11 بازدید

داستان تصویری خخخخخ

داستان تصویری خخخخخ 

چانی:سهون بگیرررررررررررر 

سهون:اححححح نزن بابا چانییییییی نزنننننننن 

چانی:سهون حرکت نکن میخوام رو کتت نقاشی بکشم کیف کنی

سهون:چانی چه غلطی داری میکنی؟

لی (نگاهش رو شماهاس):سلام عرض شد لی هستم مخلص شما خخخخ 

چانی:نه وایسا سهون خخخ به مرگ لی سومان به جانه خودم میخواستم این استعداد هنری بی صاحابمو رو تو امتحان کنم 

سهون:نه تو مرض داری چانی..بده من اون برف شادیو 

چانی:نمیدوم

سهون:بده…..

دی او:چی کار میکنی تو؟بکش اونور

سهون:هیچی دارم تکون میدم شما برگرد راحت باش

چانی:سهون جونه من بیخی

چانی:باوو سهون تو که میدونی من مرض دارم حالا ایندفعه رو بگذر خخخخ زشته وسط کنسرت

سهون:چانی خودت بگو چیکارت کنم؟

دی او:نچ نچ نیگا چه کارایی میکنین وسط کنسرت آبرومون رفت 

سهون:اصلا راه نداره چانی بزار رو سینه ات یه چیزی بنویسم 

چانی:عقده اییی 

دی او:فقط صب کنین بریم خونه میدم سوهو ریزریزتون کنه 

Print Friendly


11 Responses

  1. وااااااااااااای هر چی بگم کم گفتم بی نظیر بود احساسم تو کلمات نمیگنجه (جمله بندیمو خورده بودم) مررررررسی آجی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *