EP 11 (شکست) BREAK

سلام بچه ها خوبین؟اینم قسمت 11 فیکمون کمه یه خورده ببخشین به بزرگیتون خخخ قسمت بعدی رو زیاد میزارم خب بفرمایید ادامه

با تشکر از آرمینا جون بابت طراحی این پوسترای زیبا

نکته ی مهم:دوستانه عزیز به یه دلایلی کپی فیک های آخرین آرزو، شکست،عشق بازی و چشم های تو حتی با ذکره منبع هم ممنوعه لطفا این قضیه رو جدی بگیرید اگر وبلاگ اینستا سایت یا فیس بوکی رو ببینم که یکی از این چهار فیک رو گذاشته باهاش برخورد جدی میشه ممنون از توجهتون 

ساعت ١ شب بود که چشمامو باز کردم همه جا تاریک بود فقط نوره گوشیم بود که اتاقو یکم روشن کرده بود برش داشتم و به صفحه اش نگاه کردم سهون برا هزارمین بار داشت بهم زنگ میزد گوشی رو جواب دادم
-الو
سهون داد زد:چرا جواب نمیدییییییی!!!!!
-چرا داد میزنی سهون؟
سهون:میدونی چقدر نگرانت شدممم؟؟؟ برای چی ازم فرار کردی؟؟ هاااا!!! ترسیدی بخورمت؟؟؟
-سهون آروم باش حرف بزنیم…
سهون:لوهان واقعا شکه شدم وقتی تنهام گذاشتی و رفتی
-تنها کدومه سهون فقط حالم خوب نبود ببخشید
سهون:چرا گوشیتو جواب نمیدادی؟؟
-خوابم برده بود…
سهون:میخوام بیام خونتون
خندیدم:سهون دیوونه شدی؟؟ بیای اینجا چیکار کنی؟
سهون:بیام اونجا و پیشت باشم
-یکم استراحت کن فردارم نرو سره کار
سهون: باشه باشه بای
-بای سهونی
گوشی رو قطع کردم و برقو روشن کردم….سرم بدجور درد میکرد خواب کلا از سرم پریده بود کتابامو باز کردم و شروع مردم به خوندنه درسم…دلم همش پیشه سهون بود طاقت نیاوردم و دوباره بهش زنگ زدم
سهون:لوهان
-سلام سهون خوبی؟خواب بودی؟
سهون:نه عزیزم
-چیکار میکردی؟
سهون:هیچی کارامو میکنم
-بگیر بخواب…دستت چطوره؟بیمارستان رفتی؟
سهون:نه نرفتم
-سهووووووون
سهون:جونم
-چرا نرفتی بیمارستان؟؟؟
سهون:نیازی نبود عشقم…
-سهون با این خل بازیات منو دیوونه میکنی
سهون خندید:نگران نباش بستمش
-زود بروووو بخووااااب
سهون:چشم فردا ساعت ١ میام ببینمت
-لازم نکرده خودم میام خونت
سهون:آخه اونجوری تنها بیای که نمیشه
-سهون منو دزدیدنم نگران نباش من دفاع میکنم از خودم
سهون:باشه عزیزم دوستت دارم
-منم همینطور بای
گوشی رو قطع کردم و یکم درس خوندم و خوابیدم….

صبح سریع صبحونمو خوردم لباسامو پوشیدم ماشین گرفتم و رفتم خونه ی سهون…
چند بار زنگ زدم کسی درو باز نکرد داد زدم:سهووووووون درو باز کننننننن
سهون سراسیمه درو باز کرد و من آبمیوه هایی که گرفته بودم از دستم افتاد:سهون این چه وضعیهههه؟؟
سهون لخت با یه شلوارک و موهای به هم ریخته به من نگاه میکرد یکم من من کرد:ااام…لوهان فکر نمیکردم الان بیای یه لحظه صبر کن یه کم خونه رو تمیز کنم الان میام
درو هل دادم:لازم نکرده
سهون سعی میکرد جلومو بگیره:عزیزم الان میام فقط ١ دقیقه اینجا بمون
شک کرده بودم ولی قبول کردم سهون سریع رفت داخل و منم با اخم وایساده بودم و به کفشام نگاه میکردم…بعد از ٢ دقیقه سهون برگشت پیشم:بیا تو ببخش دیشب خیلی حال و حوصله ی جمع و جور کردن نداشتم دیگه منم پسرم و دست تنهام به هر حال شرمندم
-سهون برو کنار
سهون با بی میلی کنار رفت و من داخله خونه شدم و برا باره دوم آبمیوه ها از دستم افتاد خونه انگار زیر و رو شده بود همه لباسا رو زمین بود مبلا جا به جا شده بودن و ظرفا وسطه حال بودن
سهون:امممم همه رو جمع میکنم
-سهون…دیشب اینجا اتفاقی افتاده؟گردبادی چیزی اومده؟
سهون خندید:نه میخواستم تر تمیز کنم بدتر زدم دکوره خونه رو نابود کردم هه هه
-باورم نمیشه
سهون آبمیوه ها رو از رو زمین برداشت و خندید:عزیزم اینا رو برا چی خریدی؟ممنون
واقعا شکه شده بودم دیروز خونه مرتب بود اما الان انگار دزد وارد خونه شده بود
سهون موهاشو یکم مرتب کرد و رکابیشو پوشید:لوهان بیا اینجا بشین

سرمو تکون دادم و نشستم پیشش
سهون:دیشب چرا ازم فرار کردی؟
-دلیلش واضحه
سهون: من فقط میخواستم ببوسمت
-سهون قضیه بوسه نیست تو منو با این ببرم بیارمات خسته میکنی…احساس میکنم دخترم…احساس میکنم نمیتونم از خودم مراقبت کنم
سهون دستامو گرفت و لبخند زد:نه عزیزم این حرفا چیه میزنی من همه ی اینارو برا این میزنم چون نگرانتم همین
به صورتش نگاه کردم و خندیدم:پاشو اینجارو مرتب کنیم
سهون:هر چی تو بگی
با هم کله خونه رو مرتب کردیم و هر دو بی حال رو تخت افتادیم
سهون نفس نفس میزد:من…واقعا…خسته شدم
-حالا خوبه دختر نیستی سهون
سهون:واقعا طاقتشو ندارم
-خواهشا مرتب باش من روزه اولی که اومدم فک کردم پسره مرتب منظمی هستی ولی الان نظرم کاملا عوض شد
سهون خودشو بهم نزدیک کرد و بهم خیره شد سرمو برگردوندم نمیخواستم دوباره بره تو حال و هوای بوسه
سهون:ازم میترسی؟
-نه
سهون:پس چرا نگام نمیکنی؟
-همینجوری
سهون خودشو بهم چسبوند و از پشت بغلم کرد و زمزمه کرد:خیلی دوستت دارم…خیلی
چیزی نگفتم فقط پلک میزدم
سهون:هر وقت میخوام بهت نزدیک بشم تو روتو برمیگردونی….من احساس میکنم تو هیچ علاقه و احساسی به من نداری…لوهان بهم بگو که دارم اشتباه میکنم
اشک تو چشمام جمع شد من واقعا دوسش داشتم یا نه من عاشقش بودم….آروم برگشتم و به صورته غمگینش خیره شدم و لبخند زدم:سهون…
سهون زمزمه کرد:جونم
موهاشو با دستم از صورتش کنار زدم…سهون به چشمام خیره شده بود
آه بلندی کشیدم:من…دوستت دارم
سهون خندید:خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم عشقم….
سهون به لبام خیره شد…کاملا مشخص بود عصبیه به صورتم نگاه کرد و خندید:تو…واقعا خوشگلی
خودمو بیشتر بهش چسبوندم میخواستم کارو تموم کنم دوست نداشتم منتظرش بزارم…سهون تعجب کرد:عشقم من…واقعا نمیتونم تحمل کنم…میترسم بازم ناراحتت کنم
دستمو رو صورتش گذاشتم و به لباش خیره شدم…خدای من چقدر دوست داشتم اون لبارو ببوسم…
سهون یه کم خودشو بهم نزدیک کرد هنوز نگاهم به لباش بود…خیلی به هم نزدیک شده بودیم لبامون به هم نزدیک شده بود سهون زمزمه کرد:لوهان…دیگه…نمیتونم
سهون اینو گفت و لباشو رو لبام چسبوند…
نمیدونم دقیقا چه احساسی داشتم ولی بوسه ی سهون باعث شد من عاشق تر و وابسته تر از قبل بشم…
سهون لباشو رو لبام حرکت میداد منم باهاش همکاری میکردم…سهون لب پایینمو بوسید و خودشو عقب کشید…سرخ شده بودم دستمو جلو لبام گذاشتم و سعی کردم بهش نگاه نکنم….
سهون: خیلی….شیرین بود واقعا…هه…نمیدونم چی بگم….
رومو برگردوندم باورم نمیشد لبای یه پسرو بوسیدم دلم میخواست گریه کنم
سهون دستاشو دوره کمرم حلقه کرد:عزیزم…ناراحتت کردم؟
زمزمه کردم:نه…خوبم…فقط
سهون:فقط چی عزیزم
نتونستم جلوی خودمو بگیرم بغض کردم سهون منو برگردوند سمته خودش و با نگرانی به چشمای پرم نگاه کرد:عزیزم چی شددد؟!! نباید اینکارو میکردیم…چرا چشمات پره؟؟ چرا گریه میکنییی؟؟
احساس میکردم اگه گریه نکنم منفجر میشم بغضم ترکید و شروع کردم آروم گریه کردم
سهون بلند شد و نشست رو تخت:لوهااان…دارم نگران میشم عزیزممم بگو چی شدههه؟؟
مثله بچه ها هق هق میکردم از رو تخت بلند شدم و خودمو تو بغلش انداختم….
سهون محکم بغلم کرد:عزیزززززم بگو چی شدههه؟؟ لوهاااان دارم از نگرانی دق میکنم…خواهش میکنم
-س.سهون….من…عا..عاشقت شدم…کاش منم…فقط تو رو…دوست داشتم…ولی من عاشقتم…سهون حالم خیلی بده…کمکم کن دارم…دیوونه میشم
سهون موهامو نوازش میکرد:لوهان منم عاشقتم…تا حالا یه نفرو در این حد دوست نداشتم…گریه نکن عشقم

 اشکامو پاک کردم دلم نمیخواست از بغلش بیام بیرون سهون منو رو تخت خوابوند
سهون:عشقم من رو گریه حساسم خواهش میکنم بغض نکن چون نمیتونم تحمل کنم
آه کشیدم: سعیمو میکنم سهون
سهون:از بوسه ی اولمون واقعا لذت بردم…واقعا خوب بود…لبات خیلی نرمو….
سهون شروع کرد به سرفه کردن خندم گرفت:سهون آب بیارم؟
سهون سرخ شد و سرشو تکون داد: من برم یه دوش بگیرم….اهم….عرق کردم
-باشه سهون برو
سهون سریع از رو تخت بلند شد و رفت من موندمو چشمای پر از اشک………

The following two tabs change content below.

Admin ♛ Samira

سمیرا هستم مدیره سایت امیدوارم پستامونو دوست داشته باشید و ازمون حمایت کنید فایتینگگگگگگگگ

Latest posts by Admin ♛ Samira (see all)

153 Responses

  1. ووووووووییییی… اوخی سهونییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    آخیییی خیلی قشنک بودد

    سهووونhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif داستان شد مثه این رمان عاشقانه ها من که تقریبا گریم گرفت…

    ااا نمیشه به لوهان بگین گریه نکنه؟؟؟؟ منم گریه میگیره…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/5_572_.gif
    http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif

  2. وایییی….سمیرا جونییییی….من بعد از شیش ماه اومد ب این وبلاگ سر زدمممم…راستش میترسیدم خبرای اکسو رو بخونم…میترسیدم بازم خبر بدی بشنوم….از وقتی فهمیدم لوهان رفهه دیگه ب وبای اکسو سر نزدم….دلم برا این فیک تنگ شده بوددددد…هققققق…دلم برا تو هم تنگ شده بودددد….
    این قسمتشخیلی قشنگ بود…اولین کیسشون…وایییی…من مرگگگ…

  3. ببین لوهانی گفتم کرم نریز دیگه کارت ساخته اسسسسسسسسسسسسسسس گوگولی باورک ن این سهونی که من دیدم استغفر الله http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loudlaff.gif

  4. جیغغغغغغغغ بوسه اولشون چه بامزه بود اخیییییییییییئ
    خیلی لوهانو میدوستم اینجا خوب داره نشون میده که مردهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif

  5. ینی اون موقع صب چی شده بود؟دختر پیشش نبوده که؟بمب ترکیده تو خونش؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/loosing-it-smiley.gif
    اولین بوسه هوریااااااااااااااااhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/inlove.gif
    وای تحریک شد خاکه عالم خخخخ
    ممنون^^

  6. خاااااااااااااککککککک تو سرمممممم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/23519_frustratedf.gif
    نظر ندادم
    به نظرت من جزئه کددوم دستم سمی؟ سایلنت ریدر نیستم اما گر گر هم نظر میدم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/279419_biggestgrin.gif

  7. اخه تک خوری تا به کی ؟؟؟
    قربونه عذاب وجدانش برم :(((
    سهونم که بلاخره کاره خودشو کرد ..ای خداااااااا
    سمیرا جووون کم دق بده منو
    مرسییییییییییییییی توووووووووووووووپ بود http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  8. آجی سمیرا!من تو قسمت های قبلی هر چی کامنت میذاشتم ارور میداد…..فک کنم 2 تای قبلی بود!!!!!نمی دونم باید چی کار کنم…….به بزرگی خودت ببخش دیگه!!!!!!!!!!!!!!
    این قسمتم معرکه بود……خسته نباشی!

  9. وای اجی مرسییییی خیلی خوب بود بالخره لوهان راضی شد…نمیدونم چرا لوس بازیاش حرصم میداد میخواستم راضی شه اما حالام که راضیه بازم میگم نه سهون پررو میشه هییییی

  10. یعنییی چی نصف داسیرو جا انداختیییییییی!?!?
    سهون نکنه یه غلطایی میکرده خونش انقد بهم ریخته بوده?!
    سمیرا من طاقت ندارم نکنه از اول همش نقشه بوده!???
    من برم از اول بخونم خداکنه نه خیانتی در کار باشه نه نقشه ای چون دق خواهم کرد!

  11. وااااای خونه ی سهون چرا اون مدلی بود؟؟ خیلی مشکوکم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    سهون چیزی رو از لولو مخفی نکیا http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    الهیییییییی من غششش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif بالاخره همدیگرو بوسیدن http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif لولو اعتراف کرد که عاشق شدههههه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif
    سهون تو هم خودتو کنترل کن عزیزم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif البته گناه داره بچم این همه مدت منتظر لوهان مونده http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif
    مرسی سمیرا جون قسمت بعدی رو زود بذار پلیز واقعا نمی تونم صبر کنم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  12. وای نهههههه لوهان نباید اعتراف میکرد حالا این سهون پررو میشه من میدونم دیگه اهههه مرسی عزیرم خیلی قشنگ شده بووووووس

  13. این سهون یکم مشموکههه من بش شک دارم نکنه دختری چیزی اورده بوده خونه؟ اووف
    وااای اخر لولو رضایت داد بوس بده
    واا سهون بهیرهه دفه چش شد؟؟ عجپااا
    اجیی از اول بخونیم ینی چی؟ ینی از قسمت اول بخونیم؟ ترو خدا یکی ب من بگههه هههق هههف

  14. وای لوهان چقد لوسهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif
    منم گفتم اینا که همدیگرو نبوسیدن,چطوری بود؟؟؟حالا فهمیدمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif
    این سهونم که تویه هر داستانیه مشکوکو مرموزه.امیدوارم که اینجا نباشه,که البته هست.میگم تو همه داستانا هم سهون خیانت میکنه..عجباااا.البت هنوز که نکرده.ولی شاید بکنه..من چه مدانمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif
    مرسیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  15. واییییییییییییییی من مررررررررررررررگ هونهانمممممممممممممممممم:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*
    عالللللللیییییییییییییی بود حرفففففف نداشت اجی جوووووونم مغسیییییییییییی:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*
    اجی زود ادامه رو بذار زیادم بذار قربوووونت بوووس مغسییییی:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*:-*

  16. Be luhan khste nabashid migam bade 11ghesmat ye boos dadhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif

    Sehun ham ke aragh karde hamum mire………hatman badesham mu hash khise, hole tanha taneshe,, luhan Ham ke tu otagh khab ru takhte………………………………beram salavat befrestam
    Kolan shodam +25http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif

    Az daste hunhan

  17. سهون کلاچن حالت داره:1- سهون بره دوش بگیره قضیه مساوی میشه باهمونی که خودتون میدونیدhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif
    2-سهون نره دوش بگیره دوباره قضیه همونهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifنتیجه ی اخلاقی اینه که سهون بره نره قضیه همونه ….بعدحالا این حالتاشوبیخی قضیه عرق کردنشوبچسب نچ نچ http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gifخخخخ سهون توقبلش عرق کردی بعدشم که عرق میکنی کلاعاقا اصلابه من چه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif
    خخخخ کامنت گذاشتن ساعت3نصفه شب نتیجش میشه کامنت سانسوری مثبت18من گناهی ندارمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif
    هوویییییی مرسی خسته نباشی ادامشوبذارببینم این لوهان قراره چقدبدبختی بکشه هعییییییییhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اهان راستی اعتراف میکنم این لولواین قسمت دیگه سهونومیپیچوندونمیبوسیدش اساسامیرفت رومخه بنده خخخ سمیرامدیونی فک کنی من منحرفمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif

    • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ از دست تو
      نه دیگه اونجوری رو مخ منم میرفت خخخخ
      چشممممممممممم هوووییییییییی یعنی گذاشتمش http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
      نه من و تو اصلا منحرف نیستیم http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

  18. اوخییییییییی سهون به ارزوش رسید!!
    چه عجب لوهان راه اومد باش!ولی واقعا خیلی عاشق هم شدنا!!!
    من میترسم اخرش غمگین بشههههههههههههه:”( نههههههه هق هق :( خیلی قشنگ بود سمیراجونمممم حیف کم بود دوس دارم زود بقیشو بخونمممممممممم!لطفا زود ادامش بده!ممنووووون خسته نباشیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  19. خونه چرا به هم ریخته بود؟؟ کار سهون بوده؟؟؟ میخوام بدونم آیا پایین آوردن دکور خونه کار خوبیست؟؟ کار درستی ست؟؟ آیا امکان دارد پیشی قرص هایش را در این فیک پشت و رو خورده باشد؟؟؟ مسئولین جوابگو باشندhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif

  20. تا کی باید منتظر بمونیم که این راز سهون برملا بشه؟ واقعا فکر میکنم که اختلالات روانی داره یا مثلا تو بچگیش براش اتفاقی افتاده که همش میترسه لوهان رو از دست بده..یه دقیقه خوبه یه دقیقه بد..مثل آدم های چند شخصیتی میمونه..فکر کنم این کثیفی خونه هم کار خودش بوده باشه یعنی خیلی عصبی شده زده دکور خونه رو کلا آورده پایین..خداکنه لوهان تو این عشق زیاد عذاب نکشه که بعید میدونم…امیدوارم حداقل آهرش خوب تموم شهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    دستت درد نکنه سمیرا جونی قسمت بعدی رو زود بذار که دیگه طاقت ندارم منتظر بمونمhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  21. وای خدا من نابود شدمممممممممممممممممممممممممم
    هونهانممممممممممممممممممممممممممممم
    من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
    مرسی عزیزم عالی بود
    مثل همیشه عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    مرسی http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  22. سهون..!خیلی مشکوک میزنیاااااااااا..!http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    اوخیی.لوهانیییییی..عزیزم گریه نکن…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif
    هعیییییییی..پروردگارا..پسرانم را ب راه راست هدایت کن..من حس میکنم سهون راش کج شده..
    سهون..لوهان راهه راسته..از من گفتن بودhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
    مرسی آجیhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif

  23. خخخخخ خورد تو حالم ! من اول منظورم این بود ک رفتم از اول بوخونم خخخخخ! بععععععععله! بالاخره این لوبیا مادر مرده پا داد ! سهونم ک به به ! حمومم میره خدا رحم کنه ! دیگه رسما میخاستم با دمپایی بیفتم دنبال لوهان. سهونم ک چشاش ستاره پرتاب موکونه ! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif
    مفسی آجی خوجملم خیلی حال کردم با این قسمت بوس بوس :-* :-* http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

  24. img class=’wpml_ico’ alt=’http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif’ src=’http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif’ />
    نداشتناااااااااااااااااااا…نکنه من یادم رفت…برم قسمت قبلو بخونم…http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif
    این سهون خیییییییییلی مشکوکه هااااااااااااااااااااااااااااhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif
    لولوم چرا گریه کرد؟؟؟http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif

  25. راستش من الان به شدت گیج شدم خییییییییییییییییییییلی بیشتر از اون چیزی که فک کنی
    لوهان چرا گریه کرد
    بعد سهون کی لوهانو بوسید مگه نه دیشب سره همین موضوع لوهان رفت
    سهون مشکوکهhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif

  26. یااااااااااااا نکنه به لوهان خیانت کرددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟ من گفتممممم این سهون مرمووووووزه گفتممممممم یا نگفتمممم…چرا همش حس میکنم بهش خیانت کرده؟؟ خدا میدووونه سهون مرموززززززز….خیییییییلی کم بودا…این چه وضعشه…قوفونت برم سمی کاری نکردم که وظیفمه http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif مررررسی عشقم عالی بود قسمت بعدو باید باید زود بزاری و همینطور زیاد زیاد

  27. azizaaaaaam, delm nemiad dg bebinam luhanam dare azyat mishe.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif kheili sehun azyatesh mikone aji… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif be pishit begu ahu’o fereshtamo azyat nakone dg aji?! http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gifhttp://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif aji kheili khub bud ba inke kam bud. mer30 ajie golo nazaaaaam.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif mer30 ajie man… http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif vaaaay kare havuye eshghame dg puster.. http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif havuye ba saligham, mer30..http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif sami aji thank you ye alame! :D http://ohsehunfanss.in/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:zardak (61): 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
:zardak (6): 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:zardak (61): 
:zardak (60): 
:zardak (35): 
:zardak (31): 
:zardak (29): 
:zardak (25): 
:zardak (24): 
:zardak (22): 
:zardak (2): 
:zardak (17): 
:zardak (16): 
:zardak (15): 
:zardak (10): 
:zardak (1): 
:128181: 
:tansmiley: 
:00330000: 
:300: 
:295119_q: 
:309: 
:312: 
:jhsdhugF: 
:6543a6e2: 
:70000000: 
:8a3fa35a: 
:begging: 
:dreamyeyesf: 
:ejn5d7q2vqf4peufz6o: 
:hamwheelsmilf: 
:jhsdhuf6: 
:jhsdhuf9: 
:zardak2 (8): 
:zardak2 (7): 
:zardak2 (6): 
:zardak2 (4): 
:zardak2 (35): 
:zardak2 (33): 
:zardak2 (25): 
:zardak2 (22): 
:zardak2 (2): 
:zardak2 (18): 
:hanghead: 
:zardak2 (11): 
:zardak2 (10): 
:zardak (67): 
:zardak (14): 
:zardak (12): 
:weirdsmiley1: 
:w427: 
:tesmiley: 
:sick: 
:panachau: 
:jhsdhuhD: 
:jhsdhuh3: 
:jhsdhuh0: 
:jhsdhufN: 
:jhsdhufF: 
:jhsdhugP: