25 بازدید

داستان تصویری خخخخخ

داستان تصویری خخخخخ

چانی:سهون بگیرررررررررررر

سهون:اححححح نزن بابا چانییییییی نزنننننننن

چانی:سهون حرکت نکن میخوام رو کتت نقاشی بکشم کیف کنی

سهون:چانی چه غلطی داری میکنی؟

لی (نگاهش رو شماهاس):سلام عرض شد لی هستم مخلص شما خخخخ

چانی:نه وایسا سهون خخخ به مرگ لی سومان به جانه خودم میخواستم این استعداد هنری بی صاحابمو رو تو امتحان کنم

سهون:نه تو مرض داری چانی..بده من اون برف شادیو

چانی:نمیدوم

سهون:بده…..

دی او:چی کار میکنی تو؟بکش اونور

سهون:هیچی دارم تکون میدم شما برگرد راحت باش

چانی:سهون جونه من بیخی

چانی:باوو سهون تو که میدونی من مرض دارم حالا ایندفعه رو بگذر خخخخ زشته وسط کنسرت

سهون:چانی خودت بگو چیکارت کنم؟

دی او:نچ نچ نیگا چه کارایی میکنین وسط کنسرت آبرومون رفت

سهون:اصلا راه نداره چانی بزار رو سینه ات یه چیزی بنویسم

چانی:عقده اییی

دی او:فقط صب کنین بریم خونه میدم سوهو ریزریزتون کنه

Print Friendly, PDF & Email


11 Responses

  1. وااااااااااااای هر چی بگم کم گفتم بی نظیر بود احساسم تو کلمات نمیگنجه (جمله بندیمو خورده بودم) مررررررسی آجی/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/zardak (37).gif

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *