی تو یه دروغگویییییییییییی و داد میزد و بلند بلند گریه میکرد بکیهون به سمت اتاقش رفت و درو بست وپشت در ایستاد و گریه کرد چانیول بلند بلند تو سالن داد میزد و گریه میکرد بکیییییی تو یه دروغگویییییی دروغگوووووووو ولی ناگهان ساکت شد و دستشو سمت قلبش برد و تن صداش پایین و پایین تر میومد تو….. دروغگویی … دروغگ.. و روی زمین افتاد بی هوش شد بکی سریع از اتاق بیرون اومد وبه سمتش رفت و بغلش کرد بکی: نهه چانی بلند شو بلند شو خواهش میکنم بلند شو زود باش بلند شو زود باش لعنتی بلند و با سرعت به سمت در اومد بازش کرد منم فقط اشک میریختم (برای چانبک عرر) بکی: برو کنار برو اون حالش خوب نیست برو کناررررررر منم با بکی رفتم وماشینو روشن کردم و بردیم بیمارستان چانی رو الانم حالش خوبه بکیم خوابه

          • عررررررررررررررررر اجی من کای و هم چانی رو درک میکنم ولی خب باشه قبوله ک اونا عاشقن ولی خب طرف مقابلشونم باید دوسشون داشته باشه دیگه عشق زوری نیست و زوری بدست نمیاد خب بکی و دی او انتخابای خودشونو دارن

          • (عررررررررررررررررر اجی ی سوال تو این داستان خونه شماها و دی او یکیه یعنی همتون تویه خونه زندگی میکنین؟؟)

          • نه همه ما تویه ساختما 13 طبقه ای زندگی میکنم منو بکی طبقه 7 زندگی میکنیم خانوادم که دی او هم هست طبقه 13 کایم که خونش اونور سعوله به خاطر دی او میومد و برای اذیت کردن منه بدبخت خخخ

          • اها حالا فهمیدم .ن بابا بیدارم ی لحظه واسمون مهمون اومد واسه همین جواب ندادم

          • اجی واسش ی ساعت خیلی شیک خوشگل گرفتم ناموسا 500هزار تومن پولشو دادم عررررالان دارم راه میوفتم سمت خونتون

          • عرررر اجی دیدمش بالاخره دیدمش اجی راستی جدیدنا وقتی دی او رو میبینم ضربان قلبم میره بالا دلم ی جوری میشه ها ی حسیه که نمیشه گفتش ی حس خاص خیلی خاص

          • عرررررر بگو بگو یگو بگو بگو چکار کرد واکنشش چی بود دارم سکته میزنم زود باش بگو تا نمردم میخوای بیام بالا پیشت اروم شی بعد گورمو گم کنم؟؟؟
            (خخ) نه اجی نمیام کار خودته زود باش برو برو دی او عادت داره این موقع بره بیرون هوا بخوره زود باش تا نزفته زود باش بهم بگو چکار میکنه واکنش چی بوده عرررر

          • عرر حالا بزار تعریف کنم چی شد رفتم دم در خونشون در زدم کسی درو باز نکرد هی در زدم در زدم ک بالاخره یکی درو باز کرد اونم کی؟دی او خان قیافش ک نگم بهتره صورتش رنگ پریده بود چشاشم قرمز بود زیر چشاشم گود رفته بود عرر(لعنت بهم)تا منو دید اول دهنش 3متر باز شد بعد یهو قیافش عوض شد عصبانی شد منم داشتم غش میکردم خیلی ترسناک شده بود قیافش. فک کردم الانه منو بزنه اما نه یهو مثل وحشیا دستمو کشید منو برد تو خونه درم محکم بست محکم بغلم کرد خیلی محکم خیلی خیلی محکم .داشتم له میشدم یعنی. گفتم هوی لهم کردی دیوث همونطور که بغلم کرده بود گفت نگو اومدی ک بازم بهم فوش بدی
            ن اومدم بگم متاسفم من باهات بد برخورد کردم ببخ…
            شیش ساکت اون منم که بد برخورد کردم دیگ این حرفو نزنیا وگرنه میخورمت
            ولی اخه..
            هیش هیچی نگو
            باشه
            بعد کم کم حلقه دستاشو شل تر کرد و منو ول کردو زل زد تو چشام(عر)
            چیزی شده دی او؟
            ن فقط دارم به عشقم نگا میکنم بعد سرشو اروم اورد نزدیک نزدیک نزدیک تر منم فهمیدم میخواد چیکار کنه یهو هل شدم گفتم ا ..ام..میدونستی واست ی چیزی گرفتم؟دی او همونطور با تعجب داشت بهم نگاه میکرد .دست کردم تو جیبمو ساعتو که توی ی جعبه کوچیک بود بهش دادم اولش کلی تعجب کرد بعد گفت واقعا بهترین هدیه ایه ک تا حالا گرفتم ولی اون کسی ک باید واست هدیه بخره منم و دست کرد تو جیبش و ی گردنبند فوق العاده قشنگ طلا از توش دراورد گردنبنده واقعا خوشگل بود خیلی ظریف بود منم ک جوگیر عین احمقا بغلش کردم و ی سره ازش تشکر میکردم خلاصه گردنبندو انداخت گردنمو منم کم کم اماده شدم گورمو گم کنم موقع رفتنم وقتی داشتم میرفتم ی لحظه برگشتم روی گونشو بوس کردم بعد رفتم دیگه الانم خوشحالم خیلیم خوشحالم حداقل از این خوشحالم ک دیگه عذاب وجدان ندارم وای دارم بال در میارم..(به قول اونی ک زیر اون پسته کامنت گذاشته بود:توهم بزنید بیشتر بزنید کار همه ی اکسوالا همینه خخخخ)

          • عرررررررررررررر اجییییییییی عرررررررررررر(یه درصد فک کن همش راس بود جی میشداااااااااا جه پزی میدادایم خخخخخ) اجی جاست عرررررررررررررر
            جه کار خوبیییییی کردییییی اجییییی
            أه شد ما یه کیستونو ببینیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            راجب کای جیزی نگفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            اجی من برم تو دیوار
            محو شم
            عجب اتفاق رمانتیکی بود(فاک مای لایف بیبی فاک!)
            عررررررررررررررررررررررررر
            اجی من رفتم رو تخت پتو رو بندازم رو بکی بکیم خواب بود بعد یهو دستمو کشید افتادم رو تخت اومد منو محکم به خودش چسبوند و دم گوشم گفت شب به خیر بعد گوشمو گاز گرفت منم خواستم به یه بهانه ای در رم محکم تر بغلم کرد و گفت اگه سعی کنی از دستم فرار کنی بکیهونی نمیتونه بهت قول بده که اذیتت نکنه!
            منم مث بچه ادم خفه شدم تو بغلش موندم
            تو گوشم خندید و دوباره گاز گرفت گوشمو و گفت افرین حالا هم بخواب بکهیونی خسته اس عرررر

          • عرررر سلام اجی خودم!اومدم بعد ی روز کامل نبودن تو سایت حالا بترکونما چه خبرا؟اقاتون خوبه؟(خخ)برادر گلتون چی؟(عر)

          • اجی بیا زیر اون پسته هست ی مسابقه بین گروه کره با گروه چینه ببکم جزو گروه کره ای هست همون پسته بیا اونجا ی کامنتم زیرش گزاشتم راحت پیدام کنی|:)

        • حالا نه که ما کیس تو و بکی خان رو دیدیم؟عررر اجی میخام تنبیهت کنم.اصن باید تنبیهت میکردم یادم رفته بود اما الان باید تنبیهت کنم حتما حتما.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: